لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

«کار» و کارگر

بازتاب مسائل کارگری در نشریة کار

انوش صالحی

گفتگو شماره ۵۵





روز شنبه نوزدة اسفند ۱۳۵۷ اولین شمارة نشریة کار ارگان سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران منتشر شد. به این ترتیب سازمان چریک‌های فدایی خلق پس از هشت سال مبارزة مخفی مسلحانه فعالیت علنی خود را آغاز کرد. به رغم محدودة اعضای اصلی باقی‌مانده در آستانة انقلاب، سازمان دارای هواداران بسیاری در طبقات مختلف اجتماعی بود و یکی از مهم‌ترین سازمان‌های چپ مارکسیستی در معادلات سیاسی آن ایام به شمار می‌رفت.

سرمقالة اولین شمارة نشریة کار با عنوان «ضرورت انتشار نشریه» با تأسی از ایدئولوژی مورد قبول سازمان یادآور می‌شود:
ما وظیفة خود می‌دانیم که با انتشار یک نشریة ویژة کارگری قدمی دیگر در جهت ارتقاء جنبش کارگری برداریم. کارگران مبارز، که همیشه در مبارزه علیه امپریالیسم و دیکتاتوری نقش مهمی داشتند، هنوز وظیفة سنگینی بر دوش دارند و باید مبارزه را تا رسیدن به نتیجة نهایی دنبال کنند. طبقة کارگر که انقلابی‌ترین و مترقی‌ترین طبقه است، تنها نیرویی است که می‌تواند در جهت منافع خلق، مبارزه را بدون عقب‌گرد، بدون سازش و با قاطعیت هر چه تمام‌تر پیش ببرد و خلق را تا پیروزی نهایی رهبری کند.
با چنین مقدمه‌ای هدف از انتشار نشریه «ایفای نقش در جهت تشکّل، آگاهی و مبارزات جنبش کارگری ایران» تعیین می‌شود. دیدگاهی که در مقالة تحلیلی «سندیکاها را به وجود آوریم اما فعالیت خود را به سندیکاها محدود نکنیم» در همین شماره دنبال می‌شود:
مبارزة دسته‌جمعی کارگران از طریق سندیکاها و اتحادیه‌ها اساساً به دور محور خواست‌های اقتصادی صورت می‌گیرد. یعنی این که بتوانند نیروی کار خود را با قیمت بالاتر و شرایط بهتری به سرمایه‌داران بفروشند. درحالی‌که طبقة کارگر برای رهایی قطعی از بهره‌کشی راهی جز به‌دست‌گرفتن قدرت سیاسی و الغای مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و محو نظام سرمایه‌داری ندارد. لازمة رسیدن به این هدف غاییْ تلفیق تجربیات جنبش کارگری با اندیشة علمی است.
در روزهای پس از بهمن ۱۳۵۷ وضعیت پیچیدة انقلابی همانند سایر بخش‌های جامعه بر صنایع کشور نیز حاکم بود. صنایع بزرگ با فرار مدیران دولتی توسط مدیران میانی یا خود کارگران اداره می‌شد. صاحبان مجتمع‌های بزرگ تولیدی هم‌چون خودروسازی، کفش، لباس و مواد غذایی کشور را ترک کردند. مالکان کارخانه‌های کوچک و کارگاه‌ها نیز جرأت حضور بر سر کارشان را نداشتند.
از سوی دیگر، رکود اقتصادی حاصل از حوادث انقلاب موجب اخراج دسته‌جمعی کارگران از واحدهای تولیدی و خدماتی شده بود. به این کارگران اخراج‌شده که بیش‌ترشان کارگران موقت بودند باید کارگران فصلی و روزمزد را نیز اضافه کرد که در حاشیة شهرهای بزرگ زندگی می‌کردند. این طیف‌های متنوع کارگری که خود تا حدی نقش‌آفرینِ حوادث روزهای انقلاب بودند در نخستین هفته‌های پس از پیروزی انقلاب انتظار داشتند مشکلات‌شان سریع حل شود، آن‌قدر سریع که اولین شمارة نشریة کار با انتقاد از دولت موقت می‌نویسد: «اینک پس از واژگونی رژیم ضدخلقی پهلوی چه کسی باید به خواست‌های سیاسی و اقتصادی آن‌ها]کارگران[ پاسخ قطعی و روشن بدهد؟» و در ادامة مطلب به نقل از یکی از کارگران در اجتماع جلوِ وزارت کار می‌پرسد: «آیا کارگران باید یک بار دیگر انقلاب کنند؟»
وزارت کار و امور اجتماعی با مسئولیت داریوش فروهر از اولین نهادهای مرتبط با مسایل کارگری پس از انقلاب بود. روزی نبود که کارگران اخراجی یا معترض در برابر آن اجتماع نکنند. درخواست‌های کارگران معترض در این شمارة نشریة کار چنین جمع‌بندی می‌شود:
بازگشت کارگران اخراج‌شده به سر کار، دخالت کارگران در امر مدیریت و ادارة کارخانه‌ها و کارگاه‌ها، لغو قوانین و مقررات سابق کار، روشن‌شدن وضع بیمة کارگران، لغو کار مزدی، عدم اخراج کارگر توسط کارفرما، پرداخت کلیة حقوق در حین بیماری کارگر، مرخصی یک ماه در سال، تعیین ساعت کار به مدت چهل ساعت در هفته، لغو اضافه‌کاری اجباری و بالاخره اختصاص ساختمان‌هایی برای سندیکا و سازمان‌های کارگری.
درخواست‌های مزبور فصلِ‌مشترک اعتراضات کارگری بود که هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گرفت تا حدی که ارگان‌های تازه‌تأسیس پس از انقلاب نیز درگیری مسائل کارگری شدند.
دومین شمارة نشریة کار ـ بیست‌وچهار اسفند ۱۳۵۷- خبر از تشکیل دفتری در کمیتة انقلاب اسلامی برای بررسی وضعیت صنایع می‌دهد. آن‌چه در اعلام خبر حائز اهمیت است موضع‌گیری مدیران یکی از واحدهای صنایع است. آنان با ارسال نامه‌ای به دفتر بررسی صنایع کمیتة انقلاب اسلامی می‌خواهند تا «افراد مطلعی را که مورد قبول عامه می‌باشند و به لطف الهی تعداد آن‌ها در شهرستان‌ها زیاد می‌باشد مأمور گردند که با سخنرانی در کارخانه‌ها به ارشاد کارگران پرداخته، آن‌ها را از خطرات آینده و روش‌های پیشنهادی گروه‌های چپی برحذر نمایند.»
نویسندگان نامه چنین هشدار می‌دهند: «نتیجة نامطلوب این روش (تحریک کارگران توسط گروه‌های مسلح که خود را مدافع منافع کارگران قلمداد می‌کنند) تنها اخراج مدیر و سرپرست از کارخانه و یا تشکیل شوراهای کارگری نیست. بلکه به‌وجودآمدن گرایش‌هایی در کارگران نسبت به گروه‌های مهاجمی است که اغلبِ آن‌ها را کمونیست‌ها تشکیل می‌دهند.»
همراهی انقلابیون چپ با کارگران در واحدهای تولیدی موجبات ناخرسندی دولت موقت را فراهم می‌کند به‌طوری‌که داریوش فروهر طی سخنانی در میان معترضانِ حاضر در وزارت کار از «حضور دانشجویان در کارخانه‌ها و راه‌انداختن بحث‌های ایدئولوژیکی انتقاد می‌کند.»
با گذشت زمان صاحبان برخی از واحدهای تولیدی که خود یا نمایندگان‌شان امکان حضور در کارخانه‌های‌شان را پیدا کرده‌اند کم‌کم به دنبال یارکشی سیاسی برای حفظ منافع‌شان هستند. آنان شاید زودتر از انقلابیون چپ متوجه شدند که «دولت موقتْ» دولت مستعجل است و قدرت سیاسی در کانون‌های دیگری در حال شکل‌گیری است. در همین ارتباط در سومین شمارة نشریة کار از قول کارگری چنین نوشته می‌شود:
دار و دسته‌هایی در کارخانه‌ها پیدا شده‌اند که هر کسی حرفی بزند به عنوان مخالف می‌ریزند سرش، این واقعیتی است که خودم درگیر آن هستم، در کارخانه‌ها، همان سرکارگرها دست‌نشاندگان سرمایه‌دار که تا دیروز زور می‌گفتند حالا آمده‌اند یک کلت به کمرشان بسته‌اند و رفقای کارگر را به ضد هم تحریک می‌کنند.
کار شمارة پنج - شانزدة فروردین ۱۳۵۸- خبر از تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی برای کنترل و ادارة نظم کارخانه‌ها و مؤسسات تولیدی می‌دهد و اعلامیة تهدیدآمیز کمیتة انقلاب اسلامی شرکت پشم شیشة ایران را منتشر می‌کند. در این اطلاعیه چنین آمده بود:
بنا به امر امام و دولت و وزارت کار، کلیة اختلافات کارگری بایست در وزارت کار و با حضور نمایندة صلاحیت‌دار آن وزارت‌خانه انجام شود. لذا قویاً از کارگران اخراجی خواسته می‌شود که از مراجعه به کارخانه خودداری کنند. در صورت عدم مراعات این امر نام و آدرس هر کدام از کارگران اخلال‌گر که مانع انجام کار صحیح شرکت چه در داخل و چه در خارج کارخانه بشوند به کمیتة امام داده خواهد شد تا به عنوان افراد ضدانقلابی مورد رسیدگی قرار گیرد.
در این شمارة نشریه در اعتراض به سخنان عباس امیرانتظام، معاون نخست‌وزیر و سخنگوی دولت موقت، طیف منتسب به دولت بازرگان عناصر سازشکاری قلمداد می‌شوند که «اکنون رسالت دفاع از منافع سرمایه‌داران وابسته و استقرار کامل سلطة مجدد امپریالیزم را بر عهده گرفته‌اند.»
نشریة کار برنامه‌های دولت موقت در زمینة تضمین جانی و مالی سرمایه‌داران در صورت برگرداندن سرمایه‌های‌شان به داخل کشور را نیز برنمی‌تابد و می‌نویسد: «آن‌چه که امروز مردم خواستار آن هستند مبارزه با سرمایه‌داران و ملی‌کردن سرمایه‌های وابسته است نه تقویت موضع آن‌ها. بنابراین تن‌دردادن به پیشنهادهای سرمایه‌داران خیانت به خلق محسوب می‌شود.» هم‌چنین باز هم دربارة ساختار دولت موقت دست‌درکاران نشریه چنین اعتقاد دارند:
ترکیب کنونی حاکمیت سیاسی نمی‌تواند و نمی‌خواهد انقلاب مردم را درک کند و گرایش سازش با سرمایه‌داران وابسته دم‌به‌دم در آن نیرومندتر می‌شود، بدون تردید در حاکمیت سیاسی فعلی جناحی وجود دارد که محتوای ضددیکتاتوری و ضدامپریالیستی جنبش رهایی‌بخش خلق‌های ایران را مغایر منافع طبقاتی خود می‌داند و می‌خواهد دیکتاتوری و وابستگی به امپریالیزم را البته در چهرة جدید حفظ کند.
دربارة دولت موقت نشریة کار تنها به بحث نظری بسنده نمی‌کند بلکه می‌خواهد با انتشار اسنادی ثابت کند وابستگان دولت موقت نه تنها از منافع سرمایه‌داران دفاع می‌کنند بلکه خود نیز سرمایه‌دار هستند. در شمارة یازده نشریة کار -بیست‌وهفت اردیبهشت ۱۳۵۸- اسنادی منتشر می‌شود دال بر این که عباس امیرانتظام سهام خود را در شرکت ایران پلانینگ واگذار کرده است و در شمارة ۴۸ -هشت اسفند ۱۳۵۸- دربارة کارخانة ایرفو در جادة ساوه که متعلق به بازرگان و دوستانش بود، افشاگری می‌شود.
«اخبار کارگری» و «کارگران خود سخن می‌گویند» از بخش‌های اصلی نشریه به شمار می‌رود و معمولاً تیترهای برجستة صفحه اول به بخش‌های مذکور اختصاص دارد. اخبار کارگری در هر شماره از اعتراض و تحصن پی‌درپی کارگران در محیط‌های کارگری خبر می‌دهد. تشکیل شوراهای کارگری و اعتراض و تحصن کارگران بیکار از موضوعات دائمی نشریة کار است. یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۵۸ هزاران کارگر بیکار اخراجی طی اجتماعی در حیاط خانة کارگر واقع در خیابان ابوریحان تهران به سمت خانة آیت‌الله طالقانی راهپیمایی می‌کنند. شمارة شش کار- بیست‌وسه فروردین ۱۳۵۸ - با گزارش راهپیمایی و مسائل حاشیه‌ای آن در مطلبی تحلیلی با عنوان «چرا بیکاری؟» عوامل متفاوتی را موجب بیکاری ۵/۳ میلیون نفری کارگران می‌داند و می‌نویسد:
از اصلاحات ارضی فرمایشی گرفته تا افزایش قیمت نفت و صرف درآمدهای ناشی از آن بر علیه خلق، از سرمایه‌گذاری‌های عمرانی گرفته تا سرمایه‌گذاری‌های تولیدی مونتاژ همه در رشد بیکاری مؤثر بوده است. ]پس[ برای رفع آن علل و تأمین رشدی موزون و متناسب و حل مسئلة بیکاری راهی باقی نمانده جز درهم‌شکستن همة زنجیره‌های وابستگی اقتصادی به امپریالیست‌ها و سرمایه‌داران جهان‌خوار خارجی، که آن هم از طریق ملی‌کردن همة سرمایه‌های آنان (بانکی و صنعتی) و تلاش در جهت احیای کشاورزی و صنایع دستی (قالی‌بافی) و ایجاد صنایع سنگین و مادر ملی متکی بر کار طراحان و متخصصین خودمان امکان‌پذیر است.
برنامه‌های پیشنهادی نشریه در کوتاه‌مدت به نتیجه نمی‌رسید. بنابراین اعتراض کارگران و انعکاس آن در اخبار کارگری هم‌چنان ادامه داشت. هر چه زمان می‌گذشت مسائل محیط‌های کارگری بیشتر رنگ خشونت به خود می‌گرفت. در اعتراض کارگران شرکت شیکو در سالن وزارت کار یکی از آنان با وزیر کار درگیر می‌شود. در قزوین و اصفهان حوادث کارگری کشته‌شدن یک کارگر در کارخانه کوراغلی قزوین و یک دانشجو در اعتراضات کارگری اصفهان را در پی دارد. تیراندازی به سمت تجمع کارگران بیکار در تبریز ، حملة افراد کمیته به کارگران زغال‌سنگ اصفهان ، بازداشت مدیران کارخانة آزمایش در محوطة کارخانه به دست کارگران پس از درگیری عوامل‌شان با کارگران ، و ده‌ها خبرِ مشابه از ورود نیروی جدیدی برای حل و فصل مسائل کارگری حکایت می‌کنند. در برابر این روند رو به رشدِ خشونت در محیط‌های کارگری، نشریة کار خواستار ادامة وضع موجود است. نویسندة مقالة «تحصن تا چه حد می‌تواند پاسخگوی خواست‌های کارگران باشد،» تحصن کارگران را مثبت ارزیابی می‌کند و می‌نویسد: «امروزه تحصن کارگران از یک سو دولت را وامی‌دارد تا در جهت حل مشکلات کارگران به خصوص مسئلة بیکاری اقدامی جدی به عمل آورد و از سویی دیگر نظر مردم را به خود جلب [می‌کند].»
نویسنده تحصن کارگران بیکار در وزارت کار، نخست‌وزیری، استانداری‌ها و سایر مراکز را سطح پایین‌تری از تحصن همراه با اعتصاب و قطع تولید تلقی می‌کند و معتقد است: «مبارزه باید از سطح اقتصادی یعنی چانه‌زدن برای افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و غیره ارتقا یافته و جهت سیاسی با خواست‌های مشخص سیاسی به خود گیرد.»
سمت و سوی دیگر موضع‌گیری نشریة کار در قبال حوادث خشونت‌بار «هشدار نسبت به عواقب اوج‌گیری برخورد در محیط‌های کارگری است.» سرمقالة شمارة هفت نشریه - سی فروردین ۱۳۵۸- با عنوان «انقلاب در خطر نابودی است» و مقالة دیگر همین شماره با عنوان «سرکوب کارگران، حمایت از سرمایه‌داران وابسته است» نشان می‌دهند که جریانات چپ به خصوص طیف سازمان چریک‌های فدایی خلق متوجه تنگ‌ترشدن فضای فعالیت‌های‌شان تنها دو ماه پس از انقلاب در محیط‌های کارگری شده‌اند. سرمقاله از دولت می‌خواهد تا «هر چه سریع‌تر با تشکیل صندوق بیکاری» نیازهای فوری کارگران را برآورده کند. ولی همان‌گونه که قبلاً متذکر شده بود، «حل مسئلة بیکاری و بسیاری از مسائل دیگر که طبقة کارگر و زحمتکشان میهن با آن دست‌به‌گریبان هستند در چارچوب نظام سرمایه‌داری وابسته برآورده نخواهد شد. تنها با نابودی سیستم سرمایه‌داری وابسته و ایجاد جامعه‌ای نوین و دموکراتیک، تحت رهبری طبقة کارگر است که می‌تواند مشکلاتی را که زاییدة نظام کنونی است، یک‌باره و برای همیشه ریشه‌کن کرد.»
لازمة به‌قدرت‌رسیدن طبقة کارگر و به‌دست‌گرفتن قدرت سیاسی توسط آنان تشکیل حزب طبقة کارگر است. کار که از اولین شماره در پایین صفحة نخست اقدام به طرح شعار «پیش به سوی تشکیل حزب طبقة کارگر» کرده بود، پس از چند شماره سلسله‌مقالاتی را با عنوان دربارة حزب طبقة کارگر از شمارة هفت به بعد منتشر می‌کند تا به جنبه‌های تئوریک چگونگی تشکیل حزب طبقة کارگر بپردازد. در مقالات منتشرشده تشکیل شورا و سندیکا برای پیشبرد مبارزات اقتصادی و صنفی کارگران ضروری ولی ناکافی تشخیص داده می‌شود و کارگران «برای این که بتوانند در برابر قدرت متشکل بوروژوازی مبارزة متشکل بکنند باید سازمان سیاسی خاص خود را به وجود آورند. تنها چنین سازمانی است که می‌تواند مبارزات طبقة کارگر در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک را رهبری کرده و این مبارزات را جهت درهم‌شکستن دولت بورژوازی سمت دهد. تنها یک سازمان سیاسی که آگاه‌ترین و پیشروترین کارگران را در خود متشکل کرده باشد می‌تواند طبقة کارگر را در مبارزه برای رهایی از اسارت و بندگی متشکل کرده و رهبری کند. این سازمان سیاسی، حزب طبقة کارگر نام دارد.»
در همین دوره سایر گروه‌های چپ از حزب توده گرفته تا جریانات مائوئیستی همگی خود را یا حزب طراز نوین طبقة کارگر می‌دانستند یا همانند سازمان چریک‌های فدایی خلق در تلاش برای تشکیل حزب بودند. در نظر نویسندة مقالة مزبور، «سازمان ما با این که چه از نظر ایدئولوژیک، سیاسی و تشکیلاتی و چه از نظر اعتمادی که در سایة مبارزات پیگیرانه و صادقانه‌اش در میان توده‌ها به دست آورده است، از سایر گروه‌ها به خصوصیات حزب طبقة کارگر نزدیک[تر] است، ولی هنوز حزب طبقة کارگر نیست.»
در ادامة مقاله در شماره‌های بعد به دو موضوع مهم در راه تشکیل حزب طبقة کارگر، یعنی آگاهی سوسیالیستی و جنبش خودبه‌خودی طبقة کارگر، پرداخته می‌شود. نویسنده ابتدا از استالین نقلِ‌قول می‌آورد که «حزب طبقة کارگر از تلفیق آگاهی سوسیالیستی با جنش خودبه‌خودی طبقة کارگر به وجود می‌آید»، و سپس می‌نویسد:
اگر جنبش خودبه‌خودی کارگران با آگاهی سوسیالیستی و دموکراتیک تلفیق نشود یعنی اگر آگاهی به میان کارگران برده نشود کارگران در مبارزات خودبه‌خودی‌شان حداکثر به این نتیجه می‌رسند که اتحادیه تشکیل دهند تا با کارفرمایان مبارزه کنند... به اعتقاد ما، تشکیل حزب طبقة کارگر در ایران نیازمند مبارزات پیگیری است. این امر یعنی تلفیق آگاهی سوسیالیستی با جنش خودبه‌خودی کارگران با شرکت سازمان و عناصر مارکسیست ـ لنینیست در جنبش طبقاتی پرولتاریا و با متشکل‌کردن مبارزات کارگران و با تبلیغ و ترویج وسیع سوسیالیستی و دموکراتیک ممکن است.
به نظر نویسندة سلسله‌مقالة «دربارة حزب طبقة کارگر»، حزب برای این که بتواند رهبری مبارزة طبقاتی را به دست گیرد و آن را به نحو شایسته‌ای رهبری کند بایستی آن‌چنان سازمانی باشد که بتواند از وحدت تشکیلاتی و وحدت اراده برخوردار باشد.
این پاسخی است به جریاناتی که خواستار وحدت طیف‌های گوناگون مارکسیست - لنینیست ایران هستند. نویسنده به پراکندگی نیروهای چپ اذعان می‌کند ولی وحدت را تنها «بر اساس خط‌مشی معین و انقلابی و بر پایة وحدت ایدئولوژیک» می‌پذیرد.
حزب طبقة کارگر علاوه بر متشکل‌کردن کارگران وظیفة رهبری سایر طبقات اجتماعی را نیز بر عهده دارد چرا که «طبقة کارگر به تنهایی نمی‌تواند انقلاب کند، نیروی او به تنهایی کافی نیست و مجبور است برای پیروزی انقلاب با سایر اقشار تحت ستم متحد شود» ولی «این امر به معنی مخدوش‌کردن خط و مرزهای طبقاتی و درهم‌آمیختن تشکّل مستقل کارگران و سازمان سیاسی مستقل وی با سایر اقشار زحمتکش نیست.»
در شماره‌های بعد نیز توجه به جنبش جوانان و زنان از اولویت‌های تشکیل حزب محسوب می‌شود. اگر اعتراضات مداوم کارگران، به خصوص کارگران اخراجی و بیکار، سازمان را به این جمع‌بندی رسانده باشد که جنبش خودبه‌خودی طبقة کارگر در حال شکل‌گیری است در آن صورت نشریة کار وظیفة خود می‌داند تا با ترویج آگاهی سوسیالیستی زمینه‌های تشکیل حزب طبقة کارگر را فراهم کند. به همین منظور از شمارة نُهِ نشریه مباحث تئوریک در صفحات هفتگیِ آن گنجانده می شود. تعریف کالا، تبدیل پول به سرمایه، پول یا گردش کالا عناوین برخی از موضوعات تئوریک نشریه را تشکیل می‌دهد. تهیه‌کنندگان نشریه در مباحث تئوریک تلاش می‌کنند تا اقتصاد سیاسی را به زبان ساده به نگارش درآورند. ولی توجه به سادگی و همه‌فهم‌کردن مطلب گاه آن را از حیّز انتفاع خارج می‌سازد. به عنوان مثال در شمارة یازده- بیست‌وهفت اردیبهشت ۱۳۵۸- در مقالة «چگونه سرمایه‌داران کارگران را استثمار می‌کنند» پس از توضیح شرایط زندگی روزانة کارگران و سرمایه‌داران و تفاوت فاحش شیوة زندگی‌شان تلاش می‌کند با یک مثال ساده چگونگی استثمار کارگران را ثابت کند و می‌نویسد: «فرض کنیم در کارخانة پارچه‌بافی ۱۰۰۰ نفر کارگر مشغول کارند که با هشت ساعت کار روزانه ۸۰۰۰ متر پارچه تولید می‌کنند. سرمایه‌دار برای تولید این مقدار پارچه مبلغ ۱۰۰ هزار تومان صرف خرید مواد اولیه، اجارة ساختمان، برق و غیره کرده است. درعین‌حال هزینة استهلاک ماشین‌آلات و وسایل نیز ۲۰ هزار تومان بوده است که جمعاً می‌شود ۱۲۰ هزار تومان، سرمایه‌دار ۵۰ هزار تومان نیز بابت خرید نیروی کار یعنی مزد کارگران می‌پردازد که مجموع هزینه‌های سرمایه‌دار می‌شود ۱۷۰ هزار تومان، اما سرمایه‌دار هر متر پارچه را به قیمت ۴۰ تومان می‌فروشد که جمعاً می‌شود ۳۲۰ هزار تومان، حال این سؤال پیش می‌آید که تفاوت بین ۱۷۰ هزار تومان هزینه و ۳۲۰ هزار تومان مجموع قیمت فروش پارچه که ۱۵۰ هزار تومان است، از کجا آمده است»، و سپس نتیجه می‌گیرد که «سرمایه‌دار اگر این پول را در گاوصندوق می‌گذاشت زیاد نمی‌شد. پس بنابراین نیروی کارگر است که توانسته این سود را ایجاد نماید.»
اگر همة تحلیل‌های اقتصادی به همین سادگی صورت می‌پذیرفت دیگر نیازی به علم اقتصاد و جوانب گوناگون آن نبود. امروزه برای تأسیس یک کارخانه و نیز تعیین قیمت تمام‌شدة محصولات آن عوامل مختلفی را محاسبه می‌کنند تا احداث واحد تولیدی مقرون‌به‌صرفه باشد. نگاهی به رشد بیمارگونة واحدهای تولیدی در چند دهة اخیر به خصوص با وام‌های کم‌بهرة دولتی نشان می‌دهدکه ساده‌نگری در علم اقتصاد توسط همة گروه‌های سیاسی با دیدگاه‌های متفاوت امری مشترک بوده است. گروه‌های متضاد از نظر ایدئولوژیک در این مورد، یعنی ساده‌انگاری امور اقتصادی جامعه، دارای وحدت‌نظر بودند.
موضعِ ساده‌انگارانة نشریة کار در حوزة مباحث تئوریک در شماره‌های بعدی هم‌چنان ادامه می‌یابد. « دربارة اخراج کارگران» مطلبی است که به ریشه‌های اخراج کارگران در روند بحران اجتماعی و اقتصادی برآمده از انقلاب و تعطیلی واحدهای صنعتی می‌پردازد. نویسندة مطلب در وهلة نخست وفور نیروی کار و رقابت آنان با یکدیگر را یکی از دلایل اخراج کارگران می‌داند تا دست صاحبان واحدهای تولیدی برای اخراج کارگران همیشه باز باشد، بااین‌همه نویسندة مقاله نیز نمی‌تواند تعطیلی واحدهای صنعتی در تشدید بحران بیکاری را نادیده بگیرد. بنابراین فرار سرمایه‌داران وابسته و تعطیلی واحدهای‌شان را عامل تشدید بحران «قلمداد می‌کند آن‌هم از ترس ملی‌شدن کارخانه‌های‌شان.» یعنی بالاخره مشخص نمی‌کند که سرمایه‌دار وابسته باید بماند و کارخانه‌اش را راه بیاندازد تا از تشدید بحران بیکاری جلوگیری کند یا باید برود و دست از استثمار کارگران بردارد.
«عدم اخراج کارگران و پرداخت حقوق در مدت زمان بیکاری تا اشتغال مجدد» دو پیشنهاد موقت برای حل موقت بیکاری است ولی در نهایت «کارگران با علم به این که هیچ یک از این راه‌حل‌ها مسئلة اخراج را به طور بنیادی حل نخواهد کرد می‌کوشند خود را در سازمان‌های سیاسی خود متشکل کنند و قدرت را به دست گیرند تا در حکومت خود تولید را برای تأمین نیازهای انسانی برنامه‌ریزی کنند و مسئلة اخراج را برای همیشه حل نمایند.»
اخراج کارگران آن روی سکة اعتصاب و بحران در محیط‌های کارگری است که ابعاد آن نه تنها فروکش نکرده بلکه به نظر نویسندگان کار گسترش نیز یافته است. نشریه در پاسخ چرایی گسترش اعتصابات می‌نویسد:
واقعیت این است وقتی کارگران می‌بینند دولت از منافع امپریالیست‌ها و سرمایه‌داران وابسته دفاع می‌کند، سرمایه‌های امپریالیستی و وابسته را ملی نمی‌کند. و به عوضِ درنظرگرفتن منافع کارگران و تلاش در جهت بهبود زندگی آن‌ها، جانب سرمایه‌داران وابسته را می‌گیرد و مقدرات کار گذشته را به آن‌ها تحمیل می‌کند، کم‌ترین گذشتی نمی‌کنند و به شیوه‌های مختلف از جمله اعتصاب و اشکال عالی مبارزه برای گرفتن حقوق خود متوسل می‌شوند. اما اگر دولت دست به اقدامات قاطع ضدامپریالیستی می‌زد و سرمایه‌های وابسته را ملی می‌کرد و کاملاً منافع کارگران و زحمتکشان را در نظر داشت، در آن صورت همان‌گونه که تجربة بسیاری از کشورها نشان داده است طبقة کارگر هر گونه سختی را تحمل می‌کرد و در راه احیای اقتصادی از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرد.
در پی تشدید بحران در محیط‌های کارگری، پای نهادهای تازه‌تأسیس‌شدة حاکمیت برآمده از انقلاب در موضوعات کارگری باز می‌شود. کار شمارة پانزده - بیست‌وچهار خرداد ۱۳۵۸- از رودررو قراردادن پاسداران با کارگران و تجمعات کارگری انتقاد می‌کند و در کار شمارة شانزده - سی‌ویک خرداد - بخش‌نامة دادگاه انقلاب اسلامی اراک خطاب به مدیران کارخانه‌ها منعکس شده است. بخش‌نامه از آنان می‌خواهد نیروی کارگری معترض را شناسایی کرده تا به عنوان ضدانقلاب مورد تعقیب قرار گیرند.
جالب این‌جاست به رغم آن که دست‌درکاران نشریه در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی نهادهای تازه‌تأسیس حاکمیت را مورد انتقاد قرار می‌دادند اما در مسائل کارگری لبة تیز حملات‌شان متوجه دولت موقت بود چرا که در تحلیل آن‌ها دولت بازرگان- طیف منسوب به سرمایه‌داران لیبرال- بهترین حامیان سرمایه‌داری وابسته به شمار می‌آمدند. تحلیل‌گران نشریه با صرف نقلِ‌قول از منابع کلاسیک مارکسیست‌لنینیستی درکی از گروه‌های ویژة اجتماعی در ایران نداشتند و همانند بسیاری از کوشندگان عرصة سیاسی آن ایام نمی‌توانستند شکل‌گیری طبقه/نهاد نوپای اقتصادی را که با مصادرة کارخانه‌ها و سایر مراکز اقتصادی در حال شکل‌گیری بود، پیش‌بینی کنند.
تابستان ۱۳۵۸ به دنبال برگزاری انتخابات مجلس خبرگان، درگیری‌های خیابانی به تصرف ستاد چریک‌های فدایی خلق در خیابان میکده منجر شد. هم‌زمان قدرت‌نمایی نهادهای نظامی تازه‌تأسیس در محیط‌های کارگری افزایش یافت و محدودیت‌های بیش‌تری برای فعالیت تشکل‌های کارگری به وجود آمد. صفحات نشریه تحت‌تأثیر شرایط ملتهب وقت هم‌چنان به انعکاس رویدادهای کارگری می‌پرداخت:
کارگران شرکت فریم خواستار برکناری مدیر عامل توطئه‌گر شدند، تحصن کارگران شرکت اس-پی-باتینول در تهران ادامه دارد، اخراج عامل کارفرما از شورای کارگران کارخانة ایران دوچرخ، اجتماع کارگران شرکت سدسازی در وزارت کار، اعتصاب ۱۵۰ رانندة شرکت فسان و توقیف ۸۰ میلیون اموال شرکت گیلگان توسط کارگران شرکت. اعتصاب کارگران کارخانه پوشش رشت به دلیل بازگرداندن مدیران سابق که توسط کارگران اخراج شده بودند، تظاهرات کارگران بیکار در اصفهان و زد و خورد کمیته با آنان و تظاهرات ۱۵۰۰ کارگر شرکت ساختمانی آپادانا ، اخراج مدیران کارخانة تراکتورسازی تبریز و ادارة کارخانه توسط شورای منتخب با وجود حمایت نمایندة وزارت کار از کارفرما و تحمیل ارادة شورای کارگران مبارز شرکت نفت پارس به دولت. ادامة مبارزة یکپارچه و متحد توسط کارگران نفت پارس، اجتماع کارگران بیکار در محل استانداری گیلان و تحصن چهارهزار کارگر شرکت واحد برای افزایش دستمزد. موج اخراج کارگران در بندر شاهپور و ماهشهر و اخراج و بازنشستگی اجباری کارگران مبارز کارخانة چیت‌سازی شهر ری.
تیترهای استخراج‌شده تنها بخشی از گزارش‌ها و اخباری است که در نشریة کار حول مسائل کارگری در ایام فوق به نگارش درآمده است.
«ادبیات کارگری» و « تاریخچة جنبش‌های کارگری جهان» از جمله مقاله‌های ادامه‌دار نشریة کار است. در صفحة ادبیات کارگری علاوه بر ارائة شعر و گاه یادبودهایی به مناسبت درگذشتگانِ سازمان به طور مشخص ادبیات کارگری را مورد بررسی قرار می‌دهد. در نظر نویسنده یا نویسندگان مقاله، «در هر جامعة طبقاتی دو فرهنگ وجود دارد، فرهنگ طبقة حاکم و فرهنگ مردمی یا فرهنگ طبقة زیرِ سلطه. فرهنگ مسلط یعنی فرهنگ طبقة مسلط، فرهنگ طبقة حاکم، فرهنگ کسانی که بر خر مراد سوارند و مردم زحمتکش را استثمار می‌کنند.»
مقاله طبقة مسلط قبل از انقلاب را طبقة سرمایه‌داری وابسته به کشورهای خارجی و امپریالیستی معرفی می‌کند که بقایای آن در ماه‌های پس از انقلاب هنوز از بین نرفته است. «فرهنگ این طبقه هم یک فرهنگ خارجی است که اصلاً با خصوصیات و اعتقادات و اخلاق مردم کشورما بیگانه است.» نویسندة مقاله، «برخلاف تصور برخی، ادبیات کارگری را ادبیات به زبان ساده نمی‌داند» که «چون کارگران کم‌سوادند بتوانند از آن سر در بیاورند بلکه در ادبیات هر طبقه و گروهی از مردم، مسائل مربوط به همان طبقه، طرز تفکر و اعتقاد انسان به زبان خود آن‌ها مطرح می‌شود و از منافع آن‌ها در مقابل طبقات و گروه‌های دیگر دفاع می‌شود.» بنابراین ادبیات کارگری باید بتواند از منافع طبقة کارگر در برابر سایر طبقات و گروه‌ها دفاع کند.
این نوع ادبیات چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ مهم‌ترین ویژگی ادبیات کارگری پیوند نزدیک آن با واقعیت زندگی تعیین می‌شود زیرا: «این کارگران هستند که کار می‌کنند و چرخ تولید جامعه را می‌چرخانند، بنابراین هیچ‌کس به اندازة آن‌ها نمی‌تواند به واقعیت و حقیقت زندگی نزدیک باشد.» ولی در برابر این پرسش که پس چرا به خودِ واقعیتْ هنر گفته نمی‌شود نویسنده پاسخ می‌دهد: «تأکید بر این موضوع که هنر و ادبیات کارگری پیوند نزدیکی با واقعیت دارد ممکن است این سؤال را پیش بیاورد که چرا خودِ واقعیت عالی‌ترین شکل هنر و ادبیات کارگری نیست و به خودِ واقعیتْ هنر گفته نمی‌شود؟ زیرا که بیان خود واقعیت ارزش هنری ندارد مگر آن که جزء کوچکی از اثر هنری باشد.»
در ادامة مطلب، رئالیسم سوسیالیستی عالی‌ترین شکل هنر و ادبیات کارگری دانسته می‌شود. در راه رسیدن به تعریفی از رئالیسم سوسیالیستی، ابتدا ادبیات را به دو بخش واقع‌گرا (رئالیست) و واقع‌گریز (ضدرئالیست) تقسیم‌بندی می‌کند. ادبیات رئالیستی سپس به دو زیرمجموعة انتقادی و سوسیالیستی تقسیم می‌شود. رئالیسم انتقادی هرچند همراه رئالیسم سوسیالیستی با جهان سرمایه‌داری مبارزه می‌کند ولی در پایان «رئالیسم انتقادی نیز مانند همة مظاهر دنیای سرمایه‌داری نابود خواهد شد و سرانجام جامعه وضعی پیدا خواهد کرد که فقط رئالیسم سوسیالیستی از عهدة توصیف آن برخواهد آمد.» در این سلسله‌مقالاتْ رمان مادر اثر ماکسیم گورکی به عنوان نمونه‌ای از رئالیسم سوسیالیستی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نظر گردآورندگان مطلب، «نمی‌توان دربارة رئالیسم سوسیالیستی صحبت کرد و یادی ازگورکی نکرد، این دو از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند و رئالیسم سوسیالیستی به گورکی بیش از هر هنرمند دیگری مدیون است.»
تاریخچة جنبش‌های کارگری جهان از دیگر مطالب ادامه‌دار نشریه است که در برخی از شماره‌های آن و در صفحات پایانی منعکس شده است. در سلسله‌مقالات تاریخچة جنبش‌های کارگری جهان بیش‌تر به مبارزة کارگران اروپا به خصوص در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم توجه دارد.
شهریور و مهر ۱۳۵۸، با آغاز جنگ دوم کردستان، غیرقانونی اعلام‌شدن انتشار بیش از سی عنوان نشریة سیاسی توسط دادگاه انقلاب و درگیری میان نیروهای سیاسی در تهران و شهرستان‌ها فضای ملتهب سیاسی اوج گرفت تا جایی که در شمارة سی کار -دوازده شهریور ۱۳۵۸- شعار اساسی سازمان «پیش به سوی تشکیل حزب طبقة کارگر» از صفحة اول به صفحات پایانی منتقل و با شعار «در اهتزاز باد پرچم خونین سازمان چریک‌های فدایی» جایگزین می‌شود. کار که از اواسط تابستان هر هفته دو شماره منتشر می‌شد، در شرایط بحرانی حاصل در شمارة سی‌وچهار- هفت آبان ۱۳۵۸-در سرمقالة خود «اعتلای جنبش کارگری ایران» را نوید می‌دهد و اضافه می‌کند: «بحران اقتصادی کنونی که به صورت بیکاری، کمیابی کالاها، گرانی (تورم) تداوم یافته است، طبقة کارگر، زحمتکشان شهری و روستاییان فقیر و میانه‌حال را زیر فشار خود گرفته و فشارهای ناشی از این بحرانْ مبارزة کارگران و زحمتکشان را مشخصاً گسترش داده است. همة شواهد حاکی از رشد جنبش طبقة کارگر ایران است.»
سرمقاله‌نویس سپس مبارزات کارگران از نخستین روزهای پس از قیام را چنین تحلیل می‌کند:
مبارزات دوران قیام در نخستین ماه‌های پس از آن به صورت[های] گوناگون ادامه یافت. در آن ماه‌ها تحصن‌های متعدد بیکاران، راهپیمایی‌های آنان که غالباً به درگیری با کمیته‌ها همراه بود، از وقایع روزمره به شمار می‌رفت. از حدود خرداد ماه به بعد به علت به‌کارافتادن مجدد برخی از واحدهای تولیدی و کاهش نسبی بیکاری و با به‌ثمررسیدن مبارزة کارگران برخی از مؤسسات تولیدی برای ترمیم ساعات کار، ترمیم میزان و مبنای دستمزدها افت محسوس در دامنة حرکات اعتراض خودبه‌خودی طبقة کارگر پدید آمد که تا حدود شهریور ماه ادامه یافت. شوراهای کارگری در این دوران به دردست‌گرفتن کنترل و ادارة بسیاری از کارخانه‌ها مبادرت کردند.
از اوایل شهریور به بعد حرکات خودپوی کارگری مشخصاً دوباره رو به گسترش نهاده است. به خصوص در یک‌ماهة اخیر مبارزة کارگران با شعارهایی چون افزایش دستمزد، پرداخت سود ویژه و اعتراض به اخراج نسبت به ماه‌های قبل دامنة وسیع‌تری به خود گرفته است.
سپس نویسنده پیش‌بینی می‌کند که
جنبش کارگری ایران رو به اعتلاست و این اعتلا با توجه به تداوم بحران اقتصادی و سیاسی کنونی در ماه‌های آتی هم‌چنان ادامه خواهد یافت. وقتی به اوج‌گیری شتابان مبارزه در میان خلق‌ها توجه می‌کنیم، بیش‌تر و بهتر عقب‌ماندگی مفرط عامل ذهنی انقلاب و فقر جنبش کمونیستی ایران را چه از نظر میزان تجهیز به تئوری انقلاب و چه از نظر سازمان‌یافتگی درک [می]کنیم. در ایران امروز هم‌چون روسیة ۱۸۹۷ برای تشکیل حزب طبقة کارگر هنوز یک دنیا کار وجود دارد.
درحالی‌که کار نوید «اعتلای جنبش کارگری» را می‌داد، حوادث سیاسی یکی پس از دیگری جامعه و نیز صفحات نشریه را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. اشغال سفارت امریکا، برگزاریِ رفراندوم پیش‌نویس قانون اساسی، استعفای دولت موقت و نیز انتخابات ریاست جمهوری، گروه‌های سیاسی درگیر در حوادث پس از انقلاب از جمله سازمان چریک‌های فدایی خلق را به دنباله‌روی از موج رخدادهای روزانه وامی‌دارد. استعفای دولت موقت بالاخره تحلیل‌گران نشریه یا سازمان را متوجه بخش‌های دیگر حاکمیت می‌کند. نشانه‌های اولیه تغییر مشی سازمان در تحلیلی به مناسبت تسخیر سفارت دربارة جناح‌بندی‌های مختلف درون حاکمیت آشکار می‌شود، تحلیل‌گران سازمان که تاکنون حاکمیت را لااقل در مسائل اقتصادی متبلور در دولت موقت می‌دیدند اکنون به گونه‌ای دیگر تحلیل می‌کنند و می‌نویسند: «نمایندگان سرمایه‌داری وابسته کوشش می‌کنند اتحاد خود را با ارتجاع قشری بر اساس موضع مشترک‌شان در سرکوب جنبش کمونیستی تحکیم بخشند.»
هم‌چنین نشریه باز در همین ارتباط در شمارة چهل‌وشش- بیست‌وچهار بهمن ۱۳۵۸- در تحلیل تورم و گرانی افسارگسیختة موجود در جامعه به بخش‌های دیگر به جز سرمایه‌داری وابسته و لیبرال نظر دارد و عوامل موج تورم را چنین جمع‌بندی می‌کند:
کاهش تولیدات داخلی که نتیجة اخلال خود سرمایه‌داران در امر تولید و عدم تمایل دولت به خواست‌های توده‌های محروم و زحمتکش بود، بازار تجارت را پررونق کرده است به طوری که تجار و بازاریان می‌توانند سودهای کلانی به جیب بزنند.
نشریة کار به رغم اشاره به «بازار تجارت» در تحلیل جابه‌جایی طبقات اجتماعی و اقتصادی باز به تحلیل‌های قبلی خود برمی‌گردد. هرچند که برداشت نشریه قرین به واقعیت است و در بلبشوی واحدهای صنعتی و موج مصادره‌ها و واگذاری‌ها، سرمایه‌داران خرد نیز تلاش کردند سهمی از غنایم به‌دست‌آمده نصیب‌شان شود و «اگر چند نفری از سرمایه‌داران وابسته جای خالی کرده‌اند، سرمایه‌داران بزرگ و کوچک و متوسطی که در صدر خوان نعمت آریامهری جای نداشتند، دورخیز کرده و دندان تیز کرده‌اند تا غنیمت‌های مردم را به چنگ آورند.»
پس از توجه به بازار و سرمایه‌داران خرد بالاخره تحلیل‌گران نشریه متوجه طبقات نوظهور اقتصادی و اجتماعی می‌شوند. در مقالة تحلیلی «سه تاکتیک برخورد با خرده‌بورژوازی» تلاش می‌شود تا از تحلیل‌های سنتی فاصله گرفته و اذعان کنند که «شناخت ماهیت خرده‌بورژوازی سنتی امروز به یکی از معضلات جنبش و گره برخورد با دستگاه حاکمه تبدیل شده و عدم درک ماهیت دوگانة خرده‌بورژوازی موجب بروز موضع‌گیری‌های چپ و راست در رابطه با حاکمیت موجود گردیده است.» موضع‌گیری‌های راست‌روانه از آنِ حزب توده است. «حزب توده با مطلق‌کردن خصلت ضدامپریالیستی خرده‌بورژوازی و نادیده‌گرفتن جنبه‌های واپس‌گرایانة آن، عملاً طبقة کارگر را به دنباله‌روی از خرده‌بوروژازی ترغیب می‌کند» و، در مقابل، اپورتونیسم چپ به عنوان مثال سازمان پیکار در راه آزادی طبقة کارگر «با نادیده‌گرفتن جنبة ضدامپریالیستی و مطلق‌کردن جنبه‌های ضددموکراتیک و واپس‌گرایانة آن، حرکات ضدامپریالیستی این قشر را تخطئه نموده و مبارزات اجتماعی آن را به توطئه و دسیسه تنزل می‌دهد.»
تحلیل‌گران نشریة کار در راه انتخاب راه سوم به دنبال شناخت دقیق ماهیت خرده‌بورژوازی سنتی هستند. در شمارة بعدی نشریه دشواری شناخت خرده‌بورژوازی را به ماهیت دوگانة آن نسبت می‌دهند. طبقه‌ای که «در زمینة تخریب سیاسی نظام قبلی قاطعیت از خود نشان می‌دهد، اما در زمینة ساختن نظام آتی طرح عملی ندارد. بین سرمایه‌داری و سوسیالیسم به دنبال راه سوم می‌گردد اما این راه سوم افسانه‌ای بیش نیست.»
در مقابلِ ماهیت دوگانة خرده‌بورژوازی، نویسنده بر این نظر است که «پرولتاریا در مقطع کنونی می‌بایست ضمن نشان‌دادن عوام‌فریبی اپورتونیسم چپ با تأکید بر عمدگیِ خطر اپورتونیسم راست و افشای بی‌دریغ آن در جهت تشکیل صف مستقل پرولتاریا برای به‌سرانجام‌رساندن انقلاب دموکراتیک توده‌ای گام بردارد. پرولتاریا باید بکوشد که با افشا و منفردساختن بوروژازی لیبرالْ خلق را تحت هژمونی خود متشکل نموده و این انقلاب را به پیروزی رساند.»
حوادثِ محیط‌های کارگری هم‌چنان در صفحات نشریه منعکس می‌شود. برخی از این خبر ها عبارتند از: بازداشت جلیل خسروشاهی مالک شرکت مینو به همراه سه مدیر دیگر شرکت توسط کارگران، رد طرح شورای انقلاب دربارة سود ویژه توسط کارگران، اعتراض کارگران کشتارگاه به مدیر عامل جدید چرا که مدیر عامل جدید برخلاف ادعایش مبنی بر این که فقط به خاطر انقلاب و به صورت رایگان کار می کند و هیچ گونه حقوقی دریافت نخواهد کرد برای خود حقوق صدهزار تومانی منظور کرده بود. این امر موجب اعتراض کارگران و درخواست آن‌ها برای تشکیل شورا شد. گزارشی از راهپیمایی هشتم اسفند کارگران علیه امپریالیسم و سازشکاران که به دعوت شورای اسلامی کارگران در تهران برگزار شد و در این راهپیمایی حمایت خود را از ادامة افشاگری‌های دانشجویان پیرو خط امام اعلام کردند و قاطعانه خواستار ادامة افشاگری‌ها شدند. سندیکای فرمایشی ایران ناسیونال مانع وحدت کارگران است، کارگران کارخانجات پارس الکتریک سرمایه‌داران لیبرال را افشا کردند، اعتصاب عمومی بیش از سی کارخانة تحت رهبری اتحاد شوراهای گیلان. دولت و کمیته کارگران را روانه زندان می‌کنند، کارگران کارخانة پلاستیک قم در نتیجة اتحاد به پیروزی رسیدند. راهپیمایی کارگران (خانة کارگر) پیرانشهر، همبستگی و مقاومت پیگیرانة کارگران و کارکنان انتشارات امیرکبیر به پیروزی انجامید. شورای کارگران معدن سنگ مریوان پس از مصادرة معدن ادارة آن را به دست گرفت. پشتیبانی وزارت کشور از سرمایه‌داران و گرفتن توبه‌نامه‌های آریامهری از کارگران و کارکنان مبارز، راهپیمایی کارگران دخانیات ساری برای اعتراض به دستگیری نمایندگان‌شان، سرکوب و کشتار کارگران و دیپلمه‌های بیکار در ماهشهر، توطئة مشترک کارفرما و استاندار علیه شورای کارخانة قند ارومیه. کارفرمای شرکت یارلون با اجیرکردن باندهای سیاه می‌خواهد از مبارزة کارگران جلوگیری کند، کارگران صنایع چوب توطئة سرمایه‌دار (تعطیل کارخانه) را خنثی کردند. کارگران مبارز صنایع آگام توطئة وزارت صنایع را برای سرکوب شورا نقش‌برآب کردند.
علاوه بر درج اخبار کارگری و انعکاس رویدادهای هفتگی، نشریه به انتشار مطالبی می‌پردازد که در آن‌ها سیاست‌های جدید حاکمیت در حوزة مسائل کارگری مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در پاییز ۱۳۵۸ طرح پیش‌نویس اولین قانون تشکیل شوراهای کارگری با عنوان «اصول تشکیل شوراهای کارکنان، توسط وزارت کار جمهوری اسلامی» منتشر شد. ماحصل نتیجه‌گیری نشریه پس از بررسی طرح پیش‌نویس بر این استوار است که اجرای قانون مزبور شوراها را از ماهیت خود تهی کرده و همانند گذشته به نهادی فرمایشی در واحد تولیدی تبدیل می‌کند. مقاله شوراها را برخاسته از روزهای انقلاب می‌داند که به ابتکار خود کارگران به منظور کنترل واحد تولیدی به وجود آمدند، «کارگران متشکل‌شده در این شوراها انتظار داشتند که دیگر نیروی بازو و قدرت خلاقة آن‌ها بر طبق خواست و ارادة خود آن‌ها که به واقع خواست جامعه نیز بود به کار گرفته شود و امکان بهره‌کشی و زورگویی برای همیشه از بین برود. ]اما پس از قیام،] دیگر شوراهای کارگران تحمل نشد و حاکمیت به انواع فشارها متوسل شد تا شوراها را درهم‌بکوبد. امّا مقاومت کارگران و دیگر اقشار خلق در برابر این فشارها آن‌چنان قوی بود که دولت ناگزیر به پذیرش نهاد شوراها شد. با این تصور که آن را به ضد خود تبدیل خواهد کرد و حیثیت آن‌ها را برای همیشه از بین خواهد برد.»
بر اساس نظر نویسنده در ادامة مقاله، «دولتِ سرمایه‌داران برای پیشبرد هدف‌های سرمایه‌داران تشکیل شورایی را مفید می‌داند که اوامر مدیران را به کارگران ابلاغ نموده و از کارگران بخواهد به آن تمکین نمایند. نظارت بر اعمال فردی و اجتماعی کارکنان از مهم‌ترین بندهای پیش‌نویس است که مورد اعتراض واقع شده است. تجسس در احوال شخصی کارکنان یعنی همان مسئولیتی که قبلاً بر عهدة ادارة حفاظت بود. و دیگر تصویب و انجام اموری که برای بهبود مؤسسه از طرف مدیریت به شوراها پیشنهاد می‌گردد که شوراها [را] تا حد زیرمجموعة مدیران مؤسسه تعریف می‌کند.»
«دربارة طرح طبقه‌بندی مشاغل» و «نگاهی به پیش‌نویس قانون تأمین اجتماعی» از دیگر موضوعات مرتبط با کارگران است که نشریه به نقد و بررسی آن‌ها پرداخته است.
دومین ویژه‌نامة اول ماه مه به تاریخ پنج‌شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۹ فاقد مقالة تحلیلی در ارتباط با موقعیت جنبش کارگری است. سرمقالة این شماره به حوادث دانشگاه‌ها موسوم به انقلاب فرهنگی اختصاص دارد و مقالة اصلی به روند برگزاری مراسم روز جهانی کارگران در سال‌های قبل و بعد از انقلاب اشاره می‌کند . نشریه در آخرین شماره‌های دورة مزبور از کارگرانی که کارخانه‌های‌شان توسط شوراها اداره می‌شود می‌خواهد تا «با افزایش تولید و بهره‌وری کار، مانع تبلیغات نفاق‌افکنانه دشمنان خود شوند.» نگرانی از درگیری در واحدهای تولیدی و ایجاد محدودیت‌های هر چه بیش‌ترْ هشدارهای کار را این بار متوجه «کارگران پیشرو» می‌کند و می‌نویسد: «کارگران پیشرو باید از برخوردهای ایدئولوژیک در درون شوراها پرهیز کنند و با افشاگری‌های سیاسی و ارائة راه‌حل‌ها و شیوه‌های عملی حل مشکلات اقتصادی و سیاسی کارگران، شورا را تقویت کنند. به خصوص بر افزایش تولید و بهره‌وری کار تأکید نموده و بدین وسیله تبلیغات زهرآگین و نفاق‌افکنانة حاکمیت را که همواره از اخلال در تولید توسط پیشروان طبقة کارگر دم می‌زند عملاً خنثی و بی‌اثر سازند.»
این موضع تازة نشریه در آخرین شمارة این دوره به تاریخ هفتم خرداد ۱۳۵۹ با عنوان «سنگر شوراها را در برابر تهاجم و توطئه‌های ضدکارگری تحکیم کنیم» پیگیری می‌شود. افزایش سطح حداقل دستمزدها یا کاهش قدرت خرید واقعی کارگران به علاوة اخبار کارگری از دیگر مطالب این شماره را تشکیل می‌دهد.
در پی انشعاب در سازمان چریک‌های فدایی خلق، از شمارة ۶۱ نشریة کار نیز توسط هر یک از گروه‌های «اکثریت» و «اقلیت» منتشر شد و با توجه به مواضع متفاوت دو جریان در عرصة سیاسی و اقتصادی، در حوزة مسائل کارگری و چگونگی انعکاس آن نیز از دو شیوة متفاوت از هم پیروی می‌کردند.

یادداشت‌ها:

۱. نشریة کار، شمارة سه، ۲/۱/۱۳۵۸.
۲. کار، شمارة ده، ۲۰/۲/۱۳۵۸.
۳. شمارة دوازده، ۳/۳/۱۳۵۸.
۴. شمارة سه، ۲/۱/۱۳۵۸.
۵. شمارة هفت، ۳۰/۱/۱۳۵۸.
۶. شمارة شش، ۲۳/۱/۱۳۵۸.
۷. شمارة ده، ۲۰/۲/۱۳۵۸.
۸. شمارة بیست‌وچهار، ۱۱/۵/۱۳۵۸.
۹. شمارة شش، ۲۳/۱/۱۳۵۸.
۱۰. شمارة هفت، ۳۰/۱/۱۳۵۸.
۱۱. شمارة پنج، ۱۶/۱/۱۳۵۸.
۱۲. شمارة یازده، ۲۷/۲/۱۳۵۸، و شمارة دوازده، ۳/۳/۱۳۵۸.
۱۳. شمارة پانزده، ۲۴/۳/۱۳۵۸.
۱۴. شمارة دوازده، ۳/۳/۱۳۵۸.
۱۵. شمارة چهارده، ۱۷/۳/۱۳۵۸.
۱۶. شمارة هفده، ۷/۴/۱۳۵۸.
۱۷. شمارة بیست، ۲۸/۴/۱۳۵۸.
۱۸. شمارة بیست‌وهفت، ۲۲/۵/۱۳۵۸.
۱۹.شمارة سی‌ودو، ۲۶/۵/۱۳۵۸.
۲۰. شمارة سی‌وچهار، ۷/۸/۱۳۵۸.
۲۱. شمارة یک، ۱۹/۱/۱۳۵۸.
۲۲. شمارة سه، ۲/۱/۱۳۵۸.
۲۳. همان.
۲۴. شمارة چهارده، ۱۷/۳/۱۳۵۸.
۲۵. شمارة پنج، ۲۰/۲/۱۳۵۸.
۲۶. شمارة نوزده، ۲۱/۵/۱۳۵۸.
۲۷. شمارة ده، ۲۰/۲/۱۳۵۸.
۲۸. شمارة چهل‌وشش، ۲۴/۱۱/۱۳۵۸.
۲۹. شمارة چهل‌وهشت، ۸/۱۲/۱۳۵۸.
۳۰. شمارة چهل‌ونه، ۱۵/۱۲/۱۳۵۸.
۳۱. شمارة چهل‌وهشت، ۸/۱۲/۱۳۵۸.
۳۲. شمارة چهل‌ونه، ۱۵/۱۲/۱۳۵۸.
۳۳. شمارة پنجاه‌ویک، ۲۹/۱۲/۱۳۵۸.
۳۴. شمارة پنجاه‌ودو، ۱۳/۱/۱۳۵۹.
۳۵. شمارة پنجاه‌وچهار، ۲۷/۱/۱۳۵۹.
۳۶. شمارة پنجاه‌وپنج، ۳/۲/۱۳۵۹.
۳۷. شمارة پنجاه‌وشش، ۱۰/۲/۱۳۵۹.
۳۸. شمارة سی‌وشش، ۵/۹/۱۳۵۹.
۳۹. شمارة چهل‌وهشت، ۸/۱۲/۱۳۵۸.
۴۰. شمارة پنجاه، ۲۲/۱۲/۱۳۵۸.
۴۱. شمارة پنجاه‌ویک، ۲۹/۱/۱۳۵۹.
۴۲. شمارة پنجاه‌ونه، ۳۱/۲/۱۳۵۹.


نظر بدهید