لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

گریگور یقیکیان در فراز و نشیب سیاست ایران



گفتگو شماره ۳۴







آشنایی ایرانیان با سوسیال دموکراسی به سال‌های آغازین سده بیستم بازمی‌گردد. این آشنایی دو منشاء متفاوت دارد: یکی سوسیال دموکراسی قفقاز است و دیگری سوسیال دموکرات‌های ارمنی تبریز و رشت. جریانی که از سوسیال دموکراسی قفقاز نشأت می‌گرفت در فرقه اجتماعیون عامیون ایران (۱۲۸۵ هـ..ش/۱۹۰۶ م) تجلی یافت که حزبی عمل‌گرا بود و چندان توجهی به نشر مبانی نظری سوسیال دموکراسی نداشت. اما سوسیال دموکرات‌های ارمنی در ارتباط با سوسیال دموکراسی اروپا و مشخصاً آلمان قرار داشتند و بیشتر به جنبه نظری سوسیال دموکراسی توجه می‌کردند. اگر چه این دو جریان متفاوت سرانجام در حزب کمونیست ایران (۱۲۹۹/۱۹۲۰) به هم پیوست، اما برخی از سوسیال دموکرات‌های ارمنی نه تنها از این روند تبعیت نکردند بلکه راه متفاوتی در پیش گرفتند. گریگور یقیکیان چهره شاخص آنان است.

سرآغاز
گریگور یقیکیان در سال ۱۲۵۹ /۱۸۸۰ در ارمنستان غربی که در آن زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد. گروهی زادگاه او را شهر آلکن و برخی دهکده ارمنی نشین کراسون می‌دانند. تحصیلات دوره متوسطه را در استانبول گذرانده و به نوشته خودش «تحصیلات عالیه را در ونیز ایتالیا به پایان رسانیده است.» اما این امر محل تردید است و نشانه‌ای در تایید آن نیافتم. در سال ۱۲۷۷هـ..ش/۱۸۹۸م «از اسلامبول از دست رژیم استبدادی سلطان عبدالحمید فرار کرده و در باکو» اقامت کرد. در آن زمان باکو مرکز پر جنب و جوش قفقاز بود و به علت رشد صنایع جدید در این منطقه، کارگران ملیت‌های مختلف (روس، ارمنی، مسلمان، ایرانی و ...) جذب بازار کار می‌شدند. ارمنیان «از مناطق زنگزور و قراباغ علیا و ولایات شرقی امپراتوری عثمانی به باکو آمده و توسط صاحبان صنایع نفتی و نساجی و دخانیات ارمنی جذب کار می‌شدند. اکثر آنها بی‌سواد بوده و به زبان روسی آشنایی نداشتند.» ارمنیان حدود ۲۵ تا ۲۹ درصد از نیروی کار باکو را تشکیل می‌دادند و از لحاظ میزان مهارت و دستمزد، پس از روس‌ها، در مقام دوم قرار داشتند. در فضای چند ملیتی باکو، ارمنیان به لحاظ فرهنگی و سیاسی از دیگر ملیت‌ها متفاوت بودند. مدارس و کتابخانه‌های ﺁنان فعال بود؛ گروه‌های نمایشی ارمنی نمایشنامه‌های راسین، شیللر و ... را اجرا می‌کردند؛ روزنامه‌های تاراز، موج، زنگ و ... در تفلیس و باکو منتشر می‌شد. علاوه بر این، ارمنیان با تبلیغات انقلابی و فعالیت احزاب سیاسی آشنایی داشتند. سال‌ها بود که سه حزب ارمنی آرمناکان (۱۸۵۵)، هنچاکیان (۱۸۸۷) و داشناکتسوتیون (۱۸۹۰) در جامعه ارمنیان پراکنده در کشورهای مختلف فعالیت می‌کردند. این خصوصیات موجب شد تا در اوایل قرن بیستم بسیاری از رهبران و کادرهای حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در قفقاز، ارمنی باشند.
یقیکیان هنگامی که به باکو مهاجرت کرد با اندیشه‌های جدید اجتماعی و اقتصادی تا حدودی آشنایی داشت. او مدعی است که در «سال ۱۸۹۵ در قفسه کتابفروشی یرا (اسلامبول) ... سرمایه کارل مارکس را دیدم و دو جلد آن را خریدم.» با این حال در باکو فرصت یافت با اندیشه‌های جدید بیشتر آشنا شود و علاوه بر فعالان هنری و اجتماعی ارمنی، با کوشندگان ملیت‌های دیگر مانند نریمان نریمانف، مشهدی عزیز بیکوف و بعدها محمدامین رسول‌زاده و ... نیز پیوند یابد و با آراء و عقاید آنان مبنی بر ضرورت اتحاد ارمنیان و مسلمانان در برابر استعمار روسیه تزاری و پان ترکیسم آشنا شود و از آنان تاثیر پذیرد. یقیکیان در سال ۱۹۰۲، احتمالا به دلیل شرکت در تظاهرات سیاسی کارگران باکو در اول ماه مه آن سال، ناچار به ترک باکو شد و برای اولین بار به ایران آمد. شاید انتخاب ایران از آن رو بود که نمی‌توانست به باکو بازگردد و شاید هم تحت تاثیر ایران دوستی نریمانف و یارانش به ایران آمده باشد؛ گو این که از سال ۱۸۸۸ به بعد، ایران پایگاه و مأمنی برای مبارزان ارمنی محسوب می‌شد. در هر حال، یقیکیان در مدرسه مریمیان رشت آموزگار شد و در ضمن زبان فارسی را آموخت اگر چه هیچ‌گاه نتوانست تسلط کافی بر این زبان بیابد. اقامت یقیکیان در ایران طولانی نشد، به امریکا رفت و در سال ۱۹۰۴ به عضویت حزب هنچاکیان درآمد و در روزنامه یریتاسارد هایستان کارکرد. با آغاز انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و مساعد دیدن شرایط به باکو بازگشت.
او از سال ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۸ در باکو به سر برد و به تبلیغ و ترویج دیدگاه‌های هنچاکیان در جامعه ارمنیان و به ویژه کارگران ارمنی پرداخت. در این چند سال، سردبیری روزنامه زنگ (ارگان حزب هنچاکیان)، مجله پاتانکان کرادران و مسئولیت شعبه نشریات انجمن فرهنگی ارمنیان در باکو را بر عهده داشت.
در سال ۱۲۸۷/۱۹۰۸، در پی انقلاب ترکان جوان و آزادی‌های سیاسی ناشی از آن، یقیکیان و بسیاری از اعضای حزب هنچاکیان به استانبول بازگشتند. در این هنگام، هامایک آرامیانتس نظریه عثمانیزم یعنی سرزمین عثمانی خانه همه کسانی است که در آن زندگی می‌کنند، را مطرح کرد. او امیدوار بود که با تحقیق این نظریه ستم قومی و ملی در امپراتوری عثمانی از بین برود. یقیکیان از عثمانیزم استقبال کرد و آن را جایگزین مناسبی برای اتحاد اسلام ارزیابی نمود. او و آرامیانتس به طور مشترک سردبیری روزنامه ارمنی زبان کوهک ارگان حزب هنچاکیان را برعهده گرفتند و عثمانیزم را تبلیغ کردند. یقیکیان در سال ۱۹۰۹ به همراه ولاخوف به عنوان نمایندگان سوسیال دموکراسی عثمانی در کنفرانس احزاب سوسیال دموکرات کشورهای بالکان در بلگراد شرکت کرد.

مشروطه گیلان
علیرغم موفقیت‌های اولیه عثمانیزم و از جمله انتخاب ولاخوف و بویاجیان سوسیال دموکرات در مجلس مبعوثان عثمانی، این نظریه به تدریج در عمل رنگ باخت و از دستور کار حزب هنچاکیان کنار گذاشته شد. یقیکیان که هنوز به عثمانیزم اعتقاد داشت تصمیم به ترک عثمانی و بازگشت به ایران گرفت و در اواسط سال ۱۲۸۹/۱۹۱۰ به ایران آمد. ناگفته نماند که اعتقاد او به عثمانیزم به تدریج زایل شد و بازتاب آن را می‌توان در رمان «صابیره» (۱۹۱۴م) مشاهده کرد. زمانی که یقیکیان به ایران بازگشت بیش از یک سال از استقرار مجدد نظام پارلمانی در ایران می‌گذشت؛ با این حال مهدی ملک‌زاده و به پیروی از او بسیاری از پژوهشگران معتقدند که یقیکیان محرک مشروطه‌خواهان گیلان در دوره استبداد صغیر بوده است. ملک‌زاده می‌نویسد: یقیکیان با عبدالحسین خان معزالسلطان و میرزاکریم خان رشتی «دوستی و سر و سری پیدا کرد و آنها را بیش از پیش به تحولات ملل و انقلابات امم و احزاب سیاسی آشنا ساخت و همین یقیکیان سبب آشنایی و ارتباط این دو برادر و سایر ملیون گیلان با کمیته و رهبران حزب سوسیال دموکرات قفقاز گردید و ... به آنها اطمینان داد که در صورتی که ملت رشت بر ضد دولت استبدادی محمدعلی شاه قیام کند، حزب سوسیال دموکرات روسیه ... از هیچ گونه مساعدت به آزادی‌خواهان گیلان مضایقه نخواهد کرد.» به نظر می‌رسد که این روایت، بنیانی نداشته باشد، زیرا یقیکیان در دوره استبداد صغیر در عثمانی به سر می‌برد و نمی‌توانست با معزالسلطان و میرزا کریم‌خان رشتی چنین روابطی داشته باشد.
بازگشت یقیکیان به ایران همزمان با فعالیت حزب هنچاکیان در بین مشروطه خواهان بود. اعضای شعبه گیلان حزب هنچاکیان، به ویژه سیمون سیمونیان آموزگار مدرسه و بازیگر تئاتر، موفق شده بودند گروهی از جوانان غیر ارمنی مانند غلامحسین‌خان محمد (بعدا کی استوان)، ابوالقاسم رضازاده (فخرایی)، ابوالفضل خان و ... را با سوسیال دموکراسی آشنا کنند. ورود یقیکیان به سازماندهی این جوانان کمک کرد، زیرا او اعتقاد راسخ به ضرورت اتحاد ارمنیان، ایرانیان، و کردها علیه پان‌ترکیسم داشت و از طریق این جوانان می‌توانست گام‌های اولیه را در این عرصه بردارد. از آن جایی که حزب هنچاکیان حزبی ارمنی بود، دیگران نمی‌توانستند عضو آن شوند و در ضمن شرایط فرهنگی آن روز جامعه ایران نیز نمی‌توانست بپذیرد که مسلمانان ـ حتی اگر سوسیال دموکرات باشند ـ در چنین حزبی عضویت یابند. از این رو، یقیکیان و دیگر مسئولان شعبه گیلان به این جوانان کمک کردند تا شعبه خاص خود را تشکیل دهند. بر این اساس در ابتدا اساسنامه و برنامه حزب هنچاکیان را به فارسی ترجمه و با شرایط ایران منطبق کردند. آن‌گاه طی دو جلسه بحث و بررسی، که در آن گریگور یقیکیان، بالاسان مگردیچیان، سیمون وایساک ترهوانسیان (از حزب هنچاک) و رضازاده، ابوالفضل‌خان و غلامحسین خان محمد شرکت داشتند، به توافق‌هایی جهت نحوه فعالیت آنان و همکاری‌های بعدی رسیدند. در ضمن هیئت مدیره‌ای برای اداره «دسته ایرانیان فرقه سوسیال دموکرات هنچاکیان» برگزیده شد: غلامحسین خان محمد (رئیس)، ابوالفضل‌خان (خزانه‌دار) و ابوالقاسم رضازاده (منشی).
فعالیت این گروه ایرانی دو عرصه اصلی را در برمی‌گرفت: ۱ـ تبلیغ و ترویج سوسیال دموکراسی ۲ـ ارائه طرح و برنامه سوسیال دموکراتیک برای نوسازی جامعه ایران. در هر دو عرصه نقش اساسی را یقیکیان برعهده داشت. او به منظور ترویج سوسیال دموکراسی جزوه‌ای نوشت که غلامحسین‌خان محمد آن را به فارسی ترجمه کرد و در سال ۱۲۸۹/۱۹۱۰ با عنوان «چه می‌گویند سوسیال دموکرات‌ها» در رشت به چاپ رسید. در این جزوه یقیکیان به اختصار اصول سوسیالیسم را توضیح می‌داد و با توضیح روند تکاملی جامعه بشری نتیجه می‌گرفت که سرانجام سوسیالیسم در جهان حاکم خواهد شد.
تفاوت اساسی این جزوه با دیگر نشریات سوسیال دموکرات‌های ایران در تلقی یقیکیان نسبت به تحول سرمایه‌داری به سوسیالیسم بود. او به انقلاب سوسیالیستی اعتقاد نداشت بلکه مدعی بود: «بر اثر استثمار سرمایه دارانه و به واسطه ترقی علم و ادبیات» انسان‌ها به یکدیگر نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند و «از حسن معاشرت، یکدیگر را عالم می‌سازند و بیدار می‌شوند.» آنگاه نمایندگان آنان اختیار مجالس قانون‌گذاری را به دست می‌گیرند و با وضع قوانین مناسب هم دولت و هم سرمایه را کنترل می‌کنند. حاصل این %D