لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

هدف، پایان حکومت میلیشیایی است

گفت و گو با آسو کمال

گفتگو شماره ۵۸





اگر ممکن است خودتان را معرفی و از پیشینة فعالیت‌های‌تان مختصری بیان کنید؟
من آسو کمال عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری کردستان هستم. قبلاً در گروه مؤسس شوراهای ۱۹۹۱ در کردستان عراق بودم. از مؤسسان هر دو حزب کمونیست کارگری عراق و کردستان عراق هستم. مسئول کمپین رفراندوم برای استقلال کردستان و سردبیر نشریه رفراندوم بودم. اکنون عضو انجمن میدان آزادی هستم.

چه عواملی موجب شکل‌گیری اعتراض‌های مردم سلیمانیه و سایر شهرهای کردستان عراق شده است؟
حکومت هر دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات در کردستان، بر پایه و اساس قدرت اسلحه پایه‌گذاری شده است و فساد و سرکوب آزادی، شیوة اقتدار این دو میلیشیا است. به همین دلیل، این قدرت مانعی در برابر شکوفایی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه کردستان عراق است و در ۲۰ سال گذشته، هر دو حزب به شیوه عشیره‌ای و میلیشیایی، بازار سرمایه، کمپانی‌ها و نفت کردستان را به خدمت انباشت سرمایه در دست دو خانواده بارزانی و طالبانی و چند مسئول دیگر این حزب درآورده‌اند. مردم کارگر، کارمند و مستمند کردستان نیز با حداقل دستمزد و عدم برخورداری از خدمات ابتدایی مانند برق، آب و سوخت، زندگی سخت و مستمندانه‌ای دارند. همزمان، این دو حزب پاسخ هرگونه مطالبه مردم را با اسلحه داده‌اند. آزادی‌های سیاسی، بیان و اپوزیسیون ممنوع شده است. همین طور در ۱۷ سال گذشته به حزب کمونیست کارگری مجوز فعالیت رسمی داده نشده و تاکنون این حزب به صورت غیر قانونی فعالیت کرده‌است. این موارد، همان علل شروع جنبش‌های سیاسی هستند که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا آغاز شده‌اند و کردستان نیز همان شرایط و اهداف مشترک را دارد، یعنی تغییر این سیستم سیاسی دیکتاتوری که بر اساس قدرت نظامی بنیان گذاشته شده‌است.

آیا در چند سال گذشته این نوع اعتراض‌ها سابقه‌ای داشته است؟
بله! در ۲۰ سال گذشته اعتراض بیکاران برای کار یا بیمه بیکاری، جنبش زنان علیه قوانین تبعیض جنسیتی، قتل ناموسی، چند همسری و تظاهرات طبقه کارگر و زحمتکش در اعتراض به فقدان برق، آب، سوخت و غیره تداوم داشته است. همچنین، نبرد علیه سرکوب سیاسی، دست‌یابی به حق تظاهرات و علیه ترور روزنامه‌نگاران از سوی دستگاه امنیت حزب دموکرات کردستان، مطرح بوده است.

چطور شد که اعتراض‌های مردمی در منطقه شروع شد؟
این اعتراض‌ها که اکنون در منطقه وجود دارد، مانند یک سلسله زلزله اجتماعی به هم گره خورده است که زمان انفجار طبیعی‌شان فرا رسیده است. اما تأثیرشان بر همدیگر، «قانونی» است که اعتراض‌ها را به سمت یک هدف مشترک می‌برد؛ آن هم وجود چنین سیستم دیکتاتوری نظامی در این منطقه است.

چرا عده‌ای از تظاهرکنندگان کشته شده‌اند؟
این واکنش حکومت است که با گلوله پاسخ هم‌میهنان تظاهرکننده را می‌دهد و نشان می‌دهد که چه نوع سیستمی در کردستان حاکم است؛ سیستم حزبی مسلح. سیستمی که آزادی سیاسی را سرکوب می‌کند و با هموطنان خود جنگ برپا کرده‌است و حکومت خود را با کشتن مردم ادامه می‌دهد. در کشور بریتانیا در ماه سال ۲۰۱۱ دانشجویان تظاهرکنندگان مقر حزب محافظه‌کار حکومت را سنگباران کردند، اما خون از سرانگشت هیچ تظاهرکننده‌ای جاری نشد. ولی در کردستان تاکنون ۷ تظاهرکننده از سوی نیروهای دموکرات و اتحادیه میهنی کشته شده‌اند. این‌ها نشان می‌دهد که حکومت حزبی مسلح چگونه با تظاهرکنندگان برخورد می‌کند و جان و زندگی آن‌ها در سایه این حکومت نظامی در امنیت قرار ندارد.

آیا برای بررسی ابعاد این فاجعه و دلایل کشته و زخمی شدن شهروندان، کمیته حقیقت‌یاب تشکیل شد؟ این کمیته متشکل ازچه جریان‌ها و چه افرادی است و به چه نتایجی رسیده است؟
تمام اسناد موجود است، اما حکومت تاکنون هیچ متهمی را به دادگاه تحویل نداده‌است. چون می‌داند بار دیگر نمی‌تواند به آسانی مردم را با نیروی اسلحه بترساند و با این کار، حکومت حزبی مسلح را به پایان خود نزدیک می‌کند.

برنامه راهپیمایی‌ها چگونه تنظیم می‌شود؟
مردم به صورت مستقل روزانه به خیابان می‌آیند. برنامه‌های ویژه‌ای نیز از سوی انجمن میدان آزادی طرح می‌شود و بین اعضای انجمن، تقسیم کار صورت می‌گیرد.

انجمن ۳۵ نفره چگونه شکل گرفت و ترکیب آن از چه کسانی و یا نمایندگانی از چه جریان‌هایی تشکیل شده است؟
هسته انجمن از کسانی که تظاهرات ۱۷ شوبات [فوریه] را برگزار کردند، تشکیل شده است. نمایندگان جنبش گوران، حزب کمونیست کارگری کردستان، اتحاد اسلامی و افراد حزب سرنوشت ( چاره‌سه‌ر)، گروه اتحاد کونیست‌ها، دموکراسی‌خواهان و فعالان مردمی در آن حضور دارند.

وظایف این شورای ۳۵ نفره چیست؟
کار انجمن تداوم بخشیدن به تظاهرات است تا تحقق مطالبات. نمایندگی کردن تظاهرکنندگان در برابر حکومت و سازماندهی این جمع است تا بتوانند حکومت کنونی را تغییر دهند و حکومتی مبتنی بر نمایندگان مردم و انجمن‌های مردمی ایجاد کنند. نه این که این انجمن‌ها خود وسیله‌ای شوند تا احزاب اپوزیسیون را به حکومت برساند. این احزاب باید از راه رهبری تظاهرکنندگان و انجمن‌ها در حکومت مشارکت داشته باشند. اگر می‌خواهیم سوء حکمروایی اتحادیه میهنی و دموکرات را با گوران، اسلام‌گراها و مردم تظاهرکننده عوض کنیم، این کار هزینه و قربانی می‌خواهد. می خواهیم در این شورش علیه حکومت سیاسی، عموم مردم نقش رهبری داشته باشند نه ناظر؛ نظردهنده باشند، نه فقط رأی‌دهنده.

گروهی معتقدند تظاهرکنندگان نظر اکثریت ساکنان منطقه اقلیم را نمایندگی نمی‌کنند؟ نظر شما چیست؟ آیا برآورد یا نظرسنجی مشخصی دارید تا نشان دهد چند درصد از ساکنان اقلیم از وضع موجود ناراضی هستند؟
در هر جایی که مردم بتوانند تظاهرات کنند مشخص شده است که با همدلی مردم آن شهر و شهرک همراه بوده است. به همین دلیل مشاهده می‌کنید که در بسیاری نقاط تظاهرات وجود دارد و گسترش می‌یابد.

آیا استمرار وضع موجود نمی‌تواند موجب شکل‌گیری جنگ داخلی و برادرکشی در کردستان شود؟
حکومت می‌خواهد آن را به سمت خشونت و جنگ داخلی و جنگ با احزاب سوق دهد. بیانیه مشترک اتحادیه میهنی و حزب دموکرات شباهتی به لحن نظامی داشت. لازم است که جلوی حکومت گرفته شود تا تظاهرات را دچار شرایطی مانند لیبی نکند. روش ما بیشتر آماده‌سازی تظاهرات، سازماندهی انجمن‌ها در بیشتر شهرها، شهرک‌ها، روستاها، کارگاه‌ها و اداره‌ها است، تا بتوانیم با اعتصاب عمومی و میلیونی این حکومت را منحل کنیم.

رویکرد دولت اقلیم در برابر خواسته‌ها و مطالبات شما تاکنون چه بوده‌است؟ آیا تا به حال پیشرفتی حاصل شده است؟
این حکومت اتحادیه- دموکرات، قادر به برآورده ساختن مطالبات و اجرای اصلاحات در این سیستم حکمرانی نیست. باقی نماندن حکومت نظامی این احزاب به معنی انحلال حکومت و پارلمان‌شان است. به همین دلیل به شیوه سرکوب نظامی با ناراضیان رو به رو می‌شوند و به همین دلیل موفقیت این جنبش عمومی برای تغییر حکومت احزاب میلیشیایی، مستلزم سراسری کردن این قیام عمومی است. این جنبش با گسترش اعتراض‌های کنونی و پس گرفتن حکومت از دست احزاب مسلح در سطح پایین، به سمت جلو در حرکت است تا به مرحله کنار نهادن قدرت و حکومت و پارلمان اتحادیه میهنی و پارتی برسد. این امیدی است که تظاهرات و معترضان کنونی را به پیروزی می‌رساند و مانع از شکست و عقب‌نشینی این قیام عمومی می‌شود.

برخی از مقام‌های محلی مدعی‌اند کشورهای همسایه مانند ایران در ایجاد این تظاهرات نقش دارند. نظر شما چیست؟
گفته می‌شود، ایران از اسلام‌گراها حمایت می‌کند و با گوران نیز ارتباط دارد. ولی ما مخالف دخالت خارجی‌ها در امور داخلی کردستان هستیم. تجربه نشان داده که دخالت‌های خارجی علیه موقعیت و خواست‌های مردم و تظاهرکنندگان کردستان عراق بوده است.

پیش‌بینی شما از روند مسائل جاری چیست؟ آیا در کوتاه مدت امکان حصول توافقی وجود دارد؟
برای عملی کردن این حرکت رو به جلو و تداوم تظاهرات‌ها و عمومی شدن آن، راه‌های مختلفی پیشِ‌رو قرار دارد. تفاوت چگونگی تغییر حکومت در کردستان، و مقایسه آن با مصر و تونس این است که مردم کردستان با یک دولت مرکزی و یک رئیس رو به رو نیستند که با درخواست کناره‌گیری رئیس و حزب حاکم تغییرات آغاز شود. در کردستان، حکومت و پارلمان تنها اموری شکلی هستند و بنا بر سخنان اخیر برهم صالح و با به بن‌بست رسیدن پارلمان در تغییر رئیس حکومت، مشخص می‌شود که این‌ها نمایی هستند برای مخفی کردن چهره واقعی حکومت، که همان دو حزب مسلح هستند. این جنبش عمومی باید این دو حزب مسلح را از میان بردارد نه حکومت و پارلمان را، چون با تغییر آن‌ها چیزی از مسئله تغییر نمی‌یابد. حکومت این دو حزب مسلح با اشغال کردن آغاز شد و با توجه به حضور میلیشیایی‌شان، سرانجام در هر انتخابات دیگری و با تشکیل دوباره پارلمان و دولتی دیگر، اتحادیه و دموکرات اکثریت آرا را جمع می‌کنند. به همین دلیل تغییر حکومت در کردستان از راه اصلاح احزاب حکومتی، انحلال و باقی نماندن میلیشیاها آغاز می‌شود.
موفقیت این فرایند تغییر که مشروط به سراسری بودن سریع آن نیست. این امکان نیز وجود دارد که به دلیل وجود دو حزب مسلح درمنطقه و تفاوت توازن نیروها در مناطق مختلف کردستان خود همزمان در همه جا شروع شود. اگر چه این جنبش عمومی و سیاسی برای تغییر حکومت، یک استراتژی دارد آن هم برکنار کردن حکومت هر دو حزب مسلح است، اما تاکتیک‌های متفاوت در این پروسه ممکن است اتخاذ شوند. در این جنبش عمومی، احزاب اپوزیسیونی مختلفی حضور دارند که علیه حکومت اتحادیه میهنی و دموکرات هستند.
چگونگی موضع‌گیری همسان احزاب اپوزیسیونی، به نوع سیاست و کار آن‌ها در ارتباط با حکومت و شعار کناره‌گیری حکومت اتحادیه میهنی و حزب پارت، بستگی دارد. همچنین، به دوری و نزدیکی این احزاب اپوزیسیون با مطالبات تظاهرکنندگان و پلات‌فرم به پیروزی رساندن قیام فعلی مردم کردستان. در این اپوزیسیون، از اسلام‌گراهای طرفدار اصلاحات داخلی حکومت اتحادیه میهنی و پارتی هستند تا طرفداران تغییر سیستم میلیشیایی، که گوران مدعی آن است.
امکان آغاز تغییر سیستم اکثریت و اقلیت فعلی اتحادیه و پارتی به روش توافقی، همانند آن سیستمی که در عراق وجود دارد، در پلات‌فرم اپوزیسیون‌ها خود را نشان می‌دهد.
تعیین کردن مرز جنبش همگانی برای تغییر حکومت، با تاکتیک‌ها و پلات‌فرم‌های احزاب اپوزیسیونی داخل پارلمان و حکومت، این مسئله را تضمین خواهد کرد که این جنبش همگانی به عقب رانده نشود، که هدف آن تغییر حکومت میلیشیایی اتحادیه میهنی و پارتی است. همچنین قربانی امتیازگیری هر یک از احزاب اپوزیسیون، با حساب باز کردن روی جنبش اعتراضی همگانی نشود.
حزب کمونیستی کارگری کردستان که بخشی از این اعتراض عمومی و جنبش سیاسی است، پلات‌فرمش پیروزی این قیام انقلابی را دنبال می‌کند و آن را آشکار کرده است و نیروهای انقلابی مردمی کردستان را حول آن جمع می‌کند. آلترناتیو چپ برای حکومت اتحادیه و پارتی، حکومتی است با حضور نمایندگان واقعی مردم. این پلات‌فرم و محور عمومی برنامه‌اش به تناسب مطالبات فعلی، شامل به نتیجه رساندن «مطالبات فعلی و اساسی عمومی ناراضیان کردستان» است که از سوی انجمن میدان آزادی اعلام شده است. همچنین به تناسب برنامه حکومت موقتی نمایندگان واقعی مردم، شامل «انحلال نیروی میلیشیا و دستگاه ضد ترور و امنیت و اطلاعاتی، آزادی بدون قید و شرط سیاسی، برابری همه جانبه زنان و مردان، یک قانون اساسی سکولار و افزایش دستمزدها برای ایجاد یک زندگی مرفه» است.


نظر بدهید