لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

کردستان عراق

از منطقة امن تا حکومت خودمختار

دیلیپ هیرو

گفتگو شماره ۴۰






[برآمدن یک کردستان خودمختار یا به عبارت دقیق‎تر مجموعه‎ای از واحدهای خودمختار کرد در بخش کردنشین شمال عراق، یکی از مهم‎ترین تحولات منطقه‎ای خاورمیانه در سال‎های‎ اخیر است. چگونگی شکل‎گیری این پدیده، از بدو فروپاشی ارتش عراق در خلال جنگ دوم خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و تحولات بعدی آن در تعامل و یا در تقابل با پاره‎ای از دیگر تحولات منطقه‎ای چون سیاست‎های حکومت مرکزی بغداد یا سیاست‌های برخی از دیگر کشورهای منطقه و بالاخص خط مشی ایالات متحده برای سرنگونی صدام حسین موضوع اصلی این بررسی را تشکیل می‎دهد.

دیلیپ هیرو نویسندة آثاری چون طولانی‎ترین جنگ در مورد جنگ هشت سالة ایران و عراق و همچنین از سپر صحرا تا توفان صحرا در مورد رخدادهای بعدی در منطقه یکی از صاحبنظران شناخته شدة تحولات این حوزه است. این نوشته از کتاب همسایه، نه دوست یکی از آخرین آثار او در بررسی تحولات ایران و عراق در سال‎های بعد از جنگ دوم خلیج فارس، اخذ و ترجمه شده است.]
در اوایل مارس ۱۹۹۱/ اسفند ۱۳۶۹ در حالی که صدام حسین در پی یورش گستردة نیروهای ائتلاف به عقب‎نشینی از خاک کویت وادار شده و درگیر شورش شیعیان در نواحی جنوبی عراق بود، کردها با بهره‎برداری از موفقیت حزب دموکرات بارزانی در رهایی شد رانیه در ۴ مارس وارد عمل شده و در این میان به آزادسازی ۱۴ ناحیه از نواحی ۱۸گانة [کردنشین] موفق شدند؛ نقاطی که در دست صدام باقی ماند عبارت بودند از بغداد، انبار (مرکز/دمادی)، صلاح‎الدین (مرکز تکریت) و نینوا (مرکز موصل). همزمان با این تحولات کردها در کنفرانس گروه‎های مخالف عراقی برای اتخاذ یک راهکار مشترک که در فاصلة ۱۱ تا ۱۳ مارس در بیروت جریان داشت شرکت نموده و سعی کردند برای سرنگونی صدام و شکل دادن به یک نظام جایگزین به توافق‎هایی دست یابند.
در صبح ۱۴ مارس اکثر نیروهای فارسان، یک قوای چریک ۱۰۰ هزار نفره از کردهایی که به خدمت بغداد درآمده بودند، جبهه عوض کردند. نیروهای منظم ارتش عراق با اتمام حجت واحدهای کمکی مزبور روبرو شده و در این رویارویی برخی مقاومت کرده و مابقی تسلیم شدند. تا عصر همان روز دوازده شهر عمده در حوزه‎ای به شعاع ۱۶۰ کیلومتر تحت ادارة پیشمرگه‎های کرد درآمد. از همان بدو حملة صدام به کویت، رهبران کرد توجه خود را بر این واحدها متمرکز کرده بودند؛ بخش اعظم اعضاء فارسان را کردهای جوانی تشکیل می‎دادند که یا در تبعیت از فرامین روسای عشایری خود بدان پیوسته بودند و یا به دلیل کوچ اجباری کردها و تخلیه روستاهای کردنشین به دستور مقامات بغداد، راه دیگری جز استخدام در این واحدها نداشتند.
در عرض یک هفته نیروهای شورشی نه فقط بر سه ایالت سلیمانیه، اربیل و دهوک مسلط شدند که بدنة اصلی منطقة کردستان خودمختار را تشکیل می‎داد، بلکه بخش‎هایی از استان تمیم را که شهر نفتی کرکوک را در میان داشت نیز در اختیار گرفتند.
مع‎هذا این وضع پایدار نماند؛ وفاداری سران عشایر کرد که عامل اصلی موفقیت‎های اخیر بودند دوام و قوام چندانی نداشت و از آن مهم‎تر فقدان هرگونه ارتباط سازمانی و جغرافیایی میان حوزة شورش‌های شمال و جنوب بود. هنگامی که سران شورشی کرد و شیعی بالاخره در ۲۲ مارس بیروت را به قصد ادامة رهبری نهضت ترک گفتند، دیگر دیر شده بود. در همان روز صدام حسین ژنرال المجید را برای تجدید آرایش نیروهای نظامی دولت در شمال به موصل فرستاد.
روز بعد صدام حسین به وعدة خود مبنی بر ترمیم هیأت دولت وفا کرد و سعدون حمادی را با هدف بازسازی عراق بعد از جنگ به نخست‎وزیری و طارق عزیز را نیز به وزارت امور خارجه منصوب داشت. اگرچه جرج بوش (پدر) این اقدام را یک صورت‎سازی صرف توصیف کرد ولی این اظهارنظر با معضل واقعی‎ای که آمریکایی‎ها در پیش روی داشتند ارتباط چندانی نداشت؛ این که آیا آمریکا باید با قطع خطوط مواصلاتی و تدارکاتی بغداد با واحدهای زبدة گارد ریاست جمهوری، واداشتن صدام به عدم استفاده از نیروی هوایی و مسلح کردن شورشی‎ها به موشک‎های ضد تانک و ضدهوایی خود را درگیر یک جنگ داخلی قریب‎الوقوع کند یا خیر؟ در این زمینه در واشنگتن مباحث مهمی جریان داشت که از آراء و عقاید ریاض، آنکارا و قاهره نیز بی‎تأثیر نبود.
تمامی این مراکز منطقه‎ای، ایالات متحده را به عدم مداخله دعوت کردند. ریاض از یک حوزة جنوبی تحت کنترل شیعیان نگران بود و آنکارا نیز با توجه به جمعیت چشمگیر کردهای ترکیه از احتمال شکل‎گیری یک کردستان مستقل. تورگوت اوزال رئیس جمهور ترکیه در ملاقاتی که در ۲۴ مارس در کمپ دیوید با پرزیدنت بوش داشت از این سخن به میان آورد که چگونه تشکیل یک کردستان مستقل در عراق می‎توانست از ترکیب کردهای ترکیه، ایران و سوریه زمینه تشکیل یک کردستان بزرگ را فراهم ساخته و بدین ترتیب ثبات کل منطقه را درهم ریزد. بوش در پی این دیدار اعلان کرد که «ما در آن [شورش عراق] نقشی نداریم، ولی [این شورش] خود گویایِ یک نارضایتی گسترده از حکومت صدام حسین است.» اوزال نیز ضمن درخواست از قدرت‎های خارجی «در خودداری از دخالت در عراق» خاطر نشان ساخت که «عراقی‎ها خود بهترین راه را برای خودشان خواهند یافت». دو روز بعد برنت اسکوکرافت [مشاور امنیتی رئیس جمهوری در آن دوره] نیز در خلال دیدار محرمانه‎اش از ریاض، توصیة مشابهی را از ملک فهد دریافت داشت.

در پی جلسة ۲۷ مارس شورای امنیت ملی ایالات متحده، سخنگوی کاخ سفید اعلان کرد که پرزیدنت بوش به هیچ وجه در نظر ندارد که تشکیلات خود را درگیر جنگ داخلی عراق نماید و به «شیعیان و کردها [ی عراق] هیچ وعده‎ای داده نشده است.» وی در ادامه و احتمالاً در تطابق با افکار عمومی آمریکا در آن مقطع اضافه کرد «مردم آمریکا به یک عملیات نظامی جهت تعیین نتیجة یک مبارزة سیاسی در عراق تمایلی ندارد.»

عکس‌العمل صدام
صدام پس از احساس اطمینان از رفع خطر از شورش جاری در مناطق شیعی جنوب، در ۲۴ مارس، ضمن تأیید مجدد آن که خودمختاری کردها را پذیرفته، تمامی توجه خود را به شورش کردها معطوف داشت و چهار روز بعد واحدهای زرهی و پیادة عراق با حمایت آتش توپخانه، آتشبارهای موشکی و هلیکوپترهای توپدار بر کرکوک یورش آورده و در عرض یک روز نیروهای کرد را که فاقد هر گونه امکانات نظامی بودند عقب راندند.
عملیات برق‎آسا و موفقیت‎آمیز ارتش عراق به سرازیر شدن سیل پناهندگان کرد به مرزهای کوهستانی ایران و ترکیه منجر شد.
همزمان با سقوط شهرها و مراکز کردنشین به دست نیروهای عراقی، بر تعداد کردهای آواره افزوده شد و به رقم تقریبی ۵ ،۱ میلیون نفر رسید؛ یعنی رقمی معادل نیم جمعیت این منطقه. کردها از تکرار عملیات انتقام‎جویانه و جنایت‎بار بغداد در سال‎های میانی دهه ۱۹۷۰ و اواخر دهه ۱۹۸۰ بیمناک بودند.
درخواست اضطراری مسعود بارزانی در اول آوریل ۱۹۹۱/اواسط فروردین ماه ۱۳۷۰ از دولت‎های آمریکا، بریتانیا و فرانسه برای این که برای نجات کردها از «نسل‎کشی و شکنجه» از طریق سازمان ملل وارد عمل شوند، گوش شنوا نیافت. دلیل اصلی این بی‎توجهی نیز آن بود که تحولات جاری با تصویر عجولانه‎ای که قدرت‎های غربی برای یک عراق مابعد صدام در ذهن ترسیم کرده بودند جور درنیامده بود؛ یعنی با امیدِ بروز یک کودتای نظامی بعد از شکست فاجعه‎بار اخیر و چیرگی نظامیان بر یک عراق متحد و یکپارچه. بعدها روشن شد که در اوایل مارس مناف التکریتی یکی از دیپلمات‎های برجسته عراقی در مسکو که به سفارت عربستان در آنجا پناهنده شده بود، به واشنگتن اطلاع داده بود که برادرش ژنرال حکیم حسن التکریتی که فرماندهی هوانیروز ارتش عراق را در دست داشت، در تدارک یک کودتا می‎باشد.
در خلال هفته اول آوریل نیروهای صدام اربیل، دهوک، زاخو و سلیمانیه را باز پس گرفته و دولت پیشنهاد کرد که شورشیان کرد را مورد عفو عمومی قرار دهد. در ۶ آوریل شورای فرماندهی انقلابی اعلان کرد که «عراق به تمامی اقدامات شورش و فراریان در تمامی شهرهای عراق خاتمه داده است.» از «شورش و خرابکاری»ای سخن در میان بود که بعدها روشن شد، به جز چهار ولایت تمامی ولایات هجده‎گانة عراق را فراگرفته بود.
این بیانیه یک روز بعد از تصویب قطعنامة ۶۸۸ از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد. [...] در این قطعنامه، شورای امنیت ضمن محکوم کردن سرکوب مردم عراق ـ از جمله اقدامات اخیر رژیم در مناطق کردنشین ـ خواستار آن شده بود که بغداد فوراً اقدامات سرکوبگرانة خود خاتمه داده و اجازه دهد تا سازمان‎های بشردوست بین‎المللی در سراسر عراق به مردم کمک کند.
در واقع تمامی عراقی‎ها محتاج کمک بودند. در گزارش مارتی آهتیساری، یکی از مقامات سازمان ملل که در ۲۲ مارس منتشر شد خاطرنشان شده بود که تحریم‎های همه جانبة عراق که در ماه اوت وضع گردید توانایی آن کشور را در تغذیة ملت عراق به «نحوی جدی» محدود کرده بود.
این نکته در تدوین قطعنامة ۶۸۷ شورای امنیت که در ۳ آوریل ۱۹۹۱ به تصویب رسید مورد نظر بود و به همین دلیل مقرر شد که مواد غذایی از فهرست تحریم خارج شده و تحریمات موجود دربارة لوازم ضروری و دارایی‎های خارجی عراق نیز تا اندازه‎ای تعدیل گردد. با این حال لغو دیگر محدودیت‎ها به انهدام سلاح‎های غیرمتعارف عراق و صورت گرفتن اقداماتی در جهت جبران غرامت و خسارات وارده بر قربانیان تجاوز عراق منوط گردیده [ ....] .
بغداد ضمن اعتراض به مفاد قطعنامة ۶۸۷ که مدعی بود حاکمیت کشور را نقض می‎کند، آن را در ۶ آوریل پذیرفت ولی از پذیرش قطعنامة ۶۸۸ امتناع کرد. این دو قطعنامه شورای امنیت در طول دهة بعد بخش مهمی از مناسبات داخلی و روابط خارجی عراق را تحت الشعاع خود قرار دادند.

حوزة امن
آمریکا، بریتانیا و فرانسه ـ سه عضو دائم شورای امنیت ـ برای بهره‎برداری از قطعنامة ۶۸۸ به نفع اهداف سیاسی خود فورا دست به کار شدند. آنها در ۱۶ آوریل ۱۹۹۱ مدعی شدند که حق دارند براساس این قطعنامه قوایی به شمال عراق اعزام داشته و حوزه‌های امنی را برای پناهندگان کرد فراهم سازند. این اقدام را عراق مداخله در امور داخلی خود تلقی کرد.
در پی یک آتش بس تلویحی میان شورشیان کرد و ارتش عراق در ۱۷ آوریل، بین کردها و عراقیها مذاکراتی آغاز شد؛ یک هیئت هفت نفره از اعضای جبهه کردستان به رهبری مسعود بارزانی از حزب دموکرات کردستان و جلال طالبانی از اتحادیه میهنی کردستان راهی بغداد شدند. از نظر کردها وضعیت نه چندان مساعد صدام حسین در این مقطع، فرصت مناسبی جلوه کرد جهت یک تفاهم سیاسی. یک هفته بعد طرفین اعلان داشتند که براساس معاهده ۱۹۷۰ ضمن تاکید مجدد بر خودمختاری کردها، آنها می¬توانستند برای بازگشت کردها به حدود ۳۸۰۰ شهر و روستایی که در خلال سال¬های گذشته با خاک یکسان شده بود اقدام کنند.
مقامات عراق در تلاش تأمین کمک¬های بین¬المللی در ۱۸ آوریل با صدرالدین آقاخان نمایندة سازمان ملل یک یادداشت تفاهم امضاء کردند که براساس آن سازمان ملل می¬توانست از طریق مقامات بغداد، کل عراق ـ از جمله شمال آن را ـ تحت پوشش کمک¬های بشر دوستانة خود قرار دهد. اعتراض بغداد به مفاد قطعنامة ۶۸۸ نیز در مقدمة این یادداشت تفاهم خاطرنشان شده بود. بغداد از تلاش¬های سازمان ملل برای بازگشت داوطلبانة آوارگان عراقی که بیشتر کرد بود استقبال کرد و صدام حسین در برابر فشار غرب سرتسلیم فرود آورده و دو تن از ژنرال¬های عراقی را مأمور ساخت که با فرمانده آمریکایی عملیات «تأمین آسایش» که وظیفه داشت حوزه¬های امنی را برای پناهندگان کرد در عراق فراهم آورد، ملاقات کنند. آنها برای تسهیل فراهم آوردن چنین حوزه¬های امنی با احضار نیروهای امنیتی عراق از منطقه مرزی زاخو موافقت کردند. آنها نمی¬دانستند که با این اقدام، به نحوی ناخواسته موجبات رشته تحولاتی را فراهم آورده¬اند که در نهایت شمال عراق را از کنترل بغداد خارج کرد.
در منطقه‌ای به مساحت ۹.۳۲۰ کیلومتر مربع در جوار مرزهای عراق و ترکیه که توسط ۱۶.۰۰۰ نیرو محافظت می¬شد، حوزه¬ای امن فراهم آمد که تحت پوشش کمک¬های بشردوستانة سازمان ملل قرار گرفت تا اواسط ماه مه بیش از نیمی از ۵۰۰.۰۰۰ آوارة کردی که به کشورهای همسایه پناهنده شده بودند به موطن خود بازگشتند.
با عقب¬نشینی نیروهای غربی ائتلاف از نواحی تحت اشغال جنوب در ۶ مه، جنوب عراق از وجود نیروهای خارجی پاک شد و در ژوئن نیز کل وظایف کمک¬رسانی به کمیسیون عالی سازمان ملل در امور پناهندگان تفویض گشت.
حوزة شمال مدار ۳۶ درجه که تحت پوشش یک گشت دایم هوایی قرار گرفت، حوزة امنی اعلان شد که هیچ هواپیمای عراق حق نداشت بدان تخطی کند.
اجازة صدور نفت عراق از طریق خط لولة کرکوک ـ یومورتالیک از راه ترکیه، یکی از مواردی بود که در چارچوب قطعنامة ۷۱۲ شورای امنیت در سپتامبر ۱۹۹۱ به تصویب رسید. این موضوع گذشته از منافعی که برای ترکیه در بر داشت مخالفان کرد شمال عراق را نیز که از ژوئن همان سال تحت پوشش هوایی غرب قرار گرفته بودند قدرت بیشتری برخوردار می¬ساخت.
همزمان با این تحولات قدرت¬های غربی، یعنی آمریکا، بریتانیا و فرانسه طی یادداشتی به حکومت بغداد هشدار دادند که در «حوزة امن» مداخله¬ای نکند؛ آنها متذکر شدند که کلیه تحرکات عراق در کردستان تحت نظر است و مرکز هماهنگی نظامی ]مؤتلفین[ در زاخو این مهم را برعهده دارد.
اندک زمانی پیش از این دگرگونی¬ها، در پی دو مرحله مذاکره میان کردها و مقامات بغداد در مه ۱۹۹۱، اینک ـ ژوئن ـ امکان توافق و مصالحه به حداقل رسیده بود؛ اختلاف نظر فزاینده میان بارزانی و طالبانی یکی از علل این امر بود و اصرار صدام حسین بر آن که کردها به ارتباطات خارجی خود خاتمه داده و ایستگاه¬های رادیویی¬شان را تعطیل کنند، دلیل دیگر آن. علاوه بر این صدام که کرکوک را یک شهر عراقی می¬دانست، حاضر نبود در مورد آیندة آن؛ با کردها مذاکره کند. و بالاخره در اواخر ژوئن کردها پیش¬نویس توافقنامه¬ای را که موضوع مذاکره بود رد کردند.


در اواسط ژوئیه نیروهای غربی با برجای گذاشتن ۲۷۰ گارد غیرمسلح سازمان ملل شمال عراق را ترک کردند. آنکارا به قدرت¬های غربی اجازه داد که یک نیروی ۳۰۰۰ نفری را به مدت سه ماه در جنوب شرق ترکیه به عنوان بخشی از عملیات «چکش آمادة فرود» خود مستقر سازد. استقرار هواپیماهای آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی در پایگاه اینچرلیک ترکیه برای گشت در حوزة هوایی شمال مدار ۳۶ درجه در عراق نیز بخش دیگری از این عملیات بود. پارلمان ترکیه می¬بایست بعد از شش ماه موضوع استفادة قدرت¬های غربی را از این پایگاه مورد بررسی مجدد قرار دهد.
با خروج نیروهای غربی از عراق، درگیری¬هایی میان پیش¬مرگه¬های کرد و نیروهای عراقی در اربیل و سلیمانیه آغاز شد و در نتیجه عراقی¬ها مراکز این دو شهر را ترک کرده و در اطراف آن دو موضع گرفتند.
با شروع فصل کشت در پاییز همان سال اکثر پناهندگان کرد به خانه و کاشانة خود بازگشتند و ضرورت اقدام غرب برای تأمین یک «حوزة امن» جهت پناهندگان نیز منتفی شد.
در ۱۰ اکتبرنیروهای غربی از جنوب شرق ترکیه نیز خارج شدند؛ اقدامی که موجب تشجیع نیروهای عراقی و بردن رشتة درگیری¬هایی در منطقه شد؛ به ویژه در سلیمانیه و شهرهایی چون کیفری و کالار. ولی به ناآگاه و در پی یک چرخش ناگهانی در سیاست¬های بغداد، صدام نیروهایش را از سه ایالت کردنشین خارج ساخت. این اقدام با محاصرة اقتصادی کردستان از سوی عراق توأم شد که تقریباً به مدت پنج سال ادامه یافت.

جنگ داخلی
در اول مه ۱۹۹۴/اردیبهشت ۱۳۷۳ در پی پیش آمد مناقشه‌ای میانِ یک مالک هوادار حزب دموکرات و رعایای او که هوادار اتحادیة میهنی بودند، درگیری¬هایی میان این دو گروه عمده کرد پیش آمد. پیش از آن که بعد از یک هفته یک آتش بس موقت به این درگیری خاتمه دهد بیش از هزار نفر کشته شدند. این واقعه نقطة پایانی بود بر یک ائتلاف دو ساله میان اتحادیه میهنی و حزب دموکرات که پس از انتخابات مجلس در مه ۱۹۹۲/ اردیبهشت ۱۳۷۱ شکل گرفته بود.

[براساس انتخاباتی که در مه ۱۹۹۲ در مناطق تحت کنترل کردها صورت گرفت، نمایندگان حزب دموکرات ۸/۵ درصد آراء و نمایندگان اتحادیة میهنی نیز ۲/۴۹ درصد آراء را کسب کردند]. تقسیم قدرت بین این دو حزب با چنان وجه انعطاف¬ناپذیری انجام گرفت که حتی در مورد پاسبان¬های هر خیابان و معلم هر مدرسه نیز در کنار یک وابستة اتحادیه میهنی، یک وابستة حزب دموکرات قرار می¬گرفت. در وزارتخانه¬ها دو سلسله مراتب موازی شکل گرفت و ادارة امور عملاً از حرکت بازایستاد. علاوه بر این به دلیل توافق مسعود بارزانی و جلال طالبانی در عدم حضور در حکومت، قدرت واقعی نیز در حوزه¬ای ورای وزارتخانه¬ها قرار داشت.
صدور اجازه فعالیت به هر یک از این دو گروه در حوزة اقتدار دیگری، یکی دیگر از شرایط تقسیم قدرت بود. بدین ترتیب اتحادیة میهنی در حوزة شمالی زاخو که تحت نفوذ حزب دموکرات قرار داشت فعال شد و حزب دموکرات نیز در ایالت سلیمانیه. تنش¬های حاصله چنان بالا گرفت که بالاخره در دسامبر ۱۹۹۳/ آذر ۱۳۷۲ فواد معصوم نخست وزیر منصوب اتحادیة میهنی (در برابر سخنگوی مجلس وابسته به حزب دموکرات) وادار به استعفاء گردید.
اختلافات موجود میان اتحادیة میهنی و حزب دموکرات کهنه و قدیمی بود. حزب دموکرات را ملامصطفی بارزانی، پدر مسعود به عنوان یک حزب ناسیونالیست بنیان نهاد، حال آن که طالبانی حدود سی سال بعد اتحادیه میهنی را تاسیس کرد که در آغاز یک تشکیلات مارکسیست ـ لنینیست بود. طالبانی که فعالیت¬های سیاسی خود را با حزب دموکرات آغاز کرده بود، در آغاز ملامصطفی را به عشیره¬گرایی و همکاری با امپریالیسم آمریکا متهم می¬کرد، ولی به تدریج اتحادیه میهنی نیز به سمت راست گرایش یافت. پس از جنگ دوم خلیج فارس ] ۱۹۹۱[ در حالی که بارزانی هم با صدام حسین روابط محرمانه¬ای را حفظ کرده بود و هم با ایران و ترکیه، طالبانی رویة دیگری در پیش گرفت: او کماکان از حزب دموکرات کردستان ایران حمایت کرد و موجب کدورت ایران گردید. اتحادیة میهنی که اصولاً پایگاهی شهری دارد با راه و روال عشیره¬ای حزب دموکرات بارزانی سازگار نیست و علاوه بر این رواج دو لهجة متفاوت کردی ـ کرمانچی در شمال و سورانی در جنوب ـ نیز در دامن زدن به تفاوت¬های این دو حزب مؤثر بوده است.
علاوه بر پشتیبانی مالی و نظامی غرب که در سال ۱۹۹۲ دو حزب دموکرات و اتحادیة میهنی را به همکاری واداشت، انتظار سقوط قریب الوقوع صدام نیز از دیگر دلایل همبستگی آن دو بود. ولی با گذشت زمان و دوام صدام، این انتظار نیز برآورده نشد و اینک با شدت یافتن جنگ¬های داخلی میان دو جناح کرد، صدام از یک پیروزی تبلیغاتی برخوردار گشت.
زد و خوردهای داخلی میان کردها، ایالات متحده را نیز در وضعیت دشواری قرار داد زیرا سیا بر آن بود که کردستان عراق را به سکوی پرشی تبدیل کند جهت قدرت¬یابی مخلوقش، کنگرة ملی عراق.
کنگره ملی که از اکتبر ۱۹۹۲ در صلاح الدین (۳۲ کیلومتری شمال اربیل) مستقر شده و با برخورداری از حمایت مالی آمریکا به اقداماتی چون پخش برنامه¬های رادیویی برای عراق، جمع-آوری اطلاعات نظامی از فراریان نظامی عراق مشغول بود، برای ایجاد یک تشکیلات نظامی نیز تلاش می¬کرد.
پس از بروز درگیری¬های نظامی میان اتحادیه میهنی و حزب دموکرات، کنگرة ملی در مه ۱۹۹۴ در مقام وساطت برآمد و توانست با استقرار نیروهایی میان طرفین درگیر، آتش بس برقرار کند و چندی بعد در اواخر نوامبر همان سال توافقنامه¬ای در چهارده ماده به این درگیری¬ها خاتمه داد. براساس این معاهده طرفین توافق کردند که بر یک اساس ۵۰/۵۰ حکومت محلی خود را تجدید سازمان کرده و گروه¬های کوچکتر را نیز در نظر بیاورند. حاصل این توافق تشکیل حکومتی بود مرکب از پنج وزیر از هر یک از احزاب دموکرات و اتحادیة میهنی و یک وزیر از هر یک از احزاب اسلامی، سوسیالیست، کمونیست، جبهة ترکمن و حزب دموکرات آشوری¬ها.
] در این میان با پناهندگی ژنرال وفیق السامرایی فرمانده سابق اطلاعات نظامی عراق، در دسامبر تلاش آمریکایی¬ها برای سرنگونی صدام شتاب بیشتری یافت.در این مرحله آنها یک هیئت عالی رتبه از افسران سیا را نیز برای تدارک کار در صلاح¬الدین مستقر کرده بودند اگر چه اختلاف نظر در مورد چگونگی امر، یعنی سرنگونی از طریق حمایت از یک مبارزة رهایی بخش عمومی یا یک کودتای نظامی از یک سو و اختلافات و رقابت¬های موجود میان گروه¬های مخالف صدام حسین، از چشم انداز امیدوار کننده¬ای خبر نمی¬داد ولی در نهایت قرار شد چلبی و السامرایی با طرح ترکیبی از یک کودتای نظامی و یک قیام سراسری بر ضد صدام حسین وارد کار شوند. از سوی دیگر گروه میثاق ملی عراق رقیب شورای ملی چلبی نیز که خود جداگانه با کمک ژنرال عدنان نوری در تدارک کودتای نظامی بود، به محض اطلاع از برنامة گروه رقیب، با مقامات آمریکایی تماس گرفته و آنها را از عواقب احتمال عدم توفیق یک چنین طرحی نگران ساخته و در نهایت آمریکایی¬ها در ۳ مارس اعلان داشتند که از این طرح حمایت نخواهند کرد. با این حال ائتلاف چلبی ـ السامرایی و کردهای هوادار آنها از اتحادیة میهنی در روز موعود به نیروهای عراقی حمله بردند. ولی برخلاف انتظار نه فرماندهان نظامی مورد نظر ژنرال السامرایی به این حرکت پیوستند و نه مردم کرکوک و موصل دست به شورش زدند. تنها نتیجة ملموس این عملیات آن بود که نیروهای حزب دموکرات کردستان از درگیری واحدهای اتحادیة میهنی در این عملیات استفاده کرده و در این میان سعی کردند که برای استرداد بخشی از نواحی از دست رفته خود، از جمله اربیل اقدام کنند[.

رقابت
مناسبات حزب دموکرات و اتحادیة میهنی که به دلیل مواضع متفاوت آنها در قبال کودتای مارس ۱۹۹۵ با دور جدیدی از تنش روبرو شده بود کماکان رو به وخامت داشت.
کردستان عراق عملا به دو قسمت تقسیم شده بود و درآمد اصلی حزب دموکرات و اتحادیة میهنی بر مالیات¬هایی استوار بود که هر یک در حوزه‌های خود بر کالاهایی که در خود کردستان و یا در تبادلات مرزی با ایران و ترکیه، داد و ستد می¬شد، وضع کرده بودند. در فاصلة ژوئیه تا مه ۱۹۹۵ تلاش¬های واشنگتن برای خاتمه دادن به این جنگ داخلی بی¬نتیجه ماند و در این میان این برخوردهای خشونت¬بار که در واقع از مه ۱۹۹۴ آغاز شده بود بیش از ۲۰۰۰ کشته بر جای نهاده و اتحادیة میهنی نیز موفق شده بود که با اخراج نیروهای احزاب دموکرات از نیمی از این حوزة شمالی حدود دو سوم از کردهای عراق را تحت کنترل خود درآورد.
ولی اتحادیة میهنی از امکانات لازم جهت ادارة این حوزه برخوردار نبود. صدور پردرآمد نفت عراق به ترکیه از مسیر تحت کنترل حزب دموکرات صورت می¬گرفت و علاوه بر این مسعود بارزانی برخلاف جلال طالبانی، هنوز با صدام حسین در ارتباط بود و حتی از او کمک تسلیحاتی دریافت می¬کرد.
علاوه بر این رقابت¬های دیرینه، مجموعه¬ای از عوامل جدید نیز در آشفته سازی فضای سیاسی موجود مؤثر واقع شدند؛ ریشه بروز این عوامل جدید به اندک زمانی پیش از شروع جنگ دوم خلیج فارس برمی¬گردد که پاره¬ای از روسای ایلی کرد که فریفتة کمک¬های مالی صدام شده بودند بسیاری از جوانان تابع خود را به صفوف قوای چریک دولت، نیروی موسوم به فارسان اعزام داشتند. پس از شکست عراق در این جنگ بسیاری از اجزاء این نیروی متلاشی شده به صورت مجموعه¬ای از گروه¬های شبه مستقل نظامی به حیات خود ادامه دادند. این گروه¬ها مطابق با میزان حمایت¬های طرفین درگیر، گاه به حمایت¬ از اتحادیة میهنی اقدام می¬کردند و گاه نیز در حمایت از حزب دموکرات.
یکی دیگر از عوامل مهم در این معادله عواید حاصل از عوارض کمرگی بود. با افزایش مبادلات مرزی در خلال سال¬های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶، رقابت حزب دموکرات و اتحادیة میهنی نیز افزایش یافت. صدور نفت و دیگر مشتقات نفتی عراق به ترکیه که از طریق شهر مرزی ]حاربون[ صورت می¬گرفت از نقطه نظر درآمد جایگاه ویژه¬ای داشت.
از این معبر که تحت کنترل حزب دموکرات قرار داشت روزانه حدود ۴۰۰ کامیون تردد می¬کردند و درآمد حاصل از عوارض گمرکی که به صندوق حزب دموکرات ریخته می¬شد به حدود روزی ۵۰۰.۰۰۰ دلار می‌رسید. حزب دموکرات برخلاف توافق سال ۱۹۹۴، حاضر نشد که اتحادیة میهنی را در این درآمد شریک سازد. در مقابل اتحادیة میهنی نیز مانع از آن شد که حزب دموکرات در اربیل، مرکز اداری آن حوزه، حضور یافته و نقشی ایفا کند. در نتیجه در حالی که اتحادیة میهنی از نقطه نظر سیاسی و جمعیتی در موضع برتری قرار داشت ولی از توانایی مالی لازم جهت ادارة حوزة تحت کنترلش برخوردار نبود. در مقابل حزب دموکرات نیز با عدم دسترسی به اربیل که مرکز اداری منطقه محسوب می¬شد، در وضعیت دشواری قرار می-گرفت.
از نقطه نظر نظامی هر یک از طرفین با حدود ۱۳.۰۰۰ - ۱۲ پیش¬مرگه، از لحاظ نیروی انسانی در وضعیتی کم و بیش برابر قرار داشتند. ولی از لحاظ دسترسی به تسلیحات و مهمات، نابرابری¬هایی در کار بود. با توجه به وابستگی بارزانی درآمد حاصل از صدور نفت عراق، وی می¬بایست ارتباط خود را با صدام حفظ کند زیرا در غیر این صورت نمی¬توانست نفت و مشتقات آن را با تخفیف لازم جهت ارایه در بازار ترکیه فراهم سازد. علاوه بر این بغداد نیز به صورت محرمانه تسلیحات و مهمات در اختیار بارزانی قرار می¬داد. طالبانی برخلاف بارزانی، فاصلة خود را از صدام حفظ کرده و از هیچ فرصتی برای محکوم کردن او فروگذار نمی¬کرد. علاوه بر این در قبال ایران نیز مواضعی دوستانه نداشت و به تشکیلات حزب دموکرات ایران پناه داده بود. مع¬هذا پس از مدتی دریافت که نمی‌تواند در آن واحد هم در برابر بغداد مواضعی خصمانه داشته باشد و هم در قبال ایران و دیر یا زود باید با یکی از آن دو راه آشتی در پیش گیرد.
در خلال درگیری¬های اتحادیه میهنی و حزب دموکرات، بغداد درصدد وساطت برآمد ولی پیشنهادتش پذیرفته نشد؛ ایران نیز که از سال¬های جنگ با عراق، با هر دو طرف ارتباطاتی داشت. تلاش مشابهی مبذول داشت که آن نیز به نتیجه نرسید. ولی در این میان طالبانی که حوزة تحت اختیارش مرزی طولانی با ایران داشت، دریافت که برای تأمین نیازهای تسلیحاتی¬اش فقط می¬تواند به ایران روی آورد، لهذا درصدد بهبود روابط برآمد. از آنجایی که نه بارزانی و نه صدام، هیچ یک از حضور مجدد ایران در تحولات این حوزه خشنود نبودند، همکاری¬های محرمانة خود را گسترش دادند.
هنگامی که در ۵ ژوئیه ۱۹۹۶/ تیر ۱۳۷۵ واحدهای نظامی حزب دموکرات بر قوای اتحادیة میهنی در جریان هجوم آوردند،طالبانی هشدار داد که اتحادیه میهنی نسبت به این تعرضات که در مناسبات حزب دموکرات و صدام ریشه داشت ساکت نخواهد ماند.
هفته بعد تهران با همراهی تلویحی اتحادیة میهنی مقر حزب دموکرات ایران را در کوی سنجاق ۶۵ کیلومتری مرز ایران که مورد تعرض قرار داد و بعد از یک نبرد سه روزه آن را به تصرف درآورد. حزب دموکرات ایران نیز به طالبانی به صورت مکتوب تعهد داد که دیگر به قلمرو ایران تجاوز نکند. در پی این دگرگونی مناسبات طالبانی و ایران توسعه یافت.
اینک طالبانی که در موقعیت بهتری قرار گرفته بود، بر آن شد که مواضع حاج عمران را که در جواز مرز ایران بود از دست حزب دموکرات بارزانی خارج سازد. در ۷ اوت همان سال در حالی که رهبران حزب دموکرات به جشن سالگرد بنیانگذاری حزبشان مشغول بودند، واحدهای نظامی اتحادیة میهنی دست به حمله زدند. زد و خورد به مدت چند روز ادامه یافت. در ۲۱ اوت رابرت پلترو معاون وزارت امور خارجه ایالات متحده در امور خاور نزدیک از بارزانی خواست که با طالبانی از در مشورت درآید. بارزانی در پاسخ بر نکته¬ای تاکید نهاد که احتمالاً می¬توانست به دل آمریکایی¬ها بنشیند: «ما از ایالات متحده می¬خواهیم که طی ارسال یک پیام صریح به ایران از آنها بخواهد که از مداخله در شمال عراق دست بردارند.» بارزانی در ادامه خاطر نشان ساخت که «راه¬کارهای ما محدود است و از آنجایی که ایالات متحده از لحاظ سیاسی واکنش نشان نمی-دهد ... تنها راهی که باقی می¬ماند [توسل] به عراقی¬هاست.»
روز بعد بارزانی بدون آنکه منتظر پاسخ پلترو بماند از طریق ژنرال علی حسن المجید فرمانده لشکر اول که در کرکوک مستقر بود طی نامه‌ای خطاب به «حضرت اجل رئیس جمهور صدام حسین»، از او خواست که برای «دفع خطر خارجی از جانب ایران» با حمایت نظامی خود وارد عمل شود. صدام نیز فرصت را از دست نداد. او می‌توانست برای شکر آب کردن بیش از پیش مناسبات حزب دموکرات و اتحادیه میهنی از این موضوع استفاده کند . علاوه بر این وی بر این موضوع حساب می کرد که از آنجایی که برای جلوگیری از توسعه ی نفوذ منطقه ای ایران اقدام می‌کند، اگر بر ضد اتحاد یه میهنی طرفدار ایران ، ازبارزانی ها حمایت کند ،واشنگتن نیز فوراً بر ضد او وارد عمل نخواهد شد.
در ۲۳ اوت ،آتش بسی که به وساطت آمریکا صورت گرفت ، یک روز بیش دوام نیاورد . در حالی که وضعیت مقّر حزب دموکرات در صلاح الدین ، در برابر تهدید نیروهای اتحادیه میهنی از جانب اربیل متزلزل می شد ، بارزانی بار دیگر به واشنگتن هشدار دارد که احتمالأ چاره ای نخواهد داشت جز آن که به بغداد متوسل شود. در واقع آن بخش از نیروهای عراقی که در شانزده کیلومتری جنوب اربیل ـ یعنی در مرز دفاکتوی کردستان و دولت مرکزی ـ مستقر بودند نیز آماده پیشروی به سوی شمال می¬شدند.
سیا که متوجه این فعل و انفعالات بود در ۲۶ اوت هشدار داد که «اطلاع کم و بیش موثق» دارد که نیروهای عراقی درصدد پیشروی به سوی اربیل می¬باشند و متعاقباً واحد مستقر در صلاح¬الدینِ سیا نیز دستور یافت که آنجا را ترک گوید. دو روز بعد نیز طالبانی، برداشت سیا را از نیات و اهداف نیروهای عراقی تایید کرد و هنگامی که پلترو به اتحادیه میهنی و حزب دموکرات پیشنهاد کرد که برای یک اجلاس در سفارت آمریکا در ۱۳ اوت نمایندگانی به لندن اعزام کنند، بارزانی ـ احتمالاً برای رفع سوءظن آمریکا¬یی¬ها ـ این پیشنهاد را فوراً پذیرفت.

بازگشت صدام
سحرگاه روز ۳۱ اوت، صدام حسین با هماهنگی قبلی با بارزانی، سه لشکر زرهی گارد ریاست جمهوری (مشتمل بر ۳۰.۰۰۰ سرباز و ۴۰۰ تانک) را فرمان داد که به سوی اربیل پیشروی کنند. اربیل در شانزده کیلومتری¬مدار ۳۶ درجه قرار داشت و صدام حسین برای آن که پوشش هوایی متفقین را نقض نکرده باشد در این عملیات از هواپیما استفاده نکرد و پشتیبانی از این عملیات را به توپخانه دور برد عراق واگذار کرد.
هم بارزانی و هم مقامات بغداد در توجیه این اقدام خاطر نشان ساختند که هدف، فقط اخراج نیروهای ایرانی است که به قول آنها حدود ۶۵ کیلومتر در کردستان عراق پیشروی کرده بودند (احتمالاً منظور آنها ضربة ماه پیش ایرانیان به مواضع حزب دموکرات ایران در کوی سنجاق بود). طارق عزیز نیز برای آن که جای چون و چرایی باقی نگذارد متن دعوت¬نامة مورخ ۲۲ اوت بارزانی را خطاب به صدام منتشر ساخت.
این عملیات بعد از سی و شش ساعت و تلفاتی کمتر از ۲۰۰ نفر به پایان رسید. تا عصر روز اول سپتامر نیروهای عراقی اربیل را تصرف کرده و خروجی¬های آن را نیز برای جلوگیری از سرریز شدن موج پناهندگان مسدود کردند. پرچم سبز اتحادیة میهنی فروکشیده شد و به جای آن پرچم زرد حزب دموکرات به همراه پرچم سه رنگ عراق بر سردر عمارت پارلمان اربیل به اهتزار درآمد. بغداد طی هشداری به واشنگتن مبنی برعدم مداخله در امور کردستان عراق تهدید کرد که اگر از لحاظ نظامی در آنجا دست به مداخله بزنند، کردستان را تبدیل به ویتنامی دیگر خواهد کرد.
بارزانی در مصاحبه¬ای با بنگاه سخن¬پراکنی بریتانیا در ۲ سپتامبر اعلان داشت که «صدام حسین هنوز رئیس جمهور عراق است و ما از عراق جدا نشده¬ایم. ما پرچم کردی خود را دوست داریم ولی پرچم مرکز [عراق] نیز [در اربیل] در اهتزاز است. اگر عراقی¬ها خواسته¬های ما را برآورده کنند، می¬توانیم به توافق برسیم.» در ۹ سپتامبر چنین به نظر می¬رسید که بارزانی حاضر است بر سر نوعی خودمختاری برای کردستان در چارچوب، با بغداد توافق کند، او اظهار داشت که صدام حسین دشمن کردها نیست.
در کنار نیروهای نظامی عوامل اداره اطلاعات عراق نیز که با اطلاعات حزب دموکرات روابطی دیرینه داشتند وارد منطقه شدند. طولی نکشید که تمامی فعالین مخالف حزب دموکرات از جمله اعضای اتحادیه میهنی و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و به ویژه آن گروه از اعضای کنگرة ملی عراق که با واحد سیا کار می¬کردند، شناسایی و دستگیر شدند. عراقی¬ها در خلال پیشروی خود به سوی اربیل نود و شش نفر از افراد تیپ سوم کنگرة ملی را دستگیر و اعدام کرده بودند و در خلال تحولات بعدی تلفات بخش نظامی و اطلاعاتی کنگره ملی به حدود ۲۰۰ نفر بالغ شد.
در ۳ـ۲ سپتامبر ۱۹۹۶ نیروهای عراقی در حالی که شبکه¬ای از عوامل اطلاعاتی خود را در منطقه مستقر کرده بودند به تخلیة تدریجی قوای خود از حوزة تحت کنترل حزب دموکرات اقدام کردند.
از نقطه¬نظر دیپلماتیک، اقدام بارزانی¬ها برای تصرف مجدد اربیل به کمک صدام حسین، ضربه¬ای بر سیاست واشنگتن مبنی بر کوتاه نگهداشتن دست بغداد از امور کردستان محسوب می¬شد. سیاستی که اصولاً پا در هوا می¬نمود؛ از یک سو کلینتون تمایلی به تبدیل منطقه نیمه خودمختار کردستان به یک منطقه مستقل نداشت و از طرف دیگر نمی¬خواست که این حوزه از نو تحت چیرگی بغداد درآید. وی فقط خواستار آن بود که از کردها به عنوان ابزاری جهت وارد آوردن فشار بر صدام حسین استفاده کند.
از سوی دیگر صدام حسین با استفاده از این تحولات ـ مخصوصا به همسایگانش¬ـ نشان داد که از نیروی نظامی کافی جهت پیشبرد سیاست¬هایش برخوردار است.

پرزیدنت کلینتون برای آن که نشان دهد که او هم بی¬کار نیست در ۳ سپتامبر اعلان داشت که حوزة جنوبی منطقة امن از مدار ۳۲ درجه به مدار ۳۳ درجه بسط داده است و در پی این اقدام که با عدم همراهی فرانسه مواجه شد، نیروهای آمریکایی با موشک¬های کروز تاسیسات دفاع عراق را در نصیریه ۶۴۰ کیلومتری جنوب اربیل، مورد حمله قرار دادند. واشنگتن اعلان داشت که هدف از این عملیات آن بود که «صدام بهای بی¬رحمی¬های اخیر خود را بپردازد.» ولی این اقدام پنتاگون از سوی پاره¬ای از ناظران امر مورد تمسخر قرار گرفت؛ آنها با اشاره به بعد مسافت هدف این عملیات از کردستان، به شوخی اظهار داشتند که «آمریکایی¬ها نقشه عراق را سر و ته گرفته¬اند».
ولی حقیقت امر آن بود که آمریکایی¬ها برای اقدام از طرف شمال با دشواری¬هایی روبرو شده بودند. آنکارا حاضر نشد اجازه دهد که آمریکایی¬ها از پایگاه¬های خود در ترکیه وارد عمل شوند، چرا که اصولاً از زد و خوردهای جاری میان کردها راضی بود. زیرا آرامش پیشین در این حوزه و پنج سال خودمختاری کردستان عراق را در تشجیع گروه پ.ک.ک که از سال ۱۹۸۴ با دولت ترکیه مبارزه می¬کرد، مؤثر می¬دانست.
در خاورمیانه نیز تمامی دول عرب ـ به استثنای کویت ـ یا با این اقدام آمریکا مخالفت کرده و یا سکوت کردند. روسیه و چین نیز این عمل را به شدت محکوم کردند. صدام که از این واکنش¬ها جرأت یافته بود در ۳ سپتامبر اعلان داشت که «هواپیماهای دشمن» را در حوزه¬های شمالی و جنوبی ساقط خواهد کرد؛ تهدیدی که در پی توصیه یوگنی پریماکوف، وزیر خارجه روسیه به صدام حسین، بعد از ده روز پس گرفته شد.
در این میان حزب دموکرات کردستان موفق شد که رقیب خود را از بخش¬های وسیعی از کردستان اخراج کند؛ حتی سلیمانیه مقر اتحادیة میهنی نیز به تصرف بارزانی¬ها درآمد و رهبران و نیروهای اتحادیه میهنی مجبور شدند که در ایران پناه گیرند. ولی این ماجرا به طول نیانجامید؛ در ۱۰ اکتبر نیروهای اتحادیه میهنی که به تازگی از سوی تهران مسلح شده بودند، از چند جهت قوای بارزانی را هدف حمله قرار داده و در عرض دو هفته تمام نقاطی را که در ماه گذشته از دست داده بودند ـ به استثنای اربیل ـ باز پس گرفتند. در این میان صدام حسین به صورتی صریح و آشکار به طالبانی هشدار داد که برای استرداد اربیل اقدامی نکند. ایران و واشنگتن نیز همین توصیه را داشتند.
در ۳۱ اکتبر ایالات متحده و بریتانیا طرفین درگیر را به ترک مخاصمه متقاعد ساختند؛ توافقی که بعداً جنبه¬ای دایمی یافت. طالبانی و بارزانی قول دادند که از این پس از نیروهای خارجی درخواست کمک نکنند و حاضر شدند که برای تشکیل یک نظام اداری منطقه¬ای، تقسیم عواید گمرکی و برگزاری انتخابات جدید رشته مذاکراتی را آغاز کنند.
به هر حال این تحولات، کل استراتژی ایالات متحده را در عراق مختل کرد. سیا ۲۰۰۰ نفر از عوامل خود را فوراً از کردستان عراق فراخواند و ۳۵۰۰ نفر دیگر را نیز در مراحل بعدی خارج کرد. بدین ترتیب یک عملیات چهارساله با هزینه¬ای بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار، برای تبدیل کردستان به پایگاهی جهت سرنگونی صدام حسین خاتمه یافت و صدام حسین نیز به تحریم اقتصادی کردستان که از پنج سال پیش آغاز شده بود خاتمه داد.
موفقیت سهل و آسان بغداد در سوق نیرو به کردستان، به واشنگتن فهماند که نیروهای کرد توان مقابله با قوای بغداد را ندارند و نیروهای نظامی عراق اگر چه نیروی یک میلیون نفری مقارن با جنگ دوم خلیج فارس نبودند، ولی هنوز هم با حدود ۳۸۰.۰۰۰ سرباز، ۲۷۰۰ تانک و ۱۹۸۰ قبضه توپ و ۳۳۰ جنگندة هوایی، نیرویی، در خور توجه محسوب می¬شود.
توافق ترک مخاصمه¬ای که در نوامبر ۱۹۹۶ میان اتحادیة میهنی و حزب دموکرات به امضاء رسید، توافق استواری نبود؛ در این میان حزب دموکرات که حتی حاضر شده بود با مقامات بغداد نیز کنار بیاید، در مقام ترمیم پیوندهایش با آمریکا برآمد و در این راه حتی حاضر شد که رسما ترک¬ها را در سرکوب نیروهای شورشی پ.ک.ک یاری دهد؛ در مه ۱۹۹۷ حزب دموکرات ۵۰.۰۰۰ نفر از نیروهایش را برضد پایگاه¬های پ.ک.ک در کردستان عراق وارد عمل کرد.
اتحاد نظامی بارزانی¬ها با ترکیه، مکمل روابط بازرگانی گسترده¬ای بود که از مدتی قبل میان آن دو برقرار شده بود. محصولات نفتی عراق ـ مخصوصا گازوئیل ـ که به قیمتی ارزان از سوی مقامات بغداد در اختیار حزب دموکرات قرار می¬گرفت، در ترکیه بازار خوبی داشت. اگر چه مسعود بارزانی در برابر فشارهای واشنگتن مناسبات نظامی خود را با بغداد قطع کرد ولی روابط اقتصادی آنها بر جای ماند. تشکیلات کلینتون به خوبی از این امر مستحضر بود ولی ترجیح داد که آن را نادیده بگیرد زیرا می¬دانست که نمی¬تواند کنگرة آمریکا را به پشتیبانی مالی از تشکیلات خودگردان کردها متقاعد سازد. اجازه فعالیت آزادانة عناصر اطلاعاتی عراق در حوزة تحت کنترل حزب دموکرات، بهایی بود که بارزانی در مقابل این مناسبات تجاری، به بغداد می-پرداخت.
برآورد شده بود که تجارت محصولات نفتی عراق روزانه ۸۰۰.۰۰۰ دلار برای حزب دموکرات عایدات داشت. علاوه بر این روزانه حدود ۲۵۰.۰۰۰ هزار دلار نیز از طریق عوارض گمرکی و خدمات جانبی عاید حزب می¬شد. این پول در یک بانک محلی در اربیل سپرده شده و تحت نظارت مجلس کردستان قرار داشت که حزب دموکرات در آن اکثریت داشت.
جلال طالبانی که از این وضع رضایت نداشت خواستار آن شد که یک کمیتة مشترک و یا کمیسیونی بی¬طرف گردآوری عواید مزبور و چگونگی هزینه شدن آن را تحت نظارت گیرد. ولی بارزانی ضمن رد این پیشنهاد حاضر شد که حقوق کارمندان حوزة تحت کنترل اتحادیة میهنی را تقبل کند. علاوه بر این طالبانی خواستار آن بود که انتخابات جدیدی برگزار شود. انتخابات قبلی در مه ۱۹۹۲ برگزار شده بود. حزب دموکرات که از موقعیت فعلی خود در پارلمان راضی بود، با ابراز آن که شرایط برای برگزاری یک انتخابات جدید مساعد نیست، این خواسته را نیز نپذیرفت. دولت ترکیه نیز که از احتمال دگرگونی وضعیت خودمختار کنونی در کردستان به استقلال کامل، در خلال یک انتخابات دیگر نگران بود، از حزب دموکرات پشتیبانی می¬کرد.
در حالی که مناسبات موجود میان حزب دموکرات و اتحادیة میهنی رو به گسستگی داشت، اتحادیة میهنی در مقام حمایت از پ.ک.ک برآمد که رویاروی حزب دموکرات نیز قرار گرفته بود. واحدهای نظامی پ.ک.ک در پی حملات خود به پایگاه¬های حزب دموکرات، به حوزة تحت کنترل اتحادیة میهنی عقب می¬نشستند.
در اواسط سپتامبر ۱۹۹۷ با تعرض گستردة نیروهای ترکیه به شمال عراق، وضعیت کردستان پیچیده¬تر از پیش شد. در این عملیات حدود ۱۵۰۰۰ سرباز ترک که تحت پوشش هواپیماهای ترکیه قرار داشتند به مواضع پ.ک.ک در امتداد نوار مرزی شمال عراق حمله برده و برای پیشگیری از حملات احتمالی آنها در طول زمستان، ذخایر و تدارکات آنها را منهدم کردند. در این عملیات پیش‌مرگه¬های حزب دموکرات نیز به کمک نیروهای ترکیه شتافتند.
در اواسط ماه اکتبر در حالی که واحدهای نظامی ترکیه که از ماه مه در کردستان عراق وارد عمل شده بودند، منطقه را تخلیه کردند، نیروهای اتحادیة میهنی که از پشتیبانی پ.ک.ک برخوردار بودند در سه جبهه از اطراف مرز ایران و از جهت شقلاوه در امتداد شاهراه هامیلتون بر ضد مواضع بارزانی¬ها وارد عمل شده و به موفقیت¬هایی نیز دست یافتند.
آمریکا و بریتانیا و ترکیه برای خاتمه دادن به این درگیری¬ها به سرعت دست به کار شدند. آنها سعی داشتند که طالبانی را به عقب¬نشینی به حدود پیشین قلمرو اتحادیة میهنی وادار سازند ولی وی حاضر به این کار نبوده و می¬گفت در این صورت حزب دموکرات نیز باید آن بخش از قلمرو اتحادیة میهنی را که در خلال درگیری¬های اوت ـ سپتامبر ۱۹۹۶ تصرف کرده بود، مستردد دارد.
در اوایل نوامبر در حالی که توجه عمومی به مناقشة جاری میان عراق و کمیسیون ویژه سازمان ملل معطوف بود، ارتش ترکیه در کنار واحدهای نظامی حزب دموکرات برضد نیروهای اتحادیة میهنی وارد عمل شد و حزب دموکرات توانست مواضع از دست رفته خود را بازپس گیرد. تلفاتی بالغ بر هزار کرد، تضعیف¬ نظامی اتحادیة میهنی و تهی شدن خزانة حزب دموکرات حاصل این دور از درگیری¬ها بود.
در پی مجموعه تلاش¬های تشکیلات کلینتون، و به ویژه دیوید ولش، معاون وزارت خارجه، بالاخره اتحادیه میهنی و حزب دموکرات به توافق رسیدند جلال طالبانی و مسعود بارزانی پس از چند سال درگیری، در ۸ سپتامبر ۱۹۹۸ در جلسه¬ای با حضور مادلین آلبرایت، در برابر خبرنگاران حاضر شده و با یکدیگر دست دادند. اگر چه جزئیات این توافق فاش نشد وی از ترتیبی جدید در تقسیم عایدات و قدرت سخن در میان بود. سخنگوی وزارت خارجة آمریکا اظهار داشت که اگر چه این دو رهبر کرد مستقیما برای سرنگونی صدام فعالیت نخواهند کرد ولی حصول صلح میان آن دو برای دستیابی به چنین هدفی ضروری است.
[با توجه به تلاش‌های ایالات متحده برای انسجام و هماهنگی بیش از پیش گروه‌های مخالف عراقی بر ضد بغداد، تحولات بعدی این حوزه در جهت همگرایی و همکاری بیشتر بین گروه‌های کرد سیر نمود، به طوری که تا پیش آمد حملة نیروهای موتلف آمریکا به عراق در مارس ۲۰۰۳، تنش درخور توجهی در این عرصه روی نداد.]

یادداشت¬ها:
. Dilip Hiro, The Longest War; The Iran - Iraq Military Conplict (۱۹۹۷)
.Desert shield to Desert Storm: The Second Gulf War (۱۹۹۶)
. Neighbors, Not Friends, Iran and Iraq Apter the Gulp Wars, Routledge, London and NewYork, ۲۰۰۱, pp. ۳۸-۴۷, ۴۵-۴۹,۵۰, ۸۲-۸۴, ۱۰۸-۱۱۳, ۱۳۲-۳,۱۵۲.
. Daily Telegroph, March ۲۵ ۱۹۹۱
.Guardian, March ۲۸ ۱۹۹۱
چندی پیش از این کاخ سفید اعلان داشته بود که تنها در صورتی هلیکوپترهایی را که علیه شورشیان عمل می¬کنند، ساقط خواهد کرد نیروهای ائتلاف را در مخاطره افکنده باشند. New York Times, March ۲۷,۱۹۹۱

. David Wurmser, Tyranny's Ally, p.۱۰-۱۱
برفرض که چنین امری هم صحت می¬داشت، احتمالا ژنرال حسن التکریتی می¬بایست پس از پناهندگی برادرش یا بازداشت شده و یا تحت مراقبت قرار گرفته باشد.
. Independent, April ۷, ۱۹۹۱
. See Dilip Hiro, Dictionary of the Middle East, pp.۱۷۰-۱,۲۵۲-۳.
. Middle East International September ۶, ۱۹۹۶, pp. ۳-۶; November ۸, ۱۹۹۶, pp. ۱۶-۱۷.
.BBC Summary of World Broadcasts, July ۸, ۱۹۹۶.
۱۱. به نقل از :
Andrew Cockburn, Out of the Ashes, pp. ۲۳۷-۸.
.Inter Press Service , September ۳, ۱۹۹۶.
.Le Monde, September ۳,۱۹۹۶.
. Inter Press Service, September ۳ and ۶, ۱۹۹۶.
. Ibid, September ۶, ۱۹۹۶.
. Ibid
.Middle East International, September ۲۶, ۱۹۹۶, pp. ۵-۶.
چندی بعد در جریان یک رسیدگی حقوقی به دعوی یکی از مأموران عراقی سیا در آمریکا رسما فاش شد که در سپتامبر ۱۹۹۶ ایالات متحده ۵.۵۰۰ نفر از عراقی¬ها و کردهایی را که برای سیا و شورای ملی عراق کار می¬کردند از منطقه خارج کرده است تا آن زمان شورای ملی عراق و میثاق ملی عراق، هر یک ۲۰ میلیون دلار از سیا پول گرفته بودند.
. Anthony H. Cordesman and Ahmed S. Hashemim, Iraq. Sanctions and Beyond, Westviwe Press, ۱۹۹۷, p.۲۱۱.
. Middle East International January ۱۰, ۱۹۹۷, pp. ۱۷-۱۸.
. Inter Press Service, October ۱۷, ۱۹۹۷.
.Ibid, November ۱۱, ۱۹۹۷.
. Washington Post, September ۱۸, ۱۹۹۸.


نظر بدهید