لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

پژوهش‌های صورت گرفته دربارة سیستان و بلوچستان



گفتگو شماره ۵۷





مقدمه
در دو دهة اخیر فعالیت‌های پژوهشی در قالب طرح‌هایی به سفارش وزارت‌خانه‌ها، ادارات دولتی و همچنین پایان‌نامه‌های دانشجویی رشد کمی و کیفی زیادی داشته است. افزایش کمی این نوع تحقیقات به ویژه در حوزة علوم انسانی مرهون دو عامل اساسی است. گسترش دانشگاه‌ها و افزایش چشمگیر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در دو دهة اخیر از یکسو و نیازهای توسعه‌ای کشور به ویژه پس از پایان جنگ و اجرای برنامه‌های پنج سالة کشوراز سوی دیگر. نیازهای اجرایی و توسعه‌ای کشور موجب شده است تا تحقیقات کاربردی در صدر انواع پژوهش‌های موجود قرار گرفته و حوزه‌های گوناگون نظام اجتماعی از منظر این نوع تحقیقات مورد توجه قرار گیرد.

این روند یعنی گسترش پژوهش‌های سازمانی- اداری و تحقیقات دانشجویی در تمامی استان‌ها و مناطق کشور قابل مشاهده است؛ استان سیستان و بلوچستان نیز به همچنین. در بررسی حاضر تلاش می‌شود گوشه‌ای از این تحول را در رابطه با استان سیستان و بلوچستان به بحث بگذاریم. لازم به ذکر است در این مقاله فقط به پژوهش‌هایی که در قالب پایان‌نامه‌های دانشجویی شکل گرفته‌اند و دیگر تحقیقات سازمانی که با حمایت مالی ادارات دولتی صورت گرفته‌اند پرداخته شده و دیگر انواع پژوهش‌های مستقل همچون مطالعات پژوهشگران خارجی و یا داخلی که منتشر شده مورد توجه این بررسی نبوده است.
در این مطالعه که به عنوان یک پژوهش توصیفی - کتابخانه‌ای و بر اساس بررسی اسناد و مدارک با کمک همکاران(۱) صورت گرفته است نخست به شناسایی پرژوه‌ها و مطالعات صورت گرفته در آرشیوهای دانشگاه‌های گوناگون، ادارات و سازمان‌های دولتی و نیز مرکز اسناد و مدارک علمی ایران اقدام گردید و همزمان تهیة چکیده‌ای از هر یک از این پژوهش‌ها، پژوهش‌های شناسایی شده صرفاً برای سهولت کار بررسی، در قالب موضوعات مختلفی چون توسعه؛ اجتماعی ـ فرهنگی و هنری ـ آموزشی و سیاسی تقسیم شده است. از نظر شروع این نوع از تحقیقات در دورة اخیر نیز اولین پژوهش شناسایی شده، تحقیقی از مهدی لسانی با عنوان علل گرایش به اعتیاد مجدد و همچنین علل اعتیاد مجدد پس از ترک و راه‌های بازپروری معتادین در استان سیستان و بلوچستان است که با حمایت دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ در سال ۱۳۶۶ به اتمام رسید. به دنبال آن طیف متنوعی از دیگر پژوهش‌های شناسایی شده دورة بیست ساله ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۵ را در بر می‌گیرد. هر چند به دلیل برخی محدودیت‌ها امکان شناسایی کامل همة پژوهش‌ها میسر نشد و برخی از تحقیقات موجود دانشگاهی و اداری از چشم پژوهشگران این بررسی دور ماند.

توسعه
درحوزة مسائل توسعه‌ای تحقیقات متعددی شناسایی شده است. از جمله پژوهشی به قلم عیسی ابراهیم‌زاده و حمید سپهردوست با عنوان برنامه‌ریزی منطقه‌ای و ضرورت بازنگری بر روند شناسایی قطب‌های توسعه کشور با تأکید بر استان سیستان و بلوچستانکه در سال ۱۳۷۹ با حمایت دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکدة مدیریت به اتمام رسید. در این بررسی تأکید می‌شودکه اولاً معیار دقیق برای تشخیص مناطق محروم و مناطق به اصطلاح غیر محروم وجود ندارد. با تغییر نحوة نگرش، منطقه‌ای می‌تواند خیلی محروم، محروم یا غیر محروم جلوه‌گر شود. ثانیاً مطالعات موجود سعی کرده‌اند وضع موجود این مناطق را به نحوی شناسایی کنند و شرایط حاکم بر ناحیه را از نظر امکانات رفاهی و زیستی توجیه نمایند. در هیچکدام از این گزارش‌ها به علل ظهور پدیده محرومیت برای برخی نواحی، راه‌حل‌های اساسی و بنیادی به منظور سیاستگذاری توسعه و نحوة تصمیم‌گیری‌ها در سطح ملی و مخصوصاً استعدادهای توسعه در نواحی مختلف اشاره نشده است. به نظر می‌رسد که یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در توسعه نابرابر مناطق مسئلة قطبی شدن توسعه است.
در یک پژوهش دیگر باعنوان جایگاه صنعت در استان سیستان و بلوچستان(۲) به سطح صنعت در استان سیستان و بلوچستان پرداخته شده و میزان پیشرفت، تغییرات و رشد صنایع در دهة قبل و بعد از انقلاب بررسی و مقایسه شده است. همچنین به بررسی و مقایسه صنعت در این استان با دیگر استان‌های کشور برآمده است و نقاط ضعف و کمبودهای موجود را که اغلب مانع ایجاد پروژه‌های صنعتی در استان شده‌اند را شناخته و به ارائة پیشنهاداتی به منظور رفع آن‌ها پرداخته است. در همین زمینه باقر کرد در پژوهش دیگری تحت عنوان بررسی موانع صنعت در استان سیستان و بلوچستان و اثرات آموزش‌های علمی - کاربردی (۳)با مراجعه به کارشناسان و برنامه‌ریزان سیستم صنعت استان و شاغلین و مدیران واحدهای صنعتی - تولیدی به گردآوری و ارائه نظریات آن‌ها در سه پرسشنامة جداگانه اقدام کرده است. علاوه بر این آمار و اطلاعات اداره کل صنایع استان، عوامل کیفی توسعة صنعت مانند بهره‌وری، کیفیت، ظرفیت تولیدی، رعایت استاندارد را با پارامترهای تکنولوژی، آموزش‌های علمی کاربردی، مواد اولیه، مسائل ارزی و مالی که برای توسعة صنعت مورد نیاز هستند، مورد سنجش قرار گرفته و سهم هر یک از پارامترهای فوق در عدم توسعه صنعت تبیین شده است.
با توجه به ساحلی بودن بخش جنوبی استان و قابلیت‌های توسعه‌ای این مناطق در یک تحقیق دانشگاهی که توسط مرتضی اثنی‌عشری صورت گرفته، به بخشی از این قابلیت پرداخته شده است. در این تحقیق که تحت عنوان ارزیابی بازده سرمایه‌گذاری در صنعت پرورش میگو در استان سیستان و بلوچستان ۱۳۸۱-۱۳۷۸ ارائه شده است با تأکید بر یکی از سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در ایجاد مزارع پرورش میگو مربوط به منطقه گوآتر در استان سیستان و بلوچستان، که یکی از مناطق وسیع و تقریباً خالی از سکنة این استان به شمار می‌رود. هدف اصلی این تحقیق جمع‌آوری اطلاعات مربوط به سرمایه‌گذاری و ارزیابی بازده سرمایه‌گذاری در صنعت پرورش میگو در استان در سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۱ و مقایسة آن با نرخ سود اوراق مشارکت با پروژه‌هایی بوده است که در آن سرمایه زیربنایی لازم توسط دولت تأمین می‌گردد و نیز با پروژه‌هایی که تمام سرمایه لازم برای ایجاد و بهره‌برداری توسط بخش‌های اقتصادی غیردولتی تأمین گردد. نتایج حاصل از اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که در سال‌های مورد تحقیق بازده سرمایه‌گذاری در صنعت پرورش میگو - صرف‌نظر از اهداف سیاسی، امنیتی و ایجاد اشتغال در منطقه گوآتر - کمتر از سود سرمایه‌گذاری برای خرید اوراق مشارکت بوده است.
دربارة وضعیت مناطق ساحلی استان در یک پژوهش دیگر با عنوان نقش منطقه آزاد چابهار در ساختار کشاورزی بلوچستان و پیامدهای آن از نحوة طرح و تأسیس یک بندر آزاد تجاری در چابهار از سال ۱۳۷۱ به بعد، پس از انجام مقدمات قانونی و طراحی برنامه در یک دوره بیست ساله از ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۰ سخن به میان آمده است. این بندر با برخورداری از بسیاری امکانات طبیعی، جغرافیایی - سیاسی و قانونی، در مرحلة اول فعالیت‌های تجاری - بازرگانی را از مورد تأکید قرار داد تا از محل درآمدهای آن شروع به زیربناسازی بندر از نظر تأسیسات، حمل و نقل و خدمات اقدام شود. تبلیغات و اقدامات سازمان بندر آزاد توانسته تعدادی از سرمایه‌گذاران داخلی را به فعالیت در بندر ترغیب نماید و در این راه با بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی مذاکراتی صورت گرفته و گاهی سرمایه‌گذاران خارجی نیز در زمینه فعالیت در این بندر اقداماتی انجام داده‌اند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، فعالیت‌های بندر به دلیل موانع متعدد مالی و اجتماعی تاکنون نتوانسته چنانکه باید و شاید نیروهای بومی را جذب نماید. در دورة بعد از انقلاب اسلامی ساختار زراعی ناحیه که ویژگی‌های کشت معیشتی را همراه با فعالیت‌های جنبی نظیر صید و صیادی و دامداری تشکیل می‌داد، دچار بعضی تحولات شده و کشت‌های سنتی نظیر خرما و غلات به نفع کشت‌های تجاری نظیر موز و مرکبات و میوه‌جات گرمسیری دگرگونی‌هایی یافته است.
میرمحمد رضازاده‌بائی در بررسی کارایی اقتصادی واحدهای صیادی در منطقة سیستان با هدف تخمین کارایی اقتصادی واحدهای صیادی منطقه سیستان و تعیین عوامل مؤثر بر آن به این نتیجه رسیده است که با توجه به وجود ظرفیت‌های بالقوه جهت افزایش کارایی اقتصادی واحدهای مورد مطالعه، از طریق بهبود عوامل مؤثر بر کارایی اقتصادی از طریق اصلاح سیستم توزیع سوخت، احداث صنایع تولید ادوات صیادی، توزیع مجوز و تردد و... می‌توان سود از دست رفتة واحدهای مورد مطالعه را کاهش داد و از این طریق موجب ارتقاء درآمد و سطح زندگی و در نتیجه رفاه اقتصادی و اجتماعی منطقه شد.
محمود بلوچ در یک پایان‌نامه دانشجویی به بررسی تأثیر نظام آموزشی کارکنان بر توسعه مهارت‌های شغلی منابع انسانی در سازمان جهاد سازندگی استان سیستان و بلوچستان پرداخته است.
حمیدرضا سرگزی، نیز در پایان‌نامه‌ای مشابه تحت عنوان بررسی عوامل مؤثر در جذب و نگهداری نیروهای انسانی متخصص در سازمان جهاد سازندگی استان سیستان و بلوچستان به همین موضوع پرداخته است.
در پایان‌نامة دیگری، محمد دهدار به مشکلات اجرای بهداشت محیط در شبکة نمونة زابل شهرستان زابل، عمده‌ترین بیماری‌های شایع در منطقه مانند وبا، حصبه، بیماری‌های انگلی و کم‌خونی مورد بررسی قرار گرفته و آمده است که مسایل بهداشت محیطی در رأس اقدامات بهداشتی منطقه قرار گیرد. آموزش بهداشت محیطی به سطح روستا باعث شده که بیماری‌های اسهالی کاهش یابد و اکثر بیماری‌های چشمی محو گردند.
پایان‌نامه دانشجویی خداداد جوشنگ‌ریگی در بررسی عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی کارکنان شرکت مخابرات استان سیستان و بلوچستان به تعهد سازمانی کارکنان مخابرات پرداخته است و غلامحسین حسینی‌نیا موضوع پژوهش خود را به آموزش‌های ترویجی جهاد سازندگی اختصاص داده است. این پژوهش که الگوی نیازسنجی آموزشی ترویجی و اجرای آزمایشی آن در استان سیستان و بلوچستان نام دارد با هدف ارائة الگوی نظام‌مند آموزشی در زیربخش‌های حوزه فعالیت وزارت جهادسازندگی و به منظور رفع معضلات و مشکلات موجود طراحی و به صورت آزمایشی در استان سیستان و بلوچستان اجرا شده است. الگوی مذکور در چهار مرحله طراحی و تنظیم گردیده است. در مرحلة اول نسبت به اولویت‌سنجی و اهمیت‌سنجی زیربخش‌های مختلف جهاد با توجه به چهار شاخص «میزان اشتغال‌زایی»، «میزان تأثیر در افزایش درآمد بهره‌برداران»، «گستردگی موضوع» و «اهمیت موضوع از لحاظ سیاست‌های جهاد» و نیز اولویت سنجی هر کدام از شهرستان‌های استان در رابطه با زیربخش‌های هفتگانه، وزارت جهاد اقدام شده است. در مرحلة دوم در سطح شهرستان نسبت به اولویت‌سنجی زیربخش در دوره‌های آموزشی اقدام شده و در مرحله سوم با مراجعه به روستاییان نیازهای آن‌ها مشخص و اولویت‌بندی شده است. در گزارش این پژوهش مکانیسم اجرایی هر کدام از این مراحل و پرسش‌های مورد نیاز تشریح شده است.
در خصوص فعالیت‌های جهاد سازندگی پژوهش دیگری به صورت گروهی با مشخصات زیر صورت گرفته است. حبیب‌الله خوبنکسر؛ محمدامین سلجوقی؛ محمد فروغی‌مقدم، ارزیابی آثار و عوامل اقتصادی-اجتماعی طرح‌های تولیدی-صنعتی مجوز داده شده از جهادسازندگی استان سیستان و بلوچستان؛ جهادسازندگی- معاونت آموزش و تحقیقات؛ ۱۳۸۰
بررسی علل مقاومت کارکنان بانک ملی استان سیستان و بلوچستان در مقابل تغییر ساختاری و بررسی مشکلات مدیریت در وصول مطالبات مصرف برق و ارائه راهکارهای بهبود آن (مطالعه موردی: شرکت سهامی برق منطقه ای سیستان و بلوچستان) از جمله تحقیقاتی هستند که به مسائل جاری ادارات در سطح استان توجه کرده‌اند.
صنایع روستایی استان موضوعی است که پایان‌نامه احمد صادقی بدان پرداخته است. در این تحقیق که بررسی تأثیر سیاست‌های اقتصادی-اجتماعی دولت بر روی صنایع روستایی استان سیستان و بلوچستان نام دارد،پژوهشگر به این نتیجه رسیده است که روند نرخ رشد بهره‌وری نهایی نیروی کار و سرمایه در صنایع روستایی تقریباً هماهنگ با بخش صنعت در کل کشور بوده است. همچنین مهدی صفدری در پژوهش دیگری با عنوان شناسایی عوامل مؤثر بر اقتصاد غیررسمی استان سیستان و بلوچستان، مسئلة اقتصاد غیررسمی در استان را به بحث گذاشته است.
فرشاد حسن‌پور، علی‌اکبر عامری و غلامرضا سنجری، مناطق اکولوژیک سیستان و بلوچستان را در پژوهش‌هایی با عنوان شناخت مناطق اکولوژیک سیستان و بلوچستان (شیت ایرانشهر) و شناخت مناطق اکولوژیک سیستان و بلوچستان - تیپ هامون جازموریان مورد توجه قرارداده‌اند. رضا غریب و محمدرضا معتمد نیز از همین منظر بررسی تغییرات خطوط ساحلی استان سیستان و بلوچستان را مورد توجه تحقیقاتی قرار داده‌اند. موضوعات توسعه‌ای دیگری چون نقش صنایع تبدیلی شیلات در توسعة پایدار استان سیستان و بلوچستان ؛ ملاحظات جمعیتی مرتبط با توسعه در استان سیستان و بلوچستان ؛ بررسی موانع و تنگناهای فرآیند عقلایی تصمیم‌گیری در سازمان‌های دولتی استان سیستان و بلوچستان ؛ علل اضافه برداشت آب از چاه‌ها در استان سیستان و بلوچستان ؛ بررسی و جمع نظرهای روستاییان سیستان به مثابه مانع توسعه و بررسی اثرات ساختار سنتی سازمان جهادسازندگی استان سیستان و بلوچستان بر انگیزش کارکنان نیز از سوی پژوهشگران در دستور کار مطالعاتی قرار گرفته و نتایج آن در قالب گزارش‌های پژوهشی ارائه شده است.

ویژگی‌ها اجتماعی و فرهنگی
در حوزة مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز تحقیقات متعددی در استان سیستان و بلوچستان صورت گرفته است. الگوهای همسرگزینی یکی از این موضوعات است که در پژوهش‌های بتول صیفوری طغرالجردی و سعید برهانی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. مردم‌نگاری بخش میرجاوه مردم‌شناسی طایفة گمشادزهی استان سیستان و بلوچستان از دیگر مطالعاتی است که بر میراث فرهنگی منطقه تأکید نموده و پوشاک وغذاهای محلی و سایر ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی منطقه را مورد مطالعه قرار داده است.
طاهره اسلامی در پژوهشی با عنوان بررسی نقش و رنگ در هنرهای سنتی استان سیستان و بلوچستان به معرفی قالی‌بافی، گلیم‌بافی، سبدبافی، حصیربافی، سکه و آیینه‌دوزی و سوزن‌دوزی منطقه پرداخته و از نقوش کلی این هنرها به صورت مجزا نیز تصاویری تهیه کرده است. سعید محمد شه‌بخش نیز در پژوهش دیگری تحت عنوان بررسی نقوش سنتی بلوچ و جایگاه آن در گرافیک به همین موضوع پرداخته است. او نیز با مطالعه نمونه‌هایی از صنایع دستی سیستان و بلوچستان مانند گلیم‌بافی، سوزن‌دوزی، سفال‌سازی، قالیچه‌بافی، حصیربافی، سکه‌دوزی و غیره به نقشمایه‌های مورد استفاده در صنایع بلوچ‌ها اشاره کرده است که بیشتر ساختار هندسی دارند هر چند که می‌توان نقوش انسانی، حیوانی و گیاهی را در میان آن‌ها دید. شکل مثلث بیشترین نقشمایه‌های بلوچ را تشکیل می‌دهد.
فهیمه حسین‌زاده نیز وفاق اجتماعی طوایف بلوچ را مورد بررسی قرار داده است. برات دهمرده بررسی تاریخ سیاسی و اجتماعی سر حد در عصر صفوی را مورد واکاوی قرار داده و حمید رحمانی سنگانی با تحقیقی با عنوان ارتباط مردم بلوچستان با دیگر مردم ایران با تکیه بر زبان بررسی کرده است. سیامک زندرضوی نیز در یک بررسی تغییرات ساختارهای اقتصادی و اجتماعی در جامعه سیستان و بلوچستان را مورد توجه قرار داده است. عباس سرافرازی در یک بررسی به فرقه‌های مذهبی در استان توجه نشان داده است. وی در این تحقیق تحت عنوان نگرشی بر فرقه‌های مذهبی در بلوچستان خاطرنشان می‌سازد که در بلوچستان علاوه بر مذاهب رسمی فرقه‌های مذهبی وجود دارند که این فرق با یکسری آداب و رسوم خاص پیروانی برای خود گرد آورده‌اند. عموماً این فرقه‌ها یا طریقت‌های صوفیانه‌ای هستند مانند قادریه، نقشبندیه، سهروردیه و چشتیه یا طریقت‌های کم و بیش فراتر از گرایش های متشرع می‌باشند که این گروه‌ها بدعت هایی را در مذهب وارد کرده‌اند که در نزد متشرعان ناصواب تلقی می‌شود. این گروه‌های بدعت‌گذار بیشتر از نوع فرقه‌های ملامتیه می‌باشند که با مراسم خاصی به آزار خود می‌پردازند و از این طریق درصدد کشف و شهودند. البته مشرب‌های متصوفه متشرع نیز طی گذشت زمان از دستبرد بدعت‌هایی مصون نمانده‌اند، اعتقاد به شیوخ، مزارات و مقبره‌ها و فریادرسی از آن‌ها برای رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی و درمانی رواج دارد. شیوخ متعددی در بلوچستان مورد رجوع و تقدیس می‌باشند برخی از آن‌ها در بلوچستان و برخی در یمن، عربستان، عدن و سایر کشورها مدفونند.
در پژوهش دیگری با عنوان تأثیر سیاسی، اجتماعی، ادبی بلوچ‌ها بر منطقه تربت حیدریه به مجامع بلوچ در دیگر استان‌ها از جمله خراسان اشاره شده است. طوایفی چند از بلوچ‌ها مهاجرت‌هایی به منطقه تربت حیدریه داشته و در بخش‌های رشتخوار زاوه و فیض‌آباد تربت‌حیدریه ساکن شده‌اند. در حوادث سیاسی و اجتماعی منطقه خصوصاً در حوادث تاریخ معاصر منطقه نقش فعالی را ایفا کرده‌اند. در پایان جنگ جهانی اول و ابتدای روی کار آمدن رضا شاه افرادی از سر کردگان بلوچ مانند سالارخان بلوچ- مختارخان بلوچ، و خدادادخان بلوچ نقش مهمی را در تحولات منطقه در آن دوره ایفا کردند. بلوچ‌ها از نظر فرهنگی و گسترش زبان و ادبیات بلوچی در منطقة تربت حیدریه نیز مؤثر واقع شده‌اند. ریشه‌یابی تأثیر فرهنگی و ادبی تأثیر لغات بلوچی بر زبان مردم نیز مورد توجه این بررسی قرار گرفته است.
جرم‌خیزی در استان سیستان و بلوچستان (بررسی جرایم مطرح شده در دادگاه‌های کیفری استان) ؛ علل گرایش به اعتیاد مجدد و همچنین علل اعتیاد مجدد پس از ترک و راه‌های بازپروری معتادین در استان سیستان و بلوچستان و بررسی علل بی‌سرپرستی زنان در زاهدان از مسائل اجتماعی با اهمیتی است که در مجموعه‌ای دیگر از پژوهش‌ها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
مرتضی شجاعی در یک مطالعه با عنوان برنامه‌ریزی و طراحی الگوی روستاشهر (در منطقه سیستان) می‌نویسد: امروزه اغلب صاحبنظران توسعه اعتقاد دارند که توسعه در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه تنها از طریق توسعه روستایی همه‌جانبه امکانپذیر است. هدف این نظریه پیوند دادن مجدد شهر و روستا از طریق کاهش فاصله عملکردی بین آن دو و ایجاد سکونتگاه‌هایی به نام روستاشهر است. قرار است این سکونتگاه‌های جدید، در نظام سلسله‌مراتب سکونتگاهی به عنوان حلقه اتصال شهر و روستا عمل کرده و عامل انتقال توسعه به مناطق روستایی باشد. دراین مراکز، امکانات و تسهیلات اقتصادی -زیربنایی و خدماتی مستقر خواهند شد و با ایجاد اشتغال در آن‌ها و در منطقه روستاشهری تلاش خواهد شد تا مشکلات و نیازهای روستائیان در محل خودشان مرتفع گردد. بدین طریق مهاجرت روستاییان به شهرها کنترل شده و مشکلات شهرها نیز کاهش خواهد یافت.
فردوس فردآقائی در یک پایان نامه دانشجویی با نام بررسی تأثیر تحولات اجتماعی-اقتصادی بر روند شهرنشینی (مورد شناسی: زاهدان در سده اخیر) تحولات شهر زاهدان در سدة اخیر را بررسی کرده است. در این پژوهش پس از اشاره‌ای به تحولات پس از انقلاب صنعتی و پیامدهای آن در ایران از رشد فزاینده و شتابان جمعیتی و کالبدی شهر زاهدان و نابرابری‌های اجتماعی - فضایی حاصل از آن سخن گفته شده است. جمعیت این شهر در طی هشتاد سال از کمتر از ۵۰۰۰ نفر در هسته اولیه (حدود سال ۱۳۰۰) به ۱۷۴۹۵ نفر در۱۳۳۵ و به ۴۱۹۵۱۸ نفر در ۱۳۷۵ رسیده است و پیش بینی می‌شود که در ۱۳۸۰ به ۵۴۸۸۸۶ نفر رسیده باشد. این افزایش که رشد جمعیت متوسط ۷۲/۸ درصد در این سال‌ها را داشته است گسترش فیزیکی فزاینده شهر را نیز توجیه می‌کند. این رشد همراه با پدید آمدن شرایط خاص سیاسی اجتماعی و اقتصادی به بروز نابرابری‌های اجتماعی-فضایی منجر گردید. در ادامة این بررسی با بهره‌گیری از نظریات کلاسیک و مدرن در زمینة تکوین و تکامل شهرها و نظریات مبتنی بر روابط متقابل جامعه انسانی و فضای جفرافیایی که مورفولوژی اجتماعی را در شهر تبیین می‌کند. عوامل مؤثر بر تحولات اجتماعی-اقتصادی و بالاخص بر روند شهرنشینی را از دو بعد عوامل درونزا و برونزا مورد توجه قرار گرفته است. نتایج حاصله از آن بدین‌گونه است که رشد شتابان شهر زاهدان عمدتاً ناشی از عوامل برونزا شامل سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های دولت بوده است و عوامل درونزا و محیط طبیعی نقش کمرنگی در این حوزه داشته‌اند. مورفولوژی اجتماعی یا نابرابری‌های اجتماعی- فضایی نیز در شهر زاهدان تحت تأثیر هر دو دسته عوامل درونی و برونی شامل عوامل طبیعی وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانوارها و اقوام و قومیت‌های مختلف و برنامه‌ریزی‌های دولت شکل گرفته است.

آموزش عمومی و آموزش عالی
در خصوص آموزش عمومی و آموزش عالی پژوهش‌های متعددی شناسایی شد. در یکی از این تحقیقات با عنوان علل عدم جذب دختران به دوره‌های مختلف تحصیلی در استان سیستان و بلوچستان پژوهشگران نتیجه گرفته‌اند: ۱- در منطقه سیستان با توجه به اینکه پراکندگی جمعیت نسبت به بلوچستان کمتر است ولی مسئولین نتوانسته‌اند با توجه به جمعیت منطقه نسبت به تأسیس مدارس دخترانه اقدام نمایند و زمینه را برای جذب و شکوفائی این قشر عظیم اجتماعی فراهم آورند. ۲- فقر اقتصادی در مناطق زبان فارسی نسبت به مناطق غیرفارسی زبان از درصد بالایی برخوردار است. در مورد علل عدم جذب دختران به آموزش و تحصیل در تحقیقی دیگر با عنوان علل عدم جذب دختران به دوره‌های مختلف تحصیلی در استان سیستان و بلوچستان از عواملی چون مختلط بودن مدارس، نبودن مدرسه در روستا و فقدان حضور آموزگاران زن یاد شده است که باعث می‌شود دختران لازم‌التعلیم جذب مدارس نشوند و از تحصیل بازمانند. فقر اقتصادی موجود در خانواده‌های این استان از درصد بالایی برخوردار بوده است که این مسئله موجب شده اکثر خانواده‌ها برای فرستادن فرزندان دختر خود به مدارس دچار مشکل شوند. همچنین ازدواج دختران در سنین پایین مانع ادامة تحصیل دختران است. مینو قدرجهرمی نیز در پژوهش دیگری با عنوان نگرش پدران نسبت به تحصیل، ازدواج و اشتغال دختران دانشگاه سیستان و بلوچستان به ازدواج دختران پرداخته و نتیجه گرفته است که هر چه میزان سواد پدران بیشتر باشد، آنها گرایش بیشتری نسبت به تحصیل و اشتغال دختران خود دارند و اختیار بیشتری در امر ازدواج برای دختران خود قائل هستند.
علی تقی‌پورظهیر در پژوهشی با نام برنامه ریزی آموزشی دانشگاه سیستان و بلوچستان براساس برنامة پنج ساله توسعه آموزش عالی کشور و عبدالوهاب پورقاز و مهوش رقیبی در تحقیق بررسی نظام آموزشی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نظام آموزشی در دانشگاه سیستان و بلوچستان را مورد بررسی قرار داده اند. علل افت تحصیلی و بررسی جامع وضعیت پذیرفته شدگان دانش آموزان بومی در کنکور سراسری دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی استان قبل و بعد از انقلاب فرهنگی ؛ بررسی نظرات فارغ التحصیلان ۱۳۷۹- ۱۳۷۲ رشته‌های محض دانشکده علوم پایه دانشگاه سیستان و بلوچستان در مورد چگونگی جذب و اشتغال در بازار کار و پیاده سازی خدمات اینترنت در دانشگاه سیستان و بلوچستان از دیگر پژوهش هایی است که به مسائل آموزش عالی در استان پرداخته اند. بررسی وضع موجود کارورزی و دانشسراهای تربیت معلم استان سیستان و بلوچستان ؛ نقش مدارس غیرانتفاعی در آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان ؛ ارزیابی از شیوه انتخاب معلمان نمونه در استان و اثرات آن ؛ بررسی عوامل مؤثر در رغبت معلمان به شغل معلمی در استان سیستان و بلوچستان ؛ ارزشیابی از شیوه انتخاب معلمین نمونه استان سیستان و بلوچستان و اثرات آن در سال تحصیلی ۱۳۷۱- ۱۳۷۲؛ بررسی کارآئی معلمین زن و مرد دوره ابتدایی استان سیستان و بلوچستان ؛ بررسی عوامل مؤثر در رغبت معلمان به شغل معلمی در استان سیستان و بلوچستان ؛ بررسی عملکرد سرباز معلم در آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان ؛ اثرات چند شیفته شدن مدارس بر مسائل تربیتی دانش‌آموزان ؛ بررسی میزان علاقه‌مندی به شغل معلمی در استان سیستان و بلوچستان ؛ نقش راهنما- معلمان و ارزشیابان آموزشی دانش‌آموزان دانشسرا و تحصیل مقطع ابتدائی-راهنمائی- متوسطه - سال ۱۳۷۲- ۱۳۷۳و بررسی روش‌های ایجاد ارتباط اولیاء با مربیان در مدارس شهری دوره راهنمایی تحصیلی استان سیستان و بلوچستان از جمله تحقیقاتی هستند که به ابعاد گوناگون آموزش و پرورش استان توجه کرده‌اند.برخی از این تحقیقات همانند پژوهش موسی محمودزهی بر مسائل مربوط به قوم بلوچ متمرکز شده‌اند. محمود زهی در تحقیقی با نام بررسی تأثیر گویش بلوچی در جریان یادگیری در پایه اول ابتدایی پرداخته است. محقق فرایند کار خود را چنین گزارش داده است: ۱) تمام واژه‌هایی که امکان دارد یک آموزگار کلاس اول ابتدایی به هنگام تدریس به زبان فارسی به صورت تنظیم الفبایی جمع‌آوری و ارائه شده است. ۲) تمام واژه‌هایی که امکان دارد یک دانش‌آموز بلوچ پایه اول ابتدایی در مقابله با واژه‌های بند ۱ به ذهن آورد تهیه و به صورت الفبایی ارائه شده است. ۳) کشف خطاهای مقابل‌های که یک دانش‌آموز بلوچ زبان پایه اول ابتدایی از نظر آوایی، واژگانی، معنایی و ساختاری به هنگام تعلیم دیدن با آن‌ها روبرو می‌شود مورد توجه قرار گرفته است. ۴) انواع خطاهای مقابل‌های و درصد تفکیکی آن‌ها تعیین و طبقه‌بندی شده است. ۵) راه‌حل‌های مناسب برای جلوگیری از این خطاها و یا حداقل کاهش آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین در ضمائم گزارش بخشی به معرفی برخی از خصوصیات زبان بلوچی اختصاص یافته است.

پژوهش‌های قومی و سیاسی
در حوزه مباحث مربوط به بلوچ‌ها و مسائل سیاسی منطقة پژوهش‌های گوناگونی در قالب پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های سازمانی و ادرای صورت گرفته است. عبدالودود سپاهی در پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد تاریخ با عنوان وضعیت سیاسی بلوچستان از ابتدای سلطنت قاجاریه تا نهضت مشروطه ۱۲۱۰ تا ۱۳۲۴ ق/ ۱۷۹۵ تا ۱۹۰۶ م که چندی بعد به صورت یک کتاب منتشرشد از تأثیر رقابت‌های کشورهای اروپایی بر بلوچستان می‌نویسد که به علت همسایگی با هندوستان و داشتن نقش معبر برای این سرزمین، مورد توجه آن‌ها قرار گرفت. در ادامه از نوع نگاه دولتمردان کشور در دوره قاجار به سرزمین‌های پیرامونی ایران آمده است و این که حاکمان و سیاستمداران آن زمان به مسائل سیاسی جهان تا چه اندازه آگاه بودند و چه موضعی در برابر دیپلماسی فعال خارجی داشتند و آیا توانستند در تحولات سریع سیاسی جهان منافع کشور را حفظ کنند یا خیر؟ در همین زمینه در تحقیق دیگری با عنوان وضعیت سیاسی و اجتماعی بلوچستان در دورة قاجاریه که توسط عباس سرافرازی به عنوان پایان‌نامه دکتری ارائه شده است. نوع برخورد قدرت‌های محلی بلوچ با یکدیگر و مجموعة این قدرت‌ها با حکومت قاجاری مورد بررسی قرار گرفته است. چگونگی این مناسبات و نقش سیاسی انگلستان در رابطه با آن و نیز تعیین حد و مرزها و تجزیه بلوچستان و دخالت حکومت هند در آن از جمله سؤالات اساسی و محورهای اصلی این تحقیق است.
نحوة اخذ مالیات از بلوچستان از دیگر موضوع‌هایی است که در این نوشته موضوع بررسی قرار گرفته است. بلوچ‌ها که عموماً به خاطر خشکسالی‌ها، هجوم ملخ و سایر بلایای طبیعی و انسانی در شرایط بسیار دشوار اقتصادی به سر می‌بردند اگر از حوادث روزگار جان سالم در می‌بردند دچار ظلم و ستم مالیات‌بگیران حکومت محلی و دولت قاجاری نیز بودند.
با وجود این‌که می‌بایست مالیات به هر قیمتی وصول می‌شود، اسنادی وجود دارد حاکی از آن که برخی اوقات وضعیت آن‌قدر نامناسب بود که حتی باعث دل‌رحمی حکمرانان قاجاری نیز می‌گردید و از دولت مرکزی درخواست می‌کردند که مردم بلوچ را در برخی سال‌ها از پرداخت مالیات معاف دارند.
علی‌محمد زارع‌مهدجودی در پایان‌نامه عوامل همسازی و ناهمسازی سیاسی با مرکز: بلوچستان ایران ومراد کاویانی‌راد در پایان‌نامه بررسی نقش هویت قومی در اتحاد ملی، مطالعه موردی قوم بلوچ به مبحث هویت قوم بلوچ توجه نشان داده‌اند. کاویانی‌راد در پژوهش خود نوشته است: به دلیل عواملی نظیر قومیت، مذهب، دوری از مرکز و غیره قوم بلوچ کمتر در تحولات بزرگی که حداقل در سده اخیر کشور را متأثر ساخته نقش عمده‌ای ایفا کرده، این عدم مشارکت میزان همگرایی این قوم را با ملت ایران تحت تأثیر قرار داده است. در این تحقیق سعی شده عناصر هویتی همگرا و واگرای بلوچ‌ها با ملت ایران مورد بررسی قرار گیرد. فرضیات: ۱- مشترکات قوم بلوچ با ملت ایران در حوزه‌های تاریخ، قوم، نژاد و فرهنگ است. ۲- تفاوت‌ها و تمایزات قوم بلوچ با ملت ایران متأثر از حوزه‌های مذهب، ساخت اجتماعی، فاصله جغرافیایی و غفلت دولت مرکزی است. ۳- دنباله قومی بلوچ در خارج از کشور از طریق تقویت میل درون‌قومی و کاهش علایق ملی باعث تقویت نیروهای گریز از مرکز در این منطقه از ایران است. در همین زمینه داود میرمحمدی در پایان‌نامه کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی با عنوان مطالعه و بررسی مؤلفه‌های بارز هویت فرهنگی و قومی مردم بلوچ و نسبت و رابطه آن با هویت فرهنگ ملی گزارش می‌دهد: میزان قومیت‌گرایی در بلوچستان تابعی از متغیرهای مستقل مختلفی است که هر یک به تنهایی و نیز به صورت جمعی بر آن تأثیر می‌گذارند. برای مثال در میان رؤسای خانواده‌های بلوچ ساکن شهرستان زاهدان، آن دسته از افرادی که دارای خاستگاه روستایی بوده و در مناطق روستایی و ایلی زندگی می‌کنند در مقایسه با افراد شهرنشین تمایلات قومی بیشتری دارند. البته آزمونهای آماری میزان همبستگی میان این دو متغیر را در حد ضعیفی نشان داده‌اند. شاید بتوان علت این امر را در عدم تمایزات جدّی جامعة شهری و روستایی در بلوچستان و تشابهات روحی، عاطفی و رفتاری میان مردمان شهری و روستایی در این منطقه دانست. زیرا طبق شواهد موجود، شهر زاهدان و دیگر شهرهای تابع این شهرستان از قبیل میرجاوه صبغه شهریت زیادی نداشته و بخش اعظم ساکنین این شهرها را افرادی تشکیل می‌دهند که خاستگاه ایلی و روستایی داشته طی سال‌های اخیر به این شهرها مهاجرت کرده‌اند. وضعیت سواد (از حیث باسوادی یا بیسوادی) و سطح تحصیلات دو متغیر مهم دیگری هستند که در این پژوهش به عنوان متغیرهای مستقل و تأثیرگذار مطمح نظر قرار گرفته‌اند. محاسبات آماری کای‌اسکوئر اثبات نموده است که میان این دو متغیر با متغیر شدت قومیت‌گرایی بلوچ‌ها ارتباط شدیدی وجود دارد و به این ترتیب فرضیه‌های این متغیرها مبنی بر اینکه «افراد بیسواد نسبت به افراد باسواد قوم‌گراتر هستند» و این فرضیه که «هر قدر سطح تحصیلات بیشتر، قومیت‌گرایی ضعیف‌تر» با سطح معنادار ۹۹/۹ درصد تأیید و اثبات شده‌اند. علاوه بر متغیرهای فوق‌الذکر، میان رده‌بندی شغلی رؤسای خانواده بلوچ مقیم شهرستان زاهدان و شدت قومیت‌گرایی آنان رابطة معنی‌داری اثبات شده است. بدین معنی که افرادی که دارای مشاغل بالا و متوسط و همچنین کسانی که شاغل در رشته‌های شغلی دولتی و فروشندگی بوده‌اند در مقایسه با افراد صاحب مشاغل پایین و شاغل در رشته‌های شغلی خدمات، حمل و نقل و دامداری و کشاورزی تمایلات قومی ضعیف‌تری از خود نشان داده‌اند. محمد عثمان حسین بر نیز در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد در رشتة جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی با عنوان گرایش دانشجویان بلوچ به هویت ملی در ایران با استاد راهنمایی دکتر محمد عبدالهی در سال ۱۳۸۰ نتیجه گرفته است که بیش از ۹۰ درصد پاسخگویان احساس می‌کنند که مردم قوم بلوچ در مقایسه با دیگر اقوام ایرانی به ویژه اقوام شیعی مذهب که در حکومت نفوذ بیشتری دارند از حقوق شهروندی و امکانات آموزشی، بهداشتی مناسبی برخوردار نیستند. بنابراین آن طور که باید، از تحصیل، کار و زندگی در ایران احساس رضایت نمی‌کنند.
بین میزان پیوستگی دانشجویان با گروه‌های اجتماعی درجه اول به ویژه خانواده، همسالان و گروه های مرجع رابطه منفی معنی‌داری وجود دارد. بر اساس این اطلاعات می‌توان گفت هر چه میزان تعاملات و پیوستگی دانشجویان با گروه‌های اجتماعی درجه اول بیشتر باشد نگرش آنان نسبت به هویت ملی به عنوان عام‌ترین هویت جمعی در سطح جامعه منفی‌تر و نسبت به هویت‌های جمعی کوچک و خاص‌گرایانه محلی(خانوادگی، محله‌ای و غیره) مثبت‌تر است. این امر مؤید دیدگاه کنش متقابل نهادی است که هویت افراد را محصول نوع و دامنه تعاملات آنان با دیگران می‌داند. نوع تعاملات افراد با گروه‌های درجه اول زمینه‌ساز کنش‌های عاطفی است و می‌تواند در تقویت هویت‌های خاص‌گرایانه محلی و تضعیف هویت جمعی عام در سطح جامعه مؤثر باشد.
مثبت بودن رابطه بین گرایش مثبت دانشجویان به هویت ملی و میزان تعاملات و پیوستگی آنان با نهادهای مدنی به ویژه انجمن‌های علمی و فرهنگی و ازاین دست بار دیگر دیدگاه کنش متقابل نمادی را تأیید می‌کند که بنابرآن، نوع وسطح هویت جمعی افراد، تابع نوع و سطح تعاملات آنان با دیگران است. هر چه میزان تعاملات دانشجویان با نهادهای نوین بیشتر باشد زمینة مناسبت‌تری برای رشد هویت جمعی عام جامعه‌ای در بین آنان فراهم می‌شود. شاید یکی از دلایل این امر که چرا دانشجویان بلوچ بیشتر در تعاملات درون گروهی شدید با گروه‌های اجتماعی درجه اول قرار دارند و با کسب هویت‌های خاص‌گرایانه سطوح پایین، خود را بیشتر نسبت به گروه‌های محلی متعهد و وفادار ولی نسبت به دولت بی‌تفاوت می‌دانند، این باشد که آنان از تعاملات بین گروهی خود به ویژه با دولت، نظیر مشارکت جدی و فعال در انتخابات پاداش مناسبی دریافت نکرده‌اند.
رابطة مثبت و بسیار قوی سطح هویت جمعی دانشجویان بلوچ با میزان احساس رضایت آنان از تحصیل، کار و زندگی در ایران معرف آن است که هر چه این احساس رضایت بیشتر باشد، گرایش دانشجویان نسبت به هویت ملی در ایران مثبت‌تر و هویت جمعی عام جامعه‌ای (ملی) در بین آنان قوی‌تر است. این امر نشان می‌دهد که بر اساس دیدگاه مبادله، جوانان ایران نگاهی ابزاری به هویت‌های جمعی از جمله هویت ملی دارند، به طوری که عملاً با گروه‌هایی در تعامل‌اند و از نظمی حمایت می‌کنند که منافع آنان را منعکس نماید و آنان در تعامل با آن نوع هویت‌ها احساس بهره‌مندی نمایند. با رشد فردیت در بین نسل جوان ایران و فرایند جهانی شدن، این نوع نگاه و حق انتخاب آگاهانه و خردمندانه هویت‌های جمعی بیشتر تقویت می‌شود.
بالا بودن میزان احساس محرومیت و تبعیض و پایین بودن میزان رضایت دانشجویان بلوچ از تحصیل، کار و زندگی در ایران و به تبع آن پایین بودن گرایش آنان به هویت ملی به ویژه نسبت به مؤلفه سیاسی آن یعنی دولت، مؤید دیدگاه مبادله است که در آن گرایش‌ها و رفتار انسان، تابعی از تمایلات زیستی - روانی به ویژه احساس بهره‌مندی و لذت از کسب پاداش در فرایند مبادلات تلقی می‌شود. چنین به نظر می‌رسد که جوانان بلوچ از تماس با نمایندگان حکومت جمهوری اسلامی ایران به عنوان نماد سیاسی غالب در کشور به جای احساس بهره‌مندی و رضایت، احساس تبعیض، محرومیت و عدم رضایت می‌کنند.
بالا بودن میزان تعاملات و پیوستگی دانشجویان با نمادهای نخستین به ویژه خانواده و پایین بودن پیوستگی آنان با نهادهای مدنی به ویژه انجمن‌های علمی و هنری غیره و به تبع آن پایین بودن گرایش آنان به هویت ملی در بعد سیاسی مؤید یکی دیگر از دیدگاه‌های جامعه‌شناسی خرد یعنی کنش متقابل نمادی است که در آن بر فرایند اجتماعی شدن و نوع و محتوای تعاملات افراد با دیگران و پنداشت‌های آنان از واقعیت‌های اجتماعی تأکید می‌شود. چنین به نظر می‌رسد که در استان سیستان و بلوچستان به علت نبود یا ضعف نهادهای مدنی و ضعف عملکرد نهادهای دولتی، تعاملات درون گروهی و تقویت ویژگی‌های شخصیتی و گرایش‌های خاص‌گرایانه از جمله هویت‌های جمعی کوچک و محلی تشدید شده است. بنابراین می‌توان گفت که در فرآیند اجتماعی شدن جوانان بلوچ نقش نهادهای درجه اول از جمله ساختار خویشاوندی پدرسالارانه در جهت شکل دادن به هویت‌ها و کنش‌های خاص‌گرایانه محلی پر رنگ و برعکس نقش نهادهای رسمی چون آموزش و پرورش و... نهادهای مدنی نظیر انجمن‌های علمی و هنری درساختن هویت‌های جمعی عام جامعه‌ای یا ملی کم رنگ است.

نتیجه‌گیری
مروری بر پژوهش‌های انجام شده در زمینه‌هایی چون تاریخ، جغرافیا، جامعه و فرهنگ، توسعه و مسائل حوزه محیط زیست و سیاست نشان می‌دهد این پژوهش‌ها در این حوزة از ایران‌شناسی یعنی استان سیستان و بلوچستان توسط پژوهشگران زن و مرد به انجام رسیده است. یعنی زنان نیز سهم مهمی در انجام این دست از مطالعات را بر عهده داشته و دارند. همة پژوهش‌های در سال‌های پس از انقلاب صورت گرفته و بخشی از پژوهش‌ها در قالب پایان‌نامه‌های دانشجویی و بخشی دیگر به سفارش سازمان‌ها و ادارات به انجام رسیده است. رشد قابل ملاحظه دانشگاه‌ها و رشته‌های دانشگاهی و افزایش شمار دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها یکی از دلایل اصلی رشد تعداد و عناوین پژوهش‌های موجود در سطح استان است. رشد قابل ملاحظة پژوهش‌های اداری نیز از چند جهت با اهمیت است. از سویی این امر نشانگر فعال شدن بخش‌های پژوهشی ادارات و سازمان‌هاست و از سوی دیگر مبین افزایش توجه به ویژگی‌ها و تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و عمرانی مناطق مختلف کشور. ضمن آنکه پژوهش‌ها در تهران سامان نیافته و پژوهشگران محلی با توجه به نیازهای محلی به تحقیق پرداخته‌اند. این وضعیت می‌توانست در صورت مهیا بودن سایر شرایط، اولین گام در جهت پژوهش محوری سازمان‌ها تلقی گردد.
اکثر پروژه‌ها و پژوهش‌های شناسایی شده، توسط پژوهشگران بومی استان سیستان و بلوچستان صورت گرفته است. این وضعیت می‌تواند چشم‌انداز امیدبخشی از وضعیت پژوهشی در سطح استان ارائه نماید. هر چند از نظر روش و محتوا مانند هر مقولة پژوهشی دیگر می‌توان از منظر انتقادی دربارة پژوهش‌های مورد بررسی سخن گفت و بر برخی کاستی‌ها در این حوزه تأکید نمود، اما در کنار این رویکرد آنچه مسلم می‌نماید رشد کمّی و کیفی تحقیقات در سطح استان در صورت ظهور درک راهبردی و روشنی از اهمیت پژوهش از سوی دست‌اندرکاران توسعه منطقه و کشور می‌تواند زمینه توسعه پایدار استان را فراهم نماید.

یادداشت‌ها:

۱. - از جمله این همکاران پژوهشگر ارجمند آقای محسن نبی‌زاده دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی است. (^)


۲ - مهران خاشی‌ناصری؛ حمید ریگی؛ بابک امر؛ محمود مخلصی؛ بهروز ریاحی؛ دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان؛ بیسال (^)


۳-این پژوهش با حمایت دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان ؛ بیسال صورت گرفته است (^)


۴- به راهنمایی: ایرج نوروش؛ استاد مشاور: نقی بهرامفر. پایان نامه(کارشناسی ارشد حسابداری)- دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت، ۱۳۸۲. (^)


۵- حسن افراخته؛ حسین نگارش؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده مدیریت۱۳۷۷ (^)


۶ - به راهنمائی: محمدحسین کریم‌تشنه پایان‌نامه (کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی) - دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده تحصیلات تکمیلی، ۱۳۷۸. (^)


۷ - به راهنمایی: مهدی لسانی؛ استاد مشاور: عبدالوهاب پورقاز. پایان‌نامه(کارشناسی ارشد مدیریت)- دانشگاه آزاد اسلامی (واحد کرمان)، ۱۳۷۹. (^)


۸ - به راهنمائی: اسدا... کارنما، پایان‌نامه (کارشناسی ارشد مدیریت) - دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،۱۳۷۶. (^)


۹ -به راهنمایی: محمود شریعت. پایان نامه(کارشناسی ارشد پزشکی عمومی)- دانشگاه علوم پزشکی تهران،آموزشکده بهداشت،۱۳۷۰. (^)


۱۰ - به راهنمایی: مهدی لسانی. پایان نامه (کارشناسی ارشد مدیریت) - دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، ۱۳۷۷ (^)


۱۱- معاونت ترویج و مشارکت مردمی جهاد سازندگی استان سیستان و بلوچستان۱۳۷۹ (^)


۱۲علیرضا سرگلزائی، به راهنمایی: مهدی الوانی. پایان‌نامه (کارشناسی ارشد مدیریت) - دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، ۱۳۷۶ (^)


۱۳ - محمودرضا سروش؛ به راهنمایی: مرتضی افقه؛ استاد مشاور: محمدعلی بهنود- پایان نامه(کارشناسی ارشد مدیریت)- وزارت نیرو، مؤسسه تحقیقات و آموزش مدیریت، ۱۳۸۲. (^)


۱۴ - به راهنمائی: حمید سپهردوست پایان نامه (کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی) - دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده کشاورزی،۱۳۷۸. (^)


۱۵ - معاونت پژوهشی داشنگاه سستان و بلوچستان ۱۳۸۳ (^)


۱۶ - وزارت جهادسازندگی، معاونت آموزش و تحقیقات۱۳۷۹ (^)


۱۷ - غلامرضا سنجری؛ فرشاد حسن پور؛ وزارت جهاد کشاورزی، مرکز تحقیقات منابع طبیعی و امور دام استان سیستان و بلوچستان ۱۳۷۹ (^)


۱۸- وزارت جهاد کشاورزی، مرکز تحقیقات، حفاظت خاک و آبخیزداری۱۳۸۰ (^)


۱۹ - محمدحسین کریم کشته، دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده کشاورزی۱۳۷۹ (^)


۲۰مریم موسوی؛ به راهنمایی: محمدجهانفر؛پایان نامه (کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی) - دانشگاه تهران، ۱۳۷۵ (^)


۲۱- منصور میری؛ به راهنمایی: مهدی الوانی. پایان نامه (کارشناسی ارشد مدیریت) - دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، ۱۳۷۷ (^)


۲۲ - گمشاد هاشم زهی؛ به راهنمایی: سیدمرتضی افقه؛ استاد مشاور: محمد گل ریگی. (پایان نامه(کارشناسی ارشد مدیریت)- موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت (وابسته به وزرات نیرو)، ۱۳۸۱. (^)


۲۳- نوروز هاشم‌زهی؛ به راهنمایی: مصطفی ازکیا. پایان نامه (کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی) - دانشگاه تهران، ۱۳۷۴ (^)


۲۴ - مهران هاشم‌زهی؛ پایان نامه(کارشناسی ارشد مدیریت)- دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، ۱۳۷۶.  (^)


۲۵ - بررسی عوامل اقتصادی-اجتماعی، جمعیتی موثر بر سن اولین ازدواج.مطالعه موردی: زنان متاهل ۴۹-۱۵ ساله روستاهای شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران ۱۳۸۱/ به راهنمایی: جلیل ایران محبوب. پایان نامه(کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی)- دانشگاه شیراز، دانشکده تحصیلات تکمیلی، ۱۳۸۲.  (^)


۲۶ - مقایسه نتایج حاصل از بررسی و تحلیل معیارهای گزینش همسر در دانشجویان پسر مقطع بالینی دانشگاه علوم پزشکی و دانشجویان پسر دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۷۸/ ؛ به راهنمائی: علیرضا سجادی پایان نامه (دکتری پزشکی عمومی) - دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، دانشکده پزشکی، ۱۳۷۸  (^)


۲۷ - محمدسعید جانب‌الهی، سازمان میراث فرهنگی کشور ۱۳۷۰  (^)


۲۸ - موسی محمودزهی؛ سازمان میراث فرهنگی کشور ۱۳۷۴  (^)


۲۹ - سازمان میراث فرهنگی کشور، بخش هنرهای سنتی؛ ۱۳۷۴  (^)


۳۰ - به راهنمایی: محمد خزایی؛ استاد مشاور: محمود طاووسی. پایان نامه(کارشناسی ارشد گرافیک)- دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده هنر، ۱۳۸۲. (^)


۳۱- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان میراث فرهنگی کشور، بخش مردم‌شناسی، ۱۳۷۵ (^)


۳۲ - دانشگاه سیستان و بلوچستان، معاونت پژوهشی۱۳۸۵  (^)


۳۳- دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ۱۳۸۰  (^)


۳۴ - دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۲  (^)


۳۵ - دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده مدیریت۱۳۸۰  (^)


۳۶ - عباس سرافرازی؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان، معاونت پژوهشی۱۳۸۴  (^)


۳۷-سیدسلطانی سازمان برنامه و بودجه استان سیستان و بلوچستان ۱۳۶۹  (^)


۳۸ -مهدی لسانی؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۶۶  (^)


۳۹ - مینو قدرجهرمی؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۳  (^)


۴۰ - به راهنمایی: محمود نصیری‌انصاری- پایان نامه (کارشناسی ارشد معماری) - دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۲  (^)


۴۱ - به راهنمایی: فرامرز بریمانی؛ استاد مشاور: عیسی ابراهیم‌زاده. پایان نامه(کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای)- دانشگاه سیستان و بلوچستان، ۱۳۸۲. (^)


۴۲ - عیسی سهرابی؛ محمد جهان‌تیغی؛ رضا مرعشی؛ مهدی کهربائی؛ محمدهادی کریمپور؛ غلامرضا عظیمی؛ اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۰  (^)


۴۳ - غلامعلی اصلی؛ غلامرضا عظیمی؛ محمدعلی رئوفی، پژوهشکده تعلیم و تربیت ۱۳۷۰  (^)


۴۴ - دانشگاه سیستان و بلوچستان، کمیسیون امور بانوان زاهدان۱۳۷۲  (^)


۴۵ - دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۳  (^)


۴۶ - دانشگاه سیستان و بلوچستان ، معاونت پژوهشی ۱۳۸۴  (^)


۴۷ - مهدی لسانی؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۶۹  (^)


۴۸ - ولی مهدی نژاد؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده مدیریت؛۱۳۷۹  (^)


۴۹ - مهری مهرجو؛ مسعود برکاتی؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده مدیریت۱۳۷۸  (^)


۵۰ - محمد جهان‌تیغی؛ محمد اسلامی؛ غلامرضا کیخائی؛ محمود رحیمی؛ محمد خزائی؛ اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۲  (^)


۵۱ - محمد جهان‌تیغی؛ مهوش رقیبی؛ مریم مهنا؛ اداره کل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان ۱۳۷۴  (^)


۵۲ - اسحق خواجه‌محمودی؛ اعلم روانشاد؛ بلوچ زهی؛ هما سربیش‌های؛ بهمن دهواری؛ شورای تحقیقات آموزشی استان سیستان وبلوچستان۱۳۷۲  (^)


۵۳ - برات دهمرده؛ خدابخش رئیسی: ناصر زورقی؛ عبدالنبی افرازه؛ اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۳ (^)


۵۴ - اعلم روانشاد؛ پژوهشکده تعلیم و تربیت ۱۳۷۲  (^)


۵۵ - اعلم روانشاد؛ اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان ؛ ۱۳۷۴ (^)


۵۶ - ناصر زورقی؛ پژوهشکده تعلیم و تربیت ۱۳۷۳  (^)


۵۷ - اسدا... اکبری؛ وزارت آموزش و پرورش؛ ۱۳۷۲ (^)


۵۸ - غلامحسین شهرکی؛ اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۳  (^)


۵۹ - غلامرضا عظیمی؛ غلامحسین شهرکی؛ بهروز صاحب‌زاده؛ محمدعلی رئوفی؛ اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان؛ ۱۳۷۳ (^)


۶۰ - حمزه کرمی؛ اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان ۱۳۷۳  (^)


۶۱ - منصور مرشدی؛ پژوهشکده تعلیم و تربیت ۱۳۷۴  (^)


۶۲ - پژوهشکده تعلیم و تربیت۱۳۷۲  (^)


۶۳ - به راهنمایی: علی اصغر مصدق؛ استاد مشاور: ناصر تکمیل همایون. پایان‌نامه(کارشناسی ارشد تاریخ)- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،۱۳۸۲. (^)


۶۴- استاد راهنما: دکتر علی اصغر مصدق، اساتید مشاور: دکترعلی‌بیگدلی، دکترمحمدعلی اکبری، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی (گروه آموزشی تاریخ) پایان نامه دوره دکتری، سال ۱۳۸۲  (^)


۶۵ - استاد راهنما: دکتر ناصر هادیان، استاد مشاور: دکتر محمد ستوده کار، درجه فوق لیسانس علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، نیم سال اول تحصیلی ۷۳-۱۳۷۲  (^)


۶۶ - استاد راهنما: محمدرضا حافظ نیا؛ استاد مشاور: زهرا احمدی‌پور- پایان‌نامه (کارشناسی ارشد رشته جغرافیا)- دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، ۱۳۸۰  (^)


۶۷- استاد راهنمایی: باقر ساروخانی- پایان‌نامه (کارشناسی ارشد رشتة جامعه‌شناسی)- دانشگاه تهران، ۱۳۷۳  (^)



نظر بدهید