لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

جمال قاشقچی: قربانی خاورمیانه جدید

علی کالیراد

گفتگو شماره ۷۸





در ۲۸ سپتامبر/ ۶ مهر سال جاری، جمال قاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی، که درصدد تدارک مقدمات ازدواج خود با نامزد ترکیه‌ای‌اش، خدیجه چنگیز، بود برای انجام تشریفات قانونی و تنظیم مدارک مربوط به طلاق همسر سابقش به سرکنسولگری عربستان سعودی در استانبول مراجعه کرد.

چهارروز بعد، بعد از ظهر ۲ اکتبر/ ۱۰ مهر، درحالی‌که خدیجه در بیرون کنسولگری به انتظار همسر آینده خود نشسته بود، قاشقچی برای دریافت مدارکش پا به قتلگاه خود گذاشت. او در مراجعه قبلی، برخورد مشکوکی از کارکنان سرکنسولگری ندیده بود؛ اما به‌گفته خدیجه قرار شد که در صورت طولانی‌شدن توقف جمال در سرکنسولگری و بروز اتفاقات غیر عادی، او با دوستان مشترک‌شان تماس بگیرد: یاسین آکْتای، از چهره‌های شاخص آک‌پارتی و از مشاوران رجب طیب اردوغان، و توران قشلاقْچی، مدیر بخش عربی تلویزیون دولتی ترکیه. زمانی‌که آکتای و قشلاقچی از عدم خروج قاشقچی از کنسولگری عربستان مطلع شدند مدیریت رسانه‌ای ماجرا را در دست گرفتند. در ۳ اکتبر/ ۱۱ مهر، قشلاقچی به‌عنوان مدیر انجمن رسانه‌های ترک و عرب (۱) موضوع را رسانه‌ای کرد و همان‌روز سفیر عربستان در آنکارا به وزارت خارجه ترکیه فراخوانده شد. دوروز بعد تجمع‌های اعتراضی در برابر ساختمان سرکنسولگری عربستان شکل گرفت و معترضان خواستار رهایی قاشقچی شدند. در ۷ اکتبر/ ۱۵ مهر، اردوغان اعلام کرد که موضوع در دست بررسی است و دولت ترکیه به‌محض روشن‌شدن ماجرا آن‌را به اطلاع جهانیان خواهد رساند. همان‌روز، آکتای از سفر مشکوک مأموران سعودی به استانبول در روز حادثه خبر داد و قشلاقچی احتمال قتل جمال قاشقچی را مطرح کرد. اکنون موضوع ابعاد بین‌المللی یافته بود و سازمان ملل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا در رابطه با سرنوشت قاشقچی اظهار نگرانی می‌کردند. درحالی‌که مقامات سعودی اتهامات وارده را به‌شدت رد می‌کردند، رسانه‌های ترکیه و در صدر آنها روزنامه اسلام‌گرای یِنی‌شفق دست به انتشار شواهدی حاکی از نقش سعودی‌ها در قتل قاشقچی می‌زدند؛ چنان‌که روزنامه صباح از جزئیات سفر یک‌روزه پانزده مأمور سعودی به استانبول در روز حادثه پرده برداشت و ینی‌شفق از وجود فایل صوتی مشاجرات مأموران سعودی و قاشقچی خبر داد. هم‌زمان رسانه‌های بین‌المللی مانند واشینگتن‌پست، نیویورک‌تایمز و رویترز به‌پوشش ماجرای قاشقچی پرداختند و آن را در صدر اخبار جهان نشاندند. حاصل آن، به‌راه‌افتادن موج بی‌سابقه انتقادات علیه پادشاهی سعودی و به‌خصوص شخص ولیعهد، محمد بن سلمان، از جمله در ایالات متحده، بود. سرانجام دولت ریاض، پس از گذشت دوهفته، به قتل قاشقچی اعتراف و مسئولیت آن‌را متوجه مأموران خودسر کرد. شکست نمادین حاکمان ریاض زمانی بود که مجله تایم جمال قاشقچی را در زمره روزنامه‌نگاران پاسدار حقیقت و جزو چهره‌های اثرگذار سال ۲۰۱۷ برگزید و تصویری از او، که گویی در آرامشی ابدی و با لبخندی طعنه‌آمیز به آمران قتلش می‌نگرد، بر روی جلد خود چاپ کرد؛ اما این نخستین‌بار نبود که تصویر عضوی از خاندان قاشقچی روی جلد تایم قرار می‌گرفت: در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۷/ ۲۹ دی ۱۳۶۵ تصویر روی جلد تایم به عموی جمال یعنی عدنان قاشقچی، تاجر بین‌المللی اسلحه و از افراد دخیل در ماجرای ایران ـ کنترا، اختصاص یافته بود. خاندان قاشقچی در دوره حکومت عثمانی از آناتولی به حجاز کوچیدند و کارگزاران باب عالی در مدینه شدند. پس از استیلای آل سعود بر حجاز در دهه ۱۹۲۰، عضوی از این خاندان، یعنی محمدخالد، پزشک شخصی ملک عبدالعزیز، بنیانگذاری پادشاهی سعودی، شد. به‌این‌ترتیب، ارتباط میان خاندان قاشقچی (معرّب آن: خاشقجی) با خاندان سعودی پا گرفت. این ارتباط توسط فرزندان و نوادگان محمدخالد ادامه پیدا کرد و در راستای مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی عربستان گسترش یافت.
درحالی‌که در روایت خدیجه چنگیز، رسانه‌های دولتی ترکیه و جریان غالب رسانه‌ای بین‌المللی، جمال قاشقچی به‌مثابه روزنامه‌نگاری مبارز و مستقل و قربانی حقیقت‌گویی تصویر شده است نمی‌توان ماجرای قتل او را بدون لحاظ‌کردن پیشینه و ارتباطاتش بررسی کرد؛ چنان‌که برخی، حضور قاشقچی طی جنگ‌های افغانستان در دهه ۱۹۸۰/ ۱۳۶۰ و اهتمام او به انعکاس اخبار مجاهدان عرب و افغان را با فعالیت‌های دستگاه اطلاعاتی عربستان تحت ریاست شاهزاده ترکی الفیصل مرتبط دانسته‌اند. قاشقچی سال‌ها بعد در مقام مشاور رسانه‌ای شاهزاده ترکی ظاهر شد. با توجه به مناسبات دیرپای قاشقچی با شاهزادگان قدرتمند سعودی و آگاهی از اسرار خاندان بی‌گمان او نمی‌توانست خود را از درگیری‌های فزاینده درون آل سعود برکنار دارد. قاشقچی در مصاحبه‌ای از تماس شاهزاده ولید بن طلال با وی در پاییز ۲۰۱۷/ ۱۳۹۶ و پیشنهاد بازگشت او به عربستان و همکاری با محمد بن سلمان سخن گفت. افزون بر این، قاشقچی به مهره‌ای در صحنه تقابل محور سعودی ـ اماراتی و محور ترکی ـ قطری ـ اخوانی بدل شده بود و نزدیکی فزاینده او به ترک‌ها در نظر بن‌سلمان گستاخانه می‌نمود. از این‌رو، رسانه‌های وابسته به سعودی، به‌عنوان نمونه، از همکاری خدیجه چنگیز با سازمان اطلاعات ترکیه، دولت قطر و محافل ترکیه‌ای حامی اخوان‌المسلمین همچون موقوفه کمک‌های بشردوستانه (۲) سخن به‌میان آوردند و حتی شبکه العربیه کوشید با انتشار مطالبی به‌نقل از آلاء نصیف، همسر سابق، و صلاح، پسر ارشد جمال قاشقچی، صحت ادعاهای خدیجه و اساساً نوع ارتباط او با جمال را زیر سئوال ببرد. برخلاف روایت غالب، به‌نظر می‌رسد مراجعه قاشقچی به سرکنسولگری عربستان چیزی بیش از یک مراجعه شخصی بود و با اطلاع و حتی صلاحدید حامیانش صورت گرفت. آنچه که شاید پیش‌بینی نشده بود اراده بن‌سلمان بر نمایش بی‌رحمانه قدرت سخت خود در خاک دشمن بود. مرگ قاشقچی اما برای حامیان او سرآغاز داستانی تازه شد.

۱- TAM  (^)


۲- IHH  (^)



[مقالات مرتبط]

■  ۷۵ سالگی روزنامه لوموند  مراد ثقفی

■ «بین‌النهرینی‌ها» و چرخش تاریخ به سود سردار سپه  ناصرالدین پروین

نظر بدهید