لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

خوزستان فراموش شده

احسان هوشمند

گفتگو شماره ۷۸





پس از عملیات تروریستی ۵ تن از عوامل جریان‌های تکفیری - تجزیه طلب در ۳۱ شهریور ماه در شهر اهواز بار دیگر خوزستان مورد توجه محافل فرهنگی و رسانه‌ای و سیاسی قرار گرفت. در عملیات تروریستی مذکور رژه نیروهای مسلح در اهواز مورد هجوم قرار گرفت.

در این حادثه بیش از ۲۰ نفر کشته و ده‌ها تن زخمی شدند. پس از انکه ابتدا گروه تجزیه‌طلبِ ‌الاحواز مدعی صورت دادن این عملیات شد، در نهایت داعش مسئولیت این اقدام را با انتشار تصاویر چند تن از تروریست‌ها پذیرفت. بر عهده گرفتن مسئولیت این اقدام توسط داعش، موجب شکل‌گیری ابهامی در افکار عمومی شد؛ داعش نیروهای خود را از میان اهل سنت انتخاب می‌کند در حالی که شهروندان خوزستانی سده‌های متوالی از باورمندان مذهب شیعه هستند، آیا داعش توانسته از میان شیعیان به جذب نیروی تروریستی بپردازد؟
در استان خوزستان بیش از ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از ایرانیان گوناگون زندگی می‌کنند؛ از طوایف همجوارِ بختیاری، لر کوچک، بهمئی، دزفولی، اندیمشکی، شوشتری، شوشی، قشقایی، کرد گرفته تا ایرانیانی که از اقصی نقاط در جستجوی کار به این استان آمدند و یا طوایف عرب و مندایی (صائبین) که از دیرباز در این سرزمین بوده‌اند. استان خوزستان به ۲۷ شهرستان تقسیم شده است. این استان یکی از استان‌های استراتژیک کشور به‌ویژه در حوزه اقتصاد و انرژی است. بیش از ۸۰ درصد تولید نفت کشور در استان خوزستان صورت می‌گیرد. استقرار بیش از ۲۱ مجتمع پتروشیمی کشور با تولید بیش از ۹۰ درصد پتروشیمی کشور در این استان از دیگر ویژگی‌های آن است. ۵ رودخانه بزرگ کشور و ۸۰ درصد آب‌های جمع شده پشت سدهای کشور در استان خوزستان قرار دارد. همچنین حدود نیمی از تولیدات کشاورزی کشور به نام استان خوزستان ثبت شده است. وجود برخی صنایع مهم مانند صنایع فولاد یا مجتمع‌های کشت و صنعت و تولید نیشکر بیش از پیش اهمیت اقتصادی استان خوزستان را نمایان می‌کند. ۵ فرودگاه، ۸ بندر از جمله بندر امام خمینی، بزرگ‌ترین پالایشگاه کشور در آبادان و سایر شاخص‌های صنعتی و کشاورزی نشانه‌هایی از اهمیت راهبردی استان خوزستان است. همسایگیِ کشور عراق و آب‌های بین‌المللی را هم باید بر این سیاهه افزود تا مشخص شود استان خوزستان در چه موقعیت راهبردی برای کشور قرار دارد.
بیش از شش دهه از توجه جدّی نظام دیوانی کشور به خوزستان می گذرد. تلاش ابتهاج رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه و سپس اقدامات انصاری برای نوسازی استان خوزستان در سال‌های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و آغاز اجرایی شدن برنامه‌های عمران خوزستان را در این راستا باید بررسی کرد. تأسیس سد دز یکی از بزرگ‌ترین شاخص‌های این برنامه‌ریزی است.
اما با گذشته شش دهه از تدوین و اجرای برنامه‌های مختلف، استان خوزستان با مسائل بیشماری دست و پنجه نرم می‌کند. ناموزونی توسعه در استان خوزستان موجب شد تا در کنار تأسیسات بزرگ صنعتی و نفتی و اقتصادی حاشیه‌هایی از فقر و درماندگی تشکیل شود. شکل‌گیری حاشیه‌هایی چون ملاشیه و شلنگ آباد و عین ۲ و مندلی و منبع آب و کوت عبداله در اهواز یا شهرک طالقانی و شهرک رجایی در ماهشهر نمونه‌هایی از ناموزونی توسعه را نمایان می‌سازد. اخیراً یکی از شهرک‌های حاشیه‌ای در ماهشهر با نام روستای گاما (شهرک ولیعصر) پس از سه دهه از تأسیس و زندگی صدها تن از شهروندان حاشیه‌نشین کد روستایی گرفت. یعنی تا امروز هیچ مؤسسه دولتی اعم از دبستان و دبیرستان و مرکز بهداشت و مراکز اداری و پاسگاه در این روستا تأسیس نشده و فعالیت نداشته‌اند. خدمات شهری نیز شامل این حاشیه نشده است؛ آمارهای موجود نشان می‌دهد حدود ۸۵۰ هزار نفر حاشیه‌نشین در استان خوزستان در مساکن غیررسمی زندگی می‌کنند. شهر اهواز به تنهایی محل زندگی حدود ۴۵۰ هزار نفر حاشیه‌نشین است. در چنین شرایطی، شکاف توسعه‌ای با شکاف درآمدی و سبک زندگی بیش از پیش هویدا می‌شود. زندگی هر ماه با فقر گسترده و مهاجرت شتابان از روستاها به حاشیه‌ها موجب تشدید این سیکل معیوب حاشیه‌نشینی و گسترش فقر می شود.
از بُعدی دیگر ناموزونی توسعه در شاخص دیگری خود را به شکلی هولناک نشان می‌دهد. تخریب گسترده محیط زیست؛ تخریب زیستگاه‌های طبیعی همچون تالاب هور‌العظیم موجب مهاجرت گستردة اهالی شده است. زهکشی مزارع بزرگ نیشکر موجب شوری بیش از پیش آب رودخانه‌های استان از جمله کارون و دز شده‌است. سدسازی‌های لگام گسیخته موجب خسارات فراوان بر زیست بوم‌ها و اقلیم منطقه و کشور شده است. آخرین این سدسازی ها و پیامد های ان در سدگتوند مشاهده شد که چگونه آب پشت سد معدن نمکی را در خود فرو برد و در کنار آن پدیدة ریزگردهای نفس‌گیر موجب شده تا آلودگی هوای استان خوزستان از نظر تعداد روزهای آلوده در هر سال نسبت به سال قبل با افزایش روبرو شود.
بی‌توجهی به صنایع استان به صورتی که اینک به صورت مجموعه‌ای از تظاهرات و اعتصاب‌های گستردة کارگری بروز کرده است و به دنبال آن بیکاری گسترده‌ای که ملاحظه‌می‌شود را نیز باید بر لیست فوق باید افزوده شود تا بیش از پیش شرایط سخت و دشوار استان خوزستان دیده شود. در چنین شرایطی برخی از رقبای منطقه‌ای و دشمنِ کشور، استفاده از تحریک شهروندان خوزستانی با رسانه‌های بیشمار خود را در صدر برنامه‌های خود قرار داده‌اند افزون بر آن با اهدای امکانات لجستیک و مالی تقویت گروه‌های تجزیه‌طلب را پی گرفته‌اند. در سه دهه گذشته نیز تلاش سامان‌یافته برای تغییر مذهب به صورت ترویج باورهای سنی و تکفیری در جوامع شیعه‌نشین حاشیه‌ای نیز مزید بر علت شده است.
در برابر این شرایط دشوار و پیچیده چنین به نظر می‌آید نظام دیوانی و تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کشور در سطوح ملی و استانی هیچ ابتکار کارشناسی شده‌ای را نتوانسته در دستور کار قرار دهد برخورد انفعالی آن هم در چارچوب نظام دیوانی گرفتار در انبوهی از مسائل روزمره بیش از پیش زمینه را برای استفاده دشمنان کشور مهیا کرد.
حادثه روز اخر شهریور ماه ۱۳۹۷ معلول شرایط پیچیده‌ای از علل داخلی و منطقه‌ای است بی آنکه نظام تدبیر در سطوح استانی و کشوری آمادگی لازم برای مواجهه با آن را داشته باشد. خوزستان در شرایط فعلی نیازمند سازوکاری متفاوت از سازوکار‌های جاری است. عقل مآل اندیش و منافع ملی ایجاب می‌کند بیش از پیش برای احقاق حق شهروندان خوزستانی در داشتن زندگی شرافتمندانه باید اقدام کرد. فردا بسیار دیر است.


[مقالات مرتبط]

■ زیستن در جامعه نفتی  طیبه موسوی

■ طبقۀ کارگر پس از انتخابات دهم: انزوا یا ائتلاف؟  محمد مالجو

■ «کار» و کارگر؛ بازتاب مسائل کارگری در نشریه کار  انوش صالحی

نظر بدهید