July 2013 Archives


مقدمه
از بيم سوء تفاهم احتمالي، بخش دوم عنوان مقاله را به آن افزودم. روشن‎تر بگويم منظورم آن نيست كه برزيل مي‎تواند به نيجريه درسي بدهد كه به عنوان يك الگو قابل تبعيت باشد. منظورم اين است كه به باور من كشورهاي ما داراي ويژگي‎هاي مشترك هستند، فراتر از اين حقيقت كه بخشي از مردم برزيل اسلاف برده‎گاني هستندكه پرتقالي‎ها از خليج بنين آورده بودند. هر دو كشور جمعيت زيادي دارند، از منابع طبيعي قابل توجهي برخوردارند و تجربه استعمار اروپايي را از سر گذرانده‎اند. در نيم قرن گذشته، هردو كشور دوره‎هاي طولاني ديكتاتوري‎هاي نظامي را تجربه كرده‎اند و هنوز با مشكلات جدي‎ايي چون فقر، نابرابري، خشونت‎هاي سياسي و مدني، فسادِ گسترده و مصونيت از تاوان روبرو هستند. يك نگاه تطبيقي به تاريخ ما، مي‎توانددر بهتر شدن درك از مصائب مشترك و تصحيح مسيرهايي كه فراروي‎مان گشوده خواهد شد، مفيد باشد. منظورم از «درس‎ها» همين بود: درس‎هايي كه هم نمونه‎هاي مثبت درآن هست و هم منفي وهر دو با هم عمل مي‎كنند.

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks


اين شماره فصلنامه به موضوع «گفت و گوي جنوب با جنوب» اختصاص يافته است. گفت و گوي جنوب با جنوب يا اگر بخواهيم دقيق‎تر بگوييم «مبادله جنوب با جنوب»، بيانگر آن ديدگاهي است كه به پشتيباني نظريه مطالعات تطبيقي و تاريخي مدعي جايگزيني نظريه‎هايي است در زمينه توسعه كشورهاي جنوب كه در سال‎هاي دهه 60-1950 ميلادي تحت عنوان نظريه مدرن‎سازي و سپس در سال‎هاي دهه 70-1960 ميلادي به صورت نظريه وابستگي مطرح شدند. دو نظريه‎اي كه هم اكنون ديگر با اقبال چنداني روبرو نيستند. واقعيت آن است كه امروزه در آنچه كه مي‎توان از آن به عنوان «مطالعات توسعه» ياد كرد، بيش از پيش بر روش تطبيقي به صورت مناسب‎ترين روش براي دسترسي به دانش لازمِ توسعه تأكيد مي‎شود. رويكرد تطبيقي بر اين پيش فرض استوار است كه راه‎هاي متعدد و متفاوت و همچنين چشم‎اندازهاي گوناگوني در مقابل كشورهاي مختلف براي دسترسي به توسعه وجود دارد.

بازانديشي در اثري كلاسيك

| No Comments | No TrackBacks


فرناند برودل، بازنگري در تمدن مادي و سرمايه‎داري، ترجمه فيروزه مهاجر، تهران: نشر ديگر، 1380، 130 صفحه.

فرنان برودل، مورخ فقيد مكتب آنال، براي پژوهش پردامنه‎اي در باب تاريخ اروپا قريب به بيست و پنج سالي وقت صرف كرد، پژوهشي كه در قالب سه جلد قطور از زمره آثار كلاسيك علوم انساني در سده بيستم شد. محققي در باب اثر ماندگار برودل چنين نوشته است: «همه ما را ـ مورخ، جامعه‎شناس، اقتصاددان و ... ـ به زير سؤال مي‎برد. من منتظر پرخاش فسيل‎هاي كاخ دانش هستم ... ساليان درازي است كه اثري چنين برانگيزنده نخوانده‎ام، اثري... كه انتشار آن يك واقعه به شمار مي‎آيد.» برودل خود از بانيان رويكردي بود در تاريخنگاري كه دامنه‎اش رفته رفته چنان گسترش مي‎يافت تا همه علوم انساني را در برگيرد چندان كه شاخه‎هاي مختلفي را وحدت بخشد كه تاريخ با لجاجت خود را به آنها تقسيم كرده بود: تاريخ سياسي، تاريخ اجتماعي، تاريخ اقتصادي، تاريخ علوم، تاريخ هنر و جز آن. سه‎گانة تمدن مادي و سرمايه‎داري برودل مصداق بارز همين رويكرد در تاريخ‎نگاري است.

دنياي زن

| No Comments | No TrackBacks


Jessie Bernard, Female World, Free Press, 1985, 628p.

جسي برنارد استاد ممتاز جامعه‎شناسي دانشگاه پنسيلوانيا و صاحب نظر برجسته جامعه‎شناسي جنسيت، برنده جوايز و افتخارات متعددي بوده است كه از جمله آنها مي‎توان به مدارج افتخاري از شش دانشگاه معتبر و نيز ثبت جايزه‎‎اي به نام وي از سوي انجمن جامعه‎شناسي آمريكا اشاره نمود.

زنان بدون دفاع مشروع

| No Comments | No TrackBacks


فرض كنيد لحظه‎اي در موقعيتي قرار داريد كه هر آن مي‎توانيد مورد تهديد فيزيكي قرار بگيرد، فرصت فكركردن و عكس‎العمل حساب شده نداريد و رويداد پيش‎رويتان به هيچ وجه قابل تصور نيست. عرصه بر تأمل و تفكر محدود است. غريزه و طبيعت شما فرمان مي‎دهد كه از خودت دفاع كن. نفس انسان محترم است و هر آنچه به نفس انسان بسته باشد نيز محترم است، پس دفاع از نفس و خود نيز قطعاً محترم است، اما دقيقاً اين محاسبه‎اي نيست كه در آن لحظة مذكور فرصت پرداختن به آن باشد. چرا كه بر حسب غريزه و به هر حال بايد از خود و از عمل خود كه در تقابل با تعارض ديگري بروز مي‎دهيد، دفاع كنيد اين امر مي‎تواند متكي به قانون نيز باشد. براساس يك قاعدة كلي جهانشمول نفس انسان ارزشمند و محترم است و اگر در خطر افتد دفاع از آن يك وظيفه به شمار مي‎آيد.


يك زن رزمندة اريتره‎اي در سال 1994 به من مي‎گفت: « زنان رزمندة ميدان مبارزه، الگويي بودند براي بقية جامعه. ما بر اين باور بوديم كه هر كاري را كه مردان مي‎توانند انجام دهند، از پسِ آن برمي‎آييم و در درازمدت مي‎توانيم تمام جامعه را تغيير دهيم.» اما چنين خوش‎بيني مفرطي فرا‎گير نبود. زن رزمندة ديگري از اعضاي جبهة آزادي بخش خلق اريتره (EPLF) به تلخي اظهار مي‎كرد: «ما در واقع به محض بازگشت به جامعه [مدني] درمي‎يابيم كه به رهايي رسيده‎ايم اما آزاد نيستيم. در ميدان مبارزه [مناقشه‎ نظامي] ما هنوز به رهايي نرسيده بوديم اما آزاد بوديم.» پرسش‎هاي تحقيق من براساس همين دو ديدگاه بنا شده‎اند: آيا زنان رزمنده جبهة رهايي‎بخش اريتره، در حال تبديل شدن به الگويي هستند براي زنان آزاد شده در يك جامعه به رهايي رسيده؟ يا اين‎كه صرفاً الگويي براي عصر رمانتيكي هستند كه سپري شده است، يعني استعاره و نماد‎هايي از مبارزه؟ ما مطمئناً به اين باور مي‎رسيم (و من باور دارم) كه آنان در دوران مبارزه، الگو بودند و خودِ مبارزة آنان نيز، الگويي براي جنبش‎هاي ترقي‎خواه جهان خواهد بود. درست همان طور كه آفريقاي جنوبي پس از دوران آپارتايد، در معرض توجه و بررسيِ دقيق جدي جهاني است، كساني هم كه به تاريخ معاصر اريتره آشنا هستند، به دقت تحولاتش را دنبال مي‎كنند. جبهة آزادي‎بخش به خاطر سياست‎هاي روشنگرانة طبقاتي، جنسيتي، نژادي و قومي‎اش كه در طول ساليان طولاني مبارزه نظامي و استراتژيك‎‎اش به آن دست يافته، داراي شهرت جهاني است.


دريك شب خنك بهاري در سال 1999، بسياري از چهره‎هاي سرشناس هاليوود گرد هم آمدند تا حمايت خود را از فعاليت‎هاي گروه «فمينيست اكثريت» عليه رفتار خشونت‎آميز طالبان با زنان افغاني ابراز كنند. جي و ميويس ‎لنو ميزبانان برنامه بودند و در ميان جمعيت چهره‎هاي سرشناسي چون كتي‎ بيتس، جينا ديويس، سيدني پواتيه و لي‎لي تاملين حضور داشتند. جي ‎لنو، در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، براي جمعيتي كه تالار غار مانند «انجمن صنفي كارگردانان تأتر آمريكا» را پر كرده بود، صحبت مي‎كرد.

نامه‌های زندخت

| No Comments | No TrackBacks


در بخشي از مجموعة اسناد نخست‎وزيري كه در حال حاضر در سازمان اسناد ملي ايران نگهداري مي‎شوند، پرونده‎اي نيز تحت عنوان «عرايض» به نامه‎ها و عريضه‎هاي پراكنده‎اي اختصاص دارد كه بنا به دلايل مختلف خطاب به نخست وزير وقت صادر شده بودند؛ در يكي از اين مجموعه‎ها كه به ماه‎هاي آخر دوران نخست وزيري محمود جم در بهار 1318 مربوط مي‎شود، چند نامه نيز از فخرالملوك زندپور معروف به زنددخت ملاحظه مي‎شود كه از زنان روزنامه‎نگار و اديب آن روزگار محسوب مي‎شد.


در بحبوحة تجدد و تجددطلبي ايران، يعني سال‎هاي مقارن با استقرار نظام پهلوي در دهة 1300 شمسي، هم زمان با مصوبه مجلس شوراي ملي مبني بر اعزام سالانه دانشجو به اروپا در خرداد ماه 1307 كه به اعزام يكصد نفر به اروپا منجر شد، بحث تحصيلات زنان و لزوم حضور خانم‎ها در امتحانات اعزام به اروپا نيز مطرح گرديد، يعني موضوعي مطرح شد كه هنوز هم به رغم گذشت بيش از هفتاد سال از طرح آن، يك اجتماع گسترده در مورد آن وجود ندارد و به نوعي «بحث روز» است. يكي از نخستين مطالبي كه در اين زمينه مطرح شد يادداشتي بود از خانم خديجه محمدآبادي كه درباره تحصيل زنان در اروپا اظهار داشت: «... چقدر مايه يأس و نااميدي است كه مجلس شوراي ملي ايران در ضمن تصويب لايحه اعزام محصلين به اروپا اصل مهم و قابل استفاده آن را [كه] شركت دادن دختران ايراني در مسابقه بود فراموش كرده و آقايان وكلاء حاضر نشدند كه اين خدمت مهم به مملكت و ملت را كاملاً انجام بدهند.» ولي در اين مرحله، يعني در دور نخست اعزام محصل اين موضوع كه از لحاظ مضاميني مربوط به تساوي حقوق زن و مرد يكي از مهم‎ترين آنها محسوب مي‎شود بازتاب چنداني نيافت. بحث جدي همزمان با اعزام دومين كاروان يكصد نفري دانشجو به اروپا در سال 1308 صورت گرفت. روزنامه‎هاي اطلاعات، ستاره جهان و روزنامه نيمه رسمي ايران اين موضوع را به بحث گذاشته و آراء مخالف و موافق چندي در اين زمينه مطرح شد.

پيوند جهانيِ جنبش زنان ايراني

| No Comments | No TrackBacks


مطلب حاضر به بررسي بازتاب تماس‎هاي جهاني و به‎خصوص ارتباطِ گفتارِ جهاني فمينيستي و جنبش‎هاي زنان و تأثير آن بر جنبش زنان در ايران مي‎پردازد. از زمان وقوع انقلاب، ارتباط جهاني زنان ايراني به سه شكل تحقق يافته است: نخست، رويكرد تبشيري يا تبليغي كساني بود كه مي‎خواستند انقلاب اسلامي را صادر كنند و الگوي منحصر به فردي از «زن اسلامي» ارائه دهند. دوم، رويكرد پراگماتيستي (عمل‎گرايانه) بود كه به واسطة تعامل با زنان كشورهاي خاورميانه و اروپا به تدريج جايگزين رويكرد نخست شد و سوم، ارتباط‎هاي جهاني كه هم از سوي فمينيست‎هاي سكولار و هم از سوي زنان اصلاح‎طلب ديني،كه آنان نيز خواهان برابري بودند، دنبال مي‎شد. در اين نوشته هم به نقش نشريات جديد زنان در راه اصلاحات توجه شده و هم نقش مثبت و تسهيل‎كننده كنفرانس‎هاي تحت حمايت سازمان ملل در ايجاد حساسيت جنسيتي در درون سازمان‎هاي غيردولتي زنان مورد بررسي قرار گرفته است.


آنچه امروز زنان، در راه مبارزه براي دستيابي به حقوق حقه و جايگاه مناسب خود بدان پي‎برده‌اند، اين امر است كه نابرابري و فرودستي‌اي كه زنان دچار آنند، از جمله ناشي از تفاوت در نگاهي است كه به آنان، از بدو تولد و در طول عمر خود و در مقايسه با مردان مي‌شود؛ و اهم مبارزات آنان در حوزة اجتماعي و فرهنگي ناظر بر تصحيح و تغيير اين نگاه و ايجاد يك بينش برابر و درخور به موجوديت زن بوده‌است. مبارزان جنبش زنان، اشكال و ابزارهاي مختلفي را در اين پيكار به كار گرفته‌اند. طي دو دهه گذشته، آنان به اين نتيجه رسيده‌اند كه اين دگرگوني بايد در حيطة توليد و توزيع دانش نيز به‌وجود آيد. حاصل تجربة نامبرده و نيز اين اصل كه زنان از دانش متعارف و طبقه‌بندي شده‌اي كه مردان براي خود ساخته‌اند، يا ناديده‌گرفته يا كنار گذاشته شده‌اند و همچنين بر اساس اين تفكر كه علم و پژوهش سنتي «دربارة زنان» بوده‌است و نه «براي زنان»، از جمله باعث شد كه ايجاد رشتة مطالعات زنان به يكي از خواسته هاي جنبش فمينيستي در جهان تبديل و در تعدادي از كشورهاي جهان و دراروپا و آمريكا به حيطة توليد دانش رسمي وارد شود .

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks

پيشينة مقاومت زنان در برابر ناملايمات و بي‌عدالتي‌هاي تاريخي‌اي كه بر آنان تحميل شده به ديرباز برمي‌گردد. يعني از زماني كه اين ستمديدگي وجود داشته مبارزة آنها نيز به اشكال مختلف دربرابر ظلم قد علم مي‌كرده‌است. اما پيوسته شكل‌گيري اين مبارزات به فراخور زمان و با مقتضيات بستر تاريخي و اجتماعي آن هماهنگ شده‌است. شكل و نوع مبارزات كه تابعي است از مختصات زماني و مكاني، و نيز پيوندشان با جنبش عمومي سيري تحولي دارد. بازتاب اين مبارزات و بازخور اجتماعي سياسي آن نيز به تناسب ارزش‌ها و هنجارهاي دوران بروز مي‌كرده‌است.


محمد قائد، دفترچة خاطرات و فراموشي (تهران: طرح‎نو، 1380) 328 صفحه، 2200 تومان

نوسان حاكم بر مطبوعاتِ ايران معاصر، از جمله استمرار دوره‎هايي نسبتاً طولاني از فشار و اختناق و ركودِ متعاقبه، پيامدهاي بسياري به دنبال داشته است. يكي از بارزترينِ اين پيامدها بيانِ الكن و شتابزده‎اي است كه متعاقب گشايش‎هاي گاه و بي‎گاه و گذرا در مطبوعات رخ مي‎نماياند چندان كه بس كم‎شمارند مقالات و نوشته‎هايي كه ارزش دوباره خواندن داشته باشند. محمد قائد روزنامه‎نگار و پژوهشگر صاحب‎نام مطبوعات ايران را مي‎توان يكي از معدود نويسندگان اين عرصه دانست كه نوشته‎هايش هميشه ارزش خواندن دارند.

وقف و مدرنيته در ايران

| No Comments | No TrackBacks


مقبرة امام رضا‌(ع)، موسوم به آستان قدس رضوي، از زمان حكومت صفوي‌ها به اين سو مهم‌ترين مركز زيارتي در ايران بوده است. طي چندين قرن، صدها هزار مؤمن از سراسر ايران حتي شيعياني از هند، پاكستان و عراق كنوني، طبق سنت، بخشي از ثروت خود را براي آستان به ارث گذاشته‌اند تا صرفِ نگهداري مقبره و امور خيريه مربوط به آن شود. بدين ‌ترتيب، اموال وقفي براي امام رضا(ع) به بزرگترين موقوفه در ايران، اگر نگوييم در جهان، تبديل شده است. علاوه بر املاكي كه طي قرن‌ها به آستان تعلق يافته است، زائران هنگام زيارت مبالغي پول نيز به آن اعطاء مي‌كنند.

تأملي در جايگاه و نقش بنياد

| No Comments | No TrackBacks


بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن‌ماه سال 1357، اموال و املاك بر‌جاي‌مانده از سرمايه‌داران، دولتمردان و بنياد پهلوي بلاتصدي و بلاتكليف ماند. امام خميني در حكم تأسيس بنياد مستضعفان، كه اداره و بهره‌برداري از اين مجموعه را بر عهده گرفت، تصريح كردند: «به دولت ابلاغ نماييد كه اين غنايم مربوط به دولت نيست و امرش با شوراي انقلاب است.» ايشان همچنين عمده‌ترين نيازهاي اساسيِ اجتماعي را كه هدف از تأسيس اين نهاد بوده است چنين برمي‌شمرند: اول, رسيدگي به مستمندان، كارگران، و كارمندانِ ضعيف از طريق ايجاد مسكن، كار و زمين؛ و دوم, ايجاد واحدهاي مسكوني براي محرومان.


طرح بحث
تلاش براي استقرار يك دولت كاملاً جديد و ابتكاري كه هم پاسخگوي شعارهاي انقلاب و خواست‌هاي رهبران آن باشد، هم سازگار با موازين اسلامي؛ هم عهده‌دار انسجام و سازماندهيِ ازهم‌گسيختگي‌هاي پس از انقلاب (در جريان جنگ)، و هم مسئول دگرگون كردنِ موازين دولت شاهنشاهي ايران، عامل اصلي ظهور بنيادهاي موازي با دولت در ايرانِ بعد از انقلاب بود. اين تلاش از سويي به تشكيل يك دولتِ متمركزِ نسبتاً بي‎سابقه منجر شد و از سوي ديگر به ايجاد مؤسسات و بنيادهاي خاصي كه بتوانند مسئوليت بخش‌هايي از امور اجتماعي، اقتصادي، نظامي و سياسي را بر عهده بگيرند. اقدامات اصلي پس از انقلاب در اين راستا عبارت بودند از اول، تشكيل مؤسساتي اقتصادي كه مالكيت دارايي‌هاي شاه و دربار و مالكيت سرمايه سرمايه‌داران و مديرانِ گريخته از كشور را به خود منتقل كنند و آنها را اداره كنند؛ دوم، ايجاد سازمان‌هاي نظامي و امنيتي كه از نظر رهبران و مديران دولت جديد قابل‌اعتماد باشند؛ و سوم، ايجاد سازمان‌هايي كه وظايف حمايتي و رفاهي را به نفع مردم محروم، كه انقلاب به نفع آنان موضع‌گيري كرده بود، بر عهده بگيرند

سنجش درانداختن طرحي نو:

| No Comments | No TrackBacks


مقدمه
داگلاس نورث در تعريف نهاد مي‎نويسد: «نهادها قوانين بازي در جامعه‌اند،‌يا به عبارتي سنجيده‌تر قيودي هستند وضع شده از جانب نوع بشر كه روابط متقابل انسان‌ها با يكديگر را شكل مي‌دهند. در نتيجه, نهادها سبب ساختارمند شدنِ انگيزه‌هاي نهفته در مبادلات بشري مي‌شوند،‌چه اين مبادلات سياسي باشند،‌ چه اقتصادي و چه اجتماعي.» هم‌او در تعريف سازمان چنين مي‎نويسد: «سازمان‌ها شامل هيئت‌هاي سياسي ... اقتصادي... اجتماعي ... و آموزشي.... متشكل از گروهي از افرادند كه نيتي مشترك براي دستيابي به اهداف مورد نظر،‌آنها را گردِ هم آورده است. مدل‌سازي سازمان‌ها مساوي است با تحليل ساختارهاي حاكمه و مهارت‌ها... . اين كه چه سازمان‌هايي به وجود آمده‌اند و چگونه در طول زمان تكامل يافته‌اند به طور بنيادي متأثر از چارچوب نهادي است. سازمان‌ها نيز به نوبة خود بر نحوة تكامل چارچوب‌هاي نهادي تأثير مي‌گذارند.»


بيش از دو دهه است كه جنبشي سياسي به سركردگي روحانيون توانسته است استبدادی شاهانه و مجموعه‌اي از پيش‌فرض‎ها درباره مذهب و مدرنيته و توسعه سياسي را واژگون کند. تأسيس جمهوري اسلامي ايران چشم‌انداز سياسي خاورميانه را از ريشه دگرگون كرد و در عمل معلوم شد كه تغيير‌پذيري رژيم روحاني در ايران يكي از شگفت‌انگيز‌ترين ويژگي‌هاي دگرديسي سياسي است، آكنده از شور و هيجان و تنوع. حكومت روحانيون به لحاظ تاريخي هم براي ايرانيان و هم براي جامعه ملل در عصر مدرن پديده عجيبي است. علما تاكنون نسبت به فعاليت سياسي در مجموع دوگانگي چشمگيري از خود نشان داده‌اند و به لحاظ تاريخي نخستين‌بار است كه رهبري سياسي را در دست مي‌گيرند. در واقع، مباني فلسفي جمهوري اسلامي بر تفسيري نو از اعتقادات مذهبي مبتني است كه همچنان برخي از علماي پيشروي ايراني بر سر آن مجادله دارند.

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks


جایگاه ورزش در فضای اجتماعی جوامع مدرن به طور روزافزونی اهمیت يافته است. عوامل متعددي در اين پديده دخيل بوده¬اند كه از جمله مي¬توان به گسترش رسانه¬هاي جمعي، فراگير شدن و افزايش اوقات فراغت، گسترش شبکة ارتباطات بین¬شهری، افزایش تعداد و حجم فضاهای حضور دسته¬جمعی تماشاچیان و توجه روز افزون به مسائل مربوط به سلامت كه ارتباط آن با ورزش امري بديهي شمرده مي¬شود، اشاره كرد.

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks


کمتر گروه، طبقه و بخشی از جامعة است که به اندازة «بازار» مورد ارجاع قرار بگیرد در حالی که اطلاعات، دانسته¬ها، و باورهای موجود دربارة آن تا این حد ناقص، متناقض، و همراه با پیشداوری¬های غیرمستدل باشد. تصورات اجتماعی موجود در مورد بازار حالت اسطوره یا بهتر بگوییم اسطوره¬های متعددی را پیدا کرده که غالباً همزمان با هم پذیرفته می-شوند بدون این¬که الزاما با یکدیگر همخوانی داشته باشند. شاید مهم¬ترین این اسطوره¬ها در شرایط حاضر، تصور یکدست بودن بازار و فعالان و شاغلان در آن و یا گرایش غالب سیاسی آن به سمت جناح محافظه¬کار حاکم باشد.

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks


تحليلگرانِ اقتصادي از هر دو موضعِ چپ و راست، علي‌رغم اختلاف‌نظرهاي جدّي در زمينة مسائل اقتصادي ايران، راجع به يك پيش‌فرضِ اساسي با هم اشتراك‌نظر دارند: هر دو گروه تلويحاً دولتي مستقل را در عرصة اقتصاديْ مفروض گرفته‌اند كه قادر است سياست‌هاي مورد‌نظرش را مستقلانه طراحي و اجرا كند. با اتكا بر اين پيش‌فرضِ ضمني، اغلب دو راهبردِ يكسره متفاوت در گفتار اقتصادي كنوني پيش كشيده مي‌شود: بازارگرايانْ خواهانِ طراحي و اجراي پروژه‌اي به دست دولت براي كاستن از مداخله‌هاي دولتي در اقتصاد هستند و بر اين اساس از پروژة آزادسازي اقتصادي دفاع مي‌كنند، حال‌ آن‌كه مداخله‌گرايانْ خواهانِ طراحي و اجراي برنامه‌اي در راستاي مداخلة گسترده‌تر و در عين حال منطقي‌ترِ دولت در اقتصاد براي جبرانِ شكست‌هاي بازار هستند. در اين ميان كمتر بدين نكتة اساسي توجه مي‌شود كه پيش‌فرضِ‌ ضمنيِ استقلالِ دولت در طراحي و اجراي سياست‌هايش در ايرانِ امروز به عللي گوناگون تا حد زيادي بي‌اعتبار است.


این روزها سرنوشت نمایشگاه بین¬المللی تهران به فصل جدیدی از درگیری¬های جناحی دست¬اندرکاران امور مملکت تبدیل شده است. پس از انتخابات شورای شهر در سال 1381 که تنها 13% واجدین شرایط در تهران در آن شرکت کردند، شورای شهر و در پی آن شهرداری پایتخت به دست جناح محافظه¬کار افتاد. پس از جدال¬های اولیه بر سر به دست گرفتن مدیریت روزنامه همشهری ، شورای شهر و شهردار جدید منتخب آن محمود احمدی¬نژاد، متولیان تازة شهر یک رشته برنامه¬های مشخص برای حل مسائل پایتخت اعلام کردند که حل معضل ترافیک روز به روز بحرانی¬تر شوندة تهران در صدر آن قرار داشت. اولین اقدام شهردار جدید ترمیم ضربتی آسفالت خیابان¬های تهران ظرف 45 روز بود. در عین حال حضور ناگهانی و فعال¬تر نیروی انتظامی برای اعمال طرح محدودة ترافیک که از خرداد 1376 عملاً رها شده بود از انظار دور نماند.

هيهات از اين اسراف

| No Comments | No TrackBacks


مقدمه
زماني كه 70% از دارندگان حق رأي در حركتي خودجوش محمد خاتمي را در سال 1376 به مقام رياست جمهوري رساندند، كمتر كسي باور مي‏كرد كه در فاصلة زماني‏اي كمتر از هفت سال، اين جمع رأي دهنده به ناظر بي‏طرف فروپاشي جنبش اصلاح‏طلبي در ايران تبديل شوند. علیرغم نتایج ضعیفی که نمایندگان اصلاح طلب در دومین دورة انتخابات شوراها به دست آورده بودند، باور اکثر اصلاح طلبان حکومتی بر این بود که انتخابات مجلس هفتم بار دیگر محبوبیت و مقبولیت حرکت اصلاح طلبی¬ای را که آنان رهبری¬اش را به عهده داشتند، نزد مردم به اثبات خواهد رسانید؛ خواه به شکل سلبی و خواه به شکل ایجابی. در واقع، تا لحظات آخر تصور اصلاح‏طلبان حكومتي بر اين بود كه چه كانديداهای¬شان پذيرفته شوند و چه نشوند، در این انتخابات نيز مانند انتخابات دورة پيشينِ مجلس و انتخابات رياست جمهوري سال 80 پيروزي از آن ايشان خواهد بود. اگر از سد شوراي نگهبان مي‏گذشتند، مطمئن بودند مردم بار ديگر به آنان روي خواهند كرد و اگر كانديداهایِ¬شان پذيرفته نمي‏شدند، سخت بر اين باور بودند كه مردم با رويگرداني از شركت در انتخابات نه فقط طعم پيروزي را بر كام محافظه‏كاران تلخ خواهند كرد كه مشروعيت را نیز از مجلس هفتم خواهند گرفت. اما نه اين شد و نه آن. هرچند ميزان مشاركت نسبت به 77 درصد مشاركت در دورة قبل افت چشمگيري كرد، يعني در مجموع فقط كمي بيش از نيمي از دارندگان حق رأي به پاي صندوق‏ها رفتند، اما عدم مشاركت به حدي نبود كه بتوان آن را به پيروزي اصلاح‏طلبان حكومتي تعبير كرد. هر چه باشد مشاركت در اولين انتخابات مجلس در ايرانِ بعد از انقلاب 42% بود و در انتخابات مجلس سوم، كه به پيروزي جناح چپ انجاميد، فقط 58% دارندگان حق رأي شركت كردند.


كردها هر زمان در برابر آيينه تاريخ قرار مي¬گيرند، با دو تصوير خوب و بد كه متفاوت و متضاد از هم هستند رو به رو مي¬شوند. يك تصوير، كردها را مردماني رشيد، دلاور و مرزداراني غيور نشان مي¬دهد كه در راه سربلندي و استقلال ايران از هيچ تلاشي فروگذار نکرده و هميشه آماده فداكاري و ايثار هستند. از سوي ديگر، گاه همين آيينه از كردها چهره¬اي خشن، نامهربان و یک تهديد براي امنيت ملي به نمايش مي¬گذارد. كردها در يك چهره نگاهبانان كشور و مرزداراني دلير هستند كه مرزهاي غربي كشور را همچون جان عزيز مي¬دارند و در چهره ديگر آشوب طلب و دست به اسلحه نمايانده مي¬شوند. اين پارادوكس و تضاد در به تصوير درآوردن كردها، جـايگاه ويژه¬اي به آنها بخشيده است.


از لحاظ نظری پاسخ یک چنین پرسشی را می¬توان مثبت دانست. کردها نیز همانند بسیاری از دیگر گروه‌های قومی می‌توانند دولت خود را برپا دارند. حتی می‌توان مدعی شد که به ویژه بعد از عملیات اخیر نیروهای ائتلاف در عراق، کردها بیش از پیش به تحقق چنین هدفی نزدیک شده‌اند. مع‌هذا نگاهی دقیق‌تر به تحولات خاورمیانه مبیّن آن است که در راه تاسیس یک دولت کرد مشکلات عملی بسیاری نهفته است و برطرف ساختن این موانع نیز کاری بسیار دشوار و پرهزینه.

شبکه‌های فراملی

| No Comments | No TrackBacks


در یک نگاه اولیه، چشم انداز دولتمداری کرد هیچ وقت تا به این اندازه مساعد به نظر نیامده است. حضور خارجی در کردستان عراق از جنگ 1991 خلیج فارس، از جمله تاسیس یک حوزة امن توسط نیروهای ائتلاف، موجب آن شد که یک حکومت محلی کرد تاسیس شود و کردهای عراق پس از دوازده سال خودمختاری سیاسی به نهادینه ساختن یک نظام خودگردان در شمال عراق نائل آیند.

كردستان عراق

| No Comments | No TrackBacks


[برآمدن يك كردستان خودمختار يا به عبارت دقيق‎تر مجموعه‎اي از واحدهاي خودمختار كرد در بخش كردنشين شمال عراق، يكي از مهم‎ترين تحولات منطقه‎اي خاورميانه در سال‎هاي‎ اخير است. چگونگي شكل‎گيري اين پديده، از بدو فروپاشي ارتش عراق در خلال جنگ دوم خليج فارس در سال 1991 و تحولات بعدي آن در تعامل و يا در تقابل با پاره‎اي از ديگر تحولات منطقه‎اي چون سياست‎هاي حكومت مركزي بغداد يا سیاست‌های برخی از دیگر كشورهاي منطقه و بالاخص خط مشي ايالات متحده براي سرنگوني صدام حسين موضوع اصلي اين بررسي را تشكيل مي‎دهد.

كردستان و واقعه دوم خرداد

| No Comments | No TrackBacks


1. هرگاه واقعه يا تحولي در ايران به وقوع بپيوندد، به ويژه اگر اين تحول در حوزة سياست باشد، اين پرسش براي بسياري از فعالان سياسي و مردم كردستان پيش مي‎آيد كه تحول و رويداد به وقوع پيوسته، آيا موجب تغيير در شرايط و موقعيت كردها در ايران مي‎شود؟ آيا نگرش حاكميت نسبت به كردها تغيير مي‎كند؟

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks



اگر چه بخش عمده¬ای از ساکنان غرب ایران، شمال و شرق عراق و جنوب و شرق ترکیه خود را «کرد» و محل زندگی خود را «کردستان» می¬نامند و براین اساس از نظر بسیاری از محققین و سیاستمداران غربی و نیز از نظر حکومت¬های منطقه این «نام» مورد تردید قرار نگرفته است، اما گذشته تاریخی این مناطق و نگاهی به تاریخ قدیم ایران نشان می¬دهد

در جست و جوی مفهومی برای بازار

| No Comments | No TrackBacks


در ادامه مباحث مطرح شده در شمارة پیشین گفتگو (شماره 41 ـ اسطورة بازار) انتشار این مقاله که بررسی انتقادی ادبیات مربوط به بازار نزد پژوهشگران ایرانی و خارجی را شامل می¬شود، ضروری تشخیص داده شد.
بازار اصطلاحی پربار و فشرده است. بازار و شکل وصفی آن، بازاری، دربرگیرندة معانی متعددی در زبان¬های فارسی و انگلیسی است. مفهوم بازار را می¬توان در شرح یک مکان، یک اقتصاد، یک روش زندگی، یک طبقه و نمادی از حیات اسلامی یا خاورمیانه¬ای به کار برد. این تعدد نقش¬ها و ابعاد، از بازار موضوعی برای مطالعات معماری، مردم¬شناسی، اقتصادی، جامعه¬شناسی، تاریخی و سیاسی به دست داده است که یا مستقیماً به تحلیل بازار پرداخته¬اند یا از آن به عنوان جزء مکمل مطالعة خود بر جوامع خاورمیانه¬ای بهره برده¬اند. همانند القابی چون روستایی یا ولایتی، اصطلاح بازاری نیز از جمله عناوینی است که ایده¬ها و کلیشه¬هایی را در اذهان ایجاد می¬کند چندان که می¬تواند شامل تصویری بکر و یا مذموم باشد. به زعم برخی افراد، بازار و اهالی آن، دنباله¬رو یک زندگی اخلاقی و پاک هستند. در حالی که برخی دیگر بازار را به صورت سنگر سنت¬گرایی کورکورانه توصیف می¬کنند. به علاوه در سفرنامه¬ها و منابع غربی هاله¬ای نامتعارف و غیرمعمول، حتی همین وجهِ سنت¬گرایی بازار را در برگرفته است.

مروری بر چند کتاب دربارة بازار

| No Comments | No TrackBacks


کتابنامة بازار . گردآورندگان: حجت¬الله حسن لاریجانی، نعمت¬الله توحید لاله¬یی، مهین نصیری¬پور ماسوله، تهران: بنیاد دایره¬المعارف اسلامی و سازمان میراث فرهنگی، 1372، 190ص.
این «کتاب‌نامه» که شامل نام و مشخصات بیش از 1500 کتاب و مقاله به زبان¬های فارسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی است به دو بخش کلی فارسی و زبان¬های دیگر تقسیم شده است. تقسیم¬بندی درونی این دو بخش نیز، گذشته از مقدمات، شامل مشخصات کتاب¬ها و مقالات در زیرمقوله¬هایی چون «کلیات، بازارهای شهری، بازارهای روستایی، بازارهای عشایری، کاروانسراها، طرح¬های جامع شهری و روستایی و عشایری، باستان¬شناسی و تاریخ بازارها، فهرست موضوعی و فهرست نام کسان است.

در دفاع از مشروطة ایرانی

| No Comments | No TrackBacks


مشروطه ایرانی، نوشته ماشاءالله آجودانی، تهران: نشر اختران، 1383، 547 صفحه

ارایه روایتی دیگر از تلاش ایرانیان برای دستیابی به تجدد و پشت سر گذاشتن دوره¬ای از عقب¬ماندگی در درجه اول و سپس بررسی علل ناکامی جامعه ایرانی در رسیدن به این آرمان¬ها، هدف اصلی کتاب مشروطه ایرانی است. نویسنده بر این اعتقاد است که مفاهیمی مانند عدالت، مجلس، قانون، حقوق فردی، آزادی، ملت، ملی، مساوات، و وطن که در فرهنگ غربی ریشه داشته و شکل گرفته بودند به دلیل آن که در جامعه ایرانی با بسترهای مساعد و همگن روبرو نشدند، تحقق آنها در جامعه از بدو کار با دشواری¬های بسیاری روبرو شد؛ مفاهیمی که به زعم نویسنده مشروطه ایرانی نه در زبان ما ریشه داشتند و نه در تجربه تاریخی کشور. این مفاهیم و اصطلاحات نه فقط آثاری را که در جامعه غربی بر جای گذاشت، در ایران نداشت بلکه موجب بغرنج شدن وضع نیز شد.


متأسفانه مسائل و بحران¬هاي زيست¬محيطي در ايران متعددند. در شمال كشور روند تخريب و آلودگي درياي خزر و سواحل آن و همة عرصه¬هاي طبيعي را فرا گرفته است. تخريب جنگل¬هاي شمال، نابودي تالاب¬هاي بين¬المللي انزلي، ميانكاله، آشوراده ، و آلودگی هفتاد رودخانة كشور نشانه¬های اين معضل هستند. با طرح ميان¬گذرِ كلانتري، درياچة اروميه دو¬ نيم شده و گفته می¬شود پس از انتقال آب زرينه¬رود به تبريز آب این رود 25 درصد کاهش می¬یابد. مشكل دفن زباله معضل اصلي همة شهرهاي كشور شده و نشست زمين در دشتهاي مختلف مشاهده شده است. يونپ، بخش محيط¬زيست سازمان ملل در مورد وقوع فاجعه¬اي زيست¬محيطي در استان خوزستان در منطقه هورالعظيم، به ابعاد فاجعة درياچة آرال هشدار داده است.

بازار و مرکزیت شهر

| No Comments | No TrackBacks


در این مقاله می¬کوشیم تا براساس اطلاعات موجود و پاره¬ای مشاهدات عملی گمانه¬هایی را دربارة تحولات مرکز شهر تهران طی دو دهة اخیر از منظر جایگاه بازار در فعالیت¬های تجاری شهر و اجتماع محلی پیرامون آن در بافت مسکونی تهران مورد بررسی قرار دهیم. نگرش و سیاست¬های اعمال شده در قالب دو طرح جامع شهر تهران (1347 و 1370) که موضوع جابجایی مرکز شهر را بی¬توجه به الزامات اقتصادی ـ اجتماعی آن در دستور کار خود قرار دادند، علیرغم عدم توفیق این طرح¬ها در خلق یک مرکزیت جدید تجاری در تهران، موضوع در خور توجهی است، زیرا تداوم و عملکرد این ذهنیت و شرایط اجتماعی محرک آن همچنان در تشدید روند اضمحلال مرکز قدیم تهران مؤثر خواهد بود.


کاستی¬های تاریخ اجتماعی صنایع نوین در ایران
بدون اغراق می¬توان ادعا کرد که بخش قابل توجهی از تاریخ¬نگاری اجتماعی و اقتصادی معاصر ایران نخستین وظیفة خود را توضیح علل عقب¬ماندگی کشور و شکست فرایند پیشرفت قرار داده است. در لابلای خیل عظیم تحلیل¬های جامعه¬شناختی و اقتصاد سیاسی در مورد ایرانِ پیش از انقلاب همواره این سؤال به نوعی مطرح است که چرا ایران مدرن نشد؛ چرا مملکت در راه صنعتی شدن «واقعی» گام نگذاشت و در عوض راه انحطاط، رکود، و «وابستگی» را پیمود؟ چرا کشاورزی «از بین رفت»؟ چرا در مقایسه با گذشتة تاریخی پر جلال و حتی در قیاس با دیگر ممالک مشابه در حال رشد، مثل ترکیه و کره جنوبی، ایران «در حاشیه» ماند و مفلوکانه به محصولی «فسادزا» و «اسارت¬آور» چون نفت وابسته باقی ماند؟

اصناف و دولت

| No Comments | No TrackBacks


قانون نظام صنفي بار ديگر در مجلس ششم اصلاح شد. شركت در تصويب اين قانون و ارتباط مستقيم با مجامع امور صنفي اين فرصت را در اختيار نگارنده قرار داد تا با مطالبات بخشي از صنوف آشنا شود. اين تجربه تصويري متفاوت از نظرية احمد اشرف در مورد رابطه اصناف با دولت در ايران ترسيم مي¬كند. اصناف منافع صنفي خود را به خوبي مي‌شناسند و با دولت بر سرآن چانه مي زنند و امتيازات فراواني مي گيرند . اصناف با برقراري انحصار، از ورود افراد تازه و ايجاد رقابت جلوگيري مي‌كنند، مانع از در پیش گرفته شدن شيوه¬هاي نوين توزيع می¬شوند و مداخلة دولت در امور صنفي را محدود مي‌سازند. اين مقاله پس از بيان نظريه اشرف پيرامون رابطة دولت با اصناف به توضيح شواهد حاصل از آخرين اصلاحيه قانون نظام صنفي و نقد اين نظريه مي پردازد.

از بازارِ سنتی تا بازارِ مدرن:

| No Comments | No TrackBacks


طی قرن نوزدهم بازار در ایران همچنان هستة اصلی فعالیت¬های بازرگانی کشور محسوب می¬شد. البته ساختِ سنتی جامعه و اقتصاد ایران به¬تدریج تحت تأثیر روند فزایندة ورود ایران به بازار بین¬المللی قرار می¬گرفت، به طوری که در پایان این قرن حجم مبادلات خارجی ایران تقریباً تا دوازده برابر افزایش یافته بود. این افزایش با بهبود سطح رفاه عمومی در کشور و رشد جمعیت تا حدود دو برابر همراه بود. تاجران و پیشه¬وران بیش از سایر گروه¬هایِ اجتماعی تحت تأثیر مستقیم این تحولات قرار گرفتند. پیدایش این طبقة سرمایه¬دار کوچک که خواستار سهمی در امور سیاسی کشور بودند، در بروز و موفقیت جنبش مشروطه بیشترین تأثیر را داشت. الزامات و مقتضیاتِ بازارِ جهانی اثراتی بر اصناف و پیشه¬ها داشت که به بخشی از صنعت نساجی لطماتی وارد کرد، اما، در عین حال، موجب پیدایش پیشه¬های جدیدی از جمله فعالیت¬های مرتبط با تولید و فرآوری تریاک و قالیبافی شد.


در بهار سال ۱۳۱۸، ورزشگاه تازه تأسیس امجدیۀ تهران به عنوان محل برگزاری مراسم عمومی جشن ازدواج محمد رضا پهلوی، ولیعهد ایران با فوزیه، شاهزاده خانم مصری، انتخاب شد. هزاران تماشاچی که اکثر آنها را مردان و زنان ملبس به لباس های «فرنگی¬مآب» تشکیل می دادند ، شاهد صحنه های تماشایی و کوتاهی از ورزش های «جدید» و «باستانی» مختلف نظیر فوتبال، آکروبات و تمرینات زورخانه ای بودند . محمد رضا با پوشیدن یونیفرم پیشاهنگی خود در نقش رهبر پرِشور این مردان و زنان ورزشکار ظاهر شد و به نوعی شخصا بازتابی بود از امید و آرزوی داشتن ملتی سلامت و کارآمد. ورزشکارانی که در میدان حضور داشتند به مهمانان مصری خود ثابت کردند که نه فقط داماد پادشاه مصر، بلکه بسیاری از هموطنان وی نیز سرشار از روحیۀ ورزشی جدید هستند و زندگی سلامتی دارند.

هويت‌هاي زور خانة ايراني

| No Comments | No TrackBacks


در مورد زورخانه يا محل ورزش سنتي ابهام عمده اي وجود دارد. اين مكان در عين حال كه به عنوان جايگاهي براي سلحشوري، جوانمردي و ساير ارزش‌هاي سنتي نظير سخاوتمندي، شكيبايي و زورآزماییِ جوانمردانه شناخته مي‌شود اما به عنوان مأوايي براي متمردان از قانون نيز شهره گشته است؛ مرداني كه زور بازوي خود را در اختيار فردي قرار مي‌دهند كه پول بيشتري به آنها بپردازد. دراين مقاله سعي كرده‌ام اين ابهام و دوگانگي را بررسي كرده و ريشه‌هاي آن را در تاريخچة اجتماعي اين نهاد دنبال کنم. براي اين كار بايد ابتدا به طور خلاصه به جايگاه و وضعيت فعلي ورزش‌هاي سنتي نگاهي داشته باشم، سپس سعی خواهم کرد تناقض نامبردهِ را تشريح كنم و در نهايت با مشخص كردن هويت‌هاي سه دستة اجتماعي مختلفي كه به زورخانه رفت و آمد می¬کنند، توضیحی برای آن بیابم.

ورزش و جامعه مدنی در ایران

| No Comments | No TrackBacks


تعامل عواملی چند، از آن جمله اینکه ورزش از طریق مجموعه¬ای از قوانین نوشته شده و در ارتباط با بوروکراتیزه کردن سازمان آن حاصل می¬شود و نیز اینکه ورزش به شدت به رسانه¬های جمعی و ارتباطی وابسته است، ویژگی شاخص ورزش را می¬سازد: اینکه ورزش فعالیتی است برای تماشاگران.


سال¬های 1320 تا 1332، از مهم¬ترین مقاطع جنبش کارگری در ایران است. در این سال¬ها، کارگران کارخانه¬ها و صنایع پیشه¬وری تلاش کردند از طریق اتحادیه¬های کارگری تقاضاهای انباشته شدة صنفی در دورة سلطنت رضا شاه را متحقق کنند و تحولی در شرایط کار و زندگی خود به وجود آورند. اگر چه فعالیت اتحادیه¬های کارگری در ابتدا به مسائل صنفی محدود و معطوف می¬شد اما این وضع دیری نپائید و اتحادیه¬ها به سرعت سیاسی شدند. این چرخش حاصل عوامل متعددی بود؛ با این حال، دو عامل نقش تعيين کننده¬ای داشت: از یکسو، کارخانه-داران و صاحبان صنایع تشکیل اتحادیه¬های کارگری را مغایر منافع خود تشخیص دادند و در اتحاد با جناح راستگرای نیروهای سیاسی کشور که در پی جلوگیری از رشد و گسترش رادیکالیسم اجتماعی بود، به مخالفت با اتحادیه¬های کارگری برخاستند. از سوی دیگر، حزب تودة ایران که مشوق تشکیل اتحادیه¬های کارگری بود با ارائة امکانات و حمایت¬های مختلف تلاش می¬کرد اتحادیه¬های کارگری را در اختیار بگیرد و آنها را براي تحقق هدف¬های سیاسی و اجتماعی خود بسیج و رهبری کند؛ در ضمن رقبای حزب را از فعالیت¬های کارگری دور سازد. این وضعیت موجب شد تا اتحادیه¬های کارگری علاوه بر سیاسی شدن، استقلال خود را از دست بدهند، تجزیه شوند و به یکی از اهرم¬های جناح¬های رقیب مبدل گردند. سرگذشت «اتحادیة کارگری اصفهان» در سال¬های 1321 تا 1323 نمونة بارز چنین روندی است.

آزادی‌خواهی و چندگانگی قومیتی


امروزه بسیاری از کشورها از نظر فرهنگی متکثر هستند. بنا بر آخرین ارزیابی¬ها، در 184 کشور مستقل جهان 600 زبان، گروه و تمدن، و 5000 گروه قومی وجود دارد. کشورهایی که همه شهروندان آن به یک زبان واحد سخن می¬گویند و یا متعلق به یک گروه قومی ـ ملی هستند بسیار نادرند .


جمعیت شناسی یکی از شعب علوم اجتماعی است که در سدة اخیر جایگاه مهمی را در این زمینه به خود اختصاص داده است. سر برآوردن این علم تا حدود زیادی به دنبال نگرانی¬هایی حاصل شد که رشد سریع جمعیت در اروپا به وجود آورد. چرا که بر اثر توسعة بهداشت بسیاری از بیماری¬ها کنترل شد و در نتیجه از سویی زاد و ولد کودکان سالم فزونی یافته و از دیگر سو امید به زندگی رو به گسترش بود. مالتوس، دانشمند انگلیسی به عنوان یکی از بنیانگذاران دانش جمعیت¬شناسی نگران سبقت رشد جمعیت با تصاعد هندسی بر رشد امکانات غذایی بشر با تصاعد حسابی بود. امری که به زعم می¬توانست به فجایع مهمی چون جنگ و قحطی منجر شود.


نزدیک به شصت سال از تدوین اولین برنامة عمرانی ملی در ایران سپری می¬شود. اگر چه ایران از اولین پیشگامان برنامه¬ریزی و توسعه در جهان محسوب نمی¬شود اما در میان کشورهای «جنوب» در زمرة متقدمین است. شاید بتوان انقلاب مشروطه را سرچشمة حرکت ایران به سمت جبران عقب¬ماندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به حساب آورد. پس از آن با روی کارآمدن پهلوی اول در کنار به وجود آمدن تغییرات اساسی در ترکیب جمعیت شهری و روستایی و عشایری؛ نظام اداری جدیدی بر مبنای انتصاب مسئولین مناطق کشور (استان¬ها) توسط مرکز شکل گرفت و در پی آن اولین گام¬ها به سمت نوسازی و توسعه برداشته شد.

تنوع قومي و تماميت ارضي ايران

| No Comments | No TrackBacks


در پي وقوع زلزله در قائنات و بيرجند در سال 1997، کارل بوگرت خبرنگار مجلة نيوزويک با نگارنده مصاحبه¬اي انجام داد که چندي بعد تحت عنوان «همگي با هم کنار مي¬آيند» منتشر شد. از نظر وي از آنجايي که در اين منطقه يک اقليت سني مي¬زيستند، امکان آن وجود داشت که با بروز اين فاجعة طبيعي يک رشته شورش¬هاي ضد دولتي بروز کند و يا به گونه¬اي که اظهار داشت «طولي نخواهد کشيد که زنگ¬هایِ تنش قومي در ايران به سر و صدا در¬آيند».


در اینکه بحث اقوام و مسئله قومیت یکی از مهم¬ترین مباحث و مسائل مطرح در ایرانِ معاصر است تردید نیست. بروز گاه به گاهِ تنش¬های قومی در پاره¬ای از نقاط کشور مانند حوادث خوزستان و کردستان در ماه¬های اخیر و یا جایگاه درخور توجهی که این بحث در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری یافت نیز خود از یک چنین اهمیتی حکایت دارند. ولی این اهمیت، ضرورتاً به معنای مهم انگاشته شدن آن از نگاه اهل نقد و نظر نبوده و نیست. در واقع با آنکه بحث اقوام و مسئله قومیت در ایران بیش از نیم قرن است که به عنوان مسئله¬ای مهم در ردیف دیگر مسائل مهم مملکتی خود را نشان داده است؛ ولی هنوز هم از شناسایی عمومی و رسمی آن به عنوان یک مسئله مهم اجتماعی و سیاسی احتراز می¬شود. این پدیده به گونه¬ای که در این بررسی مورد اشاره قرار خواهد گرفت در آغاز و برای مدت زمانی مدید غالباً به صورت مسئله-ای بالقوه، با وجه بروزی گاه به گاه و پراکنده که بیشتر در تحریکات مقطعی قدرت¬های بیگانه ریشه داشت خود را نشان می¬داد و تنها در پی تحولات ناشی از انقلاب اسلامی است که صورتی تقریباً صریح یافته است با وجه بروزی بالنسبه مستمر و متناوب.

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks


حداکثرِ تلاش در نادیده انگاشتن مسئله، و اذعانِ بالاجبار آن تنها به وقت سر ریز بحرانی مسئله، البته از جمله رویکردهای متعارف و مرسوم ایرانیان است. نادیده انگاشته شدن مسئله¬ای به نام مسئله قومیت در ایرانِ معاصر که جوانب روشنی از آن را حتی در فقدان هر گونه آمار رسمی و دقیق دربارة توزیع جمعیتی و جغرافیایی زبان¬ها و گویش¬ها و یا ادیان و مذاهب رایج در کشور نیز می¬توان دید، خود از مصادیق بارز و غیرقابل انکار این سنت است.
تجارب تاریخی را می¬توان از نظر دور داشت، دانش برآمده از جامعه شناسی و علوم سیاسی را نادیده گرفت، از پذیرشِ نتایج حاصل از داده¬های انتخابابی در پاره¬ای از حوزه¬های قومی که از افت شدیدِ مشارکت سیاسی مردم حکایت دارد خودداری کرد و بر تحولات جاری در دیگر نقاط جهان نیز چشم فروبست، ولی با سیر حوادث و رخدادهای روزگار کاری نمی¬توان کرد؛ پیش آمد تحولاتی چون نا آرامی¬های گستردة اهواز در اواخر فروردین 1384 در واکنش به انتشار مفاد یک نامة منسوب به رئیس دفتر سابق ریاست جمهوری در لزوم جابجایی¬های جمعیتی در خوزستان، بروز یک رشته تظاهرات و اعتراضات هماهنگ و همسو در بخش وسیعی از حوزه¬های کردنشین ایران در پی کشته شدن یک جوان کرد به دست نیروهای انتظامی در سنندج در ماه¬های اخیر ... بر یک وضعیت بالقوه بحرانی در این عرصه اشعار دارد. و این در حالی است که دقیقا به خاطر دلایل پیش گفته، این پدیده را نمی¬شناسیم و هنوز از بروز گاه به گاهِ نمونه¬های آن ـ که قطعا در آینده شتاب بیشتری هم خواهد یافت ـ متعجب و شگفت¬زده می¬شویم.
عدم شناخت و آشنایی کافی با این مسئله بیش از هر چیز بر دو حوزه تأثیر می¬گذارد؛ یکی بر چگونگی فراهم آمدنِ برآوردی صحیح از کم و کیف امر و دیگری نیز بر نحوة طرح و ارائه راهکارهایی جهت حل و فصل آن. از آنجایی که به وقت پیش آمد غیر منتظرة چنین مسائلی، ضرورت تحلیل و ارزیابی آن¬ها و همچنین پیشنهاد راه¬حل¬هایی برای حل و فصلشان گریزناپذیر می¬گردد، معمولاً جز تشبث بی¬محابا به مجموعه¬ای از الگوها و مفاهیم برآمده از مطالعات و بررسی¬های صورت گرفته دربارة مسائل قومی در دیگر کشورهای جهان که شاید ضرورتاً با ماهیت مسائل قومی در ایران خوانایی نداشته باشد و بر همین اساس پیشنهاد راه-کارهایی که احیاناً برای حل و فصل این گونه مسائل در دیگر کشورها مطرح شده¬اند، واکنش دیگری بروز نمی¬کند. از «خلق¬ها و ملیت¬» ایران سخن گفتن به گونه¬ای که ممکن است که در اشاره به خلق¬ها و ملیت¬های ممالک خلق¬الساعه و نوبنیادی چون عراق و یوگوسلاوی و غیره مصداق داشته باشد، جز نادیده گرفتن تاریخ، هویت دیرپا و پیشینه¬ای طولانی از کشور بودن این ملک، معنای دیگر ندارد. تعاریفی که به صورت سهل و آسان و به صرف گرته برداری از این یا آن نمونة فرنگی ارائه شود، تعاریف دقیق و درستی از گونه¬های مختلف هویتی در ایرانِ معاصر نخواهد بود. و به همین ترتیب تکرار بی کم و کاست راهکارهایی که از جهت حل و فصل خواسته¬ها و مطالبات ذیربط در پاره¬ای از دیگر نقاط جهان ارائه شده و یا قرار است که ارائه شود.
البته طرح چنین بحثی نه به معنای نادیده گرفتن گوناگونی¬های زبانی و فرهنگی در ایران است و نه به معنای بی¬توجهی به راه¬های مختلفی که جوامع پیشرفتة جهان برای شناسایی و تمشیت سیاسی این نوع گوناگونی¬ها اتخاذ کرده¬اند. تنوع زبانی و فرهنگی از ویژگی¬های کهن و دیرینة ایران است و هر تعریفی از هویت ملی ایرانی که چنین تنوع گسترده¬ای را ملحوظ نداشته باشد ـ به گونه¬ای که در یک دوره از تاریخ معاصر ایران سعی در ارائه آن شد و ناکام ماند ـ نمی¬تواند تعریف جامع و قابل قبولی از این مقوله باشد.
در تلاشِ طرح و تعبیة یک رشته هنجارهای سیاسی مناسب جهت فراهم آوردن موجبات همزیستی و تعالی این مجموعه نیز جز پذیرفتن یک چارچوب دموکراتیک، به نحوی که در بسیاری از دیگر کشورهای جهان بدان عمل می¬شود و یا قرار است بدان عمل شود، راه دیگری نیست ولی به سامان رساندن این مهم مستلزم بروز تلاش و جدیّتی است که هنوز به منصة ظهور نرسیده است. صِرف توجه چند نهاد رسمی و نیمه رسمی به این مسئله و سفارش تحقیقات و گزارش¬هایی چند در این زمینه که اکثر آنها نیز هیچ گاه منتشر نمی-شوند کافی نیست. با اتخاذ صراحت و شفافیّت بیشتر و استقبال از بازتر شدن بحث، شاید که بتوان بخش¬های وسیعتری از اهل نقد و نظر جامعه را نیز وارد کار کرد و این مسئله را ـ چنان که اقتضای امر است ـ از حاشیه به متن آورد.


ترجمه و انتشار اسنادی چند از اسناد محرمانة اتحاد جماهیر شوروی دربارة بحران آذربایجان در سال¬های پایانی جنگ دوم جهانی، تحت عنوان «استالین و فرمان تشکیل فرقة دموکرات آذربایجان» در یکی از شماره¬های اخیر فصلنامة گفتگو (شمارة 40، شهریور 1380، صص 156-139) با واکنش گسترده¬ای روبرو شد. در کنار تجدید چاپ این اسناد در پاره¬ای از جراید کشور و گفت و گوهایی در این زمینه در تأیید اهمیت تاریخی اسناد مزبور، گروهی که ظهور و سقوط فرقة دموکرات آذربایجان را تحولی خودجوش و خودانگیخته تلقی و تبلیغ می¬کنند، انتشار چنین اسنادی را برنتافته و درصدد نفی و انکار اهمیت آنها در تبیین ماهیت فرمایشی و خاستگاه تصنعی فرقه برآمدند. سوایِ پاره¬ای از واکنش¬های سطحی و شتابزده که ما را بدان¬ها کاری نیست، در یکی از سایت¬های اینترنتیِ فعال در این حوزه ـ (سایت آچیق سوز) ـ در توضیح بیشتر این اسناد و رد استدلال¬هایی که در اهمیت آنها ارائه شده بود مصاحبه¬ای با دکتر جمیل حسنلی پژوهشگر جمهوری آذربایجان منتشر شد که از جهاتی چند حائز اهمیت است.


دربارة وضعیت زنان افغانستانی در عرض چند سال گذشته و خاصه در دورة طالبان نوشته¬های فراوانی تحریر شده¬اند که هر یک به نحوی مسالة سرکوب زنان توسط دولت طالبان و نیز بحث¬های شناخته شده دربارة رابطة میان اسلام و حقوق زنان را مطرح کرده¬اند. همچنین در بیشتر تحلیل¬ها در مورد وقایع چند سال اخیر، تاریخ این کشور به قطعات مجزا و پراکنده¬ای تبدیل می¬شود که ظهور طالبان به نحوی نقطة عطف آن به حساب می¬آید. همین موضوع در مورد وضعیت زنان و نحوة رفتار دولت¬ها با آنها نیز مصداق دارد. بر این اساس در وهلة نخست چنین به نظر می¬آید که با محو طالبان از صحنة سیاسی به دنبال تهاجم نظامی آمریکا، زنان افغانستانی از تضییقاتی که بر آنها اعمال می¬شد رها شده¬اند. حال آن که با مرور دوبارة تجربة زنان افغان در چند دهة اخیر این تصویر نه تنها مخدوش به نظر می¬رسد، بلکه گمان بر آن است که نقش سیاست دولت¬های پیشین در ظهور طالبان و به ویژه نحوة رفتار آنان با زنان اغلب در آن نادیده گرفته شده است.


مقدمه
ظهور یک هویت آشکارا فمینیستی و فعالیت¬های بانوان در بین زنان مسلمان ایرانی در دهه 1990 برای بسیاری از ناظران تعجب آور (و غالباً آمیخته با شک و ناباوری) بود. اما برای تاریخ دانان و مطلعان از تاریخ ایران در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این مسئله تعجب¬انگیز نیست. در واقع¬ اگر مسئله تعجب¬آوری وجود داشته باشد. شباهت بسیار زیادی است که بین این دو برهه زمانی وجود دارد. این شباهت¬ها، از جمله عمل¬گرایی فلسفی ـ یعنی به چالش کشیدن این استدلالِ برخی اسلام¬گرایان با مخلوطی از استدلال¬های زن محورانه، اسلامی، ملی و بین¬المللی ـ و همچنین یک ارتباط متعهدانه، و در عین حال خودمختارانه، بین زنان فعال و ساختارهای دولتی و صاحبان قدرت را دربرمی¬گیرند. بین این دو برهة زمانی، فعالیت¬های مربوط به دفاع از حقوق زنان به شکلی روز افزون، از نظر ایدئولوژیک و ساختاری، حالت دولت مدار پیدا کردند ـ صرف نظر از آن که در جهت حمایت از کشور و حکومت بودند یا بر ضد آن. در کتاب نسب¬شناسی فمینیسم ایرانی سعی کرده¬ام روایت دیگری دربارة فعالیت¬های زنان ایرانی در این دوره ارائه کنم. در مقالة حاضر بر یکی از قطعات این پازل متمرکز می¬شوم: اقدامات اجتماعی دهه¬های 1300 و 1320 و بحث¬های مربوط به حجاب و مشارکت اجتماعی زنان.


[ بیمه¬های اجتماعي و اصلاحاتي كه در قانون 1332 شكل گرفت ] «در حقيقت امر، مسائل فني نيستند. اين موضوع به عوامل اقتصادي و سياسي متعددي بستگي دارد كه در تحليل نهايي، منشأ و مقدار منابع مالي¬ای را كه مي‌توان به بیمه¬های اجتماعي اختصاص داد تحت كنترل خود دارند.»

در زماني كه ژان پالئولوگوس، كارشناس بیمه¬های اجتماعي دفتر بين المللي كار (ILO) در تهران اين خطوط را در سال 1334 براي سازمان مركزي دفتر بين المللي كار ارسال مي‌كرد، حدود سه سال بود كه كارشناسان اين دفتر به ارائة خدمات مشاوره‌اي به سازمان بیمه¬های اجتماعي كارگران ايران مشغول بودند. در حقيقت، همكاري‌‌هاي دفتر بين المللي كار و دولت ايران به دورة پيش از جنگ باز مي‌گشت: ايران يكي از اعضاء مؤسس اين دفتر (در سال 1298) بود؛ اين دفتر تا پيش از سال 1329 چند مأموريت كوتاه مدت و كاملاً بي¬نتيجه را اجرا کرد و سپس در اين سال يك نفر را به عنوان نمایندة خود در تهران استخدام نمود. همكاري بي وقفه ميان متخصصان دفتر بين‌المللي كار و مقامات اداري بیمه¬های اجتماعي ايران و سياست‌مداران علاقه‌مند به اين حوزه باعث شد گزارش‌هاي دفتر بين المللي كار در اين مدت به يكي از جذاب‌ترين منابع مستند براي مطالعه در مورد بیمه¬های اجتماعي ايران در دورة نخست وزيري مصدق و پس از آن تبديل شوند.


در اردیبهشت سال 1308 در آستانة یک رویارویی مهم و طولانی میان دولت ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران که بیش از نیم قرن بر تاریخ معاصر ایران تأثیر نهاد، در پالایشگاه آبادان ـ قلب امپراتوری شرکت نفت، در خوزستان ـ یک اعتصاب گستردة کارگری رخ داد. این اعتصاب که در نوع خود نخستین اعتصاب کارگری مهم بود که در ایران رخ می¬داد، دولت ایران را در موقعیت دشواری قرار داد. با توجه به تلاش¬های جاری دولت ایران برای پایان نهادن به موقعیت برتر شرکت نفت در خوزستان که در آن دفاع از حقوق پایمال شدة کارگران ایرانی نقش سیاسی و اخلاقی مهمی را احراز کرده بود از یک سو، و نگرانی ذاتی نظام رضا شاهی از هر گونه عمل مستقل که می¬توانست چیرگی مطلق نظام مزبور را زیر سؤال برد، از سوی دیگر، رویه¬ای که می¬بایست اتخاذ شود به هیچ وجه روشن نبود.


در توصیف برخی رسائل سیاسی منتشرشده در عصر قاجار، اوّل شارحان اندیشه و آراء متفکران این عصر، این متون را در زمره اندرزنامه جای می¬دهند و می¬نویسند: «اندرزنویسی در سده سیزدهم... امتداد همان سنت گذشته می¬باشد با این تفاوت که از نظر سبک نگارش لطف سخن گذشتگان را ندارد؛ و از نظر فکر و مضمون به قوت و اعتبار پیشینیان نمی¬رسد». درست است که در نگاه اول، هم متون مورد بررسی که این داوری در مورد آنها انجام شده است و هم تعداد دیگری از رساله¬های سیاسی که در سال¬های اخیرتر منتشر شده¬اند، هم در شکل و هم در محتوا وجوه مشترکی با اندرزنامه¬های پیشینیان دارند، با این همه داوری در مورد این متون تنها از منظر مقایسه با اندرزنامه¬های پیشینیان و یا سنجیدن آنها به محک فلسفه سیاسی و اجتماعی، اَدای دِین کاملی به این رسائل نخواهد بود. در واقع به نظر می¬رسد که این رسائل اصولاً چنین وظیفه¬ای را نیز برای خود قائل نبودند و همانطور که خواهیم دید جز تعداد معدودی از آنها، الباقی اصولاً چندان درصدد ارائه تحلیل¬های مبتنی بر فلسفة سیاسی و اجتماعی هم نیستند. هدف عمدة آنها یافتن راه¬حل¬هایی عملی است برای خارج کردن کشور و رعیت از وضعیتی که عموماً آن را اسفناک ارزیابی می¬کنند. از این منظر اندرزنامه¬های عصر قاجار تفاوت¬های زیادی با نوشته¬های پیشینیان دارند. اما پیش از بررسی تفاوت¬ها، نگاهی بیندازیم به مهمترین وجوه تشابه.

حكومت‏مندى

| No Comments | No TrackBacks


حكومت‏مندى» (gouvernementalité) چهارمين درس ‏گفتار از مجموعه درس‏هاى ميشل فوكو در كولژ دو فرانس در سال تحصيلى 1978-1977، تحت عنوان «امنيت، قلمرو و جمعيت» «Sécurité territoire et population» است كه در اول فوريه‏ 1978 ارائه شد.

پیش از این با تحليل چند ساز و کار امنيتی، كوشيدم بررسى كنم چگونه مسائل خاص جمعيت ظاهر شدند، و با بررسى اندكى دقيق‏تر اين مسائل، به‏سرعت به مسئلة حكومت رسيدم. در كل در آن درس‏هاى نخستين مسئله عبارت بود از تحليل مجموعة امنيت - جمعيت - حكومت. اكنون اين مسئلة حكومت است كه تلاش مى‏كنم سياهه‏اى از آن ارائه دهم.

بختک مدرنیته و انقلاب ایران»

| No Comments | No TrackBacks

the Seduction of Islamism, Chicago and London : the University of Chicago Press, 321+xii
انقلاب ایران از منظرهای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. بخشی از این توجه ناشی از خود پدیدة «انقلاب» به عنوان حادثه¬ای نادر است که به محض وقوع توجه محققان را جلب می¬کند و بخشی دیگر به جالب بودن این انقلاب به طور مشخص بازمی¬گردد. انقلاب ایران به جهت نقش برجستة مذهب و رهبری روحانی در آن از جهتی دیگر نیز کنجکاوی برانگیز بوده است. همة این موارد دست به دست یکدیگر دادند تا طیفی از نظریه¬های گوناگون را در مورد انقلاب ایران به وجود آورند که گاه مبتنی بر نظریه¬پردازی¬های پیشین در مورد انقلاب¬ها بودند و گاه به سبب خاص بودن این پدیده به شکل¬گیری نظریة جدیدی منجر شدند.

مامور ما در موصل 1337 ق/ 1919 م

| No Comments | No TrackBacks


با فروپاشي امپراتوري روسيه تزاري در پايان جنگ جهاني اول، استقلال و تماميت ارضي ايران كه با تعرض خانمان برانداز اين قدرت توسعه طلب در معرض تهديد و تهاجم قرار گرفته بود براي مدتي از خطر رست. همزمان با اين تحولات، دولت ايران كه در اين مقطع تحت سرپرستي وثوق¬الدوله قرار داشت (1336 ق/ 1918 م) عليرغم لطمات اقتصادي و سياسي¬اي كه ايران در ادوار گذشته متحمل شده بود بر آن شد که از فرصت¬ حاصل از فروپاشي روسيه استفاده کرده و مجموعه¬اي از سياست¬هاي داخلي و خارجي مختلف را براي پيشبرد منافع كشور در دستور كار خود قرار دهد.


موج ناگهانی توجه به «دولت» در علوم اجتماعی تطبیقی در دهة گذشته برخاست. دولت چه به مثابه یک موضوع تحقیق و چه به عنوانِ مسئله¬ای که نیازمند تبیین نتایج این توجه است، و به عنوان یک بازیگر یا یک نهاد، در مطالعات و تحقیقات با گرایش¬های نظریهک مختلف، سخت مورد توجه قرار گرفته است. حیطة موضوعاتی که مورد بررسی قرار گرفته¬اند بسیار گسترده بوده است. محققان آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا، نقش دولت را در مورد در پیش گرفتن اصلاحات جدی سیاسی، کمک به شکل¬گیری توسعة اقتصادی و معامله با شرکت¬های چند ملیتی، بررسی کرده¬اند. محققان علاقه¬مند به دموکراسی¬های صنعتی پیشرفتة اروپا، آمریکای شمالی و ژاپن، دخالت¬های دولت در برنامه¬های اقتصادی ـ اجتماعی و مدیریت مسائل اقتصادی داخلی و بین-المللی را مورد بررسی قرار دادند. محققان تاریخ تطبیقی، نحوة شکل¬گیری دولت¬های ملی، فروپاشی و بازسازی دولت در انقلاب¬های اجتماعی و تأثیر دولت را بر شکل¬گیری طبقات، روابط قومی، حقوق زنان و شکل¬های مختلف اعتراضات اجتماعی به بحث گذاشتند. محققانِ تاریخ اقتصاد سیاسی به نظریه¬پردازی دربارة دولت به منزلة نهادِ حافظ حقوق مالکیت و نیز نهادی که هم می¬تواند بازار را تنظیم کند و هم آن را از شکل طبیعی¬اش خارج سازد، پرداختند. و انسان-شناسان فرهنگی، مفهوم و فعالیت خاص «دولت¬ها» را در حوزه¬های غیرغربی تبیین کردند .

دولت پادگاني

| No Comments | No TrackBacks


هدف از تحرير اين مقاله بررسي سیرِ احتمالی جهان به سمت «دولت‌هاي پادگاني» است، یعنی جهاني كه در آن، خشونت‌گرايان قدرتمندترين گروه اجتماع را تشکیل ¬دهند. از اين منظر، روندي كه بر دوران ما حاكم است از دورانی که در آن فرادستی از آن سوداگران یعنی تجار و سایر کسانی بود که به داد و ستد مشغول بودند دور شده و به سوي استيلاي سربازان حركت مي‌كند. مي‌توان بعضي شکل¬های انتقالي را نيز براي دولت‌ها در نظر گرفت؛ شکل¬هایی چون دولت تبليغاتي كه چهرة برجستة آن تبليغات‌چي‌ها هستند يا دولت حزبی ـ دیوانسالاری كه در آن اتخاذ تصميم‌هاي حياتي بر عهدة اعضای حزب حاکم است. انواع مختلطي از دولت‌ها نيز وجود دارند كه در آنها برتري و سلطه، توسط احزاب انحصارطلب و نيروهاي بازار مشترکاً اعمال می¬شود.

About this Archive

This page is an archive of entries from July 2013 listed from newest to oldest.

June 2013 is the previous archive.

August 2013 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.