لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

آیا شهر کماکان به فروش می‌رسد؟

داستانِ دنباله‌دارِ نمایشگاه بین‌المللی تهران

کاوه احسانی

گفتگو شماره ۴۰






این روزها سرنوشت نمایشگاه بین¬المللی تهران به فصل جدیدی از درگیری¬های جناحی دست¬اندرکاران امور مملکت تبدیل شده است. پس از انتخابات شورای شهر در سال ۱۳۸۱ که تنها ۱۳% واجدین شرایط در تهران در آن شرکت کردند، شورای شهر و در پی آن شهرداری پایتخت به دست جناح محافظه¬کار افتاد. پس از جدال¬های اولیه بر سر به دست گرفتن مدیریت روزنامه همشهری ، شورای شهر و شهردار جدید منتخب آن محمود احمدی¬نژاد، متولیان تازة شهر یک رشته برنامه¬های مشخص برای حل مسائل پایتخت اعلام کردند که حل معضل ترافیک روز به روز بحرانی¬تر شوندة تهران در صدر آن قرار داشت. اولین اقدام شهردار جدید ترمیم ضربتی آسفالت خیابان¬های تهران ظرف ۴۵ روز بود. در عین حال حضور ناگهانی و فعال¬تر نیروی انتظامی برای اعمال طرح محدودة ترافیک که از خرداد ۱۳۷۶ عملاً رها شده بود از انظار دور نماند.

در هر صورت مدیران و مسئولان جدید تهران با مشروعیت انتخاباتی ضعیفی به روی کار آمده بودند و عدم مشارکت گستردة شهروندان در انتخابات نشانة مثبتی از اعتقاد مردم به کفایت، توانایی و شاید حتی صداقت جناح¬ها و نمایندگان سیاسی موجود به دست نمی¬داد. اگر محافظه¬کاران تازه انتخاب شده قصد تغییر دادن این تلقی منفی نسبت به شورای شهر را می¬داشتند تنها فرصت محدودی در اختیار آنها بود تا مردم را متقاعد کنند جناح آنها از توانایی¬های بالاتر و بینش بهتری نسبت به شورا و شهرداران اصلاح¬طلب قبلی برخوردار است. شاید این که هم شورای شهر و هم شهردار تا اینجای کار بر طرح و پیگیری سیاست¬های عمدتاً جنجال برانگیز و پرسر و صدا تاکید داشته¬اند بیشتر در جهت تاکید بر آن بوده که برخلاف گذشته آنها دارند کاری عملی و در جهت منافع شهروندان انجام می¬دهند. رقابت نیمه آشکاری که رژیم فعلی حاکم بر شهر با ادوار گذشته دارد مستمسکی شد برای سخنگوی دولت آقای رمضان¬زاده که با طعنه¬ای واضح در پاسخ اقدام شورای شهر و شهرداری برای تعطیلی قریب¬الوقوع و انتقال نمایشگاه اعلام کند که «اینها تنها تقلید ناشیانه¬ای است از حرکت کرباسچی که الگویی را شروع کرد. کرباسچی جنوبی¬ترین نقطه تهران و کشتارگاه متعفن را به مرکز فرهنگی تبدیل کرد. اما دوستان ما می¬خواهند جایی که مرکز توسعه اقتصاد ملی است را جابجا کنند. فکر نمی¬کنم آقایان با بازار و ترافیک حول و حوش آن کاری داشته باشند، چون اقتصاد مدرن هدف قرار گرفته و نه اقتصاد سنتی و واسطه¬ای کشور.»
البته قضاوت در این که تا چه حد شورا و شهرداری فعلی در مدیریت شهری موفق بوده¬اند به عهده شهروندان است، ولی بیلان کار در این یکساله چندان امیدوار کننده نبوده است. از پیشنهادات بحث¬انگیز آقای شهردار که بگذریم ـ برای نمونه می¬توان به پیشنهادات ایشان برای تبدیل میادین شلوغ شهر به مزار شهدا، زنانه ـ مردانه کردن پارک¬ها، تبدیل شهرداری به واسطه که برای ازدواج جوانان به آنها وام کم بهره می¬دهد، ... اشاره کرد ـ طی سال گذشته شهرداری و شورای شهر در دو حوزة جایگزین کردن عوارض به جای فروش تراکم و اصلاح ترافیک شهری به اقداماتی دست زده¬اند که قابل بررسی است. [فروش تراکم که از دورة کرباسچی به بعد تبدیل به یک سیاست بحران برانگیز شهری شد گویا تا حدی تعدیل یافته و قرار است عوارض افزایش یافتة شهری تا حدی جای درآمد فروش تراکم را بگیرد. اما اگر چه عوارض شهری به ناگهان و به طوری بی¬سابقه تا ده برابر در سال افزایش یافته ولی تراکم-سازی که قرار بود محدود شود نیز همپای آن کماکان در مناطقی چون منطقه¬های ۱ و ۳ به شدت ادامه دارد و اگر نه کُند شدن روند بساز و بفروشی بیشتر به خاطر رکود بازار در اثر افزایش حیرت¬انگیز قیمت¬ها بوده تا اقدامات شهرداری. از سوی دیگر در نظارت بر کیفیت ساختمان¬های در حال احداث خصوصاً پس از زلزلة اخیر و هشدارهای متعدد شهرداری تغییری نداده و ظاهراً ساخت و سازهای در جریان با همان کیفیت نازل اجراء دنبال می¬شوند.
در مورد ترافیک شهری نیز علیرغم همکاری ناگهانی نیروی انتظامی در اجرای ترافیک، خیابان¬های شهر روز به روز بیشتر به پارکینگ شباهت پیدا می¬کنند تا بزرگراه و جاده و کوچه . از این رو شاید اقدام ناگهانی شورای شهر در اعلام یک طرفة تعطیلی دائم نمایشگاه بین¬المللی و تهدید به پلمب ساختمان¬ها و حتی اعزام نیروهای شهرداری و صف آرایی آنها در برابر نیروهای حراست نمایشگاه بیشتر از نوعی سردرگمی حکمرانان جدید پایتخت در ارائه راه¬حل¬های ملموس برای مشکلات عمدة شهری حکایت داشته باشد و به ویژه حل و فصل این مسائل در قد و قواره شعارهای انتخاباتی و ادعاهای سیاسی آنها. انگیزة این اتمام حجت یک طرفه با نمایشگاه و برگزار کنندگان آن هر چه بوده باشد نتیجه آن شد که مسئله¬ای که با چانه¬زنی¬های اداری شهرداری با وزارت بازرگانی شروع شده و صحبت بر سر انتقال (فروش) ۴۹% یا ۵۱% سهام نمایشگاه به شهرداری بود با اقدام غیرمنتظره شورای شهر در تیر ماه امسال ناگهان صورت یک بحران جدی به خود گرفت که در نتیجة آن هیئت دولت و تعدادی از وزرای ارشد کابینه، اصناف متعدد، اتاق بازرگانی، و مجریان نمایشگاه علنا در مقابل شورای شهر و شهرداری تهران صف آرایی کردند.
مسئله انتقال نمایشگاه بین¬المللی تهران سخن جدیدی نیست. هم فضای فعلی برای برخی نمایشگاه¬های پر طرفدار محدود است و هم حجم سنگین رفت و آمدها ترافیک آن ناحیه را به گره کوری تبدیل می¬کند. شورای شهر و شهرداری با استناد به حقوق شهروندان منطقه که از این گره ترافیکی به عجز آمده¬اند حکمی صادر می¬کنند که طبق آن نمایشگاه بین¬المللی باید بلافاصله از اول مرداد به مکان دیگری منتقل شود و برای این منظور محل کارخانه¬ای در نزدیکی کرج را پیشنهاد می¬کنند. طبق گزارش روزنامة ایران مکان پیشنهادی و خود شرکت سیما چوب متعلق یا وابسته به صدا و سیما است که مدیر سابق آن محمدجواد محمدی¬زاده در حال حاضر معاون خدمات شهری شهرداری است. بر طبق گزارش مصور روزنامه ایران در روز ۲۲ مرداد این مکان شرایط لازم برای برگزاری نمایشگاه¬های بین¬المللی ـ مثلاً نمایشگاه فرش ـ را ندارد؛ موضوعی که اصناف مختلف و نهادهای مسئول مثل وزارت بازرگانی، سازمان نمایشگاه¬ها، و سخنگوی دولت و حتی رئیس جمهور با قاطعیت بر آن تاکید کرده¬اند . اعتراض مخالفان با انتقال نمایشگاه به این صورت ناگهانی و بدون برنامه¬ریزی و زمینه¬¬سازی لازم بر این مبنا است که نمایشگاه بین¬المللی یک رسانه ملی و حتی یک شاخة اقتصادی است که از طریق آن صادرات غیرنفتی در سطح بین¬المللی (و داخلی) معرفی شده و ارتقاء می¬یابند.

محل فعلی نمایشگاه علیرغم معضل ترافیک، محلی خوشایند و آبرومند برای میزبانی شرکت کنندگان داخلی و خارجی است. این محل در جایی از شهر واقع شده که نزدیک به مناسب¬ترین هتل¬های بین¬¬المللی است. زیربناهای لازم ـ مثل گمرک، شریان¬های حمل و نقل، نزدیکی به فرودگاه، امکانات ارتباطات الکترونیکی آن به روز است. تا شرایط مشابهی در یک مکان مناسبت دیگر آماده نشود انتقال نمایشگاه¬هایی که از مدت¬ها پیش برنامه¬ریزی شده و میزبان شرکت کنندگان خارجی می¬باشند ممکن نیست و اخلال در نمایشگاه و مکان و ترتیب آن خدشة جبران¬ناپذیری به صنایع و فعالیت¬های اقتصادی رقابتی کشور در سطح جهانی خواهد زد. برای مثال امسال سیزدهمین نمایشگاه فرش تهران با فاصله زمانی نزدیکی با نمایشگاه¬های فرش چین و پاکستان که بزرگترین رقبای فرش ایران در بازارهای جهانی هستند برگزار خواهد شد. اصناف تولیدکننده و صادر کنندة فرش مخالفت شدید خود را با این اقدام شهرداری ابراز داشته و اعلام کردند در صورت تغییر محل نمایشگاه آن را برگزار نخواهند کرد و شهرداری را مسئول لطمة اقتصادی جبران¬ناپذیر چنین وضعیتی معرفی خواهند کرد. علاوه بر صنعت فرش اصناف شیرینی¬پز، صادرکنندگان کالاهای صنعتی و مهندسی، و انفورماتیک نیز به این تصمیم شهرداری شدیدا اعتراض کرده¬اند. صف آرایی تولید کنندگان، اصناف و سرمایه¬داران در برابر شهرداری حتی پای محمدرضا بهزادیان رئیس اتاق بازرگانی تهران و علینقی خاموشی رئیس اتاق بازرگانی ایران را نیز به میان کشید. آقای خاموشی علیرغم عضویتش در حزب مؤتلفه، نسبت به اقدام شهرداری اعتراض نموده و هشدار داد «تعطیلی نمایشگاه بین¬المللی اعتبار ایران را خدشه دار می¬کند» ( ایران، ۱۳ مرداد).
شورای شهر و شهرداری برای تعطیل کردن نمایشگاه به ماده ۵۵ قانون شهرداری استناد کرده و نمایشگاه را جزو مشاغل مزاحم اعلام کردند که برای تضمین رفاه شهروندان باید به خارج محدوده شهر منتقل شود، در حالی که به نظر نمی¬آید مادة قانونی ذکر شده شامل حال نمایشگاه بین¬المللی شود که تنها اتهام آن ایجاد ترافیک سنگین مقطعی است. منتقدین شهرداری به درستی اشاره می¬کنند که چندین مکان مهم در همان حول و حوش نمایشگاه گره¬های ترافیکی مشابهی ایجاد می¬کنند ــ باشگاه انقلاب، مرکز اجلاس سران و بدتر از همه شهربازی¬ که به عنوان بزرگترین مکان تفریحی پایتخت در سه ماه تابستان میزبان ترافیکی دائم می¬باشد. شهرداری مدعی است که طی یک نظر سنجی ۸۰% شهروندان منطقه از وضعیت ناراضی بوده و خواستار تعطیلی نمایشگاه شده¬اند در پاسخ شهردار اسحاق جهانگیری وزیر صنایع متذکر شد که گویا منظور آقای شهردار از «شهروندان» صاحبان خودرو است، چون مردم محل با شناختی که از کوچه پس کوچه¬ها و ساعات ازدحام و ترافیک دارند گلیم خود را از آب می¬کشند، و تنها رانندگانی که از مسیر استفاده می¬کنند اسیر گره ترافیکی نمایشگاه می¬شوند. بین حقوق شهروندان صاحب خودرو که از مزایای سوبسید سوخت بهره می¬برند و نمایشگاهی که پل ارتباطی و تولید ملی با اقتصاد جهانی است کدام اولویت دارد؟ همین طور مگر انبوه مردمی که از نمایشگاه¬ها دیدن می¬کنند بیکاره¬اند و یا نباید از حقوق شهروندی برخوردار باشند؟
وزارت بازرگانی نیز معترض شد که چرا به جای مدیریت صحیح ترافیک و اتخاذ تدابیری چون احداث خط مترو و ارائه سرویس¬های منظم تردد عمومی به نمایشگاه، ممنوعیت توقف اتومبیل¬های شخصی، احداث خطوط ترافیک کند رو مختص ترافیک نمایشگاه، شهرداری تصمیم گرفته خود نمایشگاه را ببندد؟
علیرغم نمایش قدرت شهرداری و اظهارات قاطع رئیس شورای شهر دال بر در دست داشتن حکم قضایی برای پلمپ کردن دائمی نمایشگاه، بعید به نظر می¬رسد شورای شهر و شهرداری تهران اختیارات قانونی کافی برای چنین اقدامی داشته باشند. شرکت سهامی نمایشگاه¬ها متعلق به وزارت بازرگانی بوده و تحت نظارت شهرداری نیست. احکام قانونی شورای شهر نیز باید به تأیید وزارت کشور برسد و فرماندار تهران رسماً استفاده از مادة ۵۵ قانون شهرداری¬ها توسط شورای شهر در این مورد خاص را خلاف قانون دانستند. چنانکه در ماجرای اختلاف نظر شهردار و شورای شهر قبلی تهران مشاهده شد در صف آرایی میان این نهادهای شهری و دولت مرکزی دومی دست بالا را داشته و عنداللزوم حتی از عزل و انحلال شورای شهر ابا ندارد. ولی کماکان سوال اصلی آن است که «بالاخره داستان واقعی نمایشگاه بین¬المللی تهران چیست؟» آیا شهرداری و شورای شهر محافظه¬کار، حامی و مدافع حقوق شهروندان و ساکنین ولنجک و زعفرانیه و ونک است و وزارت بازرگانی و هیئت دولت مدافع منافع سرمایه¬داران، اصناف، و شرکت کنندگان در نمایشگاه بین¬المللی؟ آیا دولت منافع کلان اقتصاد ملی را به حقوق و رفاه شهروندان یک منطقة شهر ترجیح می¬دهد و تأمین آسایش آنها را مهمتر از دستاوردهای نمایشگاه می¬داند؟ آیا «نمایش قدرت» شهرداری در برابر مسئله نمایشگاه حربه¬ای است تاکتیکی برای پوشاندن ضعف¬های مدیریتی محافظه¬کارانی که از مشروعیت انتخاباتی بسیار ضعیف و توان اجرایی ضعیف¬تری برخوردارند و با این تاکتیک سیاسی پر سر و صدا و جنجالی قصد دارند از خود تصویری به عنوان مدافع حقوق قانونی شهروندان در اذهان عمومی تثبیت کنند؟ آیا این مانورها و نمایش قدرت در برابر دولت دنبالة استراتژی دامن زدن به بحران¬های پی¬درپی در مقابل دولت اصلاح¬طلب خاتمی است که پس از به بن¬بست رسیدن اصلاحات سیاسی دستاوردهای اقتصادی دولت وی را نیز هدف قرار دهند؟ و سؤال آخر، و همیشه مطرح در جامعه¬ای که بی¬اعتمادی به بدیل¬های سیاسی موجود، به غلط یا درست همیشه پیش فرض سوء استفاده¬های پنهان را در اذهان عمومی متبادر می¬کند، آن که آیا در پس پردة محاصرة تهاجمی علیه مکان نمایشگاه تهران توطئه مشکوک برای دست انداختن روی اراضی نمایشگاه که جزء گران¬قیمت¬ترین زمین¬های کشور می¬باشند در جریان است؟

نمایشگاه تهران در سال ۱۳۴۳ در زمینی به وسعت ۱۰۰ هکتار در خارج محدوده تهران آن روز تأسیس شد. اگر اینک از لحاظ مسکونی و تجاری حول و حوش آن با تراکم و ازدحام فراوانی روبرو شده مسئول آن شهرداری تهران است که مجوز ساخت و سازهای اطراف نمایشگاه را طی این ۴۰ سال صادر نموده. عرصة ۱۰۰ هزار متری زمین نمایشگاه متعلق به آستان قدس رضوی است و اعیان آن در اختیار وزارت بازرگانی. طبق گفته کارشناسان ارزش این اراضی در حال حاضر تا ۵/۲ میلیون تومان برای هر متر مربع تخمین زده شده است، و در حال حاضر نیز توافق¬ها و رایزنی¬هایی میان شهرداری و وزارت بازرگانی در جریان است تا بخشی از این فضا را با تغییر کاربری به فضای تجاری تبدیل کنند.
هنگامی که زمزمه¬های تبدیل فضای نمایشگاه توسط شهرداری تهران به فضای تجاری به بیرون درز کرد شورای شهر بلافاصله خود را ملزم به تکذیب این خبر دید. به گفتة آقای چمران رئیس شورای شهر «قطعا چنین بدجنسی¬هایی نداشته¬ایم و واقعاً برای مردم فکر می¬کنیم و دلمان برای ناراحتی مردم آن قسمت شهر می¬سوزد. ما در تعطیلی مکان نمایشگاه به دنبال پول آن نیستیم. اگر به دنبال پول بودیم اراضی عباس آباد را فقط به فضای سبز و فرهنگی اختصاص نمی¬دادیم چرا که هر متر آنجا میلیون¬ها تومان ارزش¬ دارد. در اطراف محل نمایشگاه زندگی مردم فلج شده و مشکل ما فقط همین است».
اشاره به اراضی عباس آباد جالب است چون بزرگترین منطقة خالی از سکنه پایتخت توسط ارگان‌های مهم دولتی، از بنیاد مستضعفان گرفته تا مؤسسه اطلاعات، بانک مرکزی، وزارت راه، راه‌آهن، و بزرگراه‌های متعدد، و مصلای تهران قطعه قطعه شده و تنها پارک طالقانی و ساختمان در دست احداث کتابخانة ملی را می‌توان در این منطقه به عنوان فضای سبز و فرهنگی حساب نمود.
واقعیت امر این است که در شرایط فعلی جامعه و شهروندان مشکل بتوانند به نهادهای اجرایی و حتی انتخابی خود اعتماد کنند. تجربة تلخ آن چه بر سر فضاهای شهری و زندگی شهری مردم در سال‌های گذشته رفته و کماکان می‌رود تا حد زیادی روش و بینش مسئولان شهری و دولتی را زیر سوال برده و شبهة نوعی رویکرد سوداگرانة سرمایه‌های خصوصی را به اذهان متبادر می¬کند. و این در حالی است که علیرغم ادعاهای مکرر مسئولین متفاوت از جناح‌های مختلف سیاسی، مبنی بر این که «شهر برای فروش نیست» روشن شده که اتفاقاً برای تأمین درآمد و بودجه و پول همه چیز، از جمله فضاهای مشاع و عمومی شهری، قابل تبدیل به کالا و خرید و فروش هستند.
نمونة بارز این مسئله فروش تراکم است. طبق قوانین شهری فضای عمودی شهر مشاع، عمومی و متعلق به همه شهروندان فعلی و نسل‌های آینده است. تبدیل چنین ملک عمومی به ملک شخصی افراد برای کسب درآمد شهرداری و پرداخت حقوق کارکنان آن تعرض و تجاوزی آشکار به حقوق جمعی شهروندانی است که شهرداری مسئولیت تضمین منافع و رفاه آنها را دارد. در دوره کرباسچی درآمد «غیرقانونی» حاصله از فروش تراکم دست کم صرف احداث فرهنگسرا و ساختن بزرگراه‌هایی شد که شمال و جنوب شهر را به هم متصل کردند. بر کسی پوشیده نیست که همین فرهنگسراهای پرشور و هیجان سال‌های دهة ۷۰ توسط هم جناحی‌های محافظه‌کار گروه فعلی حاکم بر شورای شهر و شهرداری مورد هجوم قرار گرفت و در نتیجه کل فعالیت¬ها و حضور اجتماعی فرهنگسراها به سایة کمرنگی از آنچه در آغاز بودند تقلیل یافته و حمایت و مشارکت خود جوش و پرشور مردمی را از دست داد. سوال فعلی این است که بالاخره سرنوشت یکی از معدود فضاهای عمومی خوشایند باقی مانده در تهران، یعنی فضای نمایشگاه بین‌المللی چه خواهد بود؟ و تبدیل این ۱۰۰ هکتار زمین باز به مغازه و برج و ساختمان اداری به نفع چه کسانی و یا به ضرر چه کسانی خواهد بود؟
نمایشگاه تهران تنها یک فضای اقتصادی ـ تخصصی نیست. بلکه در عین حال یک فضای عمومی شهری است که همه شهروندان پایتخت و اقصی نقاط کشور از آن استفاده کرده و طی بازدیدهای خود از آن نه تنها با کالاها و فرآورده‌های فرهنگی ـ صنعتی کشور و جهان آشنا شده، بلکه در عین حال با دیگر شهروندان این مملکت از طبقات اجتماعی، مناطق جغرافیایی با زبان‌ها، البسه، و رفتارها و کنش‌های متفاوت مواجه شده و در محیطی آرام، خوشایند و مشترک یکی بودن و «ایرانی بودن» خود را در عمل تجربه می‌کنند. قطعاً از خیابان¬های ما، که از صدقة سیاست‌های صنعتی و سوبسیدی دولت و شهرداری به کل تبدیل به فضاهایی متعلق به خودرو و خودروداران شده، نمی‌توان انتظار داشت نقش چنین فضای عمومی ـ فرهنگی را ایفا کنند. به عبارت دیگر شهر تهران و کشور ایران به فضاهایی مثل مکان نمایشگاه تهران نیازی مبرم و حیاتی دارد خصوصاً چون در اثر سیاست‌های شهرداری و دولت دیگر در این شهر مکان عمومی مشابه دیگری باقی نمانده است.
حتی اگر نمایشگاه‌های تخصصی به نقطة دیگری منتقل شوند نمایشگاه‌های پر طرفدار عمومی، بخصوص نمایشگاه کتاب و مطبوعات می‌باید در محل فعلی برگزار شوند، و می‌باید از شهردار و شورای شهر و نیروی انتظامی انتظار داشت که به جای صحبت از انتقال نمایشگاه و «حذف صورت مسئله» به وظیفة اصلی خود، یعنی مدیریت و هدایت بهتر ترافیک و تعیین کاربرد منطقی تری اراضی اطراف نمایشگاه، بپردازند.
نکتة مهم‌تر این که با درنظر گرفتن کارنامة شهرداری و شورای شهر فعلی و قبلی و تجربة عملی فروش فضاهای مشترک شهر طی این سال‌ها به عزم به دستگاه‌های دولتی و اجرایی برای حراست این میراث و ملک عمومی نمی¬توان امیدوار بود. دگرگونی¬های ایجاد شده در روزنامه همشهری و بنیاد همشهری و یا سرنوشت فرهنگسراها به خوبی نشان می‌دهد که هنگامی که دستگاه‌های اجرایی بین جناح‌های سیاسی رقیب (و یا حتی رژیم‌های سیاسی حاکم) دست به دست ‌شوند منافع مقطعی سیاسی و جناحی می¬توانند به راحتی بر منافع عمومی و دراز مدت تفوق یافته و آن را قربانی می‌کند. یک راه حل انتقال دائم و بی‌قید و شرط این عرصه‌های عمومی به نهادهای غیرسیاسی ـ غیردولتی ـ غیر خصوصی، و منع دخل و تصرف در مالکیت و عملکرد آن می¬باشد. شاید بتوان در این زمینه الگوی بومی اوقاف یا مثلاً الگوی سازمان رسانه¬ای بی¬بی¬سی¬را مورد توجه قرار داد. بی¬بی¬سی به عنوان یکی از معتبرترین رسانه¬های خبرگزاری جهانی شناخته شده زیرا مدیریت و مالکیت آن تحت نظارت هیئت امنایی قرار گرفته که نه زیر سلطة دولت و حزب حاکم وقت است و نه زیر سلطة بخش خصوصی.
در عین حال درآمد و مخارج بنگاه بی¬بی¬سی¬ نه وابسته به بودجة دولتی است ونه فروش تبلیغات تجاری بلکه از طریق دریافت مالیاتی جداگانه از همة شهروندان تأمین می¬شود. این الگوی مالکیت، مدیریت، و درآمد، این رسانة عمومی را از یک استقلال منحصر به فرد برخوردار ساخته است که در اثر آن اخبار، اطلاعات، و برنامه‌هایی با کیفیت بالا را تولید نموده و نسبت به هر حزب و گرایش سیاسی حاکم بر امور مملکت نیز با یک دید یکسان انتقادی و مستقل نگاه می¬کند.
یک چنین الگویی را در فضای اطلاعاتی ـ ارتباطی ـ رسانه‌ای عمومی، می‌توان در فضای عمومی فیزیکی تهران و دیگر شهرهای مملکت پیاده کرد تا نه دولت‌ها، نه رژیم‌ها و نه جناح‌های سیاسی حاکم در لحظه، و نه منافع سودجویانة بخش خصوصی ‌توان دخل و تصرف در فضای عمومی که پیش شرط حیاتی تجربة شهروندی و شراکت در زندگی سیاسی مشترک دموکراتیک و ملی است را داشته باشد.

یادداشت¬ها:
۱ . روزنامه ایران، ۱۳ مرداد ۱۳۸۳: عبدالله رمضان¬زاده: «مصوبه شورای شهر دربارة نمایشگاه غیرقانونی است، چون فرمانداری اعلام کرده است».
۲ . نگاه کنید به کاوه احسانی: یک شهر به فروش می¬رسد، فصلنامة گفتگو شماره ۳۳، خرداد ۱۳۸۱، صفحه ۱۰۵-۱۰۰
۳ . مسئولیت وضعیت فجیع ترافیک تهران متوجه کل دستگاه دولتی ـ حکومتی و نه تنها شهرداری و نیروی انتظامی است: پالایشگاه¬ها بنزین سرب¬دار با اکتان پایین تولید می¬کنند، کارخانجات اتومبیل¬سازی تولیداتی با کیفیت بسیار نازل به بازار عرضه می¬کنند و هنوز پس از سی سال خط تولید انبوه اتومبیل¬های گاز سوز و پمپ¬های گاز در مملکت وجود ندارد؛ حجم تولید خودروهای عمومی نسبت به ماشین¬های شخصی بسیار پایین است و ظاهراً قرار نیست حمل و نقل عمومی در این شهر سهم بیشتری پیدا کند. مجلس و وزارت نفت کماکان بنزین را به نرخ سوبسیدی بسیار پایین عرضه می¬کنند که نتیجة آن عدم صرفه¬جویی و در عین حال بسط جغرافیایی شهر و رفت و آمدها است. حتی تکنولوژی¬های تقلیل آلودگی هوا که چندین دهه در جهان مورد استفاده بوده، مثل catalytic converter ، توسط تولید کنندگان داخلی مورد استفاده قرار نمی¬گیرد.
۴ . «بر اساس مصوبه شورای شهر از اول مرداد برگزاری نمایشگاه در محل دائمی نماشگاه ممنوع شد» (ایران، ۱۰ تیر ماه ۱۳۸۳)؛ وزیر کشور : «شورای شهر نمی-تواند مصوباتی خلاف سیاست¬های دولت وضع کند» (ایران، ۱۰ تیر ماه ۸۳)؛ شهردار تهران : «شهرداری تهران مصوبه تعطیلی نمایشگاه را قاطعانه اجرا می¬کند» (اطلاعات، ۱۳ تیر ۸۳)؛ استانداری تهران: «تعطیلی نمایشگاه بین¬المللی فعلا عملی نیست» ( اطلاعات، ۱۵ تیر ۸۳)؛ سخنگوی دولت : «استانداری و فرمانداری تهران در موضوع نمایشگاه وارد اقدام قانونی می¬شوند» (اطلاعات، ۱۵ تیر ۸۳)؛ وزیر بازرگانی: «نمی¬توان نمایشگاه بین¬المللی را یک طرفه تعطیل کرد» ( ایران، ۶ تیر ۸۳)
۵ . ندا دهقانی، ماجراهای یک نمایشگاه ، ایران، ۳۰ مهر ۱۳۸۲، همین طور نگاه کنید به روزنامه ایران مورخ۱۰ تیر ۱۳۸۳: «شرکت سهامی نمایشگاه¬های بین¬المللی متعهد شد ۵۱% سهام خود را به شهرداری بفروشد .... شهرداری در حال بررسی اسناد کارشناسی این پیشنهاد است»
۶ . نیما اسدی: این بار ماجرای نمایشگاه بین¬المللی ، ایران اقتصادی ، چهارشنبه، ۲۱ مرداد ۱۳۸۳
۷ . «مخالفت اتحادیه صادرکنندگان فرش با تعطیلی نمایشگاه بین¬المللی» ( ایران، ۵ مرداد ۸۳) ؛ «دبیرکل دفتر نمایشگاه¬های جهانی: تعطیل شدن نمایشگاه بین¬المللی به ضرر اقتصاد ایران است» ( ایران، ۶ مرداد ۸۳) ؛ «اعتراض فرماندار تهران و مجریان نمایشگاه نسبت به تصمیم شورای شهر» ( اطلاعات، ۷ مرداد ۸۳) ؛ «محمدرضا بهزادیان رئیس اتاق بازرگانی تهران نیز سخنان خسرو تاج را تایید کرد» ( اطلاعات، ۸ مرداد ۸۳)؛ «وزیر صنایع به تعطیلی نمایشگاه اعتراض کرد: نمایشگاه بین¬المللی در بیابان؟» ( ایران، ۱۰ مرداد)؛ «جمال¬الدین جلالی رئیس هیئت مدیره انجمن صادر کنندگان کالاهای صنعتی، معدنی و خدمات مهندسی: تعطیلی نمایشگاه تهران تحقق برنامه¬های صادراتی را با مشکل مواجه می¬کند» (ایران ، ۱۱ مرداد ۸۳)؛ «امیرحسین سعیدی نماینده شرکت¬های کامپیوتری در شورای عالی انفورماتیک: تعطیلی نمایشگاه تخصصی تله¬کام موجب بی¬اعتباری دعوت کنندگان ایرانی می¬شود ... در حالی که بزرگترین بازار منطقه را داریم که سعی داریم جای دبی را بگیریم» ( ایران، ۱۳ مرداد ۸۳)؛ «سخنگوی دولت: کارگاه چوب¬بری محل مناسبی برای نمایشگاه بین¬المللی نیست» ( ایران، ۲۰ مرداد ۸۳)؛ «حسین اسفهبدی مدیرعامل شرکت نمایشگاه¬ها: نمایشگاه¬ها بر اساس تقویم و در محل فعلی برگزار خواهند شد» (ایران، ۱۹ مرداد ۸۳)؛ «رئیس جمهور خاتمی: نمایشگاه یک مکان ملی و حتی بین¬المللی است تصمیم¬گیری در مورد نمایشگاه یک مسئله شهری کوچک نیست بلکه اثر شدیددر امر اقتصاد و حیثیت بین¬المللی کشور دارد. بنابراین مسئله نمایشگاه موضوعی است که در سطح مدیریت کلان نظام و دولت است». (ایران، ۲۲ مرداد)
۸ . ولی¬الله جرجانی: نمایشگاه یک رسانة ملی، شرق، ۴ مرداد ۸۳
۹ . محمد جعفر حبیب¬زاده مدیرکل امور حقوقی وزارت کشور : استناد به ماده ۵۵ قانون شهرداری برای تعطیلی نمایشگاه فاقد توجیه حقوقی است. ( اطلاعات، ۴ مرداد)
بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداری برای جلوگیری از اماکنی است که برای ساکنین مزاحمت ایجاد کرده یا مخالف اصول بهداشت در شهرها هستند. این قانون از تأسیس کارخانه¬ها، گاراژهای عمومی، تعمیرگاه¬ها دکان، مراکز دامداری و اصطبل چهارپایان و کسب¬های پر سر و صدا و دود آلود و عفونت¬زا و تجمع حشرات ممانعت می¬کند نه از مکانی که فراورده¬های داخلی کشور به منظور ارتقاء صادرات غیرنفتی به نمایش گذاشته می¬شود.
۱۰ . ایران، ۳ مرداد ۸۳
۱۱ . «وزیر صنایع به تعطیلی نمایشگاه اعتراض کرد: نمایشگاه بین¬المللی در بیابان؟» ( ایران ،۱۰ مرداد ۸۳ )؛ حسین انواری : تعطیلی نمایشگاه و قضاوت عادلانه ( اطلاعات، ۲۸ تیر ۸۳)
۱۲ . علی دهقان: نمایش اقتدار شهرداری در نمایشگاه بین¬المللی» وقایع لتفاقیه ۱۵ تیر ۸۳ ؛ «چمران: برپایی نمایشگاه در محل فعلی منجر به پلمب سالن¬ها و غرفه¬ها خواهد شد» اطلاعات ۱۲ مرداد ۸۳ ؛ «مانور مأموران شهرداری برای تعطیلی نمایشگاه» ایران ۱۳ مرداد
۱۳ . برای مثال نگاه کنید به سر مقاله ایران : «نمایش قدرت پایین¬تر از اوین» ۱۳ مرداد ۸۳ ؛ «تعطیلی نمایشگاه ... ، اولاً عین تخلف از قانون است و ثانیاً عین مقابله جویی با سیاست¬های اقتصادی و بازرگانی دولت ... امسال سال هشتم اصلاحات است، سال پایانی رقیب می¬پسندند که در ذهن جمعی ایرانیان اصلاحات «به یک خاطرة بد» تبدیل شود. بر این اساس است که می¬کوشد پس از سیاست و فرهنگ اصلاح¬طلبان تدابیر اقتصادی¬شان را نیز زمین¬گیر کند. لایحه برنامه چهارم را به تیغ نقد بی¬رحمانه می¬کشاند تا اقتصاد کلان اصلاح¬طلبان ناکارآمد شود. نمایشگاه بین¬المللی را تعطیل می¬کند تا اقتصاد خرد ایشان مختل و مخدوش شود. «کار برادر بزرگتر را در گوشه¬هایی از نهاد قانون گذاری برادر کوچکتر در بخش¬هایی از شهر کامل می¬کند».
۱۴ . ندا دهقانی: ماجراهای یک نمایشگاه ، ایران، ۳۰ مهر ۱۳۸۲؛ نیما اسدی : این بار ماجرای نمایشگاه بین¬المللی، ایران اقتصادی ۲۱ مرداد ۸۳ ؛ «اعتراض وزارت بازرگانی به انتشار گزینشی توافقنامه با شهرداری تهران : اسناد و مکاتبات با شهرداری را به افکار عمومی ارائه خواهیم داد» ( ایران، ۱۷ مرداد ۸۳) ؛ هاشم ساعدی، سخنگوی وزارت بازرگانی «حال باید از شهرداری تهران پرسید اگر شما به دنبال بستن کامل نمایشگاه به دید چرا در جلسه¬های متعدد با مسئولان وزارت بازرگانی تفاهم¬نامه¬های مختلف یاد شده را امضا کردید ... چرا با وزارت بازرگانی طی یک ماه اخیر به صورت مکتوب در جهت توسعة فضاهای تجاری در محل فعلی نمایشگاه بین¬المللی توافق کرده و تقاضای تحویل زمین برای اجرای پروژه فروشگاهی علاوه بر نمایشگاهی نموده¬اید؟»
۱۵ . چمران: «مکان فعلی نمایشگاه بین¬المللی نباید تجاری ، مسکونی و اداری شود» اطلاعات، ۱۵ تیر ۸۳ . وی افزود: «هر نوع تغییر کاربری در مکان نمایشگاه باید بر اساس طرح جامع و تفصیلی منطقه باشد. برخلاف ادعای برخی در خصوص منافع اقتصادی ناشی از تعطیلی نمایشگاه تنها هدف شورای شهر کاهش معضلات ترافیک است.
. Kaveh Ehsani: Tehran's Municipal Matters. Middle East Report, # ۱۲, Fall ۱۹۹۹
۱۷ . نگاه کنید به:
Kaveh Ehsani: "The Tehran Book Fair: The Politics of Public Space", Daily Star, August ۷,۲۰۰۴
۱۸ . نمونة استقلال عمل BBC افشاگری اخیر آن در مورد دولت تونی‌بلر و استدلال آن برای حمله به عراق بود. در مقایسه رسانه‌های امریکا چنین افشاگری در مورد دولت خود نکرده و حتی مهمترین روزنامه امریکا، یعنی نیویورک تایمز یک سال بعد از اشغال عراق اعتراف کرد که اخبار و اطلاعات مربوط به علل حمله به عراق را جعل کرده بود. دولت سوسیالیستی جدید اسپانیا و نخست وزیر آن خوزه لوییس رودریگز ژاپاترو نیز رسماً خواستار تغییر ساختار رسانه‌های دولتی اسپانیا و ایجاد نهادی عمومی برای خبررسانی و تحلیل بی‌طرفانه سیاسی شده و الگوی
بی¬بی¬سی را برای این اقدام برگزیده است.
نگاه کنید به:
Leslie Crawford: "Do not Fail us" , Financial Times , July ۱۷& ۱۸ , ۲۰۰۴


نظر بدهید