لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

حزب دموکرات ایران: محافظه‌کاری در پوشش اصلاح‌طلبی

محمد حسین خسروپناه

گفتگو شماره ۷۸





در ساعت ۲۱ شنبه هشتم تیر ۱۳۲۵، احمد قوام (نخست وزیر وقت) از طریق رادیو برای ملت ایران سخنرانی کرد. در ابتدا قوام دربارۀ اقداماتش از زمان پذیرش نخست وزیری (۷ بهمن ۱۳۲۴) توضیح داد و سپس، به «عموم آزادیخواهان ایران» اعلام کرد:«نظر به اینکه اصول دموکراسی ایجاب می‌کند که در سایۀ تشکیلات اجتماعی و برنامۀ مشخص دموکراتیک به سوی اصلاحات پیش برویم، مصمم شدم با پشتیبانی عناصر فعال و آزادیخواه، حزبی را به نام دموکرات ایران تشکیل دهم.»

دربارۀ هدفش از تشکیل حزب دموکرات هم گفت: «اینجانب یقین دارم که تشکیل حزب دموکرات ایران موجب خواهد شد میان عموم آزادیخواهان و احزاب آزادیخواه اتحاد و یگانگی حقیقی ایجاد شود تا در سایۀ این اتحاد بتوانیم در آینده به وسیلۀ اجرای سریع اصلاحات و انجام اقدامات اساسی، رفاه و آسایش ملت ایران را [...] تأمین نماییم» و به مخالفان هشدار داد:«به نام حفظ مصالح کشور و تأمین آزادی و آسایش ملت ایران هر دسیسه و مانعی که در راه پیشرفت اصلاحات و حصول موفقیت ظاهر شود با نهایت قدرت دفع خواهیم نمود.» آنگاه از اصلاحات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی گفت که دولتش در آینده قصد داشت انجام دهد؛ اصلاحاتی که اصول کلی آن در برنامۀ حزب دموکرات ایران مطرح شده است و «عموم آزادیخواهان» باید آن برنامه را بخوانند و«برای پیشرفت اصلاحات تشریک مساعی نمایند.» (۱)
برنامۀ حزب دموکرات ایران همان شبِ ۸ تیرماه منتشر شد و از روز بعد روزنامه‌های طرفدار دولت آن را منتشر کردند. برنامۀ حزب دموکرات برنامه‌ای ترقی‌خواهانه و اصلاح‌طلبانه و سکولار بود که در ۱۱ ماده (مبحث) تنظیم شده بود. ماده اول: «حفظ استقلال و تمامیت ارضی و حق حاکمیت ایران» از طریق برقراری روابط دوستانه با قدرت‌های بزرگ جهانی و «تذکر لزوم خودداری دوّل بزرگ از اجرای معاملۀ اقویا با ضعفا به نام روابط حسنه در مناسبات خود با ایران». مادۀ دوم: «تأمین استقلال سیاسی و اقتصادی و قضایی ایران به وسیلۀ رواج آزادی و تثبیت اصول دموکراسی»؛ که از طریق این اقدامات متحقق می‌شد: «تجدیدنظر در قوانین مملکتی به منظور تطبیق آن با مقررات منشور ملل متفق و مصالح و مقتضیات جدید کشور»، تجدید نظر در قانون انتخابات عمومی و بلدی و انجمن‌های ایالتی و ولایتی و تطبیق آن با موازین دموکراتیک با رعایت تساوی کامل جهت کلیه افراد ملت اعم از زن و مرد قطع نظر از مذهب و نژاد»؛ «اصلاحات اساسی قضایی به منظور تأمین استقلال قضات و تفکیک حقیقی قوۀ قضایی از قوۀ مجریه»، «تفویض امور استان‌ها و شهرستان‌ها به اهالی به وسیلۀ تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی»، «مبارزۀ شدید با هرگونه کهنه پرستی و سیاست ارتجاعی» و محاکمۀ خیانتکاران. مادۀ سوم: «اتخاذ سیاست جدید کشاورزی به منظور افزایش ثروت مملکت و ایجاد آبادی و عمران و بهبود وضع دهاقین و زارعین» از طریق: «تقسیم مجانی خالصجات دولتی» باهدف افزایش شمار خُرده مالکان و آسایش دهقانان. وضع مقررات برای تعیین روابط مالک و زارع، تشکیل شورای دهقانان و انتخاب کدخدا از سوی آن شورا. تأسیس آموزشگاه و بهداری در هر ده، ایجاد مؤسسه‌های تعاونی برای خرید محصول از دهقانان، ازدیاد سرمایه بانک کشاورزی به منظور کمک به دهقانان و...، حفظ جنگل‌های موجود و احداث جنگل‌های تازه. مادۀ ۴: «استقرار اساس مالکیت روی موازین صحیح و عادلانه به وسیلۀ وضع مقررات مخصوص»، مادۀ ۵: «تجدیدنظر در سیاست مالی و وضع مالیات متناسب با مقتضیات کشور»، «توسعه و بسط امور صنعتی و بازرگانی با توجه به ازدیاد سرمایه» از طریق حمایت از صنایع داخلی و افزایش شمار کارخانه‌ها و تجدیدنظر در امور اداری صنایع موجود، «تأسیس کارخانجات بزرگ هیدروالکتریک»، نظارت دولت بر امور همۀ کارخانه‌ها به منظور حمایت از منافع مصرف کننده، تشویق صادرات و ارائه تسهیلات از سوی دولت برای صادرکنندگان، تأسیس کشتیرانی. مادۀ ۷: «تجدیدنظر کامل در تشکیلات دادگستری کشور» به منظور سرعت بخشیدن به روند دادرسی، «وضع مجازات اعدام جهت مختلسین اموال دولتی و عناصر رشوه خوار»، «الغای محاکم و قوانین اختصاصی»، «تأسیس محاکم سیار»، «تثبیت اصل استقلال قضات و تأمینِ کامل زندگی آنها» مادۀ ۸: «اصلاحات سریع و اساسی در امور بهداشت و فرهنگی کشور و اجرای قانون تعلیمات اجباری مجانی و ایجاد مؤسسات بهداشتی مجانی جهت استفادۀ مردم در سرتاسر کشور» مانند اختصاص۳۰ درصد بودجه به بهداشت و فرهنگ، مبارزۀ شدید با مالاریا، لوله‌کشی آب در شهرها، منع کشت تریاک، تشویق ورزش، تأسیس کلاس‌های اکابر، مادۀ ۹: «ایجاد روح فعالیت در سرتاسر کشور به وسیلة تهیۀ کار جهت بیکاران و آغاز تبلیغات مقتضی جهت ترویج وطن‌پرستی و شهامت میان افراد با توجه مخصوص به ایلات و عشایر به وسیلۀ تأسیس وزارت اصلاحات و کار و تبلیغات» از طریق اصلاحات گسترده اقتصادی و اجتماعی، «راهنمایی و تربیت مردم و تهذیب اخلاق عمومی»، «تأسیس بیمۀ اجباری جهت عموم کارگران». مادۀ ۱۰: «تجدید نظر در تشکیلات و سازمان‌های نیروهای تأمینیه کشور یعنی ارتش، نگهبانی و شهربانی» از طریق کاهش موقتی کمیت ارتش و توسعۀ کیفی آن، تامین معاش آبرومندانه افسران و افراد قوای تأمینیه، توسعۀ قوای نگهبانی و شهربانی و تجهیز کامل آن و «تأسیس گارد ملی نگهبانی». مادۀ ۱۱: «توسعه و تکمیل وسایل ارتباطیه کشور» یعنی احداث راه‌های شوسه و آسفالت کردن همه آنها، توسعۀ شبکه پست و تلفن و تلگراف و ایجاد خطوط هوایی، تأسیس ایستگاه‌های رادیویی در شهرها و غیر.ه
اگرچه برنامۀ حزب دموکرات ایران برنامه¬ای سکولار بود اما این حزب به علت «نفوذ عمیق دیانت» در ایران، ضروری می‌دانست یادآور شود: «تمام مبادی و اصول حزب دموکرات ایران منطبق با احکام و سنن و شعائر اسلام است» و حزب دموکرات ایران «یگانه وسیلۀ مؤثر و نافذ ترویج دیانت اسلام و تنزیه و تهذیب آن از خرافات» است. (۲) یا در مواردی اعلام کند: «حزب دموکرات ایران پناهگاه مسلمانان واقعی و جانباز اسلام است» و«امروز موقعی فرا رسیده است که اگر فداکاری نکنیم اسلام از دست خواهد رفت.» (۳)
مباحث اصلی برنامۀ حزب دموکرات ایران عمدتاً بازنویسی شدۀ برنامۀ حزب تودۀ ایران (مصوب کنگرۀ اول ـ مردادماه ۱۳۲۳) بود. برنامۀ حزب دموکرات ایران که مطالبات اجتماعی و اقتصادی اقشارگوناگون جامعه را بازتاب می‌داد از سوی بیشتر احزاب و روزنامه‌های جناح‌های مختلف به عنوان برنامه اصلاحی و مترقی شناخته شد. حتی روزنامۀ رهبر (ارگان حزب توده) در ارزیابی آن نوشت: «حزب دموکرات ایران مرامنامه و برنامه‌ای برای خود انتخاب نموده و اعلام داشته است که به طور اصولی و از نظر آزادی و ترقی‌خواهی ایراد اساسی بر آن وارد نیست و می‌تواند جزو برنامۀ مشترک جبهۀ آزادی و اصلاحات ایران قرار گیرد.» (۴)
«آیین نامۀحزب دموکرات ایران» یا همان اساسنامۀ حزبی در اول مرداد ۱۳۲۵ در روزنامه‌های طرفدار دولت منتشر شد. شرایط پذیرش افراد در حزب دموکرات عبارت بود از: تابعیت ایران، نداشتن اعتیاد به الکل و افیون، بلوغ و رشد قانونی، عدم اشتهار به فساد اخلاق.(مادۀ ۱) وظایف اعضای حوزه‌ها عبارت بود از: «بحث و تبلیغ در اطراف مرام و هدف حزب»، «اجرای تصمیمات و تعلیمات حزبی که به وسیلۀ رهبر کل و کمیتۀ مرکزی ابلاغ» می‌شد، همکاری و تعاون با یکدیگر و پرداخت حق عضویت(مادۀ ۷) در اساسنامه، وظایف و تکالیف اعضای حزب دموکرات مشخص شده بود، اما حقوق مشخصی برای اعضا درنظر نگرفته بودند؛ اساسنامه مشخص نمی‌کرد اگر اعضا نسبت به مواضع و فعالیت‌های حزب اعتراض یا مخالفتی داشته باشند چگونه به آن رسیدگی می‌شود و آیا در آن موارد اعضا می‌توانستند از اجرای دستورها و تصمیم‌های حزبی خودداری کنند یا نه. به عبارت دیگر، سلسله مراتب تشکیلاتی، غیردموکراتیک، یکسویه و آمرانه بود.علاوه براین، نویسندگانِ اساسنامه از فعالیت حزبی تلقی اداری داشتند و نسبت به اعضای حزب بی اعتماد بودند؛ زیرا، اشخاصی که در حزب ثبت نام می‌کردند ملزم به «سپردن تعهد کتبی مبنی بر پیروی کامل از مرامنامه و آیین نامه و اجرای تعلیمات کمیتۀ مرکزی» و همچنین تعهد برای پرداخت حقّ عضویت و حضور در حوزه حزبی بودند.(مادۀ ۲)
به‌رغم چنین تعهدنامۀ اولیه‌ای، آن عده از اعضای حزب دموکرات که از سوی کمیتۀ مرکزی حزب برای نمایندگی مجلس شورای تعیین می‌شدند موظف بودند سوگند‌نامه‌ای (۵) را که متن آن در اساسنامه نوشته شده بود(مادۀ ۳۱) قرائت کنند. گویی نویسندگان اساسنامه فعالیت در حزب سیاسی را نه عمل داوطلبانۀ مبتنی بر اعتقاد و ارادۀ آزاد بلکه مانند استخدام در اداره و سازمان دولتی تلقی می‌کردند و از طریق تعهد کتبی و سوگند می‌خواستند پایبندی و وفاداری اعضا به حزب را پدید آورند. گنجاندن چنین ماده‌ای در اساسنامه که عمدتاً با هدف وفادارماندن به رهبرکل تنظیم شده بود پیش از هرچیز از ماهیت حزب دموکرات ناشی می‌شد. زیرا این حزب براساس ارادۀ نخست وزیر پدید آمد و اعضای آن در جریان مبارزۀ سیاسی و اجتماعی نسبت به یکدیگر شناخت و اعتماد متقابل بدست نیاورده، پایبندی و وفاداری آنها به حزب و آمال آن مشخص نبود.
تشکیلات حزب دموکرات با الهام از اساسنامۀ حزب تودۀ ایران (مصوب کنگرۀ اول ـ مرداد ۱۳۲۳)، تدوین شده بود. مهرانگیز دولتشاهی (اولین مسئول سازمان زنان حزب دموکرات ایران) در این باره می‌گوید: «بزودی من متوجه شدم که اینها یک مقدار زیادی روی گردۀ حزب توده کار کردند. عباس شاهنده که قبلا عضو حزب توده بود یک وقتی برای من تعریف کرد که وقتی می‌خواستند مرامنامه [اساسنامه] تشکیلات این حزب را بنویسند توی زیر زمین منزل آقای مظفر فیروز او نشسته بوده و از اطلاعاتی که داشته و تشکیلاتی که از حزب توده داشته در اختیار اینها می‌گذاشته که اینها استفاده بکنند برای تشکیلات دادن به حزب دموکرات ایران.» (۶)
ساختار تشکیلات حزب عبارت بود از: حوزه، کمیته‌های محلی و شهرستان و استان، سازمان‌های رهبری کلّ حزب و کمیتۀ مرکزی و کمیسیون‌ها، کنگره و فراکسیون پارلمانی. «کنگره» عالی‌ترین مقام حزبی بود که هر دوسال یک‌بار تشکیل می‌شد (مادۀ ۲۴) و اختیارات گسترده‌ای مانند: انتخاب رهبر کل (مادۀ ۱۶)، «اصلاح یا تغییر مرامنامه و نظامنامه، تعیین خط مشی[حزب] و تصمیم به انحلال قسمت و یا کلیۀ سازمان¬ها و تصفیۀ امور کلی حزب و بحث در پیشنهادها» و بررسی «گزارش کار» کمیتۀ مرکزی (ماده‌های ۲۵و ۲۶) انتخاب اعضای کمیتۀ مرکزی (مادۀ ۲۶) داشت. به‌رغم انتخاب اعضای کمیتۀ مرکزی از سوی کنگره، اعضای کمیتۀ مرکزی مجاز بودند درصورتی که «اعتماد»شان به عضو کمیتۀ مرکزی «سلب» شود، با اکثریت آراء عضویتِ آن شخص را معلق و حتی او را از حزب اخراج کنند.(تبصرۀ مادۀ۲۲) «رهبر کل»، بالاترین مقام مسئول حزب دموکرات، حتی بالاتر از کمیتۀ مرکزی، بود و اختیارات گسترده‌ای داشت: «توسعۀ تشکیلات حزبی»، «نظارت در کلیۀ جریان امور حزبی»، «تعیین و اعزام بازرس‌های ویژه»، «تشکیل دبیرخانۀ کل حزب و انتخاب رئیس و اعضای آن»، «ادارۀ امور سازمان انتظامی حزب»، و... .(مادۀ ۱۶) کمیتۀ مرکزی نه در برابر اعضا بلکه در مقابل رهبر کل مسئول بود(مادۀ ۱۸) و تا تشکیل اولین کنگرۀ حزب دموکرات، رهبر کل و کمیتۀ مرکزی مسئول کامل امور حزب بودند و می‌توانستند در اساسنامۀ حزب هرگونه تغییری بدهند.(تبصرۀ مادۀ ۲۱) دادن چنین اختیارات گسترده‌ای در اساسنامه به رهبر کل یکی دیگراز تبعات نحوۀ تشکیل حزب دموکرات و ناشی از روحیۀ احمد قوام بود که دوستانش دربارۀ او نوشته‌اند خودخواه، متفرعن و متکبر بود. (۷) نحوۀ مخاطب قرار دادن رهبر کل و ابراز احساسات اعضا نسبت به او حکایت از آن داشت که هم قوام مشتاق شنیدن چنین توصیفاتی است و هم حزب به او متکی است نه او به حزب. چنین رفتارهایی موجب شد تا حزب دموکرات به«فردپرستی» و مشابهت با احزاب فاشیست متهم شود. حسن ارسنجانی با تکذیب چنین نتیجه‌گیری‌هایی و تأکید بر این که فعالیت حزبی ما به صورت گروهی است در بارۀ علت چنین ستایش‌هایی از رهبرکل، نوشت:«اگر می‌بینید که افراد حزب ما نسبت به رهبرکل خود احترام فوق‌العاده می‌گذارند و او را صمیمانه دوست دارند و حاضر به پیروی از نیات و افکار او هستند نه برای اینست که اعضای ما فردپرست می‌‌باشند بلکه از آن جهت است که قوام السلطنه رهبر بزرگ ما شخصیت و محبوبیت مافوق این افکار دارد.» (۸)

واکنش‌ها
اعلام تشکیل حزب دموکرات ایران از سوی احمد قوام موجب شگفتی فعالان سیاسی کشور شد. زیرا، از سال ۱۲۸۵ که فعالیت حزبی در ایران آغاز شد، احزاب با گرایش¬های سیاسی و تعلقات ایدئولوژیک متفاوت همگی مستقل از دولت تشکیل شده بودند و تا آن زمان در ایران سابقه نداشت که دولت حزب سیاسی تشکیل دهد. تشکیل حزب دموکرات ایران از سوی احمد قوام با نارضایتی و نگرانی احزاب و روزنامه‌های جناح چپ مواجه شد.
روزنامۀ ایران ما تشکیل حزب از سوی دولت را بی‌سابقه و «مخالف اصول کلی» دانست و متذکر شد: از نظر اصولی، «فعالیت هر حزبی باید نخست از میان مردم و در خارج از کادر دولت شروع شود و پس از پیروزی یافتن و احراز موفقیت یا از طریق مبارزۀ انتخاباتی و یا از طریق انقلاب قدرت حکومت را به‌دست گیرد و مواد مرامنامۀ خود را اجرا کند.» (۹) اگر دولت حزب تشکیل دهد عمدتا کسانی به آن می‌پیوندند که بخواهند از امکانات دولت بهره¬مند شوند. (۱۰) فرهنگ ریمن (از کادرهای پیشین حزب ایران) در روزنامۀ مهر ایران در این باره با صراحت بیشتری نوشت: قوام «نمی‌تواند حزب به معنی حقیقی تشکیل دهد زیرا پایۀ این حزب در دولت است نه در ملت و تا موقعی که آقای قوام‌السلطنه رئیس چنین دولتی هستند اگر حزبی تشکیل دادند و از قدرت دولت برای تشکیل و تقویت آن استفاده کردند چنین حزبی را باید "حزب دولت" نامید و در تاریخ احزاب سیاسی جهان بی¬سابقه است که حزب از داخل دولت سردربیاورد و رشد و نمو نماید. افرادی که به دور چنین حزبی مجتمع می¬شوند محرک اصلی آنان نزدیکی به دستگاه قدرتی است که نخست وزیر در رأس آن قرار گرفته است.» (۱۱) روزنامۀ قیام ایران هم تشکیل حزب دولتی را «برخلاف اصول دموکراسی» دانست و هشدار داد: چون در ایران، قدرت و ثروت در دست دولت است بیشتر کسانی که به این حزب خواهند پیوست هدفی جز «نزدیک شدن به مرکز قدرت و کسب جاه و مال» نخواهند داشت و تشکیل حزب دولتی «عاقبت خوبی» ندارد. (۱۲)
برخلاف روزنامه‌های چپ، روزنامه‌های جناح راست از تشکیل حزب دموکرات ایران استقبال کردند. آنها مخالفتی با نحوۀ تشکیل حزب نداشتند و حتی روزنامۀ نجات ایران مدعی شد احزابی که تا امروز در ایران تشکیل شده‌اند احزابی«غیرملی و عامل بیگانه» بوده‌اند وحزب دموکرات ایران اولین «حزب ایرانی و ملی» است. (۱۳) روزنامۀ میهن علاوه بر استقبال از تشکیل حزب دموکرات ایران به انتقادهای روزنامه‌های چپ دربارۀ نحوۀ تشکیل این حزب پاسخ داد ونه تنها دولتی بودن را از معایب آن ندانست بلکه مهم‌ترین مزیت آن به‌شمار آورد و برای اثبات نظر خود نوشت: «اشتباه بزرگی را که رجال ملی ما مرتکب شده‌اند اینست که با تقلید از ممالک راقیه تشکیلات حزبی را از پایین شروع نموده و خواسته‌اند نیروی ملی را از طبقۀ دوم و سوم متشکل و سپس خودشان در رأس آن قرار گرفته، حکومت را به دست گیرند؛ ولی چنان که مکرر دیدیم و آزمایش نمودیم موفقیت نصیب آنها نشده و در میدان مبارزه مغلوب دسته‌ها و طبقاتی شدند که به یک مقامات خارجی متکی و یا یک نفر قلدر و دیکتاتور را بر آنها مسلط و تشکیلات بی عمق آنان را تار و مار نمودند.» روزنامۀ میهن تأکید می‌کرد که «درمیان ملل و اقوام وامانده و عقب افتاده از قافلۀ تمدن جدید از قبیل ایران، اصلاحات اجتماعی و تشکیلات سیاسی باید از "بالا" شروع شود» زیرا، «گذشته از جهل و بی خبری توده و عدم آشنایی آن به زندگی اجتماعی»، در«جامعۀ شاه‌پرست و پیشوا پسند مانند جامعۀ ایرانی، بدون تمهید مقدمه نمی‌توان وی را به اصول دموکراسی و حکومت مردم بر مردم معتاد نمود.» روزنامۀ میهن یگانه راه دستیابی به حکومت دموکراتیک در ایران را در این می‌دانست که «یک حزب سیاسی به اتکاء قدرت‌های داخلی یعنی حکومت خلق کنیم و یک دولت و یا یک زمامدار صالحی را نقطۀ مرکزی اجتماع ملت قرار دهیم و تمام افراد طبقات را، تا آخرین طبقه، در پیرامون آن جمع نماییم» و به رهبری آن زمامدار صالح و از طریق آن حزب سیاسی، «اصلاحات اساسی» را از بالا شروع کنیم. (۱۴)
برای حزب ایران و حزب تودۀ ایران که پشتیبان دولت قوام بودند بیش از هر چیز نه نحوۀ تشکیل حزب دموکرات بلکه هدف‌های قوام از تشکیل این حزب اهمیت داشت. روزنامۀ جبهه (ارگان حزب ایران) که از تشکیل حزب دموکرات «دچار حیرت و تأثر» و «تأمل آمیخته با حیرت» شده بود به صراحت مخالفت خود را با تشکیل حزب دموکرات اعلام کرد و در توضیح آن نوشت: اگر قوام با تشکیل حزب دموکرات ایران به دنبال فراهم کردن پایگاه اجتماعی برای خود است که با توجه به حمایت همه جانبۀ حزب ایران و حزب تودۀ ایران از او تشکیل حزب جدید ضرورتی ندارد. «اگر حزب مورد نظر از عناصر و افراد صالح و مبارز و آزادیخواه تشکیل شود منطقاً نتیجه‌ای جز تضعیف جبهۀ آزادی و تقسیم قوای ملت نخواهد داشت و زیان این امر بر همه هویداست.» بنابر‌این، تشکیل چنین حزبی ضرورت ندارد. روزنامۀ جبهه که به آزادیخواه و اصلاح‌طلب بودن حزب دموکرات باور نداشت، با استناد به جنب و جوش «طبقۀ مرتجع و ورق پاره‌های» آنان که «فوراً با بهجت و سُرور تمام تشکیل حزب را مغرورانه استقبال و تأیید» کردند، هدف اصلی از تشکیل حزب دموکرات ایران را مقابله با حزب ایران و حزب تودۀ ایران دانست و پیش‌بینی کرد: «این بندگان استعمار[...] آقای نخست وزیر را تشویق می‌نمایند که با ایجاد یک حزب مخالف به هر نحوی نهال نورس آزادی را از ریشه برکند‌، نهضت‌های ملی و توده‌ای [را] در گهواره خفه سازند.» از این رو،آنها «خبر تشکیل حزب دموکرات ایران را مانند مژدۀ زنده شدن سازمان‌های شیطانی ارادۀ ملی، نهضت ملی، عدالت ملی تلقی کرده و عاشقانه برای خزیدن در آن تلاش می‌کنند و خوش‌بینی روزافزون رادیو لندن و شعبات آن نیز علاقۀ آنها را صدچندان کرده است.» روزنامۀ جبهه مخاطرۀ دیگر تشکیل حزب دموکرات برای ملت ایران را تجمع فرصت طلبانِ منفعت طلب در این حزب می‌دانست و در این باره می‌نوشت: «گروه انبوهی از عناصر بی پرنسیب و نفع پرست که پیوسته در انتظار فرصت مناسب بسر می‌برند تا زالووار خون این ملت اسیر را بمکند و برای اجرای نقشه‌های خبیثانه خود همیشه در پی مأمن و نقطۀ اتکاء در تکاپویند از این خبر به هیجان آمده و دسته دسته آمادۀ ورود و اسم‌نویسی در حزب جدید می‌باشند.» (۱۵)
دربارۀ علت اصلی تشکیل حزب دموکرات، حزب توده با حزب ایران هم نظر بود. احسان طبری در جلسۀ حزبی ۱۷ تیر ۱۳۲۵ موضع حزب توده نسبت به تشکیل حزب دموکرات را چنین اعلام کرد: «در اینکه حزبی در ایران تشکیل شود ما کوچک‌ترین حرفی نداریم. ما خود مشوق آن هستیم که مردم به زندگی اجتماعی عادت کنند» بنابراین، «از پیدایش حزب تازه هراسان یا بی‌زار نیستیم بلکه برعکس، به آن از لحاظ یک حادثۀ مترقی اجتماعی با نظر خوش‌بینی نگاه می‌کنیم.» طبری دربارۀ علت تشکیل حزب دموکرات و هدف قوام گفت : «ایشان خواستند حزبی براساس دموکراسی تشکیل دهند» و از طریق این حزب«پایه‌ای برای خود در میان مردم درست کنند. [... ] همۀ اینها صحیح و منطقی و بجاست و ما یک کلمه ایراد نداریم.» (۱۶) با این حال طبری و دیگر رهبران حزب توده از تشکیل حزب دموکرات نگران بودند و طبری آن نگرانی را به این صورت بیان کرد:«فقط حرف ما در اینجاست که رهبران با حُسن نیت این حزب تا چه اندازه می‌توانند سازمان خود را از دستبرد مرتجعین و عمال استعمار درامان نگهدارند»؟ با توجه به هماهنگی «رادیوهای کشورهای استعمارطلب و روزنامه‌های مزدور استعمار» در تعریف و تمجید از این حزب، ما نگرانیم. به نظر ما «استعمار و ارتجاع» تلاش می‌کنند بین آزادیخواهان و قوام جدایی بیندازند که تاکنون موفق نشده‌اند. حالا «می‌شنوند که حزب دموکرات ایران تشکیل شده نزد خود حساب می‌کنند که این بهترین طریقه است. به عُمال خود دستور می‌دهند [...] علی رغم تمایلات آقای نخست وزیر و همکاران با حسن نیت ایشان حزب دموکرات ایران را بدل به آلت تحریک و پرووکاسیون بنمایند و بدین ترتیب سوءتفاهمات شدیدی بین شخص آقای نخست وزیر و حزب توده ایجاد کنند [...] من به چشم خود می‌بینم که تمام دشمنان آزادی و دشمنان شخص آقای قوام که تا دیروز با اقدامات اصلاح‌طلبانۀ ایشان مخالفت می‌کردند همه با نقاب تزویر و با تظاهرات ارادتمندانه در گوشه و کنار کشور به حزب دموکرات ایران نزدیک می‌شوند. اینست خطر.» (۱۷) علاوه بر مقابله با حزب توده که نگرانی اصلی رهبران این حزب بود، روزنامۀ رهبر و روزنامه‌های وابسته به حزب توده مانند شهباز، در همان مقطع هدف‌های دیگرقوام را از تشکیل حزب دموکرات مانند: «بدست آوردن اکثریت کرسی‌های نمایندگی درانتخابات دورۀ ۱۵ مجلس شورای ملی» و «تثبیت دولت و حفظ کابینه از تزلزلات و سقوط بدون علت آن» مطرح کردند. (۱۸)
اگر تعارف‌هایی از قبیل «حُسن نیت قوام و همکارانش» را در نظر نگیریم، مشخص است که حزب توده و حزب ایران دو هدف اصلی احمد قوام از تشکیل حزب دموکرات را به درستی تشخیص داده بودند. توجه به روند رویدادها در سال ۱۳۲۵ و توضیحات قوام و یارانش در سال‌های ۱۳۲۵و ۱۳۲۶ مشخص می‌کند که قوام با تشکیل حزب دموکرات ایران در پی پیروزی در انتخابات دورۀ پانزدهم مجلس شورای ملی و تحکیم جایگاه خود در ساختار قدرت و تضعیف و بی‌اثر کردن نقش سیاسی و اجتماعی حزب توده بود. در مورد به دست آوردن اکثریت در دورۀ ۱۵ مجلس شورای ملی، از همان ابتدا قوام و یارانش از بیان چنین هدفی ابایی نداشتند؛ مثلاً، مظفر فیروز(معاون رهبر کل) در جشن صدمین روز تأسیس حزب دموکرات به صراحت اعلام کرد: حزب دموکرات ایران «دژ مستحکم آزادی» است و برای اینکه این دژ پایدار بماند باید «اکثریت قطعی نمایندگان دورۀ پانزدهم [مجلس شورای ملی] از حزب دموکرات ایران انتخاب شوند تا بتوانیم به اتکای برگزیدگان حقیقی ملت ایران اصلاحات ضروری و اساسی که در برنامه و مرامنامۀ حزب ما پیش‌بینی شده عملی نماییم. در انتخابات باید مراقب باشیم که دیگر نگذاریم عناصر مرتجع و نمایندگان تحمیلی گذشته بار دیگر با حیله و تزویر، نمایندگی مجلس را کسب نمایند. ما اجازه نخواهیم داد مجلس با وجود عناصر کثیف ملوث گردد. اکثریت قطعی مجلس شورای ملی بایستی از حزب دموکرات ایران باشد. بقیه هم حتماً آزادیخواه باشند تا بتوانیم حکومتی در ایران به وجود آوریم که قادر باشد همیشه به اتکای مجلس به نفع ایران برای حفظ استقلال ایران برای جلوگیری از هرگونه مداخلۀ بیگانه اقدام نماید.» (۱۹)
برخلاف لزوم تسخیر مجلس شورا، قوام و یارانش تلاش برای تضعیف و بی‌اثر کردن حزب تودۀ ایران و متحدانش را پنهان کردند و به رفتارهای دوگانه دست زدند. هدفی که از همان ابتدای تشکیل حزب دموکرات ایران به صورت شایعه در تهران مطرح شد و روزنامه‌های مخالف حزب توده آن را تبلیغ می‌کردند. گستردگی این شایعه و واکنش جراید حزب توده (۲۰) موجب شد که در ۱۷ تیر ۱۳۲۵حزب دموکرات طی اطلاعیه‌ای اعلام کند: «پس از تشکیل حزب دموکرات ایران پاره‌ای اشخاص مغرض درصدد برآمدند که به وسیلۀ انواع تحریکات شکافی در صفوف آزادیخواهان ایجاد نمایند ولی باید بدانند [...]در صفوف حزب دموکرات ایران محلی برای عناصر ارتجاعی یافت نخواهد شد و نیز مسلم باید بدانند که تحریکات اشخاص مغرض هیچ گاه مؤثر نخواهد بود و موفق نخواهد شد که میان آزادیخواهان و وطن‌پرستان به وسیلۀ دسایس و تحریکات ارتجاعی شکافی را ایجاد نمایند» (۲۱) انتشار این اطلاعیه و به ویژه تشکیل دولت ائتلافی (با مشارکت حزب توده و حزب ایران) در ۱۰ مرداد ۱۳۲۵ می‌توانست این تصور را پدید آورد که برخلاف شایعه‌ها، قوام و یارانش مخالفتی با حزب توده ندارند؛ حال آنکه چنین نبود. در جلسۀ ۱۸ آذر ۱۳۲۶ مجلس شورای ملی احمد قوام به صراحت گفت که حزب دموکرات ایران را برای مقابله با حزب تودۀ ایران و اتحادیۀ کارگری که منبع اصلی قدرت حزب توده بود تشکیل داده است. زیرا،«فقط یک حزب سیاسی و مبارزی که هدفش تجدید وحدت ملی و نجات مملکت باشد می‌توانست اوضاع را به راه راست برگرداند، کارگران اغفال شده را متوجه حقایق امور کند، مردم روشنفکر و بی گناه را ارائۀ طریق نماید.»
اولین برخوردهای خشن حزب دموکرات با حزب توده همزمان با تشکیل کابینۀ ائتلافی روی داد. اسفندیار بزرگمهر در این باره می‌نویسد: قوام«تصمیم گرفت ضرب شستی به حزب توده نشان بدهد. عده‌ای از افراد حزب دموکرات را تجهیز کرد که در یک ساعت یعنی به طور ضربتی مرکز حزب توده در شهرهای ری، کرج، دماوند، شمیران و ورامین را مورد حمله قرار دادند.» (۲۲) مقابلۀ حزب دموکرات با حزب توده به چنین حمله‌هایی و به آن مناطق محدود نماند بلکه از اوایل مردادماه ۱۳۲۵ به بعد در مناطق مختلف کشور، بخصوص در مناطق روستایی و عشایری مقابله همه جانبه با حزب توده شروع شد. اعضا و مسئولان حزب توده در استان‌ها و شهرستان‌ها گزارش‌هایی از اذیت و آزار و اجبار اعضای حزب توده به استعفا از حزب، حمله به دفترهای حزب توده و دیگر اخباری از این دست را برای کمیتۀ مرکزی و جراید حزب توده می‌فرستادند و خواستار اقدام مناسب از سوی رهبری حزب بودند. تلاش رهبری حزب توده برای حفظ اتحاد و همکاری با احمد قوام و بی‌عملی در مقابل حمله‌های روزافزون به اعضای و دفترهای حزب موجب نارضایتی و اعتراض بسیاری از اعضا و کادرهای حزب توده شد. اعتراض‌ها به حدی افزایش یافت که در ۱۸ شهریور ۱۳۲۵ روزنامۀ رهبر (ارگان حزب توده) ناچار به پاسخگویی به اعضا شد. روزنامۀ رهبر با انتشار نامۀ یکی از اعضا که از جمله نوشته بود: «به چه مناسبت روزنامۀ رهبر در برابر تحریکات دائم التزایدی که برعلیه حزب ما و به دست اشخاص ظاهرالصلاح صورت می‌گیرد عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد؟» به نویسندۀ نامه و در حقیقت به اعضای معترض حزب چنین پاسخ داد: «ما به شما اطمینان می‌دهیم که هرکس با ما درافتد برخواهد افتاد. سکوت و متانت را همچنان حفظ کنید. ناظر اوضاع باشید. امید است آنچه به نظر ما ناخوشایند است فقط ظاهری باشد و ما در خوشبینی‌های خود خطا نکرده باشیم.» تداوم اذیت و آزار اعضا و حمله به دفترهای حزب توده از سوی حزب دموکرات ایران موجب شد که در اواخر شهریورماه ۱۳۲۵اعضای حزب توده رهبری را زیر فشار بگذارند وپیگیرانه خواستار مقابله شوند. رهبران حزب توده که هنوز به حضورشان در دولت ائتلافی و همکاری با احمد قوام امید بسته بودند، به اعضای حزب می‌گفتند: «متاسفانه این تحریکات منحصر به جنوب و اصفهان نیست. در همه جا نظایر آن وجود دارد و معمولاً به نام حزب دموکرات ایران انجام می‌شود.» با این حال، با تحصن و اعتصاب و... اعضای حزب مخالفت می‌کردند و با تأکید بر اینکه«متأنت راحفظ کنید»، وعده می‌دادند از طریق مذاکره موضوع را حل خواهند کرد. (۲۳)
نه تنها رهبران حزب توده از طریق مذاکره با قوام نتوانستند فشار‌های روزافزون بر حزب توده را برطرف کنند که آن فشارها بیشتر هم شد. مثلاً، در مهرماه ۱۳۲۵ روزنامۀ بیستون دربارۀ مقابلۀ حزب دموکرات با حزب توده در استان کرمانشاه نوشت: «در کرند مردم را حتی نصف شب راحت نگذاشته افراد توده‌ای را کشان‌کشان به حزب دموکرات برده با تهدید و کتک و زجر و شکنجه به استعفا از حزب مجبور می‌کنند. در صحنه، مأمورین اداری [...] مردم را تحت فشار گذاشته حتی پرچم اتحادیۀ دهقانان [وابسته به حزب توده] را پاره می‌کنند. در سُنقر[...] آزادانه رؤسای ادارات را از محل مأموریت خود بیرون می‌کنند دیگر معلوم است که با مردم عادی چگونه رفتار می‌کنند. در شاه آباد نوکران قبادیان مردم را از دخول در حزب توده می‌ترسانند و حتی با دادن پیغام و تهدید‌های علنی افراد توده‌ای را به استعفا مجبور می‌نمایند. در همین کرمانشاه رؤسای ادارات از قبیل رئیس غله و نان و رئیس شهرداری از شخصیت اداری خود سوءاستفاده کرده مردم را به دخول در حزب دموکرات ایران و استعفا از حزب توده مجبور می‌کنند.» (۲۴) حمله‌ها و اذیت و آزار‌های حزب دموکرات منحصر به حزب توده نبود بلکه در برخی مناطق روستایی مانند ملایر اعضای حزب ایران هم از آن بی نصیب نماندند. (۲۵) در آبان ماه ۱۳۲۵ روزنامۀ جبهه (ارگان حزب ایران) دربارۀ عملکرد چهارماهۀ حزب دموکرات ایران نوشت:در مناطق مختلف «ایران، بجز آذربایجان، حزب ترقیخواه دموکرات کلیۀ بقایای [احزاب] ارادۀ ملی و عدالت ملی و سایر عناصر اصلاح طلب! را متشکل و متحد کرده و با اتکا به نفوذ و نیروی دستگاه‌های دولتی با نهایت سهولت و مهارت توده‌های سیه روز دهاتی و کارگر را به فردوس حزب جدید رهبری می‌کنند و اگر کسانی مایل به ورود در این ساحت آزادی نباشند اندک گوشمالی از دست بزرگان حزب دموکرات دیده و به وظایف ملی خود آشنا می‌شوند.» روزنامۀ جبهه دربارۀ تاثیر اقدامات حزب دموکرات بر احزاب ایران و توده نوشت:«سازمان‌های حزب دموکرات ایران جانانه دمار از روزگار احزاب آزادیخواه درآورده»اند تا بتوانند در انتخابات دورۀ پانزدهم مجلس شورای ملی بی رقیب باشند. (۲۶)

تشکیل حزب دموکرات ایران
موضوعی که در سال ۱۳۲۵ مشخص نبود محرک قوام برای تشکیل حزب دموکرات است. احمد قوام سیاستمداری آریستوکرات بود و در پیشینۀ سیاسی طولانی‌اش نشانه‌ای از تمایل او به تشکیل یا همکاری با احزاب سیاسی وجود نداشت. البته مهدی فرخ (معتصم السلطنه) می‌گوید قوام مدت‌ها قبل از نخست وزیر شدن‌اش در بهمن ۱۳۲۴ در فکر تشکیل حزب سیاسی بود (۲۷) با این‌حال، نه در سخنرانی‌های متعدد قوام دربارۀ تشکیل حزب دموکرات در سال‌های ۱۳۲۵ـ۱۳۲۶ و نه در جراید و نشریات حزب دموکرات ایران که دائما از درایت‌های بی نظیر قوام می‌نوشتند اشاره‌ای به چنین پیشینه و تمایلی نشده است. خاطرات و یادداشت‌های برخی ازهمکاران قوام حاکی از آن است که در اوایل تیرماه ۱۳۲۵ قوام به چنین نتیجه‌ای رسید. مثلاً، عمیدی نوری می‌نویسد: در اوایل تیرماه ۱۳۲۵ به دیدار قوام رفتم. «مظفر فیروز را در اتاقش دیدم معلوم شد قوام السلطنه به فکر تأسیس حزبی به نام دموکرات ایران افتاده است.» (۲۸) اگرچه برخی بر این نظرند که ایدۀ تشکیل حزب دموکرات ایران از مظفر فیروز است (۲۹) اما به نظر می‌رسد در اواخرخردادماه ۱۳۲۵ چنین ایده‌ای از سوی وزارت امور خارجۀ آمریکا به قوام داده شد. گواه آن هم گزارش اینورچیل (سفیربریتانیا در آمریکا) است. در ۲۴ ژوئن ۱۹۴۶/ ۳ تیر۱۳۲۵، اینور چیل به وزارت امورخارجۀ بریتانیا اطلاع داد که جرج آلن سفیر آمریکا در تهران به قوام گفته است: «به صلاح او خواهد بود که از تشکیل احزاب مستقل در ایران در مقابل حزب توده پشتیبانی نماید. چنین اقدامی می‌تواند گامی در جهت یک نظام سیاسی دموکراتیک باشد.» (۳۰) احتمالاً همین پیشنهاد موجب شد که «قوام با سرعت عجیبی ظرف چند هفته یک حزب قوی به وجود آورد.» (۳۱)
روند تشکیل حزب دموکرات ایران با روند تشکیل احزاب سیاسی مطابقت نداشت؛ زیرا شیوۀ مرسوم تشکیل احزاب سیاسی این است که ابتدا، جلسۀ هیئت مؤسس تشکیل می‌شود و در آن جلسه، هدف‌ها و آمال سیاسی و اجتماعی و شیوۀ فعالیت حزب مشخص می‌شود، اعضای کمیتۀ مرکزی موقت را انتخاب می‌کنند و چند نفر از اعضای مؤسس مأمور نوشتن برنامه و اساسنامه موقت حزب می‌شوند. پس از تصویب برنامه و اساسنامه که اسناد هویتی و راهبردی حزب اند، تشکیل حزب اعلام می‌شود و شروع به عضوگیری می‌کنند. حزب دموکرات چنین مسیری را طی نکرد؛ ابتدا تشکیل حزب اعلام شد، سپس برنامه‌اش را منتشر کردند و ثبت نام از متقاضیان عضویت شروع شد و آنگاه جلسۀ هیئت مؤسس حزب دموکرات را برگزار کردند و چند روز بعد اساسنامۀ حزب منتشر شد. احتمالاً شتاب قوام در اعلام تشکیل حزب دموکرات و انتشار برنامۀ حزب برای آن بود که ائتلاف حزب توده و حزب ایران را تحت تاثیر قرار دهد و شاید قوام امیدوار بود از این طریق بتواند حزب ایران را از ائتلاف با حزب توده باز دارد که چنین نشد و این دو حزب در ۹ تیر ۱۳۲۵ اعلامیۀ مشترک تشکیل «جبهۀ مؤتلف احزاب آزادیخواه» را منتشر کردند.
قوام در سخنرانی ۸ تیر ۱۳۲۵ گفت که «عملیات و فعالیت حزبی بعد از ۱۵ روز دیگر در تمام کشور شروع خواهد شد». با این‌حال‌، یک هفته پس از سخنرانی قوام، در حالی که هنوز اساسنامۀ حزب نوشته نشده بود و در نتیجه، شرایط و معیار حزب دموکرات برای پذیرش افراد مشخص نبود، ثبت نام عمومی برای پذیرش اعضا شروع شد. روزنامۀ کوشش در ۱۸ تیر ۱۳۲۵ در این باره نوشت: «در تهران همه روزه جمعیت زیادی در حزب دموکرات ایران قبول عضویت می‌نمایند و از کلیۀ نقاط کشور نیز تلگرافات زیادی رسیده عموما تصمیم آقای نخست وزیر را دایر بر تشکیل حزب دموکرات تقدیر نموده و با شوق و شعف وارد حزب می‌شوند به طوری که در این چند روز اخیر دستجات چند هزار نفری قبول عضویت کرده اند.» علاوه بر این، برخی تشکل‌ها مانند: «جمعیت رفیقان»، «گروه تعاون»، «اتحادیۀ عشایر خوزستان»، «حزب آزادی»، «باشگاه ببر» و دیگران به صورت گروهی به حزب دموکرات پیوستند و همچنین خسروخان قشقایی، ابوالقاسم‌خان بختیار، علیخان شیرکووند و... پیوستن خود و افراد ایل شان را به حزب دموکرات اعلام کردند.
در حالی که ثبت نام افراد و پیوستن تشکل‌ها به حزب دموکرات ایران ادامه داشت، روز ۲۹ تیر ۱۳۲۵ «قبل از آغاز جشن اعطای گواهینامه‌های کلاس کادر رهبری» حزب دموکرات ایران، جلسۀ هیئت مؤسس آن حزب در کاخ ییلاقی وزارت امور خارجه تشکیل شد. هئیت مؤسس، احمد قوام را به سمت رهبر کل و مظفر فیروز را به عنوان معاون رهبر کل انتخاب کردند و سپس اعضای کمیتۀ مرکزی (احمد قوام، مظفرفیروز، سردار فاخر حکمت، محمد ولی میرزا فرمانفرماییان، علی اکبر موسوی زاده، سید هاشم وکیل، ابوالحسن حائری زاده، ابوالحسن عمیدی نوری (۳۲) ، زین‌العابدین فروزش، محمود محمود، حسن ارسنجانی و ابوالحسن صادقی) و اعضای کمیسیون‌های تشکیلات، تبلیغات،مالی و بازرسی را برگزیدند. (۳۳)
علت رقابت‌ها و اختلاف‌هایی که در کوتاه‌مدت بین رهبران سازمان‌های وابسته به حزب دموکرات پدید آمد حزب دموکرات دارای دو سازمان جوانان و دو اتحادیۀ کارگری شد. هریک از دو سازمان جوانان حزب دموکرات، یعنی «سازمان جوانان نیرومند حزب دموکرات» (۳۴) و «سازمان جوانان دموکرات» دارای مسئولان، تشکیلات و دفتر مستقل بودند. (۳۵) این دو سازمان در ۱۷ فروردین ۱۳۲۶ باهم وحدت کردند و «سازمان جوانان حزب دموکرات ایران» را تشکیل دادند. در اعلامیه‌ای که سازمان جوانان واحد منتشر کرد دربارۀ دلایل وجود دو سازمان جوانان توضیحی نداد و تنها متذکر شد که «تا دیروز جوانان حزب نیرومند ما در دو مکان و دو نام برای رسیدن به یک هدف و تحت رهبری بزرگ‌ترین سیاستمدار ایران و یگانه فرزند رشید میهن جناب اشرف آقای قوام‌السلطنه مشغول فعالیت بودند و بعضی از کوته‌نظران چنین تصور می‌کردند که خدای ناکرده این دو سازمان دارای افکار و هدف‌های جداگانه‌اند.» در توضیح علت وحدت دو سازمان جوانان حزب دموکرات هم نوشتند: «جوانان هر دو سازمان برای کوتاه کردن زبان مغرضان و دسیسه‌جویان، جا و مکان و سازمان خود را نیز مانند هدف و مرام‌شان یکی کرده و با تشکیلات واحد و نیرویی به مراتب قوی‌تر از گذشته وارد میدان مبارزه می‌شوند.» و متذکر شدند که در نتیجۀ وحدت دو سازمان، «ما یقین داریم که تحت توجهات رهبر معظم و محبوب خود به موفقیت‌های بزرگی نائل خواهیم شد و هیچ قدرتی نخواهد توانست رخنه‌ای در صفوف ما ایجاد نماید و آرزوهای دیرین ما به زودی صورت عمل به خود می‌گیرد.» (۳۶)
اتحادیۀ کارگری حزب دموکرات در مهرماه ۱۳۲۵ به نام «اتحادیۀ مرکزی سندیکای پیشه‌وران و کشاورزی و کارگران ایران» تشکیل شد که رهبران آن مهندس مهین، دکتر هاشم افراشته، علی‌اصغر نورالدین آشتیانی، ابراهیم افتخار و منصور افراشته بودند (۳۷) این اتحادیه در آبان ماه ۱۳۲۵ به دو تشکل، یکی تشکل دهقانی به نام «اتحادیۀ مرکزی سندیکاهای کشاورزان ایران» و دیگری، تشکل کارگری به نام «شورای مرکزی اتحادیۀ سندیکاهای کارگری ایران» تقسیم شد. در ادامه، سندیکای کارگری حزب دموکرات به دلیل اختلاف خسرو هدایت (مدیرکل بنگاه راه آهن و عضو کمیسیون تشکیلات کل حزب دموکرات) با علی‌اصغر نورالدین آشتیانی دچار انشعاب شد؛ هدایت «اتحادیۀ سندیکاهای کارگران ایران» (اسکی) و آشتیانی و همفکرانش «اتحادیۀ مرکزی کارگران و کشاورزان ایران» (امکا) را تشکیل دادند. به رغم جدایی، این دو اتحادیه همچنان وابسته به حزب دموکرات ایران بودند. به گفتۀ حبیب نفیسی (معاون وقت ادارۀ کار) علت اصلی اختلاف آنها ناشی از اختلاف بین قوام و محمد رضاشاه بود که در این جریان، هدایت بیشتر به شاه وفادار بود و انشعابیون به قوام. (۳۸) هدف سندیکاهای حزب دموکرات که از حمایت دولتی هم برخوردار بودند مقابله با شورای متحده و انحلال آن و جایگزین کردن اتحادیۀ کارگری غیر سیاسی بود. (۳۹) حبیب نفیسی که خود از دست‌اندرکاران سندیکاهای حزب دموکرات بود می‌گوید: برای پذیرش کارگران در این سندیکاها « یک شرط داشتند و آن هم این بود که توده‌ای نباشد و مبارز باشد.[ یعنی] نترسد کشته بشود و جنگ نکند، دفاع بکند و بزند و بخورد. اگر کتکش زدند نترسد.» نمونۀ شاخص مسئولان این سندیکاها، عزیز قزلباش بود. به گفتۀ نفیسی قزلباش «همه کارۀ عزت الله خان هدایت در راه آهن و یکی از رهبران اسکی در راه آهن بود.آدم نادرست و آدمکشی بود.» (۴۰) فعالیت‌های اسکی و امکا برای جذب کارگران و بی‌اثر کردن شورای متحده نتیجه‌ای درپی نداشت. (۴۱)
حزب دموکرات دارای سازمان‌های جنبی دیگری مانند «سازمان ورزشی حزب دموکرات ایران» و«سازمان زنان»، «سازمان فنی» و... بود. سازمان ورزشی حزب دموکرات که دارای دفتر و دستگاه اداری بود باشگاه‌های ورزشی را که در سال ۱۳۲۵ به حزب دموکرات پیوسته بودند هماهنگ می‌کرد و نمایش‌های ورزشی در جشن‌ها و رژه‌های حزبی را تدارک می‌دید. سازمان زنان حزب دموکرات ایران (به رهبری مهرانگیز دولتشاهی، پروین ملک‌آرایی، فاطمه سیاح، فخر عادل خلعتبری، توران وارسته و دیگران) در ۸ شهریور ۱۳۲۵ تشکیل شد. (۴۲) سازمان زنان غیر سیاسی بود و فعالیت‌های آن محدود به برگزاری کنفرانس‌های هفتگی آموزش «مسائل مهم خانه‌داری و پرورش نوزاد»، تشکیل کلاس‌های اکابر، تشکیل «کلاس ویژه برای روشن نمودن افق فکر بانوان تحصیل‌کرده» که در آن کلاس«تاریخچۀ احزاب، تاریخ سوسیالیسم، علم‌الاجتماع، اصول سخنرانی و مقاله‌نویسی» آموزش داده می‌شد؛ همچنین، مسئولان «سازمان زنان به منظور آشنا نمودن جامعۀ زنان ایرانی به حقوق حقه و مسلمۀ خود طبق قوانین مذهب مقدس اسلام و مسائل سودمند گوناگون هفته‌ای یک بار در رادیو» سخنرانی می‌کردند. این سازمان بعد از سقوط دولت فرقۀ دموکرات آذربایجان (۲۱ آذر ۱۳۲۵) برای کمک به اهالی آستار اعانه جمع آوری کرد. (۴۳) همچنین مهرانگیز دولتشاهی در ۱۲ تیر ۱۳۲۵ از نمایندگان حزب دموکرات ایران در مجلس شورا درخواست کرد:«برای زن، حق رأی دادن و انتخاب شدن به رسمیت شناخته شود.» (۴۴) «سازمان فنی حزب دموکرات ایران» تشکل مهندسان عضو حزب بود و وظیفۀ آن از جمله «تعیین خط مشی صنعتی و وضع یک سلسله مقررات و قوائد فنی برای بسط صنایع» بود. (۴۵)
تشکیلات ابتکاری که حزب دموکرات ایران تشکیل داد «گارد نجات ملی» بود که تا آن زمان بین احزاب ایرانی سابقه نداشت و در دیگر کشورها هم معمولا احزاب فاشیستی از چنین تشکیلاتی برخوردار بودند. گارد نجات ملی دارای «هنگ پیاده» و «هنگ سواره» و اعضای آن دارای اونیفورم و بازوبند سه رنگ بودند. (۴۶) پیش از تشکیل گارد نجات ملی، و در همان ابتدای تشکیل حزب دموکرات، «مظفر فیروز دسته‌ای به وسیلۀ عباس شاهنده تشکیل داده بود از افراد بزن بهادر که با قدرت دولتی مجهز گردیده [بودند...] محل این دستۀ حزبی دموکرات ایران که مسئول آن عباس شاهنده بود در همان خیابان فردوسی تعیین شده بود و وسایل زد وخورد از چوب‌های دستی و چاقو نیز آماده و ذخیره شده بود.» (۴۷) این دسته بزن‌بهادر تا ۱۴ مرداد ۱۳۲۵ سه یا چهار بار به دفتر شورای متحده و اعضای حزب توده حمله کردند که تنها در حملۀ ۱۴ مرداد آنها به دفتر شورای متحده، حدود ۵۰ نفر از اعضای شورای متحده مجروح شدند. (۴۸) گارد نجات ملی که در مهرماه ۱۳۲۵ رسماً تشکیل شد تشکیلات تکامل یافتۀ آن دستۀ بزن بهادر بود و به عنوان نیروی ضربت حزب دموکرات در تهران و شهرستان‌ها عمل می‌کرد. جدا از درگیری با اعضای حزب توده و شورای متحده، اعضای گاردنجات ملی دست به کارهایی زدند که موجب اعتراض سرتیپ صفاری (رئیس شهربانی کل کشور) شد. صفاری در ۵ آبان ۱۳۲۵ در نامۀ محرمانه‌ای به احمد قوام نوشت: افراد گارد نجات ملی «در کوی و برزن با چوب‌دستی حرکت و موجب جلب توجه مردم و عناصر مخالف شده. اکثراً به ملاحظۀ مکالمات و انتقادات منجر به زد و خورد بین آنها و افراد دیگر می‌گردد.» مأموران انتظامی هم«حرکات خلاف قاعدۀ آنها را به تصور اینکه از مقامات رسمی مأموریت دارند ندیده می‌انگارند.» سرتیپ صفاری متذکر شد اعضای گارد نجات ملی چنان بی‌پروا شده‌اند که به رغم حکومت نظامی در تهران، ساعت یک نیمه شب ۴ آبان ۱۳۲۵ «که از گشت شبانه برمی گشتم یکی از همین نفرات با چوب‌دستی خود نزدیک پاس رسمی پاسبان، به اتومبیل اینجانب فرمان توقف داد و کارت عبور مطالبه کرد.» صفاری از قوام می‌خواست: «به منظور حفظ آرامش و تقویت نیروی انتظامی و رفع نگرانی عموم و جلوگیری از حوادث آتی محقق‌الوقوع [...] این جمعیت را از پوشیدن اونیفورم ممنوع و این امر را متروک سازند.» (۴۹) اگرچه قوام در ۱۱ آبان ماه به شاهنده نوشت «به مأمورین بفرمایند که از این گونه اقدامات جلوگیری شود» (۵۰) اما افراد گارد نجات ملی پوشیدن اونیفورم را ترک نکردند و به اقدامات خود ادامه دادند. علت آن هم چیزی نبود جز اینکه قوام می‌خواست به وسیلۀ گارد نجات ملی اعضای حزب توده را مرعوب و منفعل کند. از این رو، به مناسبت یا بی‌مناسبت گارد نجات ملی در تهران و شهرستان‌ها به دفترهای حزب توده و شورای متحده حمله می‌کردند و با اعضای آنها گلاویز می‌شدند.
احمد آرامش می‌نویسد: همین که قوام تشکیل حزب دموکرات ایران را از رادیو اعلام کرد «چنان شور و شعفی در طبقات مردم به وجود آمد که تا دو سه هفته بعد روزی هزاران درخواست عضویت از طبقات مختلف به حزب دموکرات واصل می‌گشت. شعرا و نویسندگان بدون ریا و مداهنه و از روی صفای قلب قصاید و مقالاتی در تمجید قوام و تأیید اقدام او در تشکیل حزب سرودند و نوشتند. بازرگانان درجۀ اول و متمولین صدها نامه مستقیما به عنوان قوام‌السلطنه ارسال داشتند و هریک پیشنهاد کردند که به قدر توانایی حاضرند از نظر مالی به حزب کمک کنند. سفرای کشورهای خارجی و نمایندگان سیاسی آنها هرکدام جداگانه قوام‌السلطنه را ملاقات کردند و به مناسبت تشکیل حزب دموکرات که تنها نیروی متشکل در مقابل حزب توده به شمار می‌رفت به وی تهنیت گفتند.» (۵۱) به نوشتۀ روزنامۀ دموکرات ایران پس از اعلام تشکیل حزب، «در اندک مدتی چهار کلوب در نقاط مختلف شهر [تهران] باز کرد و بیش از یکصد هزار نفر در مدت یک ماه در حزب ما اسم‌نویسی کردند. [...] در اندک مدتی در سراسر شهرهای خراسان تشکیلات حزب دموکرات ایران تشکیل شد. در شهر مشهد تظاهرات وطن‌پرستانه مردم به صورتی بود که حزب توده با وجود تشکیلات قوی خود ناچار افرادش فرار کردند. در گیلان حزب توده در مقابل حزب دموکرات ایران مانند برف ذوب شد و در اندک مدتی صدهزار نفر از نقاط مختلف گیلان در تشکیلات ما اسم‌نویسی کردند.[...] صدهزارنفر در مدت یک ماه در شهرهای مختلف اصفهان نام‌نویسی کرده بودند. در فارس حزب دموکرات ایران وسعت فوق‌العاده یافت. کرمانشاهان، کرمان، یزد، یکی پس از دیگری مراکز مهم حزبی ما شدند.» (۵۲) کمیتۀ مرکزی حزب دموکرات ایران در بیانیۀ صدمین روز تشکیل حزب، اعلام کرد: «زنان و مردان، جوانان و سالخوردگان با یک شتاب عجیبی و با یک عجلۀ بی‌سابقه خود را به حزب ما معرفی می‌کنند. [...] سرود حزب ما به عنوان یک سرود ملی در کوچک‌ترین شهرهای ایران از زبان جوانان به گوش می‌رسد. [... و] برای تأسیس و برافراشتن پرچم پرافتخار ما، ایرانیان با یکدیگر مسابقه گذاشته اند.» زیرا «آنچه ما می‌گوییم و آنچه ما برای نجات وطن می‌خواهیم ترجمۀ کاملی است از احساسات مردم این مملکت که برای اظهار آن سال‌ها در پی فرصت بوده‌اند.» از این رو است که «در تاریخ احزاب سیاسی دنیا یک چنین توسعۀ خارق‌العاده و پیشرفت حیرت انگیز سابقه نداشته است.» (۵۳)
بی‌تردید تشکیل حزب دموکرات در شهرهای ایران هیجانی پدید آورد و بخش‌هایی از جامعه از آن استقبال کردند اما استقبال مردم از این حزب چنان نبود که جراید و رهبران حزب دموکرات ایران مدعی بودند. «پنجاه هزار» و «صدهزار» نفر ارقامی بودند که آنها به‌طور مکرر برای تعداد اعضای خود در هر یک از شهرهای بزرگ و کوچک کشور تکرار می‌کردند. در پایان سال ۱۳۲۵ محمود محمود (عضو کمیتۀ مرکزی حزب دموکرات) اعلام کرد: «حزب دموکرات ایران سه میلیون عضو دارد و نمایندۀ قاطبۀ ملت ایران است.» (۵۴) و این در حالی بود که جمعیت ایران در آن زمان حدود ۱۵ میلیون نفر بود. جدای از هیاهوی بسیار و تبلیغات گسترده‌ای که حزب دموکرات در بارۀ استقبال مردم از این حزب می‌کرد واقعیت چیز دیگری بود. مثلا، در ۱۶ شهریور ۱۳۲۵ محمود محمود دربارۀ شمار اعضای حزب دموکرات در اصفهان به مظفر فیروز چنین گزارش داد: «تاکنون بالغ بر یکصد وپنجاه هزار نفر نام خود را در تشکیلات و سازمان‌های مختلفۀ حزبی ثبت و آمادگی خود را برای اجرای مرام مقدس حزب دموکرات ایران عملاً نشان داده‌اند و با آنکه بیش از ۱۹ روز از تاریخ تشکیل حزب دموکرات ایران در اصفهان نمی‌گذرد مطمئن هستم که تا چند روز دیگر لااقل یک صد هزار نفر به افراد حزبی افزوده خواهد شد.» (۵۵) در ۲ آبان ۱۳۲۵، امیرقلی امینی (دبیرکل شعبۀ اصفهان حزب دموکرات ایران) طی تلگرافی به محمود محمود اعلام کرد: «وسایل رژه رفتن ۵۰ هزار افراد دموکرات از پنج بخش شهر و بخش‌های حومه برای فردا ظهر فراهم» است. (۵۶) و این در حالی بود که حزب دموکرات ایران در اصفهان چنین اعتبار ونفوذی نداشت. گواه آن هم گزارش۱۷ آذر ۱۳۲۵ سرهنگ دانشپور (رئیس شهربانی اصفهان) به شهربانی کل کشور است. در این گزارش دانشپور به صراحت می‌نویسد: «حزب دموکرات اینجا ابداً نفوذی ندارد. طرف مقابل [،حزب توده،] البته استفاده می‌کند. خصوصاً این موقع مستدعی است اقدامات خیلی فوری شود که یک فعالیت‌های جدی و مؤثر در جریان باشد» (۵۷) که بشود با حزب توده مقابله کرد. شمار اعضای واقعی حزب دموکرات ایران در برخی از شهرها، مانند قزوین، چنان اندک بود که کمیتۀ حزبی آن شهر حتی استطاعت خریداری بلندگو برای میتینگ‌های خود را نداشت و برای خریداری بلندگو از رهبرکل حزب کمک مالی می‌خواستند. (۵۸) اعلام آمارهای یک صد هزار نفر و سه میلیون نفر نه ناشی از بی‌اطلاعی رهبران این حزب از شمار واقعی اعضای خود بلکه کاملاً آگاهانه و بخشی از جنگ روانی آنها با حزب توده بود. عمیدی نوری در این باره می‌نویسد:«در یکی از تظاهرات حزب دموکرات ایران که زدوخوردی نیز با حزب توده در میدان سپه به‌میان آمده بود، خبرنگار روزنامۀ داد حقیقت را نوشته بود یعنی تعداد متظاهرین حزب دموکرات را چند هزار نفر که بیشتر نبودند به روزنامه گزارش داده بود در حالی که شاهنده در روزنامۀ فرمان آن را صد هزار نفر عنوان کرده بود.» مظفر فیروز به همراه عباس شاهنده و عده‌ای دیگر «به ملاقات قوام رفتند وداد و فریاد راه انداختند که من[عمیدی نوری] با اینکه عضو مؤثر کمیتۀ حزب می‌باشم با انتشار این خبر در روزنامه‌ام به تضعیف حزب پرداخته‌ام» و با موافقت قوام، من را از کمیتۀ مرکزی حزب اخراج کردند. (۵۹)

حزب یا جبهه
حزب دموکرات ایران با توجه به ترکیب اعضایش، نه حزب بلکه جبهه‌ای از گروه‌هایی با منافع متفاوت و حتی متضاد بود. اعضای حزب دموکرات ایران را می‌توان بر اساس دلایل پیوستن‌شان به این حزب به چند گروه تقسیم کرد: یک گروه کسانی بودند که اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را می‌خواستند و به‌رغم آنکه با برنامۀ حزب توده موافق بودند عمدتا چون این حزب را وابسته به شوروی می‌دانستند به حزب توده نپیوستند. از چهره‌های شاخص این گروه می‌توان به امیرقلی امینی دبیر کل شعبۀ اصفهان حزب دموکرات ایران اشاره کرد. این گروه و همچنین عدۀ دیگری که از تشکیل دولت فرقۀ دموکرات آذربایجان و بخصوص پاره‌ای از شعارها و مطالبات قومی آن فرقه و از احتمال تجزیۀ ایران هراسان شده و با حزب توده هم مخالف بودند به حزب دموکرات پیوستند که برنامه و شعارهایش از اصلاح طلبی و ترقی‌خواهی و تأکید بر استقلال و تمامیت ارضی ایران حکایت داشت. از چهره‌های شاخص این عده می‌توان از عبدالرحمن فرامرزی، ملک‌الشعراءبهار، محمود محمود، عمیدی نوری، خسرو هدایت و خسرو قشقایی نام برد. (۶۰) گروهی هم به امید دستیابی به نمایندگی مجلس شورا و رسیدن به مقام و منصب دولتی یا ارتقای شغلی به این حزب پیوستند. عده‌ای هم مخالفان حزب توده بودند و حزب دموکرات را ابزار قدرتمندی برای مقابله با آن دانستند و با این هدف عضو حزب دموکرات شدند. بیشتر این عده از مالکان و رؤسای ایل‌ها و عشایر و کارخانه‌داران و اعضای پیشین احزاب ارادۀ ملی، عدالت و‌دیگر احزاب بودند. از این عده می‌توان به امیراحتشامی، قبادیان، اعزاز نیک‌پی، صفا امامی، سردار اعظم، محمد هراتی، نیکپور، کهبد و دیگران اشاره کرد. نکتۀ حائز اهمیت آن است که گروه اخیر برنامه و هدف‌های اعلام شدۀ حزب دموکرات را در مورد اصلاحات ارضی و اجتماعی جدی نگرفتند و از اولین کسانی بودند که نه تنها به این حزب پیوستند بلکه در بسیاری از مناطق کشور شعبه‌های حزب دموکرات را تشکیل دادند. عضویت آنها در حزب دموکرات به معنای عضویت یک نفر یا یک خانواده نبود بلکه خودبه‌خود شامل «رعایا»ی آنها هم می‌شد. مثلا، روز یکشنبه ۱۰ شهریور۱۳۲۵، «عموم خوانین چهارلنگ و فریدن در داران حاضر گردیده، عده‌ای قریب شش هزار نفر از کلیۀ دهات به داران» آمدند تا دفتر حزب دموکرات را در آن منطقه دایر کنند. روز بعد با افتتاح آن دفتر، همه عضو حزب شدند و پس از خاتمۀ میتینگ حزبی، به فرمان مالکان و خوانین (محمد جواد سالار شجاع، محمد علی مردانی چهار لنگ، حیدرآقا شیخانی و...) جمعیت به دفتر حزب توده حمله کرد، «تابلو و پرچم حزب را منهدم و درب عمارت را آتش زده، اثاثیه را نیز بردند» (۶۱) و سپس به منزل رحیم دادگستر (مسئول حزب توده در منطقه داران) حمله کردند، اسباب و اثاثیه خانه اش را غارت کردند و سواران بختیاری «خرمن و زراعت‌اش را برای مخارج سوار» بردند. (۶۲) اگرچه غارت و آتش زدن تقریباً منحصر به مناطق روستایی و ایلی عشیرتی بود اما در برخی از شهرها پس از افتتاح دفتر حزب دموکرات، بلافاصله مسئولان آن حزب دستور اقدام ایذایی نسبت به حزب توده را می‌دادند. مثلا روز ۴ دی ۱۳۲۵ پس از افتتاح دفتر حزب دموکرات در دامغان، «یک عده از گارد نجات ملی حزب اجتماعاً به خیابان رفته تابلو حزب توده را برداشته و به کلوپ حزب دموکرات برده و سپس تابلو مزبور را به ایستگاه حمل نمودند.» (۶۳)
طبیعتاً چنین ترکیب نامتجانسی نه تنها نمی‌توانست تشکیل دهندۀ یک حزب باشد بلکه جبهۀ مشترک آنها هم نمی‌توانست مدت طولانی پایدار بماند. اولین موج کناره‌گیری گسترده از حزب دموکرات ایران در اواخر آذر یا اوایل دی ۱۳۲۵ به راه افتاد؛ وقتی در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ دولت فرقۀ دموکرات آذربایجان از بین رفت آن گروه که نگران تجزیۀ ایران بودند و اینک نگرانی‌شان برطرف شده بود، حزب دموکرات را ترک کردند. عدۀ آنها به حدی زیاد بود که مهرانگیز دولتشاهی (مسئول سازمان زنان) می‌گوید: «وقتی فرقۀ دموکرات بهم خورد حزب دموکرات هم از هم پاشید.» (۶۴)
پاره‌ای برنامه‌های اصلاحی
در بهار سال ۱۳۲۵ اصلاح‌طلب بودن احمد قوام، عمدتاً به واسطۀ تبلیغات حزب توده و حزب ایران، نزد بخش‌هایی از جامعۀ شهری ایران امری پذیرفته شده بود. انتشار برنامۀ حزب دموکرات و تبلیغات روزنامه‌های طرفدار قوام موجب شد بخش‌های دیگر جامعۀ شهری هم آن را بپذیرند. آنچه موجب امیدواری اقشار و طبقات فرودست و میانۀ جامعه به اصلاح‌طلبی قوام و درنتیجه، حزب دموکرات می‌شد پیش از هرچیز ناشی از دو اقدام مهم اصلاحی از سوی دولت قوام در بهار ۱۳۲۵ بود. دولت قوام در اردیبهشت ۱۳۲۵ «قانون کار» را که با همکاری نمایندگان شورای متحده نوشته شده بود و همچنین در ۶ خرداد ۱۳۲۵ «تقسیم مجانی و بلاعوض اراضی خالصه» را تصویب کرد. گام بعدی، اصلاح در زمینۀ دهقانی را دولت قوام در ۱۹ مرداد ۱۳۲۵ برداشت و طی تصویبنامه‌ای ۱۵ درصد بر سهم زارع از محصول افزود. این تصویبنامه می‌توانست تا حد بسیار زیادی اعتراضات دهقانی را که از مهرماه ۱۳۲۰ روبه رشد بود، برطرف کند. حزب دموکرات با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که کمیتۀ مرکزی این حزب پیشنهاد دهندۀ افزودن ۱۵ درصد بر سهم زارع بوده است تا «بدین وسیله یکی از هدف‌های مهم حزب دموکرات ایران عملی گردد.» (۶۵) اقدامی که با استقبال جناح چپ مواجه شد و آن را مقدمه‌ای بر اصلاحات ارضی ارزیابی کردند. (۶۶) البته روزنامۀ رهبر آن را نه ابتکار حزب دموکرات بلکه موفقیتی برای حزب توده دانست و در این باره نوشت:در سال ۱۳۲۴هنگامی که اختلاف بین دهقانان و مالکان در گیلان شدت گرفت (۶۷) و « از هر حیث بیم وقوع حوادث غیرمنتظره می‌رفت» نمایندگان کمیتۀ مرکزی حزب توده(رادمنش و کشاورز) در کمیسیونی که در گیلان تشکیل شد «برای ازدیاد حقّ زارعین پیشنهادی داد که با جزیی تغییر عیناً همین مادۀ تصویب شدۀ هیئت دولت است.» بنابراین «دهقانان ایران این موفقیت را مدیون سازمان متشکل خود[اتحادیۀ دهقانان ایران] و رهبری حزب توده می‌باشند.» (۶۸)
اگر چه از آن به بعد حزب دموکرات از مصوبۀ افزایش ۱۵ درصد سهم زارع به عنوان یکی از دستاوردهای مهم خود یاد می‌کرد (۶۹) اما این حزب گام عملی برای اجرای آن مصوبه برنداشت و این درحالی بود که در بسیاری از مناطق کشور فرمانداران و بخشداران به این عنوان که مصوبۀ هیئت دولت به ما «ابلاغ رسمی» نشده است حاضر به اعلام و نظارت بر اجرای مصوبۀ ۱۵ درصد نبودند. (۷۰) در آن مناطق اتحادیۀ دهقانی حزب توده بود که علاوه بر انتشار خبر چنین مصوبه ای، متن آن را چاپ و در روستاها پخش کرد. (۷۱) برخلاف حزب دموکرات، حزب توده اجرای مصوبۀ افزایش ۱۵ درصد را به طور جدی در روستاها مطرح کرد و خواستار اجرای آن شد که این امر از یکسو موجب تعمیق پایگاه اجتماعی حزب توده در روستاها شد و از سوی دیگر به شدت گرفتن بحران در روستاها و رویارویی بیش از پیش مالکان و دهقانان و حتی کشته شدن شماری از دهقانان منجر گشت. (۷۲) از شهریورماه ۱۳۲۵ به بعد، روزنامه‌های حزب توده و به طور محدودتر روزنامۀ جبهه (ارگان حزب ایران) خبرها و گزارش‌های مربوط به اختلاف‌ها و درگیری‌های مالکان با دهقانانی که خواستار اجرای مصوبۀ ۱۵ درصد بودند، منتشر می‌کردند و در آن گزارش‌ها و خبرها عضویت آن مالکان را در حزب دموکرات یادآور می‌شدند. (۷۳) واقعیت اینست که حزب دموکرات با چنان ترکیب اجتماعی نمی‌توانست پشتیبان اجرای مصوبۀ ۱۵ درصد باشد و احتمالاً همان طور که منوچهر اقبال (وزیر بهداری دولت قوام) در مورد مصوبۀ تقسیم اراضی خالصه به لوروژتل (سفیر انگلستان) گفت: انگیزۀ قوام از مصوبۀ ۱۵ درصد هم چیزی نبود جز «نمایشی به قصد تقویت دولت». (۷۴)
ادعاهای تبلیغاتی و بی‌عملی احمد قوام و حزب دموکرات در مورد انجام اصلاحات موجب شد روزنامۀ جبهه بنویسد: «آنکه به نحوی از انحاء از وضعیت حاضر استفاده می‌کند و یا نتیجۀ تغییر وضعیت را به نفع خود نمی‌داند طرفدار تحولات نخواهد بود. چنین شخصی ادعایش هرچه می‌خواهد باشد، اسم حزبش هرچه می‌خواهد باشد، محافظه کار بوده و خواهد بود.» (۷۵)
دولتی در خدمت حزب
حزب دموکرات برای فعالیت هایش از امکانات گستردۀ دولتی برخوردار بود و مسئولان دولتی به اشکال مختلف از این حزب حمایت و برای گسترش نفوذ آن تلاش می‌کردند. برخی ساختمان‌های دولتی مانند کافه و باغ شهرداری تهران با تمام وسایل و اثاثیه به رایگان در اختیار حزب دموکرات قرار گرفت تا دفتر و کلوپ حزبی خود را دایر کند. (۷۶) در برخی شهرها،رؤسای کل و جزء اداره‌های دولتی بخصوص شهرداری‌ها به اشکال مختلف تلاش می‌کردند کارمندان زیر دست و اهالی محل را وادار یا تشویق به عضویت در حزب دموکرات کنند. مثلا، درمهرماه ۱۳۲۵، شهرداری کرمانشاه رفتگران را وادار به ثبت نام در حزب دموکرات کرد، به حمامی‌ها اخطار کرد اگر عضو این حزب نشوند آب حمام آنها قطع می‌شود، کسبه را برای عضویت زیر فشار گذاشت و غیره. (۷۷) در بیجار، رئیس ادارۀ فرهنگ که مسئول کمیتۀ بیجار حزب دموکرات هم بود در بهمن ماه ۱۳۲۵ «به‌درب اتاق پخش [سهمیۀ شکر و چای] آگهی الصاق نموده [بدین مضمون:] امروز هفت و هشت ماه جاری شکر و چای مخصوص اشخاصی است که کارت عضویت دموکرات را دارند.» (۷۸) در بسیاری از مناطق کشور مسئولان استان و رؤسای اداره‌ها عضو حزب دموکرات بودند و با سمت دولتی خود در مراسم این حزب شرکت و سخنرانی می‌کردند؛ مانند سخنرانی فرماندار خرمشهر در جلسۀ افتتاح دفتر حزب دموکرات در آن شهر (۷۹) یا برگزاری جشن صدمین روز تأسیس حزب دموکرات از سوی شهرداری کرمان و سخنرانی استاندار در آن مراسم؛ سخنرانی استاندار کرمان منحصر بود به «شرح مبسوطی نسبت به پیشرفت و ترقی محسوسی که حزب دموکرات در مدت قلیل»کرده و «عموم را به تشریک مساعی تشویق فرمودند.» (۸۰) حتی در مواردی در مراسم حزب دموکرات ایران، مانند جشن صدمین روز تأسیس حزب دموکرات در کرمانشاه، تیپ یا لشکر مستقر در منطقه رژه می‌رفت. (۸۱) علاوه بر این، در مواردی برای پیشرفت فعالیت حزبی به مسئولان حزب دموکرات در یک منطقه، شغل دولتی مؤثر هم داده می‌شد. مانند سیرجان که در آبان ماه ۱۳۲۵ ناظر زاده(مأمور تشکیل شعبۀ حزب دموکرات) پس از آمدن به سیرجان به سمت بازرس امور فرمانداری منصوب شد. (۸۲) هرگاه در شهری حزب دموکرات با مخالفت یا مقابلۀ متنفذان محلی مواجه می‌شد، مسئولان حزب به قوام متوسل می‌شدند تا به عنوان نخست‌وزیر مشکلات آنها را برطرف کند. مثلا، در ۲۹ شهریور ۱۳۲۵، تقی وفایی (رئیس کمیتۀ شهرستان قم حزب دموکرات) تلگرافی دربارۀ مقابلۀ افراد بانفوذ با حزب دموکرات قم فرستاد و قوام بلافاصله واکنش نشان داد: «فوری.به فرمانداری قم تلگرافی دستور داده شود مراقب باشند از هرگونه اقدامی که موجب ایراد اهانت به حزب دموکرات و یا افراد مؤمن به این حزب باشد قویاً جلوگیری نمایند.» (۸۳) از نظر مالی هم، حزب دموکرات متکی به دولت بود و تأمین مالی آن عمدتاً از طریق رشوه‌هایی بود که تجار برای گرفتن بی‌ضابطۀ جوازهای صادرات و واردات چای، برنج، چوب و غیره به رهبرانی مانند آرامش، شاهنده و دیگران پرداخت می‌کردند. مثلا، مدیر شرکت سهامی بازرگانی پیروزان در بهمن ماه ۱۳۲۶ در این باره اعلام کرد: جواز واردات ۱۰ تن چای به من داده شد به این ترتیب که ابتدا برای «هر کیلو ده ریال به نام حزب دموکرات اخذ و بعد تصویبنامه صادر شد.» (۸۴) به رغم انکارهای اولیه، بالاخره قوام در جلسۀ ۱۸ آذر ۱۳۲۶ مجلس شورا در این باره گفت: تأسیس حزب مخارجی دارد. «قطع نظر از مصارفی که لازم و ملزوم تبلیغ و تشکیل یک حزب و جمعیت سیاسی است قسمت عمدۀ موفقیتی را که دولت اینجانب در تفرقه و قطع ایادی ماجراجویان به دست آورد و توانست از پیشرفت مقاصد خطرناک تجزیه طلبان [...] به موقع جلوگیری کند کمک همین وجوه بود» که مغرضان به آن عنوان سوءاستفاده داده‌اند و «جمع کل آن ۵ درصد ارقام موهومی که مغرضین انتشار داده‌اند نمی‌رسد.»
علاوه بر اینها، رادیو تهران به خصوص در سال ۱۳۲۵، عملا به ارگان حزب دموکرات تبدیل شد؛ به اشکال گوناگون حزب دموکرات را تبلیغ می‌کرد و نه تنها خبرهای مربوط به این حزب، حتی فراخوان تعویض کارت عضویت حزب، را پخش می‌کرد بلکه هر هفته رهبران حزب و سازمان‌های وابسته به آن از طریق رادیو برای مردم سخنرانی می‌کردند. همچنین، رادیو تهران گزارش بسیاری از جشن و میتینگ‌های حزب دموکرات، مانند جشن صدمین روز تأسیس حزب، را به طور زنده پخش می‌کرد که تبلیغ بسیار وسیعی برای آن حزب بود و دیگراحزاب چنین امکانی نداشتند.
شیوۀ نو برای برگزاری میتینگ
از جمله ابتکارهای حزب دموکرات برپایی میتینگ‌های «موتوریزه» بود. این شیوه میتینگ دادن که برای اولین بار در ایران از سوی حزب دموکرات اجرا شد ناشی از ناچاری این حزب بود. زیرا برخلاف ادعاهای حزب دموکرات دربارۀ شمار اعضای خود، چون این حزب توانایی برگزاری میتینگ‌های پرجمعیت را نداشت و در عین حال می‌خواست خود را به عنوان حزب فراگیر ملی معرفی کند ناچار بود روستاییان را به شهر بیاورد و تظاهرات و میتینگ‌های پرجمعیت، هرچند ساختگی، برپا کند. از این رو، کامیون‌هاو اتوبوس‌های اداره‌ها و کارخانه و صنایع دولتی، به خصوص بنگاه راه‌آهن روستاییان را به شهرهای بزرگ مانند تهران می‌بردند آنگاه گروهی از آنها سوار بر اتوبوس و کامیون («میتینگ موتوریزه») و گروهی پیاده («رژه») میتینگ عظیم حزب دموکرات را برگزار می‌کردند. نقل و انتقال افراد و دستمزدی که به هریک از آنها داده می‌شد عمدتا به هزینۀ دولت بود. به این ترتیب برای اولین بار در ایران، تظاهرات فرمایشی دولتی از سوی حزب دموکرات ایران برپا شد. زیرا، پیش از سال ۱۳۲۵ برخی مواقع احزاب جناح راست که معمولاً شمار اعضای شان اندک بود با پرداخت پول عده‌ای از تهیدستان شهری یا روستاهای پیرامون شهر را برای افزایش شمار شرکت‌کنندگان در تظاهرات و مراسم حزب خود می‌آوردند. معمولا آن احزاب برای چنین کاری از امکانات و منابع مالی خود استفاده می‌کردند نه از امکانات دولتی. حزب دموکرات ایران مبتکر برپایی تظاهرات فرمایشی به هزینۀ دولت در ایران شد. اسفندیار بزرگمهر (از مسئولان حزب دموکرات ایران) در این‌باره می‌نویسد: «قوام پس از صد روز با تحمل مخارج سنگین واستفاده از تمام عناصر مخالف حزب توده، در میدان سپه جشن صد روزه حزب را با عدۀ زیادی از رعایا و کارگرانی که طعم بندگی حزب توده را چشیده بودند، سواره وپیاده برپا نموده و نمایشی به حزب توده داد که تصادفا خیلی مؤثر واقع شد زیرا در آن وقت توده‌ای‌ها از باطن این رژه و جشن اطلاع زیادی نداشتند.» (۸۵) «میتینگ موتوریزه» منحصر به تهران نبود و در سال ۱۳۲۵در تعدادی از شهرهای بزرگ هم از این قبیل میتینگ‌ها برپا می‌شد. مثلا، روزنامۀ اصفهان دربارۀ برگزاری جشن صدمین روز تأسیس حزب دموکرات در شهر اصفهان نوشت: «با صحبت سران این حزب و مخصوصا کمک سازمان جمعیت حمل‌ونقل وابسته به حزب دموکرات ایران تعداد ۳۰۰ دستگاه اتوبوس و کامیون در اختیار حزب گذارده شد که برای آوردن افراد حزبی از خارج شهر از قبیل [روستاها و قصبه های] سده، جی، برخوار، ماربین، پیربکران، اشترجان، لنجان پایین و کلیۀ بخش‌هایی که تاکنون تشکیلات حزبی آنها داده شده مبادرت نماید. در نتیجه، از صبح روز جمعه سوم آبان ماه مرتباً کامیون‌ها نفرات حزب دموکرات را به شهر می‌آوردند.» (۸۶) ناگفته نماند که در سال ۱۳۲۵ حزب ایران و حزب توده کم و بیش از نحوۀ برپایی جشن صدمین روز باخبر بودند. مثلا، روزنامۀ آهنگر(ارگان کمیتۀ ایالتی اصفهان حزب تودۀ ایران) دربارۀ نحوۀ فراهم کردن نفرات برای برپایی آن جشن در شهر اصفهان به طور مشروح توضیح داد و از جمله نوشت: دهقانان سده را به وعده و وعید و عده‌ای را به زور سوار کامیون‌ها کرده به اصفهان آوردند. بیشتر دهقانان سده‌ای هنگام توقف کامیون در پمپ بنزین آتشگاه فرار کردند. (۸۷) حزب دموکرات ایران در سال ۱۳۲۶ هم به‌همین شیوه، میتینگ‌ها و جشن‌های خود را در تهران برگزار کرد. اما در سال ۱۳۲۶ تنها روزنامه‌های حزب توده نبود که دربارۀ فرمایشی بودن میتینگ‌ها و جشن‌های حزب دموکرات می‌نوشتند (۸۸) بلکه روزنامه‌های مخالف حزب توده هم مانند آتش، داد، تهران مصور دربارۀ شیوۀ برگزاری جشن از سوی حزب دموکرات ایران افشاگری‌هایی کردند. مثلا، روزنامۀ آتش در این‌باره نوشت: «برای جشن دومین سال حزب، چون نفرات ندارند غفاری نامی عضو وزارت کار را مأمور کرده‌اند که از دهات ورامین و شهریار دهقانان را به تهران بیاورد و برای این‌کار قرار گذاشته‌اند که از دو روز پیش از جشن، بنگاه راه‌آهن چندین واگن در اختیار او بگذارد.» (۸۹)
بحران و تفرقه
گفتیم که هدف احمد قوام به دست آوردن مجلس شورای ملی و تحکیم موقعیتش در قدرت بود. سقوط دولت فرقۀ دموکرات آذربایجان شرایط مناسبی را برای دولت قوام فراهم کرد که پس از ماه‌ها فترت، انتخابات دورۀ پانزدهم مجلس شورای ملی را برگزار کند. در دی ماه ۱۳۲۵ نیروی سازمان یافتۀ جدی در برابر قوام و یارانش وجود نداشت که بتواند مانع پیروزی آنها در انتخابات شود. حزب تودۀ ایران که تا آذرماه ۱۳۲۵ قوی‌ترین حزب سیاسی کشور بود تحت تاثیر سقوط فرقۀ دموکرات آذربایجان نه تنها در صحنۀ سیاسی کشور منزوی شد و همه جناح‌های سیاسی حتی متحدانش از آن برائت می‌جستند (۹۰) بلکه دچار بحران درونی بی‌سابقه‌ای هم گردید و با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: چون حزب ما«عملا از حق قانونی خود در استفاده از انتخابات دورۀ پانزدهم محروم است»، انتخابات را تحریم می‌کند. (۹۱) دیگر احزاب سیاسی نه نفوذ اجتماعی زیادی داشتند که رقیب جدی برای قوام باشند و نه تسلط همه جانبۀ دولت بر فضای سیاسی کشور به مخالفان اجازه می‌داد مانع پیروزی قوام در انتخابات شوند. چنانکه اقدامات دکتر محمد مصدق و سیدضیاءالدین طباطبایی، شیخ حسین لنکرانی و دیگران هم که خواستار آزادی انتخابات شدند راه به جایی نبرد. حزب دموکرات ایران که خود را پیشاپیش پیروز انتخابات می‌دانست از یکسو با شعارهای «آزادی انتخابات مورد تردید نیست» و«شعار حزب ما آزادی انتخابات است» (۹۲) برآزادی انتخابات تأکید می‌کرد و از سوی دیگر ارسنجانی (از رهبران حزب) خطاب به کسانی که خواستار آزادی انتخابات شده بودند، می‌گفت: «بیچاره‌ها غافلند که در موقع انتخابات افراد حزبی ما مثل سیل خروشان از کوه سرازیر شده و تمام موانع را از بین خواهند برد.» (۹۳) برخلاف تبلیغات حزب دموکرات دربارۀ آزادی انتخابات، قوام و یارانش درصدد بودند مجلسی مطابق ارادۀ خود تشکیل دهند. در این‌باره حائری‌زاده می‌گوید: قوام می‌خواست مجلس دورۀ پانزدهم «مجلسی باشد که بدون نظر ایشان قدمی برندارد». از این رو، برخی از رهبران حزب دموکرات مانند موسوی زاده درصدد بودند همۀ کاندیداهای انتخابات مجلس را حزب تعیین کند. (۹۴) مانع اصلی در برابر آنها محمدرضاشاه و متحدانش بودند که سرانجام قوام را وادار به تعدیل در این کار کردند. (۹۵)
جدا از تبلیغات گستردۀ انتخاباتیِ حزب دموکرات (۹۶) ، قوام برای تضمین پیروزی نمایندگان مورد تأییدش در انتخابات مجلس از همۀ امکانات دولتی استفاده کرد و در بسیاری از موارد حتی صورت ظاهر هم رعایت نشد. مثلا، برخی از اعضای «انجمن نظارت بر انتخابات» یعنی سیدهاشم وکیل، ملک‌الشعراء بهار و علی امینی کاندیداهای حزب دموکرات در تهران بودند و به نمایندگی هم انتخاب شدند. با اعلام نتایج انتخابات، همانطور که از پیش مشخص بود حزب دموکرات با ۸۷ نماینده برندۀ انتخابات مجلس و دارای اکثریت مطلق در مجلس شد. جدا از گزارش‌ها و اعتراض‌های روزنامه‌های مخالف قوام، در جریان رسیدگی به اعتبارنامه‌های نمایندگان دورۀ پانزدهم مجلس شورا، گوشه‌هایی از مداخله‌های گستردۀ دولت در انتخابات آشکار شد. (۹۷) با این‌حال، احمد قوام در دیدار با نمایندگان حزب دموکرات گفت:«دولت من به‌هیچ وجه‌من‌الوجوه مداخله در انتخابات نکرده» است. «این انتخابات نتیجۀ مستقیم کوشش‌های شبانه‌روزی افراد حزب دموکرات ایران بوده است» و درنتیجۀ آن کوشش‌ها است که شما «افتخار نمایندگی ملت ایران را پیدا کردید.» بنابراین، شما باید «مانند یک سرباز باانضباط» برای اجرای برنامۀ اصلاحی حزب دموکرات اقدام کنید. (۹۸)
اگرچه حزب دموکرات پیروز انتخابات بود و روزنامۀ حزب شادمانه می‌نوشت: «پیروزی حزب ما پشت دشمنان ایران را به لرزه افکند» (۹۹) اما این پیروزی موجب تشدید اختلاف‌ها و شکل‌گیری بحران در حزب دموکرات شد. اختلاف‌هایی که بخشی از آن ناشی از اختلاف بین شاه و قوام بود و عده‌ای از نمایندگان بیشتر به سوی شاه متمایل شدند که جایگاهش مستحکم‌تر از قوام بود و بخش دیگر ناشی از جاه طلبی‌های فردی بود. بر این اساس، گروهی از نمایندگان پارلمانی حزب دموکرات خواهان به دست گرفتن رهبری حزب شدند و کمیتۀ مرکزی حزب هم درپی تحکیم موقعیت خود بود. اولین نشانه‌های جدی اختلاف در پوشش «ضرورت تصفیه حزب» آشکار شد. پس از بحث‌های طولانی، سرانجام در جلسۀ ۷ تیر ۱۳۲۶ قرار شد: «هرکس هر مدرک و دلیلی بر خیانت یا سوءاستفادۀ کسی دارد به کمیسیون تفتیش حزب بدهد و او را به پای محاکمات حزبی بخوانند. اگر مقصر بود محکوم کنند و از حزب اخراج نمایند.» همچنین، توافق کردند مقدمات تشکیل کنگرۀ حزب را فراهم کنند. (۱۰۰) به این ترتیب، رهبری حزب توانست برای مدتی موقعیت خود را تثبیت کند. در گام بعدی، قوام و رهبری حزب درصدد برآمدند وفاداری نمایندگان معترض را از طریق «قسم‌نامه» بدست آورند؛ و این در حالی بود که به گفتۀ احمد قوام، پیش از برگزاری انتخابات مجلس همۀ کاندیداهای حزب «اسنادی به حزب دموکرات دادند که در آن وفاداری خویش را تا آخر دورۀ پانزدهم نسبت به حزب و تصمیمات حزبی اعلام کردند و حتی در همان اسناد نوشتند که اگر از راه راست منحرف شدند پاداش آنها چه باشد.» (۱۰۱)
در ۱۴ تیر ۱۳۲۶ با حضور احمد قوام اولین جلسۀ رسمی فراکسیون پارلمانی حزب دموکرات در باشگاه مرکزی آن حزب تشکیل شد. ۳۶ نفر از نمایندگان به آن جلسه نیامدند. به پیشنهاد موسوی‌زاده (معاون رهبر کل) ۵۱ نفر از نمایندگان حاضر قسم‌نامۀ چاپی (۱۰۲) را امضا کردند و قرار شد بعداً آن ۳۱ نفر هم قسم‌نامه را امضا کنند. (۱۰۳) برخی از نمایندگان مطالبی را به متن چاپی قسم‌نامه اضافه و سپس آن را امضا کردند. مثلا مظفر بقایی قسم وفاداری را محدود به «رهبر کل کنونی حزب» کرد و در ادامۀ متن چاپی نوشت: «و علی‌ایحال با اشخاص فاسد و تبهکار که باعث ضعف و شکست حزب مقدس دموکرات ایران شده و می‌شوند در مجلس و خارج از آن مخالفت و مبارزه نمایم.» (۱۰۴) به‌رغم امضای قسم نامه، اختلاف‌ها نه برطرف شد و نه کاهش پیدا کرد بلکه نحوۀ برخورد با اعتبارنامۀ نمایندگان در مجلس به تشدید اختلاف‌ها کمک کرد. قوام و کمیتۀ مرکزی خواستار تأیید اعتبارنامه‌های همۀ اعضای فراکسیون پارلمانی حزب دموکرات بودند در حالی که برخی مانند حائری‌زاده، هدایت، بقایی، رضوی و دیگران برخی نمایندگان حزب دموکرات را صالح نمی‌دانستند و حاضر به تأیید اعتبارنامه‌های آنها به دستور حزب نبودند. بالاخره، پس از چند جلسه مذاکره توافق کردند کمیسیون ۹ نفری حزبی برای رسیدگی به اعتراض‌ها تشکیل شود و فراکسیون پارلمانی براساس نظر آن کمیسیون عمل کند. (۱۰۵) حائری‌زاده چون چنین توافقی را نپذیرفت و به شدت با آن مخالفت کرد در ۴ مرداد ۱۳۲۶ به علت «اخلال و افساد» از حزب دموکرات ایران اخراج شد (۱۰۶) حال آنکه عده‌ای از نمایندگانی هم که پذیرفتند طبق نظر کمیسیون رفتار کنند عملا به تعهد خود پایبند نماندند، زیرا کمیسیون ۹ نفری صلاحیت همۀ نمایندگان فراکسیون پارلمانی را تأیید کرد و برخی از نمایندگان حاضر نبودند اعتبارنامۀ نمایندگان هم حزبی خود را که معروف به ارتشاء و اختلاس و غیره بودند تأیید کنند. با تأیید اعتبارنامۀ هر یک ازآن قبیل نمایندگان در مجلس شورا، یکی، دو نفر از نمایندگان حزب دموکرات به عنوان اعتراض از فراکسیون پارلمانی حزب دموکرات استعفا می‌دادند. تا مهرماه ۱۳۲۶، حسین مکی، مظفر بقایی، احمد رضوی، غلامحسین رحیمیان و تعدادی دیگر استعفا دادند. در جریان بررسی اعتبارنامۀ نمایندگان در مجلس، برخی از نمایندگان معترض حزب دموکرات، نه فقط در مورد آن نمایندۀ حزبی بلکه دربارۀ حزب دموکرات هم افشاگری می‌کردند. مثلا، حسین مکی در جلسه ۲۸ مرداد ۱۳۲۶ در مخالفت با اعتبارنامۀ مشایخی (شهردار پیشین تهران) گفت: وقتی مشایخی تقاضای عضویت در حزب دموکرات کرد کمیسیون تفتیش عمومی حزب صلاحیت او را رد کرد و مشایخی نزد احمد قوام رفت و قوام درخواست عضویت او را به عنوان معرف امضا کرد و سپس به موسوی‌زاده داد و گفت:«جان من تو هم امضا کن و به این ترتیب ایشان عضو حزب شدند.» مظفر بقایی هم در استعفانامه اش نوشت: پس از تشکیل حزب دموکرات «دیری نگذشت که بسیاری از عناصر مطرود مشهور به نادرستی و بی‌ایمانی و حادثه‌جویی تشکیل این حزب را برای خود دستاویزی محکم و سنگری قوی پنداشتند و درپناه آن درآمدند تا بتوانند با وسعت مجال و فراغ بال بیشتر و آسان‌تر در راه ارضای مطامع پست خود بکوشند. ورود این عده به حزب موجب شد که افراد با ایمان از کار دلسرد شوند و به تدریج این حزب به دست این قبیل اشخاص بیفتد و تباه شود.» (۱۰۷)
از آنجا که تشکیلات حزب دموکرات پس از انتخابات مجلس شورای ملی کاملا تحلیل رفته و به فراکسیون پارلمانی و شمار اندکی اعضا تقلیل پیدا کرده بود، فراکسیون پارلمانی درصدد برآمد رهبری حزب را به دست گیرد. در ۱۵ مرداد ۱۳۲۶ زیر فشار فراکسیون پارلمانی، کمیتۀ مرکزی حزب دموکرات ناچار به استعفا شد. همان روز فراکسیون پارلمانی با اعلام وفاداری به دبیرکل، از قوام خواست «زمام ادارۀ حزب را شخصاً به عهده» بگیرد که قوام هم پذیرفت. (۱۰۸) اما این اقدام هم نتوانست از زوال حزب دموکرات جلوگیری کند زیرا اتوریتۀ قوام ضعیف شده بود و شمار قابل توجهی از اعضای بانفوذ فراکسیون پارلمانی دیگر گوش به فرمان قوام نبودند. گواه آن هم جلسۀ ۱۰ شهریور ۱۳۲۶ است که برای تعیین اعضای کمیتۀ مرکزی ۵ نفر از اعضای فراکسیون پارلمانی و ۵ نفر از هئیت مؤسس حزب دموکرات در آن شرکت کردند و نتوانستند باهم به توافق برسند. (۱۰۹)
قوام برای پایان دادن به این اوضاع درصدد برآمد به یاری برخی یاران وفادارش مانند فروزش، آشتیانی زاده، حسن ارسنجانی، شریعت زاده و تعدادی دیگر حزب را بازسازی کند و در عین حال از طریق روزنامۀ دموکرات ایران (ارگان حزب) اعضای بانفوذ حزب دموکرات را که اینک از مخالفانش بودند افشا کند. برای بازسازی حزب، ابتدا در ۲۷ آبان ۱۳۲۶ اعضای کمیتۀ مرکزی حزب را تعیین کرد (۱۱۰) و سپس «جمعیت رفیقان» (به رهبری فخرالدین آشتیانی زاده، عیسی ورامینی و نورالدین آشتیانی زاده) را فراخواند تا به یاری آنها تشکیلات حزب را دوباره ایجاد کند. (۱۱۱) روزنامۀ دموکرات ایران هم شروع به افشاگری دربارۀ مخالفان کرد. از اقدامات خلاف قانون خسرو هدایت دربنگاه راه‌آهن مانند اخراج‌های غیرموجه کارگران توده‌ای و به‌خدمت گرفتن چاقوکشان و اوباش برای تشکیل سندیکای اسکی در سال ۱۳۲۵ نوشت (۱۱۲) ،دربارۀ سوابق اختلاس عزت الله هدایت و محکومیت او به ده سال زندان و انفصال دائم از خدمات دولتی توضیح داد (۱۱۳) ، عکس عباس شاهنده را با لباس زندان منتشر کرد و دیگر افشاگری‌هایی از این دست. (۱۱۴)
همزمان با تعمیق بحران در حزب دموکرات، روزنامه‌های طرفدار شاه شروع به افشاگری‌هایی دربارۀ دولت قوام و حزب دموکرات کردند که زمینه را برای برکناری قوام فراهم کنند. افشاگری‌ها علاوه بر سوءاستفاده‌های مالی (۱۱۵) ، حاکی از آن بود که حزب دموکرات از ابتدا هم حزبی قدرتمند نبوده و میتینگ‌های آن با سوءاستفاده از امکانات دولتی و به‌صورت فرمایشی برگزار شده است. (۱۱۶) در آن شرایط پیوستن ۲۳ نفر از نمایندگان حزب دموکرات به رهبری سردار فاخر حکمت (رئیس مجلس) به طرفداران شاه تناسب مجلس را به ضرر قوام تغییر داد و سقوط دولت او قطعی شد. اتفاقی که در ۱۸ آذر ۱۳۲۶ روی داد.
درپی سقوط قوام، روز ۲۲ آذر ۱۳۲۶ جواد گنجه‌ای، دکتر راجی، احمد رضوی، مظفر بقایی، خسرو هدایت و محمدعلی مسعودی که قبلاً از حزب دموکرات جدا شده بودند به همراه عده زیادی از کسانی که اعضای حزب دموکرات نامیده شدند، دفتر مرکزی، چاپخانۀ خودکار و سازمان‌های مرتبط با آن حزب را تصرف کردند. پس از نطق‌های متعدد دربارۀ اینکه انتخاب کمیتۀ مرکزی برخلاف اساسنامه بوده و باید افراد ناصالح مانند آشتیانی‌زاده، فروزش، شریعت زاده و... را اخراج کرد و حزب تصفیه شود، اعضای هیئت اجراییۀ موقت حزب دموکرات ایران (جواد گنجه‌ای، راجی، رضوی، هدایت، بقایی و مسعودی) انتخاب شدند و به آنها مأموریت دادند «علاوه بر ادارۀ امور حزب و انجام وظیفۀ کمیتۀ مرکزی، فورا کنگرۀ حزبی را طبق مقررات تشکیل دهند[...] برای جلوگیری از سوءاستفاده و حیف و میل وجوه نقدی حزب اقدام سریع به عمل آورند». (۱۱۷) اعضای کمیتۀ مرکزی حزب دموکرات(وفادار به قوام) به مقابله برخاستند و چون نیرویی نداشتند تنها به سخنرانی در مجلس و شکایت به شهربانی بسنده کردند. آنها این حرکت را اقدامی سازمان‌یافته برای تصرف حزب دموکرات اعلام کردند و محمود محمود در این‌باره گفت: عده‌ای از «کارگران بنگاه راه‌آهن و سپورها» با «حمایت قشون» این کار را کردند. «ما که خیانت به کشور نکردیم که ارتش با ما این کار را می‌کند.» (۱۱۸) آشتیانی‌زاده هم دربارۀ تصرف کلوپ امکا گفت: «کارگران راه‌آهن به کمک قوای نظامی کلوپ را اشغال کردند». (۱۱۹) خسرو هدایت در پاسخ به چنین اظهارنظرهایی گفت: «شایعۀ اشغال حزب با کمک نیروی نظامی ابدا صحت ندارد». (۱۲۰)
هئیت اجراییۀ موقت به رهبری دکتر مظفر بقایی درصدد برآمد حزب دموکرات را بازسازی کند؛ کادرهای و فعالان حزب دموکرات را برای فعالیت اصلاح طلبانه فراخواند. بار دیگر به شیوۀ سال ۱۳۲۵ اخبار و گزارش‌هایی از جلسه‌های چندین هزارنفری حزب در روزنامه‌ها منتشر شد و رادیو تهران به طور زنده گزارش میتینگ‌های طرفداران هیئت اجرائیۀ موقت حزب دموکرات را پخش کرد. (۱۲۱) تلاش هئیت اجرائیۀ موقت برای برپاکردن دوبارۀ حزب دموکرات ایران راه به جایی نبرد و این حزب که در ۸ تیر ۱۳۲۵ به رهبری احمد قوام نخست وزیر با سر و صدا و دعاوی بسیار تشکیل شد و قرار بود «مکتب رجال آیندۀ کشور باشد» (۱۲۲) در پاییز ۱۳۲۷ در حالی که قوام در تبعید خودخواسته در اروپا بسر می‌برد در سکوت منحل شد.

یادداشت‌ها

۱- روزنامۀ کوشش، ۱۰ تیر ۱۳۲۵. (^)


۲- «دیانت اسلام و حزب دموکرات ایران»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۲ آبان ۱۳۲۵. (^)


۳- روزنامۀ دموکرات ایران، ۱۴ آبان ۱۳۲۵. (^)


۴- روزنامۀ رهبر، ۱۶ تیر ۱۳۲۵. (^)


۵- متن سوگندنامه کاندیداهاچنین بود: «اینجانب ... عضو حزب دموکرات ایران که نامزد وکالت مجلس شورای ملی از طرف حزب شده ام به کلام الله مجید و شرافت خود سوگند یاد می نمایم که پس از انتخاب به سمت نمایندگی مجلس در تمام دورۀ وکالت خود برای حفظ استقلال و تمامیت کشور از هر جهت آمادۀ فداکاری باشم و نیز تابع نظامات و دیسیپلین حزبی بوده و نسبت به کلیۀ تصمیماتی که به تصویب رهبر کل حزب و کمیتۀ مرکزی رسیده وفادار بوده و در پیشرفت آن ساعی و جاهد باشم.» (^)


۶- مصاحبۀ شاهرخ مسکوب با مهرانگیز دولتشاهی، تاریخ شفاهی هاروارد، نوار شمارۀ ۳. (^)


۷- برای نمونه، بنگرید به:عمیدی نوری، یادداشتهای یک روزنامه نگار، ج ۲، ص ۱۱۸؛ خاطرات سیاسی فرخ، به کوشش پرویز لوشانی، تهران، امیرکبیر ۱۳۴۷، ص۹۷۲ (^)


۸- ا.ح،«مبارزه با فردپرستی»،روزنامۀ دموکرات ایران، ۱۴ آبان ۱۳۲۵ (^)


۹- داوود نوروزی،«خطری که حزب دموکرات ایران را تهدید می‌کند»، روزنامۀ ایران ما،۲۰تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۰- برای اطلاع بیشتر، بنگرید به: داوود نوروزی، «سه نیرو در مبارزه...»، روزنامۀ ایران ما، ۱۲ تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۱- به نقل ازروزنامۀ رهبر، ۱۲ تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۲- روزنامۀ قیام ایران، ۱۰ تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۳- «درپیرامون حزب دموکرات ایران»، روزنامۀ نجات ایران، تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۴- روزنامۀ میهن، به نقل از: مجلۀ خواندنیها، ۱۵ تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۵- آگاه، «آزادیخواهان ایران گرد هم آیید!»، روزنامۀ جبهه، ۱۶ تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۶-  (^)


۱۷- احسان طبری، «نظر ما دربارۀ حزب دموکرات ایران»، روزنامۀ رهبر، ۱۹ تیر ۱۳۲۵. (^)


۱۸- برای نمونه، بنگرید به:ناصر وثوقی، «بازهم در پیرامون حزب دموکرات ایران»، شهباز، ۱۳ و ۱۵ و ۱۸ تیر ۱۳۲۵.  (^)


۱۹- «نطق معاون رهبر کل...»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۶ آبان ۱۳۲۵. (^)


۲۰- برای نمونه بنگرید به: روزنامۀ رهبر،۱۶ تیر ۱۳۲۵.  (^)


۲۱- روزنامۀ اطلاعات، ۱۷ تیر ۱۳۲۵. (^)


۲۲- اسفندیار بزرگمهر، کاروان عمر: سرگذشت خودنوشت، لندن، ساتراپ، ۱۳۷۲، ص ۶۴. (^)


۲۳- روزنامۀ رهبر، ۲۷ شهریور ۱۳۲۵ (^)


۲۴- روزنامۀ بیستون، ۲۳ مهر ۱۳۲۵. (^)


۲۵- برای اطلاع بیشتر، بنگرید به: روزنامۀ جبهه،۸ و۹و ۱۹و۲۸ آبان ۱۳۲۵ (^)


۲۶- روزنامۀ جبهه، ۳ آبان ۱۳۲۵. (^)


۲۷- خاطرات سیاسی فرخ، به کوشش پرویز لوشانی، تهران، امیرکبیر ۱۳۴۷، ص۹۱۵ (^)


۲۸- ابوالحسن عمیدی نوری، یادداشتهای یک روزنامه نگار، جلد دوم، به کوشش مختار حدیدی و جلال فرهمند، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۹۵، ص۱۱۴؛ احمد آرامش در خاطراتش مشخص نمی کند قوام در چه تاریخی به فکر تشکیل حزب دموکرات ایران افتاد ولی از توالی وقایع در خاطرات آرامش می توان نتیجه گرفت که در اواخر خرداد یا اوایل تیر ۱۳۲۵ بوده است. بنگرید به: خاطرات سیاسی احمد آرامش، به کوشش غلامحسین میرزا صالح، اصفهان، جی نشر، ۱۳۶۹،ص۱۳۱. (^)


۲۹- مثلا حائری زاده در این باره می‌گوید: در تیرماه ۱۳۲۵به دیدار قوام رفتم.«دکتر آشتیانی آمد و گفت همچو فکری را آقای مظفر فیروز به ایشان داده است و ایشان هم مشغولند.» نطق حائری زاده در جلسۀ ۱۹ بهمن ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی (^)


۳۰- اینورچیل (از واشنگتن) به وزارت امورخارجۀ بریتانیا، ۲۴ ژوئن ۱۹۴۶. به نقل از: فخرالدین عظیمی، بحران دموکراسی در ایران ۱۳۳۲ ـ۱۳۲۰، ترجمۀ عبدالرضا هوشنگ مهدوی و بیژن نوذری، تهران، نشر البرز، ۱۳۷۴، ص ۲۰۳. ناگفته نماند مترجمان در تطبیق تاریخ دچاراشتباه شده اند و به جای تیرماه نوشته اند مردادماه. (^)


۳۱- رضازاده شفق،«قوام السلطنه»، مجلۀ خواندنیها، ۳ بهمن ۱۳۳۴، ص ۱۴. (^)


۳۲- عضویت عمیدی نوری در کمیتۀ مرکزی حزب دموکرات چندان دوامی نداشت و در مردادماه ۱۳۲۵ به پیشنهاد مظفر فیروز و موافقت قوام کمیتۀ مرکزی او را اخراج کرد. یادداشت های یک خبرنگار، ص ۱۱۸. (^)


۳۳- روزنامۀ اطلاعات، ۳۰ تیر ۱۳۲۵ و روزنامۀ کوشش، ۳۱ تیر ۱۳۲۵. (^)


۳۴- این سازمان که در ابتدا «سازمان جوانان نیرومند ایران» نام داشت در آذرماه۱۳۲۵ با انتشار بیانیه ای به حزب دموکرات ایران پیوست اما در سازمان جوانان آن حزب ادغام نشد و مستقل ماند.برای بیانیۀ الحاق آن سازمان، بنگرید به: روزنامۀ دموکرات ایران، ۱۵ دی ۱۳۲۵. (^)


۳۵- دفتر «سازمان جوانان نیرومند دموکرات» در خیابان شاهرضا چهار راه پهلوی و دفتر «سازمان جوانان دموکرات» در خیابان فردوسی روبروی خیابان سوم اسفند بود. (^)


۳۶- روزنامۀ دیپلمات (ارگان دفتر رهبر کل حزب دموکرات ایران)، ۲۱ فروردین ۱۳۲۶.  (^)


۳۷- روزنامۀ دموکرات ایران، ۲ آبان ۱۳۲۵. (^)


۳۸- مصاحبۀ حبیب لاجوردی با حبیب نفیسی، تاریخ شفاهی هاروارد، نوار شمارۀ ۴. (^)


۳۹- نورالدین آشتیانی،«علت تشکیل اتحادیۀ مرکزی سندیکاهای ....»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۲ آبان ۱۳۲۵. (^)


۴۰- همان، نوار پنجم. (^)


۴۱- برای اطلاع بیشتر، بنگرید به:حبیب لاجوردی، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران، ترجمۀ ضیاء صدقی، تهران، نشر نو، ۱۳۶۹، صص ۱۴۶ـ ۱۲۹. (^)


۴۲- روزنامۀ دموکرات ایران، ۲ آبان ۱۳۲۵. (^)


۴۳- «گزارش اقدامات سالیانۀ سازمان زنان حزب دموکرات ایران»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۱۲تیر ۱۳۲۶. (^)


۴۴- روزنامۀ آتش، ۱۵ تیر ۱۳۲۶. (^)


۴۵- روزنامۀ دموکرات ایران، ۲ آبان ۱۳۲۵. (^)


۴۶- برای عکس های هنگ پیاده و هنگ سواره گارد نجات ملی، بنگرید به: روزنامۀ دموکرات ایران، ۲ آبان ۱۳۲۵. (^)


۴۷- عمیدی نوری، یادداشتهای یک روزنامه نگار، ص ۱۱۷. (^)


۴۸- روزنامۀ شهباز، ۱۵ مرداد ۱۳۲۵. (^)


۴۹- اسناد احزاب سیاسی ایران(۱۳۳۰ـ۱۳۲۰ ه.ش)، ج ۱، به کوشش بهروز طیرانی، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۷۶، صص ۵۲۳ـ۵۲۲. (^)


۵۰- همان ، ص ۵۲۳. (^)


۵۱- احمد آرامش، ص ۱۳۳. (^)


۵۲- «یک سال از حیات سراسر مبارزۀ حزب نیرومند ما»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۱۲ تیر ۱۳۲۵. (^)


۵۳- «بیانیۀ کمیتۀ مرکزی حزب دموکرات ایران به مناسبت جشن صدمین روز تأسیس حزب»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۲ آبان ۱۳۲۵ (^)


۵۴- روزنامۀ مردم، ۱۳ فروردین ۱۳۲۶. (^)


۵۵- گزارش مسافرت معاون رهبرکل حزب دموکرات ایران به اصفهان، در: اسناد احزاب سیاسی ایران،ج ۱، ص۵۳۹. (^)


۵۶- تلگراف حزب دموکرات ایران کمیتۀ اصفهان به کمیتۀ مرکزی حزب، ۲ آبان ۱۳۲۵، اسناد احزاب سیاسی ، ج ۱، ص ۵۴۰. (^)


۵۷- گزارش شهربانی اصفهان، ۱۷ آذر ۱۳۲۵، در: اسناد احزاب سیاسی ج ۱، ص ۵۴۶. (^)


۵۸- بنگرید به: نامۀ مسئول حزب دموکرات ایران کمیتۀ قزوین به رهبر کل، ۲۸ مرداد ۱۳۲۶،در:اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۶۳۷. (^)


۵۹- عمیدی نوری، یادداشت¬های یک خبرنگار، ص ۱۱۸. (^)


۶۰- برخی از این عده مانند ملک الشعرای بهار تا مقطعی که دولت شوروی خواستار امتیاز نفت شمال شد با حزب توده همکاری هایی هم می کردند. برخی هم مانند عبدالرحمن فرامرزی و عمیدی نوری حتی در ابتدا از تشکیل دولت فرقۀ دموکرات استقبال کردند و در روزنامه های کیهان و داد مقاله هایی به حمایت از فرقه نوشتند.برخی هم مانند خسرو هدایت و ابوالحسن صادقی به علت مخالفت با حزب توده به حزب دموکرات پیوستند. این دو نفر از مسئولان حزب ایران بودند .به علت مخالفت با ائتلاف ۹تیر۱۳۲۵با حزب توده از حزب ایران جدا شد. (^)


۶۱- گزارش ۱۲/۶/۱۳۲۵ بخشدار فریدن به استاندار اصفهان، در: اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۵۵۷. (^)


۶۲- شکواییۀ ۱۵ مهر ۱۳۲۵ رحیم دادگستر به نخست وزیر،در: اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۵۵۸؛ گزارش ۱۶/۶/ ۱۳۲۵رئیس آمار و ثبت احوال فریدن به معاون فنی وزیر کشور، در: اسنادی از احزاب سیاسی ایران( حزب توده)، ج ۱،به کوشش بهروز طیرانی، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۸۴، ص ۳۱۵.  (^)


۶۳- گزارش ۱۰/۱۰/۱۳۲۵ شهربانی کل کشور به نخست وزیر، در: اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۶۱۶. (^)


۶۴- مصاحبۀ غلامرضا افخمی با مهرانگیز دولتشاهی، تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران،  (^)


۶۵- روزنامۀ اطلاعات، ۲۰ مرداد ۱۳۲۵. (^)


۶۶- برای نمونه، بنگرید به: روزنامۀ جبهه، ۱۰ و ۱۴ خرداد ۱۳۲۵. (^)


۶۷- در تابستان ۱۳۲۴ درپی شدت گرفتن اختلاف دهقانان ومالکان در گیلان، دهقانان از دادن بهرۀ مالکانه خودداری کردند و همۀ محصول را در بازار فروختند. مالکان هم برای کشت جدید به دهقانان بذر ندادند که موجب شد در گیلان محصول سال ۱۳۲۵ نسبت به سال قبل حدود ۳۰ درصد کاهش یابد.  (^)


۶۸- «تصویب اضافۀ صدی پانزده بر حق زارعین...»، روزنامۀ رهبر، ۲۲ مرداد ۱۳۲۵. (^)


۶۹- برای نمونه بنگرید به: «ما و مسئلۀ حمایت از کشاورزان»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۳۰ آبان ۱۳۲۵؛ محمد فرهمند،«پس از هشت ماه»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۱ فروردین ۱۳۲۶. (^)


۷۰- روزنامۀ جبهه، ۱۹ آبان ۱۳۲۵. (^)


۷۱- روزنامۀ بیستون، ۲۰ شهریور ۱۳۲۵. (^)


۷۲- مثلا، در ملایر مهدی مصدقی(مالک و عضو حزب دموکرات ایران) روز جمعه ۲۴ آبان۱۳۲۵ به همراه چند نفر تفنگچی به ده «می آباد» می رود و هنگام تقسیم محصول تفنگچی ها به سوی دهقانان آن روستا که عموماً عضو حزب توده بودند تیراندازی می کنند و ۵ دهقان کشته می شود. روزنامۀ جبهه، ۲۸ آبان ۱۳۲۵. (^)


۷۳- علاوه بر روزنامه های ظفر و رهبر، روزنامۀ بیستون بیشترین گزارش ها و خبرها را در این زمینه منتشر می کرد. (^)


۷۴- به نقل از:عظیمی، بحران دموکراسی در ایران، ص ۲۰۱. (^)


۷۵- «اصلاح طلبان محافظه کار»، روزنامۀ جبهه، ۳ آبان ۱۳۲۵. (^)


۷۶- بنگرید به نامۀ ۲۱ مرداد ۱۳۲۶ شهردار تهران به معاونت کل نخست وزیری، در: اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۵۲۵. (^)


۷۷- بنگرید به: «در کرمانشاه چه می گذرد؟»،روزنامۀ ظفر، ۲۲ مهر ۱۳۲۵. (^)


۷۸- گزارش ۱۳ بهمن ۱۳۲۵رئیس شهربانی کل کشور به نخست وزیر،در: اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۶۴۹. (^)


۷۹- بنگرید به:روزنامۀ دموکرات ایران، ۲۰ دی ۱۳۲۵. (^)


۸۰- بنگرید به: اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۶۵۲. (^)


۸۱- بنگرید به: اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۶۵۸. (^)


۸۲- گزارش ۲۱ /۸/ ۱۳۲۵ وزیر کشوربه نخست وزیر، اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۶۵۶. (^)


۸۳- اسناد احزاب سیاسی، ج ۱، ص ۶۴۵. (^)


۸۴- روزنامۀ اطلاعات، ۲۹ بهمن ۱۳۲۶. (^)


۸۵- اسفندیار بزرگمهر، کاروان عمر: سرگذشت خودنوشت، لندن، ساتراپ، ۱۳۷۲، ص ۷۰. (^)


۸۶- مهندس خویی، «جشن و میتینگ عظیم حزب دموکرات ایران در اصفهان»، روزنامۀ اصفهان، ۶ آبان ۱۳۲۵. (^)


۸۷- «حزب دموکرات چگونه جشن صد روزۀ خود را در اصفهان برپا می کند»،روزنامۀ آهنگر، ۹ آبان ۱۳۲۵. (^)


۸۸- بنگرید به:«جشن حزب دموکرات چگونه برگزار شد؟»، روزنامۀ مردم، ۱۴ تیر ۱۳۲۶. (^)


۸۹- روزنامۀ آتش، ۸ تیر ۱۳۲۶. (^)


۹۰- برای نمونه بنگرید به: «بیانیۀ کمیتۀ مرکزی حزب ایران»، روزنامۀ اخبار ایران، ۱۱ دی ۱۳۲۵. (^)


۹۱- روزنامۀ مردم، ۲۰ دی ۱۳۲۵. (^)


۹۲- بنگرید به روزنامۀ دموکرات ایران، ۳ دی ۱۳۲۵. (^)


۹۳- اسناد احزاب سیاسی ایران، ج ۱، ص ۶۶۷ (^)


۹۴- نطق حائری زاده در جلسۀ ۱۹ بهمن ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی. (^)


۹۵- بنگرید به: عمیدی نوری، یادداشتهای یک خبرنگار، صص ۱۲۷ـ ۱۲۹. (^)


۹۶- برای اطلاع از ابعاد گوناگون آن فعالیت ها، بنگرید به: روزنامۀ دموکرات ایران، ۵تا ۲۹ دی ۱۳۲۵. (^)


۹۷- بنگرید به مذاکرات شهریور تا آبان ۱۳۲۶دورۀ پانزدهم مجلس شورای ملی. از مقایسه گزارش جلسه های مجلس منتشر شده در روزنامه های همان مقطع با متن چاپ شدۀ صورت مذاکرات مجلس، مشخص می شود بخش هایی کم یا زیاد از سخنان نمایندگان در صورت مذاکرات نیست. (^)


۹۸- روزنامۀ نجات ایران، ۱۰ خرداد ۱۳۲۶. (^)


۹۹- روزنامۀ دموکرات ایران،۲۷ تیر ۱۳۲۶. (^)


۱۰۰- روزنامۀ دموکرات ایران، ۸ تیر ۱۳۲۶. (^)


۱۰۱- نطق قوام در جلسۀ ۱۸ آذر ۱۳۲۶ در مجلس شورای ملی. (^)


۱۰۲- متن آن قسم نامه چنین است:« اینجانب.... درحضور کلام الله مجید به خداوند متعال و شرافت خود سوگند یاد می کنم که در تمام مواقع و موارد خصوصا در دورۀ پانزدهم مجلس شورای ملی نسبت به قانون اساسی پایدار و صادق بمانم و نسبت به رهبر کل حزب دموکرات ایران وفادار و صمیمی وپشتیبان باشم. و در سیاست خارجی با هرگونه اعمال نفوذ بیگانگان که مخالف استقلال مملکت و باعث تضییع حقوق ملت ایران باشد مقاومت و مبارزه کرده، مرگ را بر متابعت از امیال بیگانه ترجیح داده و در سیاست داخلی خود را خدمتگذار ملت دانسته پیوسته برای رفاه و سعادت جامعۀ ایرانی کوشش و جهد نمایم.» (^)


۱۰۳- روزنامۀ دموکرات ایران، ۱۵ تیر ۱۳۲۶. (^)


۱۰۴- برای تصویر قسم نامۀ مظفر بقایی بنگرید به: حسین آبادیان، زندگینامۀ سیاسی دکتر مظفر بقایی،موسسۀ، مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۷۷، ص ۳۳۸. (^)


۱۰۵- روزنامۀ دموکرات ایران، ۳ مرداد ۱۳۲۶. (^)


۱۰۶- روزنامۀ دموکرات ایران، ۵ مرداد ۱۳۲۵. (^)


۱۰۷- روزنامۀ اطلاعات، اول شهریور ۱۳۲۶. (^)


۱۰۸- روزنامۀ آتش، ۲۰ مرداد ۱۳۲۶. (^)


۱۰۹- روزنامۀ آتش، ۱۶ شهریور ۱۳۲۶. (^)


۱۱۰- روزنامۀ آتش، ۲۸ آبان ۱۳۲۶؛ روزنامۀ دموکرات ایران، ۲۸ آبان ۱۳۲۶. (^)


۱۱۱- برای اطلاع بیشتر، بنگرید به:مصاحبۀ حبیب لاجوردی با محمد رضا فخرالدین آشتیانی(آشتیانی زاده)، تاریخ شفاهی هاروارد، نوار شمارۀ ۱؛ روزنامۀ دموکرات ایران، ۸ آذر ۱۳۲۶. (^)


۱۱۲- روزنامۀ دموکرات ایران، ۲۷ بهمن ۱۳۲۶. (^)


۱۱۳- روزنامۀ دموکرات ایران، ۱۸ آذر ۱۳۲۶. (^)


۱۱۴- برای نمونه های دیگری از این قبیل افشاگری ها، بنگرید به: روزنامۀ دموکرات ایران، ۲۱ آذر ۱۳۲۶. (^)


۱۱۵- برای نمونه، بنگرید به: روزنامۀ اطلاعات، ۲۲ بهمن تا ۳ اسفند ۱۳۲۶. (^)


۱۱۶- برای نمونه، بنگرید به: «آهنگ مرگ»، تهران مصور، ۲۹ آبان ۱۳۲۶. (^)


۱۱۷- برای اطلاع بیشتر،بنگرید به: روزنامۀ آتش،۲۳ آذر ۱۳۲۶.  (^)


۱۱۸- جلسۀ ۱۶ دی ۱۳۲۶ مجلس شورای ملی. (^)


۱۱۹- روزنامۀ دموکرات ایران، ۲۹ دی ۱۳۲۶. (^)


۱۲۰- روزنامۀ کوشش، ۴ دی ۱۳۲۶. (^)


۱۲۱- بنگرید به: روزنامۀ اطلاعات، ۲۴ آذر تا ۸ دی ۱۳۲۶؛ (^)


۱۲۲- «نطق معاون رهبر کل...»، روزنامۀ دموکرات ایران، ۶ آبان ۱۳۲۵. (^)



[مقالات مرتبط]

■  رستاخیزی که نبود: همة کارکردهای یک حزب حکومتی  مراد ثقفی

■ ایرانِ نو حزب نمی‌خواهد  کاوه بیات

نظر بدهید