لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

نشرِ کتاب و دولتِ نهم

رامین کریمیان

گفتگو شماره ۴۹





مناقشات درگرفته بر سر تغییر محل برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران کوتاه‌مدتی سایر مشکلات صنف ناشران کتاب با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را تحت‌شعاع قرار داد و با این‌که هیئت مدیره‌ی جدید اتحادیه‌ی ناشران وکتاب‌فروشان تهران با بسیج بی‌سابقه‌ی تمام توان خود و نیز توسّل به افکار عمومی از طریق روزنامه‌های موجود و صدور بیانیه و توسل به نمایندگان مجلس و به‌ویژه اعضای کمیسیون فرهنگی و برخی از اعضای شورای شهر تهران و حتی دیدار با مشاور فرهنگی رئیس جمهور کوشیدند که حرف و نظر خود را به کرسی بنشانند، قادر نشدند در عزم و اراده‌ی دولت برای برگزارکردن نمایشگاه کتاب تهران در محل مصلای بزرگ تهران خللی وارد کنند. البته دولت‌مردان نیز از نظر اولیه‌ی خود مبنی بر دوپاره‌کردن نمایشگاه و برگزارکردنِ بخش خارجی در محل دائمی نمایشگاه بین‌المللی گامی به عقب نشستند. کوتاه‌آمدن ناشران و پذیرش برگزارشدن نمایشگاه کتاب به صورت یکپارچه اما در مصلای بزرگ تهران بار دیگر این واقعیت را نشان داد که آنچه بیش از همه سرنوشت صنعت نشر و صنف ناشران را رقم می‌زند بازار محدودِ محصول آنان است که ناشران را وامی‌دارد در نهایت به خواست‌های دولت تن در دهند و خواست‌های خود را فروگذارند.

بحران صنعت نشر کتاب در ایران در دهه‌ی اخیر به‌ویژه ناشی از تولید بیش از ظرفیت، نازل و غیرحرفه‌ای کتاب، بدون توجه به بازار فروش، پایین‌آمدن نگران‌کننده‌ی شمارگان (تیراژ)، که اکنون در بهترین صورت ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نسخه است و تازه بخشی از این تعداد هم سالیان دراز در انبارها خاک می‌خورد مگر آن‌که بخت به ناشر آن رو کند و مشمول خرید کتاب‌های ارشاد شود، و نیز رکود فزاینده‌ی فروش کتاب بوده و هست. و این همه نیست جز نتیجه‌ی سیاست‌های نادرستِ "حمایتی" از این صنعت که به واسطه‌ی پرداخت یارانه‌ی کاغذ و وام‌های کم‌بهره و خرید و پیش‌خرید بخشی از کتاب‌های چاپ اول از ناشران اغلب غیرحرفه‌ای پدید آمده است. درواقع باید گفت طی سالیان گذشته صنعت نشر کتاب با تورم در تولید و رکود شدید در فروش مواجه بوده است.
با نگاهی به روند کلی انتشار کتاب از ابتدای دهه‌ی ۱۳۸۰ تا کنون درمی‌یابیم که عمده‌ترین بخش کتاب‌های تولیدشده در حوزه‌ی دین بوده است (۲۰%). پس از آن کتاب‌های کودک و نوجوان (۱۴-۱۵%)، علوم عملی (۱۳%) ، ادبیات (۱۳-۱۴%)، علوم طبیعی و ریاضی و زبان نیز ۷ تا ۸% از حجم تولید این سال‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. سایر حوزه‌ها نیز هر یک سه تا پنج درصد از تولید را تشکیل می‌داده‌اند. البته نکته‌ای که در مورد آمارهای رسمی از نظر نباید دور داشت درج آمار کتاب‌های درسی و کمک‌درسی و شبه‌درسی و حجم عظیمی از کتاب‌های آموزش کار با کامپیوتر و از این قبیل در این تقسیم‌بندی‌هاست، به‌ویژه در ذیل علوم عملی و علوم طبیعی و ریاضی. و نیز محسوب‌داشته‌شدنِ دیوان‌های شاعران بزرگ ایرانی، که از شمول قانون حمایت از مؤلفان ومصنفان خارج‌اند، و ناشران مختلف نسخه‌های متعدد از آن‌ها را سالانه چندین و چند بار منتشر می‌کنند، در ذیل ادبیات. حال بگذریم از حجم عظیم فالنامه‌ها و کتاب‌های ادعیه و تعبیر خواب و آموزش آشپزی و از این قبیل که جزو پرتیراژترین کتاب‌های منتشره در ایران امروزاند.
متولیان فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم بر چنین بستری امور نشر کتاب را در دست گرفتند و از همان ابتدا سیاست‌های خود را در صنعت نشر "ترویج کتاب و کتاب‌خوانی، حمایت از خوانندگان به جای حمایت از تولیدکنندگان، سوق‌دادن یارانه‌ها از سمت تولید به سمت تقاضا/مصرف، و گسترش بازار و تأسیس کتاب‌فروشی‌های جدید و خرید کتاب برای کتابخانه‌های عمومی و کتابخانه‌های مساجد و مدارس" اعلام کردند.
وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی در نخستین نشست مطبوعاتی خود با اشاره به این‌که ترویج کتاب و کتاب‌خوانی در پیشانی فعالیت‌های این وزرات‌خانه قرار گرفته تصریح کرد: «... ما معتقدیم که در سال‌های گذشته سیاست وزارت ارشاد تنها بر تولید بوده و این نگاه متولیان را از هدف اصلی که ترویج کتاب و کتاب‌خوانی است دور کرده و وضعیت نه چندان مطلوبی به وجود آورده.» این نقد البته نقد درستی است اما نتیجه‌ی عملی آن، که آزمونی هم شد برای سنجش نحوه‌ی نگرش و عملکرد مدیران جدید وزارت ارشاد، در روش‌هایی بروز یافت که برای خرید کتاب از ناشران و نیز در رفتار و گفتار ایشان در اعطای مجوز پیش از چاپ برای کتاب‌ها در پیش گرفتند.
نمایندگان اتحادیه‌ی ناشران و کتابفروشان تهران در مرداد ۱۳۸۵ با مدیر کل اداره‌ی کتاب و کتاب‌خوانی (نام جدیدی که به اداره‌ی کل چاپ و نشر سابق داده شده است) دیدار کردند و با او "تقاضای شفافیت در خرید کتاب هیئت خرید کتاب وزارت ارشاد" را در میان گذاشتند و از او وعده‌ی اعلام آیین‌نامه‌ی خرید کتاب و فهرست کتاب‌های خریداری‌شده را گرفتند. اما مدیرکل اداره‌ی کتاب چند ماه بعد در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس اعلام کرد که «آیین‌نامه‌ی خرید کتاب مشخص است و هر کتابی که خوب و مناسب باشد خریداری می‌شود.» اتحادیه‌ی ناشران که از مکاتبه با مدیر کل اداره‌ی کتاب نتیجه‌ای نگرفته بود به رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس متوسل شد و ضمن شرح ماوقع در نامه‌ای به او از جمله نوشت: « ... این شیوه‌ی خرید کتاب با عنایت به ۱۴۰ میلیارد تومان اعتباری که قرار است در سال ۱۳۸۶ به جای یارانه‌ی کاغذ کتاب و مطبوعات، به منظور جهت‌دهی حمایت‌ها از تولیدکنندگان به سمت مصرف‌کنندگان در اختیار وزارت ارشاد قرار گیرد شیوه‌ای غیرشفاف، غیرعلنی، ناعادلانه و سلیقه‌ای است، و می‌تواند ساختار نشر ایران را منهدم و رشد و توسعه‌ی نامتوازن این صنعت را در سال‌های آتی به شدت ناموزون‌تر سازد.» و نیز این‌که: «... با شیوه‌ی فعلی خرید کتاب، نویسندگان و ناشران با یک ممیزی چندلایه و چندمرحله‌ای مواجه شده‌اند. یک بار در هنگام دریافت مجوز پیش از چاپ و یک بار هنگام دریافت مجوز پخش و نشر کتاب، سپس هنگام انتخاب و خرید کتاب برای کتابخانه‌ها و بالاخره هنگام جمع‌آوری برخی از کتاب‌ها از نمایشگاه‌های استانی ....» واکنش معاون فرهنگی وزارت ارشاد به نامه‌ی اخیر هم‌چنان پای‌فشردن بر "خرید کتابِ مناسب" است و می‌گوید: «... اگر هدف از خرید کتاب حمایت از ناشران باشد و در عنوان خرید کتاب هم ذکر نشود که هدف خریدِ کتاب مناسب است، ناشران حق دارند... اما در حال حاضر حمایت از ناشر هدف ما نیست بلکه حمایت از ناشر تابعی مثبت از خرید کتاب است...» . اگرچه می‌توان این استدلال آخر را پذیرفت اما ناگفته پیداست که به‌کارگرفتن واژه‌ی ارزش‌مدارِ "مناسب" گویای آن است که بر شیوه‌ی جدید خرید کتاب نوعی حذف و گزینش سلیقه‌ای حاکم است و پاسخی نیز به استدلال ناشران درباره‌ی آنچه آن را "مواجه‌شدن با یک ممیزی چندلایه و چندمرحله‌ای" می‌نامند داده نمی‌شود.
یکی از انتقادهای عمده‌ای که در سال‌های گذشته به سیاست‌های حمایتی دولت در بخش نشر وارد می‌شد تخصیص کاغذ یارانه‌ای به ناشران و اثرات مخرب این یارانه‌ها بر وضع طبیعی تولید کتاب بود. حذف یارانه‌ی کاغذ یکی از نقاط مشترک مورد نظر هر دو سمت صنعت نشر کتاب، یعنی ناشران و دولت، بوده است. در خرداد ماه ۱۳۸۴ صد و پانزده ناشر خواستار لغو یارانه‌ی کاغذ شدند. البته حذف این یارانه‌ها در برنامه‌های دولت هم پیش‌بینی شده بود که در سال ۱۳۸۶ تحقق یافت و مورد استقبال دولت جدید در حوزه‌ی کتاب هم قرار گرفت. البته کسانی هم بودند که با حذف یارانه‌ی کاغذ مخالفت کردند، از جمله مهم‌ترین‌شان محمود برازش، نایب رئیس هیئت مدیره‌ی تعاونی ناشران خراسان، بود که «خواستار مستثناشدن کتاب‌های دینی و مذهبی از این قاعده (قطع یارانه‌ی کاغذ)» شد و نیز آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی که در دیدار با معاونت فرهنگی وزارت ارشاد «پرداخت یارانه‌ی کاغذ را همانند یارانه‌ی نان ضروری دانست و گفت: حذف یارانه‌ی کاغذ در دولت کنونی شوک سنگینی به حوزویان، مراکز دینی، فرهنگی و مطبوعات وارد کرده است.»
اما ناشران که ظاهراً با این امید خواستار لغو یارانه‌ی کاغذ شده بودند که بند ناف‌شان را از دولت قطع کنند تا بلکه دست‌کم بتوانند فشار یکی از مراحل نظارت‌های دولت را از گرده‌ی نحیف نشر بردارند و قدری آزادانه‌تر به تولید کتاب دست بزنند کماکان با مسئله‌ی نظارت پیش از چاپ و ممیزی محتویات کتاب که دوره‌ی تولید را طولانی‌تر از حد معمول می‌کند مواجه ماندند. البته وزیر ارشاد در نخستین واکنش‌هایش به مسئله‌ی ممیزی صراحتاً نظر خود را اعلام کرده بود و گفته بود: «شأن اصلی ما در وزارت ارشاد سیاست‌گذاری، نظارت و حمایت است و... اگر قرار است حامی باشیم باید سیاست‌گذار و ناظر هم باشیم.» یا این‌که: «روند آنچه تحت عنوان ممیزی مطرح است تغییری نکرده و همان فرایندی که در سال‌های گدشته اعمال می‌شد ادامه می‌یابد... .»
با آن‌که مطبوعات از ابتدای سال ۱۳۸۵ از معطلی‌های طولانی ناشران برای دریافت مجوز پیش از چاپ خبر می‌دادند و حتی گفته می‌شد که «ناشرانی هستند که می‌گویند برخی از آثارشان نزدیک به ۱۱ ماه است که در بخش بررسی وزارت ارشاد منتظر گرفتن مجوز است،» مسئول اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد خبر از پیچیده‌ترشدن سازوکار و فرایند صدور مجوز پیش از چاپ کتاب‌ها می‌داد. و با این‌که این بار هم جمعی از ناشران چاره‌ی کار را در رایزنی و توسّل به یکی از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس دیدند، پاسخ گرفتند که: «از ایشان [وزیر ارشاد] خواستیم لایحه، آیین‌نامه، یا هر نام دیگری که دارد و مربوط به شیوه‌های جدید ممیزی کتاب است را بیاورد و ایشان هم نگفتند که این کار را انجام نمی دهند.» و اما نظر خود او هم این بود که «ایده‌آل در حوزه‌ی نشر این است که ممیزی پیش از نشر نباشد، اما قوانین محکم و مستدلی در دست باشد که بتوان با استناد به آن‌ها ناشران را موظف به رعایت "خط قرمزها" کرد. ما کشور خاصی هستیم و مبانی نظری خاصی هم داریم... .»
از مصاحبه‌ی مدیر کل اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد این طور برمی‌آید که برخلاف گفته و نظر وزیر ارشاد در ابتدای کارش، سازوکارها و فرایند ممیزی کتاب نه تنها در این دوره تغییراتی کرده است بلکه سخت‌تر و پیچیده‌تر هم شده است. کار به آن‌جا کشید که برخی نهادهای بین‌المللی هم در نامه‌ای به دولت ایران «نسبت به تضییع حقوق ناشران ایرانی و اعمال محدودیت در حوزه‌ی نشر و کتاب هشدار دادند.»
در اسفند ۱۳۸۵ نیز خبر داده شد که وکیل سه ناشر ایرانی از اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد به دیوان عدالت اداری شکایت کرده است. او در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «من به عنوان وکیل تعدادی از ناشران و نویسندگان ایرانی درخواست دارم ... هر آنچه که شفاهی به ناشران پاسخ داده می‌شود و آن‌ها را ناامید برمی‌گرداند و به آن‌ها مجوز چاپ نمی‌دهند را کتباً اعلام کنند... همین مسئله که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حاضر نیست در بخش کتاب‌های عمومی و بزرگسالان نامه‌ای به دست کسی بدهد نشان‌دهنده‌ی این است که خود آن‌ها نیز آگاه‌اند رویه‌ای که اتخاذ کرده‌اند مغایر با قانون است، عملکرد فعلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه تنها مغایر با قانون اساسی است بلکه مغایر با مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست... » و البته در همان‌جا هم به نقل از مدیر کل اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد پاسخ‌اش را می‌خوانیم: «...از نظر ما ممیزی کتاب یک امر قانونی است که به ما محول شده است و هر کسی که اعتراض دارد، می‌تواند اقدامات قانونی خود را انجام دهد.»
یادداشت‌ها:
۱. راهنمای ناشران و کتاب فروشان ( تهران : خانه‌ی کتاب، ۱۳۸۳و ۱۳۸۵).
۲. سیاست روز، دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴.
۳. مشروح این مکاتبات و مجادلات را می توان در صنعت نشر : خبرنامه‌ی اتحادیه‌ی ناشران و کتاب فروشان تهران ( سال اول، شماره‌ی ۱، اسفند ۱۳۸۵) صفحات ۱۳-۱۵ یافت.
۴. اقبال، دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۴، ص۵.
۵. کتاب هفته، ش۵۴، ۶ آبان ۱۳۸۵.
۶. کتاب هفته، ش۵۵، ۱۳ آبان ۱۳۸۵.
۷. خبرگزاری مهر، ۲۵/۱۲/۸۵.
۸. ایران، ش۳۲۸۶،۲۷ مهر ۱۳۸۴، ص۲۴.
۹. سیاست روز، دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴.
۱۰. شرق، شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۵،ص۱ و ۳۲.
۱۱. به نقل از: فهیمه خضر حیدری، " ناشران ایرانی در تنگنا،" اعتماد ملی، شنبه ۲۲/۳/۱۳۸۵، ص۱۳.
۱۲. اعتماد، ۵ اسفند ۱۳۸۵، ص ۲؛ برای اطلاع از اثرات مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی بر صنعت نشر کتاب در ایران نک. رامین کریمیان، "نشر کتاب : راه ناتمام اصلاحات،" گفتگو، شماره‌ی ۴۷، دی‌ماه ۱۳۸۵، ص۳۹-۴۱.


[مقالات مرتبط]

■ پژوهشی بر زمانه و کارنامه "بـخـارای شـریف"  نجم‌الدین کاویانی

■ تحولات شهری در ایران پس از انقلاب در همایش دوسالانة مطالعات ایرانی  

■ ازپیشه‌وری ما تا پیشه‌وری دیگران  محمدحسین خسروپناه

■ مرگ هراند دینک  رامین کریمیان

نظر بدهید