March 2013 Archives

نفت، دولت و دموکراسی

| No Comments | No TrackBacks

زمانی که در سال‌های آغازین دهة 90 میلادی با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بسیاری کشورهای اقماری این اتحادیه و نهایتاً خودِ این کشور نظام دموکراسی پارلمانی را به عنوان نظام سیاسی خویش برگزیدند و نتیجتاً موج سومی از دموکراسی را که پانزده سال پیش از آن در بخش‌های دیگری از جهان آغاز شده بود تکمیل کردند، پرونده‌ای که بیست سال پیش در مورد کنار ماندن کشورهای نفت‌خیز از روند رو به رشد مردمسالاری در جهان باز شده بود بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. پرونده‌ای که برای رسیدگی به آن، این‌بار نیز بسیاری از نگاه‌ها را به نظریه‌ای که این برکنارماندگی را توجیه می‌کرد یا توضیح می‌داد معطوف کرد: نظریة دولت رانتی.

سوخت های فسیلی، هم دموکراسی قرن بیستمی را ممکن کردند و هم آن را محدود ساختند. برای فهم محدودیت هایی که سوخت های فسیلی ایجاد کردند، می‏خواهم آنچه که ظهور نوع خاصی از سیاست های دموکراتیک را ممکن ساخت، بررسی کنم، یعنی سیاست های دموکراتیکی که من آن‏ها را دموکراسی کربنی خواهم نامید. قبل از آنکه به گذشته رجوع کنیم بگذارید به بعضی از محدودیت هایی که مدّ نظرم است اشاره کنم.

عسلویه در آئینه آبادان

| No Comments | No TrackBacks

حدود صد سال قبل، شرکت نفت ایران و انگلیس شهرهایی چون آبادان و مسجد سلیمان را برای اسکان نیروی کار صنعت نفت در خوزستان بنیان گذاشت. این شهرها بعدها نقش مؤثری در شکل دادن به شهرسازی مدرن کشور ایفا کردند و در عین حال الگوی تأسیس شرکت ـ شهرهای صنعتی بعدی شدند. در طول قریب به نیم قرن فعالیتِ این شرکت که تا ملّی شدن صنعت نفت ادامه داشت، شهرسازی نفتی در ایران متکی بر تجربه شرکت ـ شهرهای دولت رفاه غرب، شهریتی مدرن به وجود آورد که اگرچه به شدت مبتنی بر سلسله مراتب طبقاتی- شغلی بود اما تولید و بازتولید نیروی کار صنعتی جدید را امکان‏پذیر کرد.

بیش از یک سده از استخراج و استحصال و تولید نفت در ایران می‏گذرد و نزدیک به 60 سال است که مسائل مربوط به نفت به یکی از مهمترین دغدغههای محافل سیاسی کشور تبدیل شده است. این «سیاسی‏شدگی» به حدّی بوده است که نفت و گاز و منافع متصل به آن، جزئی جدایی‏ناپذیر از معادلات سیاسی داخلی و سیاست خارجی کشور به شمار می‏رود. در واقع نفت در ایران به منافع دولت گره خورده است که یکی از تبعاتش آن است که هیچگاه نتوانستهایم این بخش را به عنوان یک بخش اقتصادی مستقل ارزیابی و بررسی کنیم. نگاه ما به نفت همیشه به عنوان یک منبع درآمد، یک گاو شیرده و نهایتاً ابزاری در دست دولت برای تأمین بودجه‏اش بوده است و در امتداد این نگاه، همة تحلیل‏های‏مان نیز به یک نگاه سیاسی سوق پیدا کرده‏اند. در حالی‏که مهم‏ترین ویژگی بخش نفت در اقتصاد ایران، بُعد عملیاتی آن و تبعات اقتصادی، اجتماعی، فناوری و زیست‏محیطی آن است. نفت را آنقدر سیاسی کرده‏ایم که برخی حتی آن را یک بلا یا مصیبت برای ایران می‏دانند، درحالی‏که صنعتِ نفت موتور محرکه‏ای حیاتی برای اقتصاد ایران بوده، هست و خواهد بود. استدلال من در این مقاله آن است، که انتظارات و خواسته‏های نادرست از این صنعت باعث شده که از مجموعة توان آن کاسته شده و بارهایی اضافه بر دوش‏اش گذاشته شود.

زیستن در جامعه نفتی

| No Comments | No TrackBacks

این مقاله تعامل میان تخریب‌کنندگان و مدافعان محیط زیست در یک مسئله نفتی را بررسی می کند. چه گروه ها یی محیط‏زیست را تخریب و چه کسانی در برابر تخریب ها ایستادگی می کنند؟ هدف اصلی، شناخت سازوکارهای موفقیت در این حوزه از زندگی اجتماعی است. محیط زیست یکی از حوزه های زندگی اجتماعی است که نه تنها بر رفاه مردم معاصر تأثیر می‏گذارد بلکه بر استعدادها، اقتصاد و خلقیات مردمِ فردای هر کشوری نیز تأثیر دارد. این حوزه از زندگی آینه ای از روابط سیاسی و اجتماعی است. با تحلیل این حوزه مانند سایر حوزه های زندگی جمعی می توان قواعد تحولات کوتاه‏مدت و فراز و نشیب های آن را مشاهده کرد.

در ساعات اولیه یک روز بهاری، 26 مه 1908، بعد از ماه‏ها اکتشاف و جستجو در جنوب غرب ایران بالاخره یکی از چاه‏های حفر شده در دامنة کوه زاگرس در حوزة تخت سلیمان که در حوالی ویرانه‏های یک معبد اشکانی قرار داشت به نفت رسید. تأسیسات گستردة راه‏سازی، احداث لوله‏های سراسری نفت، ساخت و ساز یک پالایشگاه، ایجاد بنادر بارگیری و شهرک‏هایی که توسعة شرکت نفت به دنبال آورد، راه را بر فصل نوینی بر تاریخ نیروی کار در ایران گشود. شرکت نفت انگلیس و ایران که بعدها به شرکت ملی نفت ایران و بریتش پترولیوم تغییر یافت برای تأمین نیروی کار لازم نخست به حوزه‏های عشایری و روستایی مناطق اطراف روی آورد که تهیدستان بسیاری را در خود داشت. آنگاه این نیروی کار تحت فرایند یک تطبیق و نظم‏پذیری در یک چارچوب گستردة صنعتی قرار گرفت که در نهایت هسته‏های اولیة طبقة کارگر را در ایران تشکیل داد؛ قدیمی‏ترین و گسترده‏ترین پرولتاریای صنعتی و معدنی در خاورمیانه.1

ترازوی نفت

| No Comments | No TrackBacks

در یکصد سال گذشته از اقتصاد ایران حرفی زده نشده که سخنی از «نفت» در آن به میان نیامده باشد. اما داستان ماه‏ها و روزهای اخیر به کلی متفاوت است. شاید تنها در برهه‏های خاص چون نهضت ملی شدن نفت، جنگ ایران و عراق و جنگ نفت‏کش‏ها نفت این چنین کانون و محور سخنرانی و اظهارنظر مسئولان کشور در قوای مختلف بوده است و فضای عینی و ذهنی جامعه را تحت تأثیر قرار داده باشد. اگر «پرونده هسته‏ای» یک کفة ترازوی تنش رابطة ایران و غرب است، کفة دیگر آن «نفت» است. بر این اساس می‏توان انتظار داشت که با بی نتیجه ماندن مذاکرات هسته‏ای، این کفة دیگر سنگینی کند و این عرصه، به میدان زورآزمایی اصلی تبدیل شود. در این یادداشت نگاهی کوتاهی خواهم کرد به نقش نفت ایران در بازار جهانی، روند تحول تولید و درآمد نفت ایران و سرانجام ماجرای تحریم نفت.

تحریم

| No Comments | No TrackBacks

کشمکش سياسى ايران و غرب با اعمال مجموعه‏ای از تحريم‏هاى جديد از سوی ايالات متحده آمريكا و اتحاديه اروپا عليه ايران وارد مرحله جديدى شده است. از سوی دیگر همزمانى اعمال اين تحريم‏ها با اجراى سياست موسوم به هدفمندكردن يارانه‏ها موجب بروز اختلال‏هايى در عرضه و توزيع برخى كالاها، تورم شديد عمومى و كاهش  قابل توجه ارزش پول ملى  شده است. در اينجا صرف نظر از مباحث مهمى چون، چرايى و چگونگى پیشامدها و تحولاتی كه منجر به وضع اين تحريم‏ها شد و صرف‏نظر از اينكه برای نرسیدن کار به این مرحله چه اقداماتى می‏توانست صورت گیرد که نگرفت یکی از نکات قابل اهميت و ظاهراً فراموش شده در اين زمينه بررسى سياست تحريم اقتصادى از نقطه‏نظر حقوق بشر و حقوق بشردوستانة بين‏المللى است.

ناصر فکوهی، همسازي و تعارض در هويت و قوميت، تهران: نشر گل آذین، 1389، 352 ص، 6500 تومان

نقد و بررسي کتاب همسازي و تعارض در هويت و قوميت از چند جهت حايز اهميت است: نويسنده و پژوهشگر کتاب حاضر يعني دکتر فکوهي به عنوان استادي صاحب سبک، يکي از کنش‌گران فعال مدني است که در حوزة مطالعات خود خدمات فرهنگي شاياني داشته و با تلاش‌هايش، به رشته انسان‌شناسي خون و جان تازه‌اي دميده ‌است. رشته انسان‌شناسي در ايران، دانش نسبتاً جواني است و تلاش‌هاي استاداني چون جواد صفي نژاد و سکندر امان‌الهي موجب تربيت شمار زيادي دانشجو و پژوهشگر و انتشار آثار متعددی در اين حوزه شده است. با استمرار اين فعاليت‌ها و به ويژه خدمات آقاي دکتر فکوهي وضعيت انسان‌شناسي فرهنگي دگرگون شده و به نهادمند شدن تحصيلات عاليه در اين رشته، تقويت نهادهاي علمي و نشريه‌هاي مرتبط منتهي شده است.

باز هم زبان

| No Comments | No TrackBacks

داریوش آشوری. زبانِ باز: پژوهشی دربارة زبان و مدرنیت، تهران: نشر مرکز، آبان 1387، 112 ص.

کتاب کم‌حجم زبانِ باز داریوش آشوری در سال 1387 دو بار منتشر شد و با واکنش‌های مخالف و موافق زیادی روبرو گشت. دیباچه با گزارشی از نحوه شکل‌گیری این کتاب آغاز می‌شود: «این رساله دستاورد نهایی کار پژوهشی و اندیشة من دربارة زبان فارسی در برخورد با جهان مدرن و خواسته‌های زبانی آن، در دورانی چهل ساله است. چنین کاری ناگزیر، رهنوردی بر روی زمینی است ناکوفته و ناهموار که بر آن قدم همت و رنج و ریاضت بسیار می‌باید.» در دیباچه به اهمیت موضوع کتاب و شکل‌گیری مسأله «رابطة میان زبان و مدرنیت» در ذهن نویسنده پرداخته می‌شود. در همان‌جا نویسنده توضیح می‌دهد که دانش زبان‌شناسی‌اش «خودآموخته» است و خاطر نشان می‌کند که «پرسه‌های گسسته و پیوسته»‌اش «بی آن‌که در هیچ زمینه پاگیر و متخصص شود او را به یافتن دیدی فراگیر از مسأله‌ اصلی ذهنی خود یاری کرده است.»

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks

نوشتن دربارة نفت در شرایطی که کشورهای اروپایی و آمریکا آن را به ابزار فشاری برای چانه‌زنی‌با دولت تبدیل کرده‌اند کار آسانی نیست. این روزها بحثِ نفت، پیش و بیش از هرچیز بحثِ بازاریابی و فروش آن را شامل می‏شود. این روزها بحثِ نفت، بحثِ همسایگانی است که قرابت جغرافیایی و فرهنگی‌شان را با ایران فراموش کرده‌اند و نفت را مَحمِل غریب‌نوازی و تفاخر و تفرعن قرار داده‌اند. اما شاید همین روزها و همین دوران را نیز بتوان موقعیت مناسبی برای گشودن بحثی عمومی در مورد نفت دانست. بحثی که بتواند سویه‌های متعدد این مهمترین صنعت کشور را آشکار سازد و آن را از چنبره دوگانه "نعمت-نقمت"، "طلای سیاه- بلای سیاه" و دیگر دوگانه‌هایی از این دست که با سهل‌انگاری، اذهان را به سوی راه‌حل‌هایی جادویی‏ای سوق می‌دهند که گویا می‌تواند تمامی مسائل و مشکلات کشور را یک‌شبه حل کند آزاد سازد. واقعیت آن است که نفت نه فقط امروز که می‌خواهند راه فروشش را برای ما سخت و سخت‌تر کنند و سرمایه‌های لازم برای استخراجش را از ما دریغ سازند، نه فقط در سال‌های 1320 تا 1332 که محمِل رؤیای دیرینه استقلال کشور بود، بلکه از همان اولین روزهای کشف و استخراجش حوزه‌های بس گسترده‌تری از آنچه این دوگانه‌ها بتوانند تبیین‌شان کنند را شامل می‌شد.

About this Archive

This page is an archive of entries from March 2013 listed from newest to oldest.

December 2012 is the previous archive.

June 2013 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.