لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

رؤیای باغ فردوس: اسنادی از مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها

علی کالیراد

گفتگو شماره ۷۹





اسنادی از مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها، به‌کوشش علیرضا ملایی توانی، لیدا ملکی و محمدحسین محمدی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۶.

در سال ۱۳۶۰، با ادغام دوازده مؤسسۀ پژوهشی بجامانده از دوران پیش از انقلاب اسلامی، «مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی»، وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی، تأسیس شد. مؤسسه‌های ادغام‌شده عبارت بودند از: انجمن حکمت و فلسفۀ ایران؛ بنیاد شاهنامۀ فردوسی؛ بنیاد فرهنگ ایران؛ بنیاد فرهنگ و هنر ایران؛ پژوهشکدۀ علوم ارتباطی و توسعۀ ایران؛ پژوهشگاه علوم انسانی؛ فرهنگستان ادب و هنر ایران؛ فرهنگستان زبان ایران؛ فرهنگستان علوم ایران؛ مرکز اسناد فرهنگی آسیا؛ مرکز ایرانی تحقیقات خارجی؛ و مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌‌ها. مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی در سال ۱۳۶۹ عنوان پژوهشگاه گرفت و چهارسال بعد به «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» تغییر نام داد. به‌نوشتۀ وبگاه پژوهشگاه علوم انسانی، این‌مؤسسه «در حال حاضر بزرگ‌ترین نهاد پژوهشی کشور است که در زمینۀ علوم انسانی و بررسی شناخت فرهنگ دیرپای اسلامی ـ ایرانی پژوهش می‌کند. پژوهشگران و اعضای این مؤسسۀ علمی و پژوهشی که میراث‌داران فرهنگ و علم و تمدن کهن اسلامی ـ ایرانی به‌شمار می‌آیند، فریضۀ خویش می‌دانند که طبق موازین عقل و به‌دور از احساسات تفخرآمیز، همت به‌کار دارند تا میراث گذشتگان را پاس بدارند و با کوشش و تحقیق مجدانه بر غنای آن بیفزایند و این همه را چرا راه آینده سازند. باشد که خواب نوشین بامداد رحیل به بیداری سحرگاهی بلکه قافله‌سالاری دوبارۀ جامعۀ اسلامی‌مان در کاروان معرفت و علم بشری بینجامد». (۱)
در سال‌های اخیر، پژوهشگاه علوم انسانی در اقدامی شایسته دست به گردآوری و انتشار بخشی از اسناد و مدارک مؤسسات سلف خود زد که حاصل آن تاکنون چاپ کتاب‌های اسنادی از بنیاد شاهنامۀ فردوسی، اسنادی از بنیاد فرهنگ ایران، اسنادی از پژوهشگاه علوم انسانی در دورۀ پهلوی دوم، اسنادی از مرکز اسناد فرهنگی آسیا، اسنادی از مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها و بنیان‌های بنیاد فرهنگ در سال ۱۳۹۶ بوده است. در این‌بین، مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها (تأسیس: ۱۳۵۵) در زمرۀ مؤسسات و نهادهای پژوهشی‌ای بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ادغام در مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی/ پژوهشگاه علوم انسانی از فعالیت بازماند. به‌نوشتۀ گردآورندگانِ کتابِ اسنادی از مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها از آنجا که تاکنون پژوهشی مستقل دربارۀ این‌مرکز انجام نشده است و با توجه به عمر دوسالۀ مرکز و تعطیلی آن پس از انقلاب، انتشار اسناد حاضر می‌تواند نقشی به سزا در آگاهی از علل و انگیزه‌های شکل‌گیری، جهت‌گیری‌های فکری و فرهنگی، ساختار اداری، فعالیت‌های پژوهشی، دستاوردها و سیر تحولات این‌مرکز و مناسبات آن با حاکمیت داشته باشد.

در جستجوی جایگاه
مطابق با اساس‌نامۀ مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها، هدف از تأسیس آن، «مطالعه و پژوهش در شناخت فرهنگ و تمدن‌ها و معرفی و روابط آنها با یکدیگر و ایجاد گفتگویی بارور میان فرهنگ‌های جهان با تأکید خاص بر نقش و موضع فرهنگ و تمدن ایرانی» بود. وظایف آن عبارت بودند از: ۱. معرفی میراث فرهنگی و تمدن‌های جهان از راه برگزاری نمایش‌ها و انتشارات چندرسانه‌ای به زبان فارسی و زبان‌های دیگر و هر روش دیگری که مؤثر باشد؛ ۲. بررسی تمدن‌ها و فرهنگ‌های آسیایی و غیر آسیایی و شناخت وجوه اشتراک و افتراق آنها؛ ۳. بررسی و شناخت عناصر غالب فرهنگ و تمدن غربی و نتایج حاصل از برخورد آن با تمدن و فرهنگ ایرانی، آسیایی و سایر فرهنگ‌ها؛ ۴. شناسایی روند و کیفیت تحولات اجتماعی ناشی از برخورد فرهنگ‌ها و تمدن‌ها؛ ۵. بررسی و شناخت و معرفی آنچه که از خلال برخورد تمدن‌ها و فرهنگ‌ها می‌تواند منشاء خلاقیت و تحرک فکری و ارتقای فرهنگ ملی باشد؛ ۶. همکاری جهت برقراری تماس با مراجع پژوهش فرهنگی داخلی و خارجی به‌منظور مبادلۀ اطلاعات و آمار و متخصصان و پژوهشگران و انجام‌دادن پژوهش‌های مشترک تطبیقی؛ ۷. برگزارکردن مجامع علمی و تخصصی در حوزه پژوهش‌های فرهنگی؛ ۸. دعوت از دانشمندان و پژوهشگران برجسته جهانی برای همکاری در باب طرح‌ها و فعالیت‌های مرکز؛ ۹. فراهم‌کردن امکانات آموزشی و پژوهشی برای علاقه‌مندان به موضوع این مرکز و کمک به ایجاد مراکز مشابه در جهان. (۲)
هیأت مؤسس مرکز، بنیاد فرح پهلوی، سازمان رادیو ـ تلویزیون ملی ایران و دانشگاه فارابی (۳) ، و اعضای هیأت مدیره شامل داریوش شایگان (مدیر عامل)، جمشید بهنام، مجید رهنما، احسان نراقی و رضا قطبی بودند. (۴) مرکز در اول مهر ۱۳۵۵ تأسیس شد و چندی ‌بعد، شایگان به‌منظور ترتیب‌دادن مقدمات همایشی که قرار بود سال بعد توسط مرکز برگزار شود، خرید کتاب برای راه‌اندازی کتابخانۀ مرکز، بررسی امکان انتشار کتاب‌های مرکز به‌زبان فرانسوی در خارج از ایران و مذاکره با روبرتو روسلینی در رابطه با تهیۀ مجموعه ‌مستندهایی دربارۀ تأثیرات تمدن اسلامی ـ ایرانی بر تمدن مغرب‌زمین راهی پاریس شد. (۵) در آغاز سال ۱۳۵۶ شمار کارکنان مرکز بیست‌نفر بود که افرادی همچون حسین ضیایی، داریوش آشوری (سرویراستار و سرپرست انتشارات مرکز)، اسدالله بهروزان (مسئول بخش هنری مرکز) در زمرۀ آنها قرار داشتند و افزون بر کارکنان ثابت، پژوهشگران همکار، به‌مانند آرامش دوستدار، بیژن کاویانی و رضا داوری، با مرکز در ارتباط بودند.
شایگان، ضمن گزارش فعالیت‌های مرکز در سال ۱۳۵۶، به‌این‌نکته اشاره دارد که «فکر تأسیس مرکز از این پرسش برخاست که چرا تمدن‌های بزرگ آسیایی که روزگاری آن‌قدر با هم ارتباط داشتند امروز نسبت به‌هم بیگانه‌اند؟ [...]مهم‌ترین موضوع و اولویت مرکز، ارتباط دوباره با تمدن‌های آسیایی است زیرا تمدن‌های غیر غربی‌ای که سنت تاریخی دارند و در میراث عمومی بشریت سهیم هستند تمدن‌های بزرگ آسیایی‌اند و از این‌رو توجه ما در درجۀ اول معطوف به چهارکانون بزرگ تمدن‌های آسیایی یعنی ایران و اسلام، هند، چین و ژاپن است. در مرحلۀ دوم به قارۀ آفریقا و در مرحلۀ سوم به فرهنگ‌های آمریکای لاتین توجه می‌شود». (۶) به‌باور شایگان «بیگانگی تمدن‌های آسیایی نسبت به‌یکدیگر به‌این‌دلیل است که تمدن‌های مزبور یکدیگر را [...] از دیدِ غربی می‌نگرند و در نتیجه، هم با خود بیگانه شده‌اند و هم با یکدیگر؛ اما آگاهی به این دورماندگی از اصل خویش و بیگانگی با خویش و همسایه، خود سرآغازی برای بازاندیشی آن و پی‌بردن به علل و جهات آن است و برای این‌ کار لازم است که هریک از این فرهنگ‌ها و تمدن‌ها به ریشه‌های خود بازگردند و بنیاد تاریخی خود را از نو جستجو کنند. با جستجوی آن‌بنیاد، ناگزیر مسئله ارتباط‌های تاریخی و سرچشمه‌های پیوستگی آنها با یکدیگر و معنای بیگانگی آنها نسبت به یکدیگر روشن خواهد شد؛ زیرا این فرهنگ‌ها امروزه همگی در جهت یک سرنوشت پیش می‌روند که ازسوی تمدن جهانگیر و قاهری بر آنها تحمیل شده است و ازاین‌رو، در عین گسستگی از یکدیگر و بریدن رشته‌های پیوند گذشته، از جهت سرنوشت مشترک می‌توانند در یکدیگر تأمل کنند. ازآنجاکه یکی از وجوه شاخص تمدن ایرانی جنبۀ ارتباطی و میانجی‌گریِ آن بوده است و ایران حلقۀ رابط آسیای بزرگ و دنیای غرب بوده است این‌کشور می‌تواند با آگاهی‌یافتن به نقش حساس تاریخی خود دوباره این رابطه را برقرار کند و به‌این خودآگاهی تاریخی مدد رساند». (۷)
براین‌اساس، شایگان معتقد به ضرورت انجام مطالعات حول سه محور بود: «۱. شناسایی وجوه شاخص و غالب تفکر ایرانی، به‌عبارت دیگر، جایگاه بینش ایرانی در آسیا و جهان؛ ۲. شناسایی عمقی ماهیت تمدن غربی. چه تمدن غربی، به‌هرحال، تمدن غالب در جهان امروز است و آرمان‌های آن، جهانگیر؛ ۳. شناسایی هریک از تمدن‌های آسیایی و وجه اشتراک آنها و تحقیق در اینکه آیا می‌توان در برابر سیر تفکر غربی از یک جوهر مشترک اندیشۀ آسیایی سخن به میان آورد و [...] تا خود را درنیابیم همسایه را درنخواهیم یافت و تا ماهیت استثنائی تمدن غرب را نشناسیم و وجه افتراق آن‌را با نحوۀ تفکر خود روشن نکنیم، به کنه تحولات شگرفی که در معرضش هستیم پی نخواهیم برد». (۸)
با توجه به اهداف پیش‌گفته، انتشارات مرکز، با طراحی یازده‌مجموعه شامل مطالعات ایران باستان، ایرانی ـ اسلامی، هندی، چینی، ژاپنی، فرهنگ غرب، آفریقایی، آمریکای لاتین، مجموعۀ دین، عرفان و تمثیل‌شناسی، اندیشۀ معاصر و هنر، اقدام به انعقاد ۴۴ قرارداد با ۳۷ مترجم و پژوهشگر کرد. (۹) انتشار دو کتاب مشهورِ داریوش شایگان، بت‌های ذهنی و خاطرۀ ازلی و آسیا در برابر غرب، توسط انتشارات امیرکبیر نیز در چارچوب فعالیت‌های مرکز بودند. مرکز، با هدف معرفی اندیشه و فرهنگ ایرانی به جهانیان و حمایت از فعالیت‌هایی که در زمینۀ ایران‌شناسی در جهان صورت می‌گرفت، درصدد انتشار کتاب‌هایی به زبان‌های اروپایی بود که از آن‌میان می‌توان به آثاری از سهراب سپهری (حجم سبز با ترجمۀ دیوید مارتین)، شایگان، فلاطوری، دوستدار، ضیایی و ایزوتسو اشاره کرد.
یکی از فعالیت‌های مرکز در سال ۱۳۵۶، برگزاری همایشی بین‌المللی طی روزهای ۲۸ مهر تا ۷ آبان در باغ فردوس تهران با عنوان «آیا سیطرۀ جهانی تفکر غربی به فرهنگ‌ها امکان هم‌سخنی می‌دهد؟» بود که در افتتاحیۀ آن، فرح پهلوی، هانری کربن و داریوش شایگان سخن گفتند و در ادامه، محققانی همچون لویی ماسینیون، عبدالجواد فلاطوری، آرامش دوستدار، توشیهیکو ایزوتسو، روژه گارودی، کریستین ژامبه (۱۰) ، سورن ملیکیان شیروانی، فیلیپ نمو (۱۱) ، نجم‌الدین بامات، سیدحسین نصر، احسان نراقی، بیژن کاویانی و ژان برون (۱۲) به ارائۀ مقاله پرداختند. (۱۳) در اواخر همین‌سال، شایگان، در کنار ارائۀ گزارش از اقدامات صورت‌گرفته، چشم‌اندازی برای فعالیت‌های مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها طی دوسال آینده ترسیم کرد. به‌نوشتۀ شایگان، ظرفیت ایران برای نقش‌آفرینی در بحران فرهنگی کنونی جهان می‌تواند «از یکسو نیاز به بازاندیشیدن ارزش‌های نهفته در میراث‌های کهن را مطرح کند و از سوی دیگر، آگاهی جهان سوم را به ماهیت اصلی این بحران فرهنگی (که ریشه‌هایش در بطن فرهنگ غرب است) سوق دهد و نحوۀ رویارویی با آن‌را بررسی کند». (۱۴) این‌امر، به باور شایگان، به‌معنای شکل‌گیری یک گفتگوی راستین بود: «دیالوگ چیزی نیست مگر یک رویارویی پویا بین خود و دیگری و در آخرین تحلیل، مستلزم آن است که طرفین دیالوگ به‌خود آمده و یکدیگر را یافته باشند». (۱۵) به‌اعتقاد شایگان، ایران ازآن‌روکه همواره در طول تاریخ نقش «میانجی» میان آسیا و اروپا و آفریقا ایفا کرده و قدرت «سنتز» از ویژگی‌های برجستۀ فرهنگ آن بود می‌توانست در این‌زمینه نقش‌آفرین باشد: «ایرانیت بیش از هرچیز نوعی جهان‌بینی و آداب‌دانی است که بیشتر اقوام مسلمان اعم از ترک و تاجیک و هندی بدان گرویده و از آرمان‌های آن الهام گرفته‌اند. بارزترین نمونه، همان‌که اقوام تُرک خود بزرگ‌ترین مروجین آداب ایرانی در سراسر آسیا بوده‌اند». (۱۶)
شایگان با ردّ رویکردهای افراطی (سنت‌پرستی متعصبانه) و تفریطی (اقبال به تجدد و انکار میراث خود) در برابر غرب، راه چاره را در شکل‌گیری گفتگو می‌دانست: «نه بازگشت به گذشته میسر است، نه تسلیم بی قید و شرط در برابر نیروهای تهاجمی صلاح است. راه چاره، راه میانه، آزاد[اندیشی] و برخورد انتقادی است، یعنی روشی که هم خود را بازاندیشد و هم دیگری را دریابد. زیرا دیالوگ واقعی رابطۀ [میان] دو واحد مستقل و آزاد است و نه ارتباط میان رئیس و مرئوس یا جاذب و مجذوب و مرید و مراد». (۱۷) این گفتگو، همه‌جانبه، ژرف‌نگر و دربرگیرندۀ تمام بخش‌های فرهنگ خواهد بود. به‌گفتۀ شایگان، بررسی چیستی گفتگو خود جزئی از مسائل مطرح در گفتگو است: «هدف [از] ایجاد ارتباط میان فرهنگ‌ها، رسیدن به تفاهم در عین تفرّد است؛ امری که تنها در سطح اگزیستانسیالِ عمقِ انسان و فرهنگ میسر است و شاید غایت دیالوگ واقعی همان‌چیزی باشد که مولوی آن را همدلی می‌خوانْد». ازاین‌رو، ضرورت دارد که «دیالوگ فقط سرگرمی روشنفکران نباشد بلکه در آینده در ذهن ایرانیان رخنه کند و تحرک فکری که همگان آرزومند آنیم حاصل شود و از مرحلۀ مصرف‌کنندۀ فکر خارج شده و به خلاقیت برسیم». (۱۸)
در راستای نیل به این‌هدف، شایگان طرح برگزاری همایش دوم مرکز با موضوع «حدود معرفت برحسب جهان‌بینی‌های مختلف» طی روزهای ۱۴-۱۹ دی ۱۳۵۷، همایش سوم در بهار ۱۳۵۸ با موضوع «خودآگاهی تاریخی و هویت فرهنگی»، و همایش چهارم در دی ۱۳۵۸ با موضوع «عدالت و آزادی» یا «بحران فرهنگی جهان چیست؟» را ارائه داد. (۱۹) شایگان همچنین با اشاره به پروژۀ «آرشیو فرهنگ ایران»، که به‌پیشنهاد وی در سازمان رادیو ـ تلویزیون ملی کلید خورده بود، از ادامۀ آن در چارچوب فعالیت‌های مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها خبر داد و خاطرنشان ساخت «[ازآنجاکه] به‌سبب توسعۀ جمعیت، شهرسازی و غیره در ایران، آثار معماری و ابنیۀ تاریخی و به‌طور کلی بافت شهرهای ایران در تحول و تعرض خاصی قرار گرفته‌اند» اولویت پروژه، ثبت و ضبط آثار معماری و ابنیۀ تاریخی ایران خواهد بود. (۲۰)
نکتۀ مهمی که در لابلای اسناد منتشرشده به‌چشم می‌خورد وجود اختلاف میان شایگان و اعضای هیأت مدیره از اوایل شکل‌گیری مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌هاست. در بهار ۱۳۵۶، چندماه پس از تأسیس مرکز، رضا قطبی در حضور فرح، شایگان را به تخطی از وظایف مشخص‌شده متهم کرد. گویا قطبی و دیگر اعضای هیأت مدیره فعالیت‌های مرکزِ تحت ریاستِ شایگان را تداخل در وظایف سایر نهادهای فرهنگی تلقی کرده، از او به‌سبب محدودکردن فعالیت‌های مرکز به حوزۀ فلسفه انتقاد می‌کردند. شایگان در نامۀ مورخ ۷/۳/۵۶ به قطبی این‌تلقی را حاصل سوء تفاهم دانست و ضمن مخالفت با فروکاستن فعالیت‌های مرکز به ترجمه و نشر کتاب عنوان کرد: «مراد اصلی شناسایی درد است و تا درد نباشد همدلی نیست و همدلی نیز ارتباط واقعی میان فرهنگ‌هاست... سرنوشت فرهنگ ایران و آیندۀ تفکر در این مملکت مهم‌تر از آن است که محدود به دید انحصارطلبان فرهنگی شود.... ایران نیاز به هیاهو ندارد بلکه احتیاج به سکوت دارد، یعنی همان سکوتی که میوه‌ای را در دل طبیعت به ثمر می‌رساند». (۲۱)
شایگان در گزارش فعالیت‌های مرکز در بهار ۱۳۵۷، با اشاره به تقدیر تاریخی تمدن‌های آسیایی و موقعیت آنها در جهان معاصر، تصریح کرد که «هویت فرهنگی ژاپن، هند و چین در همان خطر نابودی است که هویت فرهنگی ایران». با توجه به اولویت مرکز برای ارتباط و همکاری با تمدن‌های آسیایی، شایگان پیشنهاد تأسیس مراکز مشابهی را در مصر، هند و ژاپن مطرح کرد. (۲۲) دراین‌زمان، تألیف و ترجمۀ آثاری از قبیلِ وضع کنونی تفکر در ایران و فلسفه چیست؟ (رضا داوری) عصر طلایی ایران (ریچارد فرای/ مسعود رجب‌نیا)، فراسوی نیک و بد (نیچه/ داریوش آشوری)، فلسفۀ قرون وسطا (ژیلسون/ علی‌مراد داودی)، مقالاتی در باب ذن‌بودیسم (سوزوکی/ پرویز داریوش)، ادیان و مکتب‌های فلسفی هند (شایگان)، میت [اسطورۀ] بازگشت ادبی (میرچا الیاده/ گلی ترقی)، زرتشت: سیاستمدار یا ساحر (هنینگ/ کامران فانی)، شرح حال و آرای فلسفی ملاصدرا (جلال آشتیانی)، و برخورد فرهنگ‌ها در قرون نخستین اسلامی و عصر حاضر (فلاطوری) در دستور کار انتشارات مرکز قرار داشت. همچنین مقرر شده بود طی ده‌سال آینده، ده‌تک‌نگاری دربارۀ هنر ایرانی به‌زبان انگلیسی زیر نظر سورن ملیکیان شیروانی منتشر شود. (۲۳)
در همین‌سال، شایگان با توجه به شرایط سیاسی ـ اجتماعی کشور پیشنهاد تأسیس انجمن باغ‌فردوس را با هدف «شناخت و ایجاد گفت و شنودِ مستمر دربارۀ مسائل اجتماعی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی کشور» مطرح کرد. او با اشاره به «فضای اکنون‌زده و سیاست‌زدۀ کنونی» و فقدان گفتگو «در محیط دانشگاه‌ها، محافل دولتی، صفحات مطبوعات و برنامه‌های رادیو ـ تلویزیون» و مطرح‌شدن «صحبت‌های جدی و فارغ از مقتضیات روز در انجمن‌های فرهنگی خارجی تهران و یا در کنفرانس‌های بین‌المللی به‌زبان‌های بیگانه» خواستار تشکیل یک انجمن علمی با همکاری بنیاد فرح، مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها، و پژوهشکدۀ علوم ارتباطی و توسعۀ ایران شد که نسبت به‌برگزاری برنامه‌های ماهانه در باغ فردوس ـ در قالب سخنرانی، میزگرد، بحث و گفتگو و همچنین نمایش فیلم و اسلاید ـ اقدام کند. به‌همین‌منظور، شایگان پیشنهاد برگزاری دور نخست نشست‌ها را برای شش‌ماهۀ دوم سال ۱۳۵۷ حول موضوع «آگاهی تاریخی، هویت ملی و سیاست فرهنگی» مطرح کرد. همچنین، کمیته‌ای مرکب از شایگان، هاله اسفندیاری و مجید تهرانیان برای برنامه‌ریزی و اجرای این‌نشست‌ها پیشنهاد شد. طبق پیشنهاد شایگان، برنامۀ نشست‌ها به شرح زیر بود:
جلسۀ نخست: اساطیر ایرانی و آگاهی تاریخی با حضور مهرداد بهار، شاهرخ مسکوب و محمدعلی اسلامی ندوشن؛ جلسۀ دوم: زبان و ادب فارسی و دگرگونی تاریخی با حضور صادق کیا، محمد مقدم و پرویز ناتل خانلری؛ جلسۀ سوم: جهان‌بینی اسلامی و ملیت ایرانی با حضور سیدحسین راشد [حسینعلی راشد؟]، مرتضی میرمطهری [مرتضی مطهری؟] و سیدجلال[الدین] آشتیانی؛ جلسۀ چهارم: اندیشۀ ایرانی در برخورد با غرب با حضور سیدحسین نصر، داریوش شایگان، احسان نراقی، داریوش آشوری، حمید عنایت و محمد [احمد؟] فردید؛ جلسۀ پنجم: اندیشۀ دموکراسی و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی با حضور فریدون آدمیت، فرشتۀ نورایی و امیرحسین آریان‌پور؛ و جلسۀ ششم: آگاهی تاریخی، هویت ملی و سیاست فرهنگی با حضور جمشید بهنام، چنگیز پهلوان، [محمدابراهیم] باستانی پاریزی، و [محمدحسن] ناصرالدین صاحب‌الزمانی. (۲۴)

تردید و تزلزل
به‌واقع، شرایط مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها، به‌مانند شرایط عمومی کشور، ملتهب و آبستن حوادث بود. در اردی‌بهشت ۱۳۵۷، اختلاف هیأت مدیره با مدیرعامل بالا گرفت. هیأت مدیره، مدیریت مرکز را به انحراف از وظایف تعریف‌شده و تداخل فعالیت‌هایش با دیگر سازمان‌های فرهنگی، اصرار بر مطالعات فلسفی، انحراف از مقصود اصلی مرکز «که دیالوگ باشد»، رفیق‌بازی و غرب‌زدگی متهم می‌کرد. شایگان، در واکنش، با اشاره به مخالف‌خوانی‌های مکرر هیأت مدیره و روشن‌نبودن مفهوم دیالوگ در ذهن آنها، گفت: «آیا ادامۀ کار با چنین شرایطی، کوشش مذبوحانه نیست»؟! (۲۵) شایگان، ضمن پاسخ به اتهامات، از تداوم اختلاف نظرها و حاشیه‌سازی‌ها در مرکز شِکوِه کرد: «باید با کمال تأسف عرض کنیم که کار ما محدود به توجیهِ مکررِ موجودیتِ خود و مرکز شده است [...] از تکرار مکررات، هم شما به‌ستوه آمده‌اید و هم ما به‌فغان[...] در ایرانی که به‌علت موضع‌گیری‌هایِ افراطیِ فرقه‌هایِ متخاصم، افکار و اذهان مردم پاره‌پاره شده است، تنها راه معقول ـ به‌نظر ما ـ اتخاذ روشی لیبرال و انتقادی است که بتواند اذهان مغشوش را آرام کند...». (۲۶)
با وخیم‌ترشدن شرایط کشور، ابهاماتی دربارۀ ادامۀ فعالیت مرکز پدید آمد. در جلسۀ داخلی مورخ ۲۴ مهر ۱۳۵۷ یکی از حاضران از احتمال تغییر سیاست مرکز پرسید. شایگان پاسخ داد: «سیاست و هدف مرکز همانست که از قبل بوده، البته با توجه به تغییراتی که در سطح مملکت و سازمان رادیو ـ تلویزیون ملی ایران پیش‌آمده ممکن است تغییر ماهیت بدهیم...». (۲۷) درهمین‌جلسه مشکلات اداری، مالی و رفاهی کارکنان، حضور نامنظم برخی کارکنان و ضرورت رسیدگی به وضع قراردادهای تحقیق، تألیف و ترجمه مطرح شد. سه‌هفته‌بعد، در پی واقعۀ ۱۳ آبان ۱۳۵۷، داریوش شایگان در نامه‌ای خطاب به قطبی استعفای خود را از مدیرعاملی مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها اعلام کرد: «چنانکه آگاهید مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها به‌این منظور تأسیس شد تا گروهی از روشنفکران که به‌علت فشار و خفقان سیاسی سال‌های اخیر کشور از کارها کناره گرفته بودند بتوانند گرد هم‌آیند و نسبتاً آزادانه به‌کارهای فرهنگی بپردازند؛ اما حوادث ماه‌های اخیر، به‌ویژه کشتار روز جمعه هفدهم شهریورماه و پس از آن کشتارهای پیاپی و نیز فاجعۀ دانشگاه تهران، نشان داد که در نظام کنونی کشور ما، جان و هستی هموطنان ما کمترین ارزشی ندارد [...] در چنین شرایطی، پرداختن به فرهنگ، تفننی عبث است...». (۲۸)
جلسۀ مورخ اول آذرماه، که به‌منظور بررسی وضع مرکز پس از استعفای مدیرعامل تشکیل شد، صحنۀ انتقاد از مدیریت شایگان بود و طی آن، پیشنهادهایی برای اصلاح خط مشی مرکز ارائه شد. در ابتدای جلسه، از وجود مشکلات بنیادی در مرکز و دورشدن آن از اهداف مندرج در اساسنامه صحبت شد و اسدالله بهروزان پیشنهاد داد کارکنان مرکز در نامه‌ای به هیأت مدیره ضمن اعلام انزجار از متن استعفانامۀ شایگان به ناتوانی‌های مدیریتی او اشاره کنند. (۲۹) در این جلسه همچنین قراردادهای تحقیق و ترجمۀ مرکز مورد انتقاد قرار گرفت، چراکه «با انعقاد قراردادهای نابجا عملاً مرکز به‌صورت یک بنگاه انتشاراتی درآمده است». (۳۰) دراین‌زمان، شمار کارکنان مرکز ۴۷ نفر بود و به‌منظور «بهبود وضع استخدامی و ازبین‌بردن علل نارضایی‌های کارکنان» تصمیم به تعدیل نیروهای قراردادی گرفته شد. (۳۱) در ۱۴ آذر، نخستین‌نشست هیأت مدیره پس از استفای شایگان، با حضور قطبی، بهنام و نراقی، تشکیل شد.
آنها ضمن پذیرش استعفای شایگان تصمیم گرفتند که در متنِ جوابیه‌ای که برای وی تهیه می‌شود «نارضایتی هیأت مدیره از نحوۀ مدیریت ایشان در طول مدت تصدی امور مرکز منعکس گردد. ضمناً قید شود که اکثریت اعضای هیأت مدیره تصمیم گرفته بودند که به‌خاطر عدم انطباق برنامه‌های مرکز با اهداف آن، در تابستان گذشته از سمت‌های خود استعفا کنند ولی به‌خاطر میانجیگری دبیرکل بنیاد [= بنیاد فرح] (۳۲) و تعهداتی که آقای شایگان پذیرا شدند در این تصمیم خود تجدید نظر نمودند...». (۳۳)
با پیروزی انقلاب اسلامی، سرنوشت مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها به تصمیمات دولت جدید موکول شد. در تابستان ۱۳۵۸، طرح ایجاد و تأسیس سازمان متولی پژوهش‌های علوم انسانی با تجمیع مؤسسات وابسته به بنیاد فرح به‌منظور «ایجاد سازمانی خارج از حیطۀ قدرت‌های اجرایی دولت، برای پژوهش در علوم انسانی از طریق بهره‌گیری از تمام نیروهای علمی مؤمن به انقلاب اسلامی ایران، متقی و پرهیزگار و از آن‌جمله بهره‌گیری از حوزه‌های علمیه در جهت نزدیکی نقطه‌نظرهای مذاهب و فرق توحیدی و همسانی آنها در جهت پیشبرد هدف‌های فرهنگ ملی ایران» تدوین شد. (۳۴) در اول آبان‌ماه، اعلام شد که «به‌عنوان نخستین‌گام به‌سوی انقلاب فرهنگی... تشکیلاتی به‌نام بنیاد فرهنگ و هنر ایران زیر نظر دولت جمهوری اسلامی ایران ایجاد می‌گردد. این ‌بنیاد، کلیه مراکز و مؤسساتی که سابقاً وابسته به‌دفتر مخصوص، پیشکاری و بنیاد (فرح) بودند را تحت پوشش و نظارت خود خواهد داشت... [این] مراکز و مؤسسات فرهنگی یادشده، بعد از انقلاب، کلاً و در همۀ زمینه‌ها بازسازی شده‌اند و فعالیت‌ها و برنامه‌های آنها به‌نحوی تنظیم و به‌اجرا گذاشته می‌شود که کاملاً با اهداف انقلاب مطابقت داشته و معرف فرهنگ و هنری اصیل و متعهد خواهند بود. باشد که با این‌گامِ نخستین بتوانیم انقلاب فرهنگی را در کشورمان آغاز و به‌پیروزی برسانیم». (۳۵)

اهتمام مؤسسات آموزشی و پژوهشی کشور به گردآوری و انتشار اسناد خود، فارغ از کمک به پیشبرد مطالعات تاریخی، بی‌گمان برای بررسی و آسیب‌شناسی تحولات نظام آموزش عالی و اولویت‌بندی‌ها، جهت‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های علمی، پژوهشی و فرهنگی مغتنم است. اقدام پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در انتشار مجموعه‌اسناد مؤسسات یادشده، امکان بررسی مستند بخشی از مسئله‌ها، تکاپوها، دستاوردها و چالش‌ها در برهه‌ای مهم از تاریخ فکری و فرهنگی ایران معاصر را فراهم می‌سازد و از همین‌رو نیز سزاوار تقدیر است؛ هرچند اغلاط تایپی، بی‌دقتی در ضبط برخی اعلام، فقدان توضیحات تکمیلی دربارۀ اشخاص و رخدادها، صفحه‌آرایی سردستی، جای خالی نمایه، و در یک‌کلام، شتابزدگی، جملگی گویای حال عمومی مؤسسات پژوهشی و آموزشی ماست.

یادداشت‌ها

۱- دربارة پژوهشگاه علوم انسانی»، تاریخ آخرین بازبینی: ۱/۱۲/۱۳۹۷، به‌نشانی اینترنتی: http://www.ihcs.ac.ir/fa/page/۱۴۴۶/ (^)


۲- سنادی از مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها، به‌کوشش علیرضا ملایی توانی، لیدا ملکی و محمدحسین محمدی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۶، صص۳-۴. (^)


۳- ین‌دانشگاه در سال ۱۳۵۶ توسط فرح پهلوی در اصفهان افتتاح شد. (^)


۴- رای روایت شایگان از شکل‌گیری و سرگذشت مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها به‌عنوان نمونه رک: بخارا، ش‌ ۲۴ (خرداد و تیر ۱۳۸۱)، صص۱۸۷-۱۹۰؛ روزنامۀ اعتماد، ۷/۱۰/۱۳۹۵، صص۸-۹؛ همچنین نک: ملائی توانی، علیرضا، «شایگان و ریاست مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها»، بخارا، ش۱۲۴ (خرداد ـ تیر ۱۳۹۷)، صص۴۸۱ـ۵۰۷. (^)


۵- سنادی از مرکز ایرانی مطالعۀ فرهنگ‌ها، صص۳۹-۴۲. (^)


۶- همان، ص۱۲۳. (^)


۷- همان، ص۱۳۳. (^)


۸- مان. (^)


۹- همان، ص۱۴۹ و ص۱۵۹. (^)


۱۰- hristian Jambet (^)


۱۱- hilippe Nemo (^)


۱۲- ean Brun (^)


۱۳- همان، صص۵۰-۶۵. (^)


۱۴- همان، صص۱۴۶-۱۴۷. (^)


۱۵- همان، ص۱۴۷. (^)


۱۶- همان، ص۱۴۷. (^)


۱۷- همان، ص۱۴۸. (^)


۱۸- همان، ص۱۴۹و ص۱۵۰. (^)


۱۹- همان، صص۱۵۰-۱۵۱. (^)


۲۰- همان، ص۱۵۲. (^)


۲۱- همان، صص۲۵۶-۲۵۷. (^)


۲۲- همان، ص۱۵۸. (^)


۲۳- همان، صص۱۵۹-۱۶۳. (^)


۲۴- همان، صص۴۳-۴۶. (^)


۲۵- همان، ص۲۵۸. (^)


۲۶- همان، ص۲۶۳-۲۶۴. (^)


۲۷- همان، ص۹۴. (^)


۲۸- همان، ص۲۶۴. (^)


۲۹- همان، صص۲۶۷-۲۶۸. (^)


۳۰- همان، ص۲۶۹. (^)


۳۱- همان، ص۹۹. (^)


۳۲- نظور، عبدالمجید مجیدی (۱۳۰۷-۱۳۹۲) است. (^)


۳۳- همان، ص۱۰۳. (^)


۳۴- همان، ص۱۵. (^)


۳۵- همان، صص۲۴-۲۶. (^)



نظر بدهید