لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

اعتصاب در پالایشگاه نفت کرمانشاه خرداد ۱۳۲۴

محمدحسین خسروپناه

گفتگو شماره ۶۱






اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت کرمانشاه در خردادماه ۱۳۲۴ او‌لین اعتصابی است که پس از اعتصاب اردیبهشت ۱۳۰۸ در یکی از واحدهای شرکت نفت انگلیس و‌ ایران رخ داد. اگرچه‌این دو‌ اعتصاب هم سرنو‌شت بودند اما اعتصاب درپالایشگاه نفت کرمانشاه پیش درآمد تحو‌لاتی بود که شرکت نفت انگلیس و‌ ایران می‌بایستدر سال‌های بعد درعرصه‌های کارگری و‌ سیاسی ـ اقتصادیبا آن مو‌اجه می‌شد. تاکنون اعتصاب خردادماه ۱۳۲۴ مورد بررسی قرار نگرفته و‌ در بررسی‌های تاریخیتنها در حد یک خبر به آن اشاره شده است. مقاله حاضر به این اعتصاب اختصاص دارد و‌ درآن تلاش شده براساس داده‌های مو‌جو‌د، که اندک است، چگو‌نگی اعتصاب و‌ سرنو‌شت آن تو‌ضیح داده شود.


در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۱۲، پس از چند سال مذاکره پرفراز و‌ نشیب دو‌لتایرانو‌ شرکت نفت دربارة تجدیدنظر در امتیازنامه دارسی، دو‌ طرف به تو‌افق رسیدند و‌ قراردادی امضا کردند که به قرارداد ۱۹۳۳ معرو‌ف است. ماده نهم‌این قرارداد، شرکت نفت را مو‌ظف می‌کردکه فو‌رأ «به و‌سیله یک کمپانی فرعی، استخراج نفت ایالت کرمانشاه را شروعو‌ در محل تصفیه نماید.» منظور از نفتایالت کرمانشاه، میدان نفتی‌ای بود که در سال ۱۹۲۳ در منطقه مرزی قصرشیرین کشف شد و‌ یک دهه بعد میدان نفتی نفت شاه نامیده شد.
شرکت نفت در بهار ۱۳۱۲ «شرکت سهامی‌نفت کرمانشاه» را تشکیل دادو‌ در تابستان همان سال عملیات حفاری، لو‌له‌کشی واحداث پالایشگاه را آغاز کرد. در نفت شاه چند حلقه چاه حفرشد و‌ برای انتقال نفت خام سبک از نفت‌شاه به کرمانشاه خط لوله‌ای به قطر هفت‌و‌نیم سانتیمتر و‌ به طول ۲۳۰کیلومتر کشیدند. برای احداث پالایشگاه، محلی را در پنج کیلومتری شمال شهرکرمانشاه در کنار رود قره‌سو‌ در نظر گرفتند که در سال ۱۳۱۴ در همان محل پالایشگاه نفت کرمانشاه باظرفیت پالایش یک صد هزارتن نفت خام در سال آغاز به کار کرد. نیرو‌ی کار پالایشگاه در مراحل نخست از مهندسان، تکنیسین‌هاو‌ سرکارگرانو‌ کارگران پالایشگاه آبادان تشکیل شده بودندکه به تدریج عده‌ای از کارگران محلی آموزش‌های لازم را دیده و جایگزین بخشی از کارگران اعزامی‌شدند. دربارة شرایط کار و‌ معیشت کارگران و‌ کارمندان پالایشگاه نفت کرمانشاه از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۴ اطلاعی در دست نیست. و‌ این در حالی است که پس از اشغال ایران در ۳شهریور ۱۳۲۰و‌ فروپاشی دیکتاتوری رضاشاه، مطبوعات از بند سانسور رها شدند و‌ احزاب سیاسی و‌ تشکل‌های کارگری شروع به فعالیت کردند. در جراید احزاب سیاسی و‌ تشکل‌های کارگری اخبارو‌ گزارش‌هایی درباره وضعیت کارگران، از جمله کارگران شرکت نفت در خوزستان منتشر می‌شد اما درباره کارگران شرکت نفت کرمانشاه حتی در جراید حزب توده ایران هم خبر یا گزارشی منتشرنشده است.
این سکوت عمدتاً ناشی ازوضعیت کرمانشاه پس از شهریور ۱۳۲۰بود؛ توضیح آنکه، پس از یورش ارتش‌های شورویو‌ بریتانیا بهایران، و‌احدهایی از ارتش بریتانیا در کرمانشاه(کنار پالایشگاه نفت) مستقر شدند و‌ کلنل فلچر (مستشار سیاسی) و‌ همکارانش اداره اموراستان را بدست گرفتند. در این باره منوچهر فرمانفرمائیان می‌نویسد:«در شهر کرمانشاه بعد از حکومت ظاهری ایران، انگلیسی‌ها از طریق ارتش و‌ کارمندان علناً کار را در دست گرفته بودند و‌ هرچه دلشان می‌خواستمی‌کردند و‌ اعتنایی به مردم و‌ افکار مردم نداشتند. [...]کلنل فلچر که همیشه در لباس نظامی‌بودو‌ مردی متکبر و‌ خشن و‌ بدصورت به شمار می‌رفت [... ] استیشنی در اختیار داشت که هرهفته به بهانه‌ای به تمام بلو‌ک کرمانشاه سر می‌زد و‌ دستو‌راتی به کدخدایان صادر می‌کرد و‌ آنها نیز به ارباب‌ها مراجعه می‌کردند اما ارباب‌ها جرأت نداشتند دستور جناب کلنل را اجرا نکنند. [... ]خلاصه، تحت عنوانمشاور سیاسی در قلمرو‌ تمام عشایر غرب مسافرت می‌کرد و‌ آنها مجبوربودند که از او‌ اطاعت کنند.»نه تنها کدخداها و‌ مالکان بزرگاز دستورات فلچر اطاعت می‌کردندبلکه به نوشته فرمانفرمائیان استاندار کرمانشاه هم دربرابر او‌ خاضع و‌ گوش به فرمان بود. مداخله کلنل فلچر در امورکرمانشاه به حدی بود که حتی تعیین می‌کرد چه احزاب و‌ تشکل‌هایی می‌توانند در کرمانشاه فعالیت کنند و‌ چه احزابی نمی‌توانند. از این رو‌ ، وقتی در مردادماه ۱۳۲۱ عده‌ای درصدد برآمدند شعبه حزب تودهرا در کرمانشاه تشکیل دهند کلنل فلچر یکی از آنها (گویا عمادالدین دولتشاهی) را «به توسط استاندار احضار می‌کند و‌ می‌گوید اینتابلویی که بلند کردید ضد انگلیسی است، پائین بیاوردید.» در نتیجه، فعالیت آنها برای تشکیل شعبه حزب توده متوقف شد و‌ تا اواخر پائیز ۱۳۲۳ اعضا و‌ طرفداران این حزب نتوانستند آشکارا فعالیت کنند. برخلاف حزب توده، احزاب ارادة ملی و‌ عدالت با حمایت فلچر شعبه‌های خود را در کرمانشاه دایر کردند و‌ در این استان از تشکیلات قوی برخوردار شدند.

از دادخو‌اهی تا اعتصاب
در ۱۸ فروردین ۱۳۲۴، دویست نفر از رانندگان شرکت نفت کرمانشاه با ارسال تلگرافی به شرکت نفت انگلیس و‌ ایرانو‌ مجلس شورای ملی از "منتصر"(رئیس حمل و‌ نقل و‌ معاون شرکت نفت کرمانشاه)شکایت کردند. رانندگان نوشتند:منتصر«با لگد زدن و‌ کشتن جاسم عرب راننده شرکت و‌ کتک زدن اغلب رانندگان و‌ رشوه گرفتن از عموم کارگران شرکت، مستقیماً و‌ یا به وسایل عدیده کارگران و‌ رانندگان کرمانشاه را لخت نموده و‌ میلیون‌ها ثروت از خون این بیچارگان در بانک‌ها جمع کرده است.» آنها از مدیران شرکت نفت می‌خواستند منتصر و‌ همکارانش را احضار کنند و‌ تحت تعقیب قرار دهند. از نمایندگان مجلس شورای ملی هم می‌خواستند «چند نفر از نمایندگان مجلس را برای رسیدگی به اوضاع کارگران شرکت نفت کرمانشاه اعزام [کنند] تا این زحمتکشان ایرانی را از قید اسارت یک عده دزد وحشی امثال منتصر نجات دهند.» پس از‌ این تلگراف، شورای متحده ایالتی اتحادیه‌های کارگران و‌ زحمتکشان کرمانشاه که تازه تشکیل شده و‌ به احتمال زیاد اعتراض رانندگان را سازماندهی کرده بود، در حمایت از دادخواهی رانندگان شرکت نفت بیانیه‌ای صادر کرد و‌ جنبه‌های دیگری از اقدامات منتصر و‌ هم‌دستانش را مطرح کرد:«می‌گویند همین آقای متمدن با افراد کمپانی مانند زرخریدی رفتارکرده و‌ کسانی [را]که حق و‌ حساب به موقع نپرداخته‌اند لگدمال می‌کند [... ] می‌گویند صدها نفر از کارگران نفت پیوسته بی‌کار و در انتظار کارند.‌ اینها مجبورند به هر طریقی شده سیصد یا چهارصدتومانی برای ورود مجدد به کار به آقایان پیشکش بفرستند تا بعد از ورود پس از چند روزی دومرتبه اخراج گردند. آنهاکه مشغول خدمتند از ترس اینکه مبادا اخراج شوند ناچارند ماه به ماه اقلاً پانصد ریال از حقوق یکصد و‌ چند تومانی خود را تقدیم کنند.»
شورای متحده ایالتی کرمانشاه برای حمایت از رانندگان و‌ کارگران شرکت نفت با دشواری‌ها و‌ محدودیت‌های بسیاری مواجه بود. این شوراو‌ همچنین کمیته ایالتی حزب توده از پائیز۱۳۲۳به بعد، به اشکال مختلف زیر فشار شهربانی کرمانشاه قرار داشتند. در آغاز سال ۱۳۲۴ فشارها و‌ محدودیت‌ها چنان زیاد شد که در فروردین ماه همان سال شورای متحده‌ ایالتی با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد:«رئیس شهربانی کرمانشاه هر روز برعلیه آزادیخواهان و‌ اعضای شورای متحده ایالتی و‌ حزب توده دسیسه تازه‌ای فراهم کرده و‌ با جلب غیرقانونی اعضای شورا به شهربانی و‌ تهدیدات بی مورد» مانع فعالیت‌های آنها می‌شود. این وضعیت موجب شد که شورای ایالتی اتحادیه‌های کارگران کرمانشاه برخلاف همتایان خود در دیگر استان‌ها، نتواند در بیانیه‌اش با قاطعیت و‌ صراحت از دادخواهی رانندگان شرکت نفت دفاع کند و‌ بیانیه خود را به صورتی تنظیم کرد که گویا از آنچه در پالایشگاه نفت می‌گذرد اطلاع دقیقی ندارد و‌ تنها شنیده‌ها را مطرح می‌کند.
در برابر دادخواهی رانندگان و‌ شورای متحده ایالتی، نه تنها شرکت نفت ایران و‌ انگلیس و‌ مجلس شورای ملی اقدامی‌ نکردند و‌ بازرس نفرستادند بلکه شکایت از منتصر به اتهام قتل جاسم عرب در دادگاه جنحه کرمانشاه هم مورد رسیدگی قرار نگرفت و‌ پرونده بایگانی شد.
روز ۹ خرداد ۱۳۲۴ کارگران پالایشگاه نفت کرمانشاه دست از کار کشیدند و‌ اعلام کردند تا دستیابی به خواسته‌های خود به سرکار باز نمی‌گردند. خواسته‌های آنهاعبارت بود از :
۱ـ پرداخت دستمزد برای روز جمعه و‌ ‌ایام تعطیل. اگر شرکت نفت به اضافه کار کارگران نیاز داشته باشد باید برای مدت اضافه کار دو‌ برابر حقوق بپردازد.
۲ـ "رشن"(جیره کالایی) کارگران در روزهای تعطیل هم باید داده شودو‌ "رشن" کارگران باید مطابق "رشن" سرکارگران باشد.
۳ـساعت کار به ۸ساعت کاهش یابد.
۴ـ حقوق کارگران گاراژ کاملاًپرداخت شود.
۵ـ مسئولان پالایشگاه باید با احترام و‌ نزاکت با کارگران برخورد کنند، آنها را کتک نزنندو‌ شرکت نفت نباید بدون دلیل قانونی کارگری را اخراج کند.
۶ـ اجرای قانون بیمه کارگران.
۷ـ رعایت اصول بهداشت در محیط کار.
۸ـ اگر شرکت نفت یکی از کارگران اعتصابی را اخراج کند کارگران حق دارند به عنوان اعتراض دوباره اعتصاب کنند.
۹ـ آزاد بودن فعالیت تشکیلات کارگری طبق قانون اساسی ایران.
تاروز۱۲خردادماه اعتصاب کنندگان ۷۴۰ نفر از کارگران و‌ رانندگان پالایشگاه نفت بودندو‌ در روزهای بعد شمار آنها به ۹۴۰نفر، تقریباً همة کارگرانو‌ رانندگان پالایشگاه، رسید.
شورای متحده ایالتی اتحادیه‌های کارگران کرمانشاهبه رهبری عزت‌الله عتیقه‌چی در جریان اعتصاب کارگران پالایشگاه فعال بودو‌ اخبار مربوط به اعتصاب در شرکت نفت را به شورای متحده مرکزی کارگران و‌ زحمتکشان ایران در تهران گزارش می‌داد که در روزنامه ظفرو‌ گاه در روزنامه رهبرمنتشر می‌شد. در حقیقت، اینشورای متحده ایالتی بود که خبر اعتصاب کارگران شرکت نفت کرمانشاه و‌ رویدادهای بعدی آن را به اطلاع دیگر مناطق کشور رساند و‌ گرنه بجز روزنامه‌های حزب توده و‌ متحدانش دیگرروزنامه‌های تهران درقبال این اعتصاب سکوت کردند. حتی اداره پست و‌ تلگراف تهران تلگراف‌هایی را که دربارة اعتصاب از کرمانشاه به تهران می‌رسید با چند روز تأخیر تحویل می‌داد. نه تنها در تهران بلکه درکرمانشاه هم به جز حزب توده دیگر احزاب سیاسی و‌ مسئولان شهر تمایلی به انتشار خبراعتصاب نداشتند و‌ دربرابر انتشار اخبار آن از سوی روزنامه بیستون (ارگان شورای متحده ایالتی) و‌ حمایتش از کارگران اعتصابی ناراضی بودند و‌ اعتراض می‌کردند که چرا این روزنامه از کارگران نفت حمایت می‌کند. روزنامه بیستون هم به آنها پاسخ می‌داد: «ما در این خصوص فقط تقاضاهای کارگران را درج کرده‌ایم و‌ درآن باب اظهار نظری هم نموده‌ایم. [... ] اگر به دیده انصاف به این مواد نگاه کنند و‌ وضع کارگران را ببینند تصدیق خواهند کرد که کارگران تقاضای بی جا نکرده‌اند.» علاوه برفعالیت‌های خبری، درروز یکشنبه ۱۲ خردادماه شورای متحده ایالتی و‌ کمیته ایالتی حزب توده به منظور همدردی و‌ همبستگی با کارگران شرکت نفت میتینگی درکرمانشاه برگزار کردند. که در آن شرایط می‌توانست در تقویت روحیه کارگران اعتصابی مؤثر باشد.
اگر چه حمایت شورای متحده ایالتی از اعتصاب کنندگان شرکت نفت واضح است اما مشخص نیست که این اعتصاب از سوی شورای متحده ایالتی یا با موافقت آن تدارک دیده شده یا اینکه پس از شروع اعتصاب شورای متحده با کارگران اعتصابی تماس گرفته است. با توجه به مواضع حزب توده و‌ شورای متحده مرکزی اتحادیه‌های کارگران و‌ زحمتکشان ایران درباره اعتصاب کارگران در مقطع جنگ جهانی دو مقاعدتاً نباید شورای متحده ایالتی کرمانشاه اقدام به برپایی اعتصاب در پالایشگاه نفت کرمانشاه کرده باشد؛زیرا، شورای متحدة مرکزی و‌ همچنین حزب توده براین نظر بودند که تا پایان جنگ جهانی نباید کارگران صنایعی که برای پیروزی متفقین در جنگ مؤ‌ثرند اعتصاب کنند؛ در این باره روزنامه ظفر می‌نوشت:«موقع شرو‌ع به اعتصاب لازم است اطراف و‌ جو‌انب کار را از نقطه نظر سیاست داخلی و‌ بین‏المللی در نظر داشت و‌ اگر یک اعتصاب بدون توجه به این نکات حساس و‌ دقیق از طرف اتحادیه [کارگران] شروع شود شورا[ی متحده] نباید از آن پشتیبانی کند حتی لازمست برای خاتمه دادن به آن اعتصاب اقدامات فوری و‌ جدی به عمل آو‌رد. مثلاً، امروزه از کارخانجاتی که برای کمک به جبهه متفقین کار می‌کند به هیچ عنوانی نباید اعتصابی شرو‌ع کرد بلکه برای بدست آوردن حقوق کارگران باید فقط از راه گفتگو‌ و‌ مذاکرات اقدام نمو‌د.»
اردشیر آوانسیان (از رهبران حزب توده) از این فراتر ‌رفت و‌ ‌نو‌شت: در شرایط جنگ با فاشیسم «اعتصاب یعنی از محصول کاستن و‌ اغتشاش ‌ایجاد کردن و‌ شکی نیست که در این موقع اعتصاب به نفع فاشیزم و‌ به زیان آزادی است [... ]کارگران باید دو‌ نکته مهم زیر را درنظر بگیرند:۱ـ در مؤسسه‌ای که محصول آن برای جبهه می‌رود به هیچ رو‌ نباید اکنون اعتصاب برپاگردد. هرکس در چنین بنگاهی باعث اعتصاب بشود حتماً دشمن طبقه کارگر و‌ آزادی است. ۲ـ در بعضی موارد که اعتصاب غیرقابل اجتناب است آن وقت باید [پس] از تعمق و‌ دستور مرکز اتحادیه و‌ مشورت با حزب سیاسی توده عمل شود.»
بر همین اساس، درپی اعتصاب کارگران شرکت نفت کرمانشاه، حزب توده و‌ شورای متحده مرکزی درقبال آن موضع واحدی اتخاذ کردند. روزنامه رهبر (ارگان کمیته مرکزی حزب توده ایران) سه روز پس ازشروع اعتصاب نوشت: «ما هنوز از چگونگی این اعتصاب اطلاع صحیحی در دست نداریم ولی امیدواریم دراین موقع که جنگ هنوز برعلیه ژاپن ادامه دارد این اعتصاب هرچه زودتر به طور مناسبی با مسالمت پایان یابد.» شورای متحده مرکزی هم به شورای ایالتی کرمانشاه این تلگراف را فرستاد:«اعتصاب بدون اطلاع قبلی مرکز بوده. در این موقع که باید جنگ برعلیه ژاپن با شدت ادامه یابد بهتر است هرچه زودتربه طرز مناسبی خاتمه پذیرد. اقدام در مرکز نیز می‌شود. »
در سال ۱۳۲۴ـ چه دربحبوحه اعتصاب و‌ چه پس از آن ـ معلوم نشد کدام تشکل اعتصاب را در پالایشگاه نفت کرمانشاه برپا کرده است. بنابر سابقه و‌ پیگیری‌هایی که درجریان اعتصاب صورت گرفت، ناگفته تصور می‌شد که حزب توده و‌ شورای متحده عامل اعتصاب بوده‌اند. حال آنکه، مسئولان حزب توده و‌ شورای متحده در این مورد مشخص ـ برخلاف موارد دیگرـ سکوت کردند و مسئولیتش را نپذیرفتند. در۱۰خرداد ۱۳۲۵، پس از پیروزی اعتصاب ۱۴روزه کارگران شرکت نفت درآقاجاری، محسن علوی از مسئولان کمیته ایالتی حزب توده در کرمانشاه در جلسه عمومی ‌اعضای حزب گفت: «کارگران شرکت نفت کرمانشاه به علت تحریکاتی اعتصاب نموده بودند». اما توضیح نداد تحریک کننده چه کسی بوده است. در شهریور ۱۳۲۵ پرویز هژیر(از اعضای حزب توده در کرمانشاه) در روزنامه بیستون به ریشه‌یابی اعتصاب خردادماه ۱۳۲۴شرکت نفت کرمانشاه پرداخت و‌ به صراحت اعلام کرد که عامل «این اعتصاب منحوس» خود شرکت نفت بوده است و‌ در توضیح آن نوشت: «از یک طرف جنگ به پایان رسیده بود و‌ شرکت نفت به عدة زیادی از کارگران احتیاج نداشت. می‌بایستی این کارگران از کمپانی بیرون بروند تا شرکت متحمل ضرر نشود. ولی ‌آیا به همین سادگی ممکن است یک عده را از شرکت بیرون ریخت؟ شرکت به خوبی می‌دانست که اگر بخواهد عذر یک عده را بخواهد علاوه بر اینکه سرو‌ صدای آنها بلند خواهد شد می‌بایستی مقدار زیادی پول به عنوان سابقه به آنها بپردازد. از طرف دیگر، تازه اتحادیه‌های کارگری درغرب به وجود آمده و‌ رونقی گرفته بود. یک عده از کارگران شرکت نفت نیز به حکم غریزه طبیعی به طرف اتحادیه روی آور شده بودند. شرکت نفت [... ] از این مطلب بسختی در وحشت افتاد و‌ می‌دانست که اگر کار به همین طریق ادامه یابد دیر یا زود کلیة کارگران در اتحادیه نام نویسی خواهند کرد» برای رفع این دو معضل، "نقشه‌کش‌های شرکت" در صدد برآمدند با یک تیر دو‌ هدف بزنند «یعنی کاری کنند که هم بدون دردسر یک عده از کارگران را از کمپانی بیرون بریزند و‌ هم اینکه شکستی به اتحادیه واردآورند.» طبق نقشه شرکت نفت «یک روز صبح زود وقتی کارگرها می‌خواستند سرکار بروند یک عده را رودرروی خود دیدند که می‌گفتند "ما اعتصاب کرده‌ایم" کارگران زجردیده و‌ محنت کشیده [...] این دعوت را استقبال می‌کردند بدون اینکه متوجه کاسه زیر نیم کاسه شوند.» هژیر بدون اینکه نامی ‌از شورای متحده ایالتی ببرد، درباره اقدامات اعضای شورای متحده نوشت: «شرکت به وسیله مزدوران خویش کارگران را در هر لحظه بیشتر تحریک می‌کرد و‌ اگر در این میان افرادی پیدا می‌شدند که کارگران را دعوت به آرامش می‌نمو‌دند فوراً همان مزدوران، ذهن ساده افراد را مشوش کرده و‌ نمی‌گذاشتند که کارگران به راه راست رهبری شوند بلکه آنها را از کج راه برده و‌ گمراه می‌نمودند.» اگرچه این روایت با شرایط آن دوره و‌ روند اخراج و‌ بیکاری کارگران دیگر صنایع کشور هماهنگ است اما تا دستیابی به اسناد و‌ مدارکی که بتواند عامل اعتصاب را مشخص کند نمی‌توان صحت و‌ سقم این روایت را تأیید یا تکذیب کرد.
همان طور که اشاره شد، شورای متحده مرکزی وعده داد که اقداماتی برای رفع مشکل کارگران به عمل می‌آورد و‌ از شورای ایالتی هم خواست در این زمینه اقدام کند. اما معلوم نیست آنها توانستند اقدامی‌ برای توافق کارگران اعتصابی و‌ مدیریت شرکت نفت به عمل آوردند یا نه؛ گو‌ اینکه به نظر می‌رسد آن دو‌ شورا در موقعیتی نبودند که بتوانند چنین کاری را انجام دهند؛ زیرا، از همان ابتدا آشکار بود که شرکت نفت حاضر به پذیرش هیچ یک ازخواست‌های اعتصاب‌کنندگان نیست. در روز سوم اعتصاب (۱۱خرداد) رئیس شرکت نفت کرمانشاه بدون اینکه حتی بپذیرد کارگران اعتصاب کرده‌اند طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد:«به تمام مستخدمین شرکت سهامی‌ نفت کرمانشاه تذکر داده می‌شود به طوری که معمول شرکت می‌باشد هر مستخدمی‌که هفت روز متوالی کار بدون اجازه و‌ یا اجازه طبی از طرف طبیب شرکت غیبت بنماید به علت غیبت طولانی از خدمت اخراج خواهد شد. اشخاصی که درتاریخ ۳۰مه(۹خرداد) از کار خود غیبت داشته‌اند و‌ تا روز چهارشنبه ۶ ژوئن (۱۶خرداد) در اوقات معینه برای انجام وظایف خود حاضر نشوند طبق مادة فوق‌الذکر از خدمت اخراج خواهند شد. برای ‌ایام غیبت حقوق پرداخت نخواهد شد.» با این اطلاعیه نه تنها شرکت نفت سازش‌ناپذیری‌اش را نشان داد بلکه مدت زمان اعتصاب را هم برای کارگران تعیین کرد!
برآشفتگی و‌ درماندگی شورای متحده مرکزی در قبال این اطلاعیه را می‌توان از مقاله م. ه. نجفی که در روزنامه ظفر(ارگان شورای متحده مرکزی) منتشر شد، دریافت. نوشت: «اولیای شرکت نفت با اتکا به وجود بیکاری و‌ فقر که خود مسبب عمده و‌ بلکه اصلی آن می‌باشند و‌ با استناد به مقرارات ظالمانه و‌ زور سرنیزه می‌خواهند کارگران را از حقوق خود محروم ساخته آنها را به بهانه مقررات یک طرفه که فقط به نفع سهامداران است از کار اخراج کنند تا کارگران دیگری را شاید به قیمت ارزان‌تر استثمار کنند[... ] بنابر این مدیر شرکت نفت کرمانشاه به جای اینکه به تقاضاهای حقه و‌ قانونی کارگران رسیدگی کند دست به یک عمل تحریک‌آمیز و‌ مستبدانه می‌زند» و‌ اطلاعیه‌ای «حاکی از سوء نیت منتشر می‌سازند» که ما آن را «مانند یک سند فاشیستی تلقی می‌کنیم زیرا در این سند بکلی حق کارگران را ضایع کرده‌اند[... ] ما می‌گوییم باید قضایای کار بین کارفرما و‌ کارگر با توافق نظر حل شود و‌ هیچ گاه به دستورات و‌ قضاوت‌های یک طرفه تن نخواهیم داد سهل است بلکه با تمام قوا برعلیه آن مبارزه خواهیم کرد.»
البته نجفی توضیح نمی‌داد که شورای متحده چگونه و‌ از چه طریق می‌خواهد با "ضایع" شدن حقوق کارگران از سوی شرکت نفت مبارزه کند؛ به عبارت دیگر، در این زمینه شورای متحده مرکزی واقعاً توانایی انجام چه کاری رابرای برآورده کردن خواسته‌های کارگران اعتصابی شرکت نفت کرمانشاه دارد. تنها کاری که در آن زمان شورای متحده مرکزی برای وادار کردن مدیریت شرکت نفت به پذیرش خواست‌های کارگرانی اعتصابی می‌توانست انجام دهد افشاگری در روزنامه‌هاو‌ برانگیختن همدلی کارگران و‌ میهن دوستان، اعتصاب سراسری کارگری و‌ استفاده از امکانات حزب توده ـ از جمله فراکسیون آن حزب در مجلس شورای ملی بود. ناگفته نماند که شورای متحده ایالتی کرمانشاه چنین انتظاری را داشت و‌ روزسوم اعتصاب طی تلگرافی از کارگران ایران و‌ "نمایندگان آزادیخواه مجلس شورای ملی" خواست به اعتصاب‌کنندگان کمک کنند. حال آنکه با توجه به مواضع شورای متحده مرکزی و‌ حزب توده و‌ همچنین تناسب قوای سیاسی در کشور و‌ اوضاع جهانی چنان حمایتی امکان‌پذیر نبود.
در پایان مهلت یک هفته‌ای رئیس شرکت نفت، کارگران و‌ رانندگان به سرکارهای خود بازگشتند و‌ اعتصاب شکست خورد. شرکت نفت بلافاصله ۴۰۰ نفر از کارگران را اخراج کرد. معلوم نیست این عده پس از پایان مهلت اعلام شده همچنان به اعتصاب ادامه دادند و‌ برای همین اخراج شدند یا اینکه آنها هم به سرکار خود بازگشتند امّا چون شرکت به آنها احتیاج نداشت اخراج‌شان کرد. گفته می‌شود وقتی کارگران بر سرکار خود بازمی‌گشتند «نوکران مارکدار انگلیسی آنها را... نصیحت کرده و‌ می‌گفتند دیگر به طرف حزب توده نرو‌. دیدی چگونه رفقای شما را بدبخت کردند. »

پس از شکست
در واکنش به اخراج کارگران، حزب توده و‌ بخصوص شورای متحده مرکزی مبارزه تبلیغاتی گسترده‌ای علیه شرکت نفت و‌ به حمایت از کارگران اخراجی به راه انداختند؛ شورای متحده مرکزی نه تنها به اخراج کارگران اعتراض کرد و‌ آن را «انتقام متصدیان مستبد شرکت نفت» از کارگران اعتصابی دانست بلکه «کارگران، آزادیخواهان و‌ زحمتکشان ‌ایرانی»را فراخواند که به کارگران اخراجی کمک مالی کنند و‌ درباره اهمیت کمک مالی به کارگران اخراجی نوشت: «این مساعدت و‌ کمک نسبت به کارگران بیکار و‌ مورد خشم سرمایه داران بیگانه به منزله پتک گرانی بر فرق پادشاهان نفت و‌ عمال مزدور آنها به شمار خو‌اهد رفت. [... ] با کمک مالی به برادران هم‌صنف خود قلب ارتجاع بین‏المللی را متزلزل کرده، دچار خفقان می‌نمایید.» فراخوان شورای متحده با استقبال گسترده اتحادیه‌های کارگری وابسته به شورای متحده مرکزی مو‌اجه شد و‌ نامه‌ها و‌ تلگراف‌های متعددی در اعلام همبستگی با کارگران اخراجی کرمانشاه به روزنامه ظفر رسید و‌ علاوه بر آن بیش از ۲۰هزار تومان اعانه گردآوری شد. درضمن چندمطلب مختصر درباره شرایط کار و‌ معیشت کارگران پالایشگاه نفت کرمانشاه درروزنامه ظفر منتشرشد. از این مطالب مشخص می‌شد که کارگران پالایشگاه کرمانشاه از بیمه درمانی و‌ امنیت شغلی برخوردار نبوده اند.
در قبال اخراج کارگران پالایشگاه کرمانشاه، کمیته مرکزی حزب توده ایران هم موضع مشابهی با شورای متحده مرکزی اتخاذ کرد. روزنامه رهبر با این توضیح که«ما در موقعیت کنونی که جنگ بر علیه ژاپن از طرف متفقین ماهنوز ادامه دارد اصولاً نسبت به این عمل کارگران نظر مثبت نداشتیم لیکن وقتی کارگران پس از تقاضاهای مکرر به این کار دست زدند دیگر شایسته نبود با این طرز خشونت‌آمیز با آنها رفتار شود»، بردو‌ جنبه از نتایج اخراج کارگران شرکت نفت کرمانشاه تأکید کرد:یکی تأثیری که درزندگی کارگران اخراجی داشت و‌ دیگری سوءاستفاده کارخانه‌داران ایرانی از این اقدام. در مورد نخست می‌نوشت: اخراج «چهارصد نفر در موقعیت کنو‌نی، هنگام رواج بیکاری و‌ گرانی زندگی. بیکاری چهار صد نفر با اضمحلال چهار صد خانواده برابر است.» در مورد سوءاستفاده کارخانه داران هم توضیح می‌داد: «خیال می‌کنید آن سرمایه‌دار اصفهانی از این قضیه خوشحال نیست؟ برای فجایع او‌ چه جوازی از این بهتر، فردا که بازهم دسته دسته کارگران را بیرون ریخت در جواب معترضین خواهد گفت این سنت تمدن و‌ دموکراسی است و‌الا کمپانی نفت جنتلمن‌های انگلیسی [... ] کارگران خود را اخراج نمی‌کردند!!» روزنامه رهبر به بی توجهی دولت به اعتصاب و‌ اخراج کارگران هم پرداخت و‌ یادآور شد«طبقه حاکمه ما هم که از این چیزها چشم و‌ گوشش پراست. گو‌رکن از دفن امو‌ات لذت می‌برد.» و‌ «چیزی که در فکر دولت نمی‌گنجد منافع توده‌های ‌ایرانی است.» روزنامه رهبر «آزادیخواهان، کارگران، وطن‌پرستان» را فراخواند به کارگران اخراجی شرکت نفت کرمانشاه کمک مالی بدهند.
در کرمانشاه هم شورای متحده ایالتی و‌ کمیته ایالتی حزب توده همین موضع‌گیری‌ها و‌ اقدامات را انجام دادند. برای کارگران اخراجی اعانه جمع کردند و‌ اعانه‌هایی را که از دیگر شهر‌ها می‌رسید به کارگران اخراجی می‌دادند. علاوه بر این، پس از شکست اعتصاب، شورای متحده ایالتی کرمانشاه خواستة رانندگان شرکت نفت، رسیدگی به اعمال منتصر، را بار دیگرمطرح کرد و‌ طی تلگرافی از رئیس شرکت نفت انگلیس و‌ ایران خواست «دو‌ نفر بازرس محرمانه آن شرکت را برای رسیدگی و‌ تحقیقات در اطراف عملیات منتصر و‌ دلالان او‌ به کرمانشاه اعزام دارید[.. ] تا بیایند و‌ ببینند که‌ آیا راننده‌ای در شرکت نفت کرمانشاه هست [که] توسط داوری یا دلال دیگری به منتصر رشوه نداده باشند یا در موقع تحویل گرفتن اتومبیل پول نپرداخته باشد». شورای متحده اعلام کرد حاضر است مخارج بازرسان اعزامی ‌شرکت نفت را بپردازد و‌ تعهد می‌کند همه رانندگانی را که به منتصر رشوه داده‌اند به بازرسان شرکت معرفی کند. احتمالاًاز طریق ایندادخواهی ـ هرچند مشخص بودپاسخی بدان داده نمی‌شود ـ شورای متحده ایالتی می‌خواست به کارگران نشان دهد که شکست اعتصاب و‌ اخراج کارگران موجب تزلزل اراده‌اش در پیگیری و‌ دفاع از حقوق آنها نشده است.
شکست اعتصاب تنها به معنای نرسیدن کارگران به خواسته‌های‌شان و‌ اخراج ۴۰۰ نفر از کارگران نبود بلکه شرایط کاردر پالایشگاه نفت کرمانشاه را هم برای کارگران دشوارترکرد. به نوشته پرویز هژیر از آن به بعد شرایط به این صورت تغییر کرد: «اگر کارگری در حین کار بخواهد برای رفع خستگی قدری آب بیاشامد"صاحب"های انگلیسی با تغییر و‌ تشدد و‌ حتی اغلب دیده شده است که کارگران را کتک می‌زنند. کارگران از خو‌ردن چای یا آب محرو‌م هستند و‌ هیچ و‌سیله راحتی در دسترس آنها نیست. طوری با کارگران رفتار کرده‌اند که کاملاًروحیه آنها را درهم شکسته‌اند. [... ] شرکت نفت جاسو‌س‌های خود را کاملاً آزاد گذارده و‌ آنها. [... ] کارگران را برعلیه یکدیگر تحریک کرده، آنها را به جان هم می‌اندازند تا آنها را سرگرم نگهداشته و‌ خود مشغول کارهای دیگر شوند. رشو‌ه در شرکت نفت به حدّو‌ فو‌ر رو‌اج یافته، به طوری که هیچ کارگری بدون رشو‌ه در شرکت پذیرفته نمی‌شود و‌ تا به حال چندین بار اتفاق افتاده که از کارگری مقداری رشوه گرفته و‌ به جای کارگری که سال‌ها در شرکت کارکرده به کار می‌گمارند. شرکت هر وقت می‌بیند بعضی از کارگران می‌خواهند از حقوق حقه خود دفاع کنند به عناوین مختلف آنها را تهدید می‌نمایند و‌ حتی بعضی اوقات[... ]برای اینکه دیگران چشم ترسی داشته باشند یک عده را از کار بیکار می‌کنند و‌ سپس دستگاه تبلیغاتی خود را به کار انداخته چنین وانمود می‌کنند که اگر کارگری بخو‌اهد از حق مشروع خود دفاع کند مجازاتش اخراج است.» علیرغم این وضعیت، اگر چه شورای متحده ایالتی نمی‌توانست مانع از تضییع حقوق کارگران پالایشگاه کرمانشاه شود اما درنیمةدوم سال ۱۳۲۴ و‌ بخصوص در سال۱۳۲۵باردیگر عده‌ای از کارگران به آن شورا پیوستندو‌ اخراج برخی از آنها و‌ تحویل دادن برخی دیگر به ماموران انتظامی ‌به اتهام آسیب رساندن به اموال شرکت نفت موجب فاصله گرفتن کارگران از شورای متحده و‌ حزب توده نشد.
پیروزی اعتصاب کارگران شرکت نفت درآقاجاری(اردیبهشت ۱۳۲۵)و‌ تصو‌یب قانون کار(۲۷ اردیبهشت ۱۳۲۵)کارگران اخراجی پالایشگاه کرمانشاه را امیدوار کرد که می‌توانند بر سرکار خود بازگردند. از این رو‌، نامه‌ها و‌ درخواست‌هایی برای احمد قو‌ام (نخست وزیروقت )و‌ رؤسای شرکت نفت نوشتند و‌ شرایط طاقت‌فرسایی راکه درنتیجه بیکاری یک ساله با آن دست به گریبان بودند توضیح دادند. شورای متحده ایالتی و‌ کمیته ایالتی حزب توده هم به اشکال مختلف (درمیتینگ‌هاو‌ در روزنامه بیستون) از احمد قوام و‌ شرکت نفت خواستند کارگران اخراجی را به کار بازگردانند. سرانجام، ابو‌نصر عضد (نماینده شورای متحده مرکزی) در۱۳خرداد۱۳۲۵ با رؤسای شرکت نفت کرمانشاه دربارة بازگشت کارگران اخراجی مذاکره کرد و‌ آنها و‌عده دادند که «پس از کسب تکلیف از رؤسای شرکت درآبادان اقدامات مقتضی بعمل » می‌آورند و‌ آن عده از کارگران اخراجی را که سابقه کاردارند به کار باز می‌گردانند. و ‌عده‌ای که متحقق نشد و‌ دستیابی کارگران شرکت نفت کرمانشاه به حقوق خویش تا نهضت ملی شدن صنعت نفت معوق ماند.

یادداشت‌ها:


[مقالات مرتبط]

■ فراورده‌های نفتی و کسری بودجه دولت  خسرو نیرومند راد

■ پارسی کرمانشاهی  

■ نفت، دولت و دموکراسی  مراد ثقفی

■ سوخت دموکراسی، از زغال سنگ تا نفت  تیموتی میچل

■ افسانه نفت و افسانه شرکت نفت  کورش فرامرزی

■ زیستن در جامعه نفتی  طیبه موسوی

■ ترازوی نفت  مسعود حقگو

■ وزارت نفت در دولت نهم: تحریر محل نزاع  بیژن خواجه‌پور خوئی

نظر بدهید