لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

سیاست ورزی چریک‌های جوان (سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در فردای انقلاب)

انوش صالحی

گفتگو شماره ۶۹





پیش‌درآمد
روز دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تعدادی از اعضا و هواداران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، یکی از دو سازمان اصلی‌ای که در دهة پنجاه به جنگ مسلحانه با حکومت وقت پرداخته بودند در دانشکده فنی دانشگاه تهران مستقر شدند. سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و هوادارانش به دلیل برگزاری راهپیمایی بزرگداشت سالگرد واقعه سیاهکل در روز شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ این فرصت را یافتند تا زودتر از سایر نیروهای سیاسی وقت در موج حوادثی که طی دو روز منجر به سرنگونی رژیم شاهنشاهی شد حضور فعال و منسجمی داشته باشند و از این تاریخ به بعد فصل تازه‌ای از حیاتِ خود را رقم زنند. این مقاله نگاهی دارد به مجموعۀ آرا و مواضعِ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اتخاذ شده توسط رهبری سازمان در نخستین ماه‌های پس از انقلاب، مواضعی که با بازخوانی دوبارة آن شاید بتوان به تصویری روشن از خواسته‌ها و آمال این سازمان سیاسی-نظامی چپ در فردای انقلاب دست یافت.

روز موعود
آبان ماه ۱۳۵۷، مشی رهبری سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در قبال حوادث جاری کشور دچار تغییری اساسی شد. آنها حرکت‌های اعتراضی رو به گسترش را به عنوان قیامی مردمی پذیرفتند و به ضرورت شرکت و کار سیاسی در بستر آن رأی دادند. این تحول با انتشاراعلامیه‌ای با عنوان "در این قیام خونین که آغاز شده است مردم را یاری کنیم" بازتاب عمومی پیدا کرد. در این اطلاعیه آمده بود:
در این قیام خونین که دیگر آغاز شده است، در این موج انقلابی کنونی که تمام مردم ایران یکپارچه، متحد و یکدل خواستار سرنگونی خاندان پهلوی شده‌اند، سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران از تمامی مبارزان راه آزادی می‌خواهد با سازماندهی مبارزات مردم در خیابان‌ها با تجهیز مردم در برابر یورش نیروهای ارتش و پلیس آنها را در مقابله با نوکران شاه یاری کنند.
در روزهای ملتهب منتهی به صدور این اعلامیه، دو نگاه در رهبری و مجموعة کادرهای سازمان حاکم بودند. یک نگاه که موج حوادث را موقتی ارزیابی کرده و معتقد بود که سازمان بایستی به فعالیت‌های مخفی خود ادامه بدهد، چرا که با شکست حرکت مردم نیروهای این سازمان به‌شدت سرکوب خواهند شد. این سیاست از حمایت اکثریت کسانی برخوردار بود که در بیرون از زندان موجودیت سازمان را پس از ضربات سال‌های ۵۵ و ۵۶ حفظ کرده بودند. در مقابل خط دیگری وجود داشت که طرفدارانش معتقد به کار سیاسی گسترده در بستر قیام، هم به شکل مخفی و هم علنی بودند. بیشتر نیروهای این طیف در زمرة کسانی بودند که در کشاکش حوادث سال ۵۶ و ۵۷ از زندان آزاد و به دلیل نیاز سازمان به نیروی بیشتر و مبرزتر به طور "ویژه" عضوگیری شده بودند. قابل توجه است که تعدادی از این افراد تمایل چندانی به حضور دوباره در کادر مخفی و تشکیلاتی سازمان نداشتند و کار سیاسی در بستر عمومی جامعه را ترجیح‌ می‌دادند ولی این نیروها نیز به هرحال جذب سازمان شدند. با حضور این نیروها و تسلط دیدگاه‌شان بود که سازمان توانست در حیات سیاسی جامعه نقش پررنگ‌تری بیابد و بتواند در مقطع ۲۲ بهمن به عنوان نمایندة طیف چپ وارد معادلات سیاسی جامعه شود. معادلات سیاسی‌ای که نیازمند موضع‌گیری‌ها، اتخاذ روش‌ها و سیاست‌هایی بود که در گذشتة سازمان کمتر به چشم می‌خورد. مهم‌ترین وجوه این شرایط جدیدِ فعالیت علنی، لزوم پاسخگو بودن در برابر موج هواداران و نیز مواجهه با حاکمیت برآمده از انقلاب و سایر نیروهای سیاسی‌ای بود که هرکدام با مجموعه‌ای از خواسته‌ها ، انتظارات و دیدگاه‌های مختلف به صف انقلاب پیوسته بودند.
بر اساس گفته مهدی فتاپور که از طرف سازمان در روزهای منتهی به انقلاب در ارتباط با دانشجویان و هواداران سازمان قرار داشت در یکی دو روز نخست پس از انقلاب خیلی از تصمیمات را افراد بدون هماهنگی با یکدیگر اتخاذ می‌کردند. تشکیل ستاد و یا به عبارتی دیگر علنی شدن فعالیت‌های سازمان را او راساً تصمیم گرفت و اعلام کرد و یا آنکه اولین اعلامیة سازمان در شب انقلاب را فرخ نگهدار بدون هماهنگی با دیگران نوشت و به رادیو و تلویزیون ارسال کرد و مسئولین سازمان در مناطق دیگر کشور نیز خود مستقلاً تصمیمات مهمی می‌گرفتند. (۱)
پس از استقرار اعضای سازمان در ستاد دانشکده فنی تصمیم‌گیری جمعی امکان‌پذیر شد. در نخستین روزها جلسات منظمی با شرکت همه اعضای تیم‌های مخفی سازمان (چریک‌ها) که در تهران بودند تشکیل می‌شد و جلسات دیگری نیز با حضور بخشی از چریک‌ها و افراد مرتبط با سازمان برگزار می‌گردید. به نظر فتاپور:" جمع دوم هرچند فاقد جایگاه حقوقی بود و تصمیمی در جلسات آن گرفته نمی‌شد ولی عملاً در سمت‌دهی نظری رفقا نقش مهمی داشت". (۲)
در نخستین روزهای تشکیل ستاد دانشکدة فنی، پیرو تغییرات تشکیلاتی که همزمان با اوج‌گیری انقلاب در سازمان بوجود آمده بود، هیئت اجرایی مرکب از مجیدعبدالرحیم‌پور، رضا غبرایی- از کادرهای مخفی - و مهدی فتاپور تشکیل شد و مسئولیت تمامی ارگان‌ها و ارتباطات دراختیار این هیئت قرار گرفت. یکی از نتایج اولیة تشکیل این هیئت که با تحول محسوس سیاست‌ها و برنامه‌های سازمان همزمانی داشت، تغییر موقعیت احمد غلامیان یکی از اعضای موثر سازمان بود که به اتفاق عبدالرحیم‌پور و غبرایی مرکزیت سازمان را پس از ضربات سال ۵۵ تشکیل می‌دادند و توانسته بودند حیات سازمان را تداوم بخشند. به غلامیان در این مرحله مسئولیت نظامی، مالی و تدارکات محول شد. تغییر دیگر، پررنگ شدن نقش فرخ نگهدار در تعیین سیاست‌ها و تدوین اعلامیه‌های سازمان بود به طوری که "موضع‌گیری‌های سازما در چند ماه آخر قبل از قیام عمدتاً توسط نگهدار تنظیم و در تیمی با حضور خودش، علیرضا اکبری شان‌دیز، جمشید طاهری‌پور و بعدها بهروز خلیق مورد بررسی قرار گرفته و آمادة انتشار می‌شد". (۳)
در نخستین روزهای پس از انقلاب، سازمان دارای مسایل و مشکلات عدیده‌ای بود که از جملة آنها می‌توان به اقبال گستردة هواداران، بازسازی تشکیلاتی و تفاوت‌های بارز در آرا و نظریات اعضای تصمیم‌گیرنده‌اش اشاره کرد. امّا یکی از مهمترین این مسایل اتخاذ مشی سیاسی مناسب در برابر حاکمیت برآمده از انقلاب بود. حاکمیتی که پیروزی و به قدرت رسیدنش در مناسبات تئوریک و نظری سازمان پیش‌بینی نشده بود و به همین جهت موضع‌گیری متناسب با مسایل روز، مسایلی که هر روز رنگ تازه‌ای به خودش می‌گرفت و در آن روزهای پر التهاب، تصمیم‌گیری را برای جمع تصمیم‌گیرندة سازمان دشوار می‌ساخت، جمعی که اعضای آن را نیروهای جوانی تشکیل می‌دادند که بیشتر سال‌های جوانی را در زندان گذارنده بودند و یا بیرون از زندان در مرز بین مرگ و زندگی زیسته بودند. مشخصة دیگر خط مشی و سیاست‌های سازمان در این دوره، تأثیر این سیاست‌ها بر روند عمومی جامعه بود. اگر سیاست‌ورزی در نگاه گذشتة سازمان تنها در صدور چند اعلامیه و یا انعکاس حرکت‌های ایذایی و عملیات نظامی معنا می‌یافت اکنون با معروف شدنِ چریک‌های فدایی خلق به عنوان یک نیروی چپ مستقل و استقبال بخش‌هایی از طبقات مختلف اجتماعی از آن، به عملکرد سازمان ابعاد وسیع سیاسی واجتماعی می‌داد.
اولین نشانه‌های این سیاست‌ورزی را می‌توان در تعریف رابطه‌ای دید که سازمان تلاش کرد بین نیروهای خود و نیروهای اصلی موجود در روند انقلاب به زمامداری رهبر انقلاب، آیت‌الله خمینی(ره) بوجود بیاورد. درهمان دو روز جنگ ‌و درگیری در تهران گاه برخوردهایی بین این دو نیرو برسر تصاحب سلاح‌ها به‌وجود می‌آمد. سازمان در یکی از نخستین اعلامیه‌های خود از تشکیل کمیته‌ای با حضور نمایندگان سازمان و کمیتة انقلاب اسلامی برای نظارت بر جمع‌آوری سلاح‌ها استقبال و در اعلامیة خود خاطر نشان کرد که "در برخورد روزانه بویژه در محوطه دانشگاه با ابراز حداکثر صمیمیت با دوستان مبارز، با افراد وابسته به کمیتة انقلاب اسلامی و همه مبارزان راه رهایی ایران زمینه وحدت و همکاری همه نیروها را فراهم کنید". (۴) همچنین دو تن از اعضای سازمان روز چهارشنبه ۲۵ بهمن در یک نشست مطبوعاتی در دانشکدة فنی به سؤال خبرنگاران داخلی و خارجی پاسخ گفتند. در محور مباحث این جلسه، مسئلة خلع سلاح مردم و موضع سازمان دربارة آن قرار داشتند. سخنگویان سازمان بر این نکته تأکید کردند که در برابر خلع سلاح مقاومت نخواهندکرد و با افراد کمیته‌های انقلاب اسلامی درگیر نخواهند شد هرچند نگران بازگرداندن سلاح‌ها به ارتشی بودند که در نظرشان هنوز خطری بالقوه برای انقلاب محسوب می‌شد. مورد دیگرِ حائز اهمیت در این گفتگو، خبر حمله نیروهای منتسب به سازمان به سفارت امریکا بود که این دو نفر بروز این حادثه از طرف افراد نزدیک به سازمان را تکذیب کردند و بر این عقیده بودند که اتباع خارجی در ایران نبایستی در کشاکش انقلاب مورد تهاجم قرار بگیرند. (۵)
مسئلة دیگری که در همین دوران بر رابطه بین سازمان و حاکمیت برآمده از انقلاب سایه انداخته بود ادامه حضور آنها در دانشکده فنی بود. در دوره‌ای که برخوردها با حمله به راهپیمایی‌ها و نمایشگاه‌های عکس هواداران سازمان تشدید شده بود، حضور یک سازمان سیاسی چپ در محوطه دانشگاه به‌سختی تحمل می‌شد و شاید نیاز بود که هرچه زودتر نهادهای اجتماعی جامعه از جمله دانشگاه‌ها روال عادی خود را پیدا کنند. فرخ نگهدار در این باره می‌گوید:"روز دوم یا سوم پس از سرنگونی آمدند و گفتند که بنی‌صدر آمده است توی مسجد دانشگاه و می‌خواهد با شما گفتگو کند. می‌گفتند دانشگاه را برای درس و نماز جمعه نیاز دارند و می‌خواهند با شما مسئله را حل کنند. ما هم جمشید طاهری‌پور را فرستادیم و رفت با او گفتگو کرد و برگشت. او گفت که می‌گویند ما باید اینجا را تخلیه کنیم. شاید همان جلسه نخست این مسئله با جدیت مطرح نشد ولی بعداً خیلی جدی مطرح کردند که اینجا نمی‌توانید‌ بمانید، ما هم موضوع را با بچه‌های مسئول سازمان مطرح کردیم و مصلحت را در این دیدیم که مقاومت نکنیم و آنجا را ترک کنیم". (۶)
یک هفته پس از وقوع انقلاب، ستاد سازمان در ساختمانی واقع در خیابان میکده تهران جنب پارک لاله و برج وزارت کشاورزی برقرار شد. علاوه بر گردهمایی‌هایی که توسط سازمان و هوادارنش در تهران و اقصی نقاط ایران به شکل پراکنده برگزار می‌شدند سازمان طی اطلاعیه‌ای از هوادارنش دعوت کرد تا دریک راهپیمایی متشکل در روز پنجشنبه ۳ اسفند ازستاد سازمان به سمت اقامتگاه آیت‌الله خمینی(ره) شرکت کنند. در پی مخالفت حاکمیت با برگزاری این راهپیمایی، سازمان تصمیم گرفت تا روز جمعه ۴ اسفند گردهمایی را در محوطه دانشگاه تهران برگزار کند. در این گردهمایی که بنا به نوشته مطبوعات وقت ۱۵۰ هزار نفر در آن شرکت داشتند سازمان مواضع خود را در ارتباط با مسایل روز همچون وضعیت ارتش، وحدت نیروهای انقلابی و حداقل برنامه و انتظارات از دولت موقت در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی را در قالب سخنرانی و قطعنامه مطرح کرد. (۷)
علاوه بر گردهمایی دانشگاه تهران که بیشتر افراد شرکت کننده از هوادران سازمان و دیگر نیروهای طیف چپ بودند سازمان توانست با توجه به ترکیب هیئت برگزاری مراسم ۱۴ اسفند (سالگرد درگذشت دکتر مصدق) مواضع سازمان را با طیف وسیعی‌تری از لایه‌های اجتماعی درمیان بگذارد. نماینده سازمان در این مراسم علی کشتگر از نیروهای علنی سازمان بود و به همین منظور انتخاب شده بود چرا که تا آن زمان اعضای اصلی سازمان تمایلی به شناخته شدن نداشتند و هنگامی که فرخ نگهدار در اولین مصاحبه تلویزیونی پس از انقلاب پشت به دوربین نشست این حرکت موجی از طنز سیاسی را مبنی بر پشت کردن به خلق توسط جریان رقیب دامن زد.
علی کشتگر در سخنان خود پس از بررسی و تحلیل دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت دیدگاه‌های سازمان را نسبت به هریک از طرفین درگیر در آن نهضت از دول خارجی تا حزب توده مطرح می‌کند. سخنران به‌رغم تمجید از مصدق و برشماری ویژگی‌های شاخص دوران صدارتش، از وی به عنوان فردی نام ‌برد که ضمن دارا بودن "دیدگاه ناسیونالیستی اعتقادی به مفهوم مبارزه طبقاتی" نداشت و به همین دلیل از او انتقاد کرد. به گفتة کشتگر، این ویژگی مصدق در تحلیل سخنران بیشترین تاثیرش را درنحوه برخورد او با "ارتش طبقاتی" نشان داد. "ارتشی که کلاً به عنوان ابزاری ضدخلقی در دست طبقات حاکمه و در خدمت امپریالیسم بود با تصفیه چندین نفر از امرای ارتش اصلاح نشد". (۸) او پس از این مقدمه به شرایط روز پرداخت و گفت:
متاسفانه همین برداشت نادرست از ارتش ضدخلقی در بعضی از رهبران جنبش و در دولت موقت کنونی به‌خوبی دیده می‌شود و تذکرات و رهنمودهای سازمان‌ها و جریان‌های انقلابی و ازآن جمله سازمان‌ چریک‌های فدایی خلق ایران در بارة بازسازی ارتش و ایجاد ارتش خلقی نادیده گرفته می‌شود و پافشاری این نیروها را روی این اصل اساسی کوشش برای بی‌دفاع گذاردن مردم در مقابل هجوم بیگانگان تلقی می‌کنند. (۹)
چگونگی برخورد با ساختار ارتش یکی از مهم‌ترین مباحث مطرح شده توسط سایر سخنرانان آن روز بود. آیت‌الله طالقانی نسبت به خطر انحلال ارتش هشدار داد و از مواضع گروه‌های سیاسی چپ در این زمینه انتقاد کرد امّا نماینده سازمان با ضروری دانستن ایجاد ارتش خلق، گفت:"ما معتقدیم که از نیروهای اضافه‌ای که در ارتش سابق و دستگاه‌های اداری رژیم سابق بدون استفاده و باطل باقی مانده‌اند باید در راه سازندگی ایران آزاد و دموکراتیک به بهترین وجهی استفاده شود و هیچیک ازآحاد خلق نباید بیکار باشد ما معتقد به ایجاد ارتش خلق هستیم باید چنین ارتشی برای پاسداری از انقلاب به‌وجود آید تا عوامل رژیم خائن سابق و امپریالیسم و در رأس آن امپریالیسم آمریکا دوباره بر ما مسلط نشوند تا دوباره فاجعه کودتای ننگین ۲۸ مرداد تکرار نشود. به همین دلیل ما معتقد هستیم که فرماندهی این ارتش باید از دل شوراهای سربازان، درجه‌داران، همافران و افسران جزء بیرون آید." (۱۰) موضوع ارتش همچنین در چگونگی برخورد دول غربی با منافع مردم ایران دوباره مطرح شد و سخنران براین اعتقاد بود که "غارتگران و انحصارات خارجی، ثروت ملی و نیروی کار مردم را درطول بیست‌وپنج سال غارت کردند و درعوض تانک و توپ و مسلسل تحویل دادند تا صَرفِ کشتار مردم ایران، ظفار و فلسطین شود." (۱۱)
نمایندة سازمان سپس برنامه حداقلی این سازمان را در فردای انقلاب اعلام کرد، برنامه‌ای که در آن از اعمال حاکمیت خلق از طریق ایجاد شوراهای کارگران، دهقانان، سربازان و سایر اقشار دفاع کرده و خواستار آن شدند تا کلیة بدهی‌ها و تعهدات مالی کارگران، دهقانان، کارمندان و پیشه‌وران به بانک‌ها و سایر مؤسسات دولتی لغو شوند. آنها همچنین از تأمین مسکن مناسب و مجانی برای کارگران و زحمتکشان شهر و روستا و چهل ساعت کار کارگران در هفته سخن به میان ‌آوردند. درادامه اعلام این برنامه "حداقلی"، سازمان "خواستار اخراج همه مستشاران نظامی خارجی و لغو کلیه قراردادها بویژه قرارداد نفت با کنسرسیوم بین‌المللی شد" و در پایان از "تأمین آزادی‌های دموکراتیک برای تمام زنان و مردان ایرانی و به رسمیت شناختن آزادی‌های فرهنگی و قومی و حقوق ملی همه خلق‌های ایران" سخن گفته شد. (۱۲)
سخنان علی کشتگر در بارة ارتش در گردهمایی احمدآباد، برآیند تحلیل‌هایی بود که کادرهای سازمان در ماه‌های منتهی به انقلاب درگیر آن بودند و در مباحث مختلفی که مطرح می‌شد نحوة برخورد با ارتش به عنوان دستگاه سرکوب‌گر حکومت جایگاه ویژه‌ای داشت. به گفتة نگهدار: "همان روزها از جانب نهضت آزادی، جبهه ملی و برخی محافل نزدیک به آیت‌الله خمینی(ره) صداهایی شنیده می‌شد که ارتش شاهنشاهی برادر ماست و ما با ارتش سر جنگ نداریم و فقط شاه باید برود. ما در سازمان این موضوع را مورد بحث قرار دادیم و همه به این نتیجه رسیدیم که این یک طرح نیم‌بند است و آقایان خواستار سرنگونی تمام و کمال رژیم شاه نیستند و این سران ارتش اگر باقی بمانند به تهدید عمده‌ای علیه مردم تبدیل می‌شوند. با این جمع‌بندی، شعارِ "ارتش ضدخلقی نابود باید گردد" به عنوان شعار سازمان انتخاب شد و سیاست‌های بعدی سازمان تا مقطع انقلاب براساس این شعار پیش رفتند. ولی اینکه موضع ما چقدر با منافع ملی همخوانی داشت و اساساً نقش ارتش ایران با همه امکاناتش در توازن قوا در منطقه خاورمیانه چقدر حیاتی بود از جمله مسایلی است که نه فقط ما بلکه سایر گروه‌های سیاسی نیز درک و شناخت امروزین را از آن نداشتند". (۱۳)

انتشار کار
یکی از ویژگی‌های جریان فدایی در فردای انقلاب، راه‌اندازی نشریة کار به عنوان ارگان رسمی سازمان بود که در کمتر از یک ماه پس از وقوع انقلاب در روز شنبه ۱۹ اسفند ۵۷ منتشر شد و پس از آن کلیة مواضع علنی سازمان توسط این نشریه منعکس می‌شد.
در سرمقالة نخستین شمارة نشریه کار با عنوان «ضرورت انتشار نشریه» با تأسی از ایدئولوژی مورد قبول سازمان یادآوری شده بود: "ما وظیفه خود می‌دانیم که با انتشار یک نشریة ویژة کارگری قدمی دیگر در جهت ارتقاء جنبش کارگری برداریم. کارگران مبارز، که همیشه در مبارزه علیه امپریالیسم و دیکتاتوری نقش مهمی داشتند و هنوز وظیفة سنگینی بر دوش دارند و باید مبارزه را تا رسیدن به نتیجه نهایی دنبال کنند. طبقه کارگر که انقلابی‌ترین و مترقی‌ترین طبقه است، تنها نیرویی است که می‌تواند در جهت منافع خلق، مبارزه را بدون عقبگرد، بدون سازش و با قاطعیت هر چه تمام‌تر پیش ببرد و خلق را تا پیروزی نهایی رهبری کند". (۱۴) با چنین مقدمه‌ای هدف از انتشار نشریه «ایفای نقش در جهت تشکّل، آگاهی و مبارزات جنبش کارگری ایران» تعیین می‌شود. دیدگاهی که در مقاله تحلیلی «سندیکاها را به وجود آوریم اما فعالیت خود را به سندیکاها محدود نکنیم» در همین شماره دنبال شده بود:
مبارزه دسته‌جمعی کارگران از طریق سندیکاها و اتحادیه‌ها اساساً حولِ محور خواست‌های اقتصادی صورت می‌گیرد. یعنی اینکه بتوانند نیروی کار خود را با قیمت بالاتر و شرایط بهتری به سرمایه‌داران بفروشند. در حالی که طبقه کارگر برای رهایی قطعی از بهره‌کشی راهی جز به دست گرفتن قدرت سیاسی و الغای مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و محو نظام سرمایه‌داری ندارد. لازمة رسیدن به این هدف غایی تلفیق تجربیات جنبش کارگری با اندیشه عملی است. (۱۵)

بورژوا لیبرال یا خرده‌بورژوازی سنتی
در نخستین روزهای پس از انقلاب برای سازمانی که تازه حیات سیاسی خود را در بستر فعالیت علنی تجربه می‌کرد علاوه بر یاری رساندن به طبقه کارگر برای احقاق حقوق از دست رفته، مباحث و مسائلی به مراتب مهمتر و به‌روزتر وجود داشت که نیازمند پاسخگویی و اتخاذ مواضع روشن و سریع بود. یکی از مهم‌ترینِ این مسائل چگونگی برخورد با حاکمیت برآمده از انقلاب بود که با توجه به ساختار ایدئولوژیک مارکسیست- لنینیستی سازمان امری بدیع و تازه به شمار می‌آمد. ماهیت حاکمیت پس از انقلاب از سمت و سوی دیگری نیز امر سیاستگذاری برای سازمان را دشوار می کرد و آن جناح بندی‌هایی بود که در درون این ساختار از روزهای نخست انقلاب وجود داشت، به طوری که در اولین نشانه‌های این جناح‌بندی‌ها در یک سو دولت مهندس مهدی بازگان و طیف نزدیک به او و در سوی دیگر اکثریتی حضور داشتند که با رهبری آیت‌الله خمینی(ره) جریان اصلی انقلاب را تشکیل می‌دادند.
در یکی از نخستین موضع‌گیری‌ها، سازمان تلاش کرد تا از سازوکارهای دولت موقت در برابر جناح دیگر حاکمیت دفاع کند. این اعلام مواضع با عنوان« آقای بازرگان چه‌ کسی باید حقوق مردم را تضمین کند» (۱۶) نشان از رویکردی تازه‌ در خط‌مشی سازمان می‌داد، رویکردی که با همه تازه‌گی‌اش دوام نیاورد. در این تحلیل، سازمان بر این اعتقاد بود که دولت بازرگان به عنوان محور قدرت رسمی و پاسخگو بایستی از اختیارات کافی برخوردار باشد و به عبارتی از این دولت لیبرال بایستی در برابر جناح‌های پرنفوذ مذهبی سنتی دفاع کرد. در بخشی از این مقاله آمده است:
ما امروز این را خوب درک می‌کنیم که عوامل غیرسیاسی حق ندارند و نباید به جای دولت تصمیم بگیرند. هیچ ایرانی میهن‌پرستی نیست که از غلطیدن مجدد ایران به سلطه امپریالیزم و نوکرانش خشنود باشد، ما این را خوب درک می‌کنیم که در این شرایط خارج کردن کنترل امور از دست دولت و بویژه تضعیف کارایی آن و سپردن امور بدست کمیته‌ها، به‌طور مستقیم به آشفتگی بیشتر اوضاع و در نهایت رودرویی جناح‌های مختلف جنبش خلق و آغاز جنگی ناخواسته منجر می‌شود که در این شرایط حاصل آن تفوق یکی از جناح‌های جنبش خلق نخواهد بود. درست برعکس، حاصل آن سلطه بلامنازع دست راستی‌های افراطی ضد مردم خواهد بود. به اعتقاد ما این خیلی منطقی و اصولی است که کمیته‌ها یا خود باید به مثابة نهادهای دولتی رأساً اداره و کنترل همه امور را بدست گیرند و دولت شوند تا مردم بتوانند تمام خواسته‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خود را از آنان طلب کنند، یا باید مسئولیت و اختیارات دولت را به رسمیت شناخته و با اقدامات غیرمسئولانه خود که مستقیماً به هرج و مرج در امور می‌انجامد چوب لای چرخ امور نگذارند. (۱۷)

این مقاله در ابتدا نامه سرگشاده‌ای بود که توسط فرخ نگهدار خطاب به مهندس بازرگان نوشته شده بود و پس از موافقت مسئولین سازمان قرار بود با امضای سازمان منتشر شود امّا در نشریه کار به صورت مقاله درآمد و به صفحات میانی رفت. عملی که نشان از تغییری در خطومشی سازمان داشت.
این تغییر مشی سیاسی خیلی زود در سرمقاله و سایر بخش‌های نشریه کار منعکس شد و لبة تیز انتقادات را متوجه امپریالیسم آمریکا و ایادی داخلی‌اش کرد، حتی وقتی به مسئله حمله به گردهمایی‌های سازمان پرداخته می‌شد، نویسنده سرمقاله‌ای باعنوان «توطئه علیه فداییان توطئه علیه دموکراسی» است در ابتدای مطلبش می‌پرسد:" آیا امپریالیسم و در رأس آن امپریالیسم آمریکا و سرمایه‌داران و زمین‌داران غارتگر وابسته به آن که سالیان دراز به بهای فقر و فلاکت زحمتکشان ما ثروت اندوخته‌اند و نیروی کار و منابع سرشار ما را غارت کرده‌اند، اینک همه امیدهای خود را برای حفظ منابع خویش از دست داده‌اند؟ و دیگر هیچ تلاشی برای به بند کشیدن مردم ما نمی‌کنند؟". (۱۸)
تحلیل‌گر نشریه سپس به این نتیجه می‌رسد که امپریالیسم و نیروهای وابسته به آن در داخل کشور برای رسیدن دوباره به قدرت تلاش می‌کنند تا آگاه‌ترین و انقلابی‌ترین نیروها از جمله فداییان خلق را که تسلیم ناپذیری و سرسختی خود را در برابر دشمن به اثبات رسانده‌اند از سر راه بردارند.
فرخ نگهدار نویسنده نامه به بازرگان که در پی انتشار آن نامه از مسئولیت‌های سیاسی‌اش برکنار شده بود در بارة چرخش مواضع سازمان می‌گوید که خودش
پس از مطالعه و بررسی دیدگاه‌های مختلف سرانجام به این جمع‌بندی رسیدم که جریان تحت رهبری آیت‌الله خمینی(ره) یک جریان خرده بورژوازی سنتی بوده و به رادیکالیسم انقلابی نزدیک هستند. جریان منتسب به مهندس بازرگان نیز یک جریان بورژوازی لیبرال بوده و سودای ادامۀ حیات امپریالیستی را در سر دارند. جمع‌بندی من بر اساس مطالعه صورت جلسات حزب کمونیست شوروی مربوط به سال‌های ۱۹۵۷ الی ۱۹۶۹ این بود که دوران ما دوران عبور از سرمایه‌داری به سوی کمونیسم است و نیروهای محرکه این تحول کشورهای سوسیالیستی، طبقه کارگر در جوامع سرمایه‌داری و همچنین جنبش‌های رهایی بخش در کشورهای در حال توسعه هستند. اعتقاد داشتم که این سه مکمل یکدیگر بوده و تضاد عمده در عرصه جهانی، تضاد میان این سه نیرو و دنیای امپریالیسم است. بنابراین اینگونه نتیجه گرفتم که بر ماست تا در جهتی حرکت کنیم که نیروهای کارگری و نیروهای وابسته به آنها به سوی مبارزه با امپریالیسم جهانی گسیل شوند. من پس از بازگشت به فعالیت تشکیلاتی نظر خودرا چنین عنوان کردم که ما باید نسبت به جریان سیاسی تحت رهبری آیت‌الله خمینی(ره) موضع مثبتی بگیریم و در همان حال از طیف مهندس بازرگان دوری کنیم. استنباط من بر این نکته استوار بود که مواضع سیاسی مهندس بازرگان و طیف منتسب به او همسو با امپریالیسم جهانی است و ما با توجه به موقعیت کنونی جهان می‌بایست در مسیر مبارزه با امپریالیسم گام برداریم. (۱۹)
با تغییر مواضع سازمان و نفی جریان لیبرالیسم، سیاست‌های سازمان برای محکوم کردن دولت مهندس بازرگان و طیف منتسب به او شتاب بیشتری به‌خود گرفت. در نشریه کار گفته‌های سخنگوی دولت موقت، عباس‌ امیرانتظام، در باب علاقمندی آمریکا به حفظ رابطه با ایران و عدم دخالت در امور داخلی ایران عوام‌فریبی‌ تلقی شده تا این ذهنیت را در مردم ایجاد کند که امپریالیسم آمریکا از جنایت‌های گذشته خود پشیمان است و حالا می‌خواهد جور دیگری رفتار کند. (۲۰) درمطلب دیگری با عنوان "امپریالیسم آمریکا چه حکومتی برای ایران می‌خواهد؟" موضعگیری علیه دولت موقت از این نیز برجسته‌تر بود. در این مقاله با ذکر نقل قولی از جرج بال (۲۱) ، تحلیل‌گرِ سازمان می‌نویسد:
انحصارات بر روی آن نیروهایی حساب می‌کند که سازشکاری آنها در طی مبارزه چندین ساله اخیر آشکار بوده است. ما از هم اکنون شاهدیم که نیروهای مورد اعتماد امپریالیسم با بهره‌گیری از ضعف‌های خرده بورژوازی می‌کوشند که موضع خود را مستحکم سازند و مردم را بسوی خود جلب کنند. آنها رندانه با طرح مسائل دموکراتیک و بدون اشاره به امپریالیسم و خطری که از جانب آن متوجه خلق ماست تلاش می‌کنند برای خود وجهه‌ای کسب کنند. این آقایان که بر تجدید سازمان ارتش، حمایت از سرمایه‌داران وابسته و دعوت از آنها برای بازگشت و نیز سرکوب خلق‌ها اصرار دارند، باید درک کنند که اگر توده‌های مردم بر آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک تأکید دارند، در جهت مبارزه ضدامپریالیستی و در جهت عمق بخشیدن به مبارزه است. برای آنها مبارزه برای کسب حقوق دموکراتیک وسیله است نه هدف. (۲۲)
تغییر دیدگاه سیاسی سازمان و مهم شدن نقش امپریالیسم آمریکا و ایادی داخلی‌اش نگاه دوباره سازمان را متوجه ارتش یکی از" ارکان باقیمانده از رژیم گذشته" کرد. در این بررسی بازهم گفته‌های وزرا و دست اندرکاران دولت موقت نسبت به ارتش مورد انتقاد قرار گرفت به طوری که وقتی ابراهیم یزدی وزیر امورخارجه از موجودی ۴۰ میلیارد دلاری اسلحه سخن ‌راند و گفت که بایستی برای نگه‌داری آن با دول غربی همکاری نمود، سازمان چریک‌های فدایی خلق از یزدی خواست تا به جای همکاری با دول غربی این سلاح‌ها در بازار جهانی به فروش گذاشته شوند زیرا نظر بر این بود که "نگهداری این سلاح‌های پیشرفته به بهانه اینکه این ثروت‌ها را نمی‌توان به دریا ریخت نه تنها تائید خریدهای رژیم گذشته است بلکه به مفهوم ادامه وابستگی نظامی نیز هست". (۲۳) همچنین سازمان از "حقّ شرکت پرسنل ارتش در احزاب سیاسی" دفاع می‌کرد. موردی که سخنگوی دولت در مصاحبه ۱۷ خرداد ۱۳۵۷ بر خلاف آن موضع گرفته و گفته بود:"در همه کشورهای دنیا چه سرمایه‌داری و چه سوسیالیستی اجازه نمی‌دهند افراد ارتش مادام که مشغول خدمت در ارتش هستند در احزاب سیاسی شرکت کنند". در نقد و نفی گفته‌های سخنگوی دولت، تحلیل‌گر سازمان کارکرد ارتش در کشورهای سوسیالیستی را با کشورهای سرمایه‌داری متفاوت می‌داند و بر این اعتقاد است که در کشورهای سوسیالیستی پلیس و ارتش یا سایر ارگان‌ها جملگی حافظ منافع خلق و پاسدار حقوق اکثریت مردم هستند درحالی که در کشورهای سرمایه داری، پلیس و ارتش یا سایر ارگان‌ها جملگی حافظ منافع سرمایه‌داران هستند و به نظرش: "سخنگوی دولت بنا به ماهیت طبقاتی‌اش حق دارد که طالب ارتشی ضد خلقی باشد ولی حق ندارد بگوید در کشورهای سوسیالیستی و در همه جای دنیا وضع به همین شکل است". (۲۴)
در ادامه نویسندگان نشریه کار نقش شوراها در شیوه حکومت‌داری را به ارتش نیز تسری دادند و به دفاع از نظام شورایی در ساختار ارتش پرداختند:
مردم همصدا با پرسنل انقلابی ارتش خواستار تحکیم شوراهای واقعی ارتش هستند. شوراهایی که قدرت تصمیم‌گیری و اختیار فرماندهی داشته باشد. تنها در این صورت است که امپریالیسم نخواهد توانست با همدستی چندتن از فرماندهان ارتش بر علیه منافع خلق‌های ایران توطئه کند و به سرکوب کارگران و دهقانان ونیروهای انقلابی برخیزد. آنکه از شوراهای واقعی ارتش می‌ترسد در واقع از قدرت توده‌ها می‌ترسد. (۲۵)

کردستان و گنبد
موضوع ارتش از یک سوی دیگر نیز برای سازمان اهمیت داشت و آن درگیری‌هایی بود که از همان روزهای نخست پس از انقلاب در مناطقی از کشور از جمله کردستان و گنبد و خوزستان بوقوع پیوست و سازمان با توجه به موقعیت خود در این مناطق یکی از طرف‌های اصلی این مناقشات بود. مناقشاتی که به دولت فرصت داد تا با هشدار نسبت به خطر تجزیه‌طلبی، افکار عمومی را علیه طیف چپ و بخصوص سازمان چریک‌های فدایی بسیج کند.
با خلع سلاح پادگان مهاباد توسط نیروهای حزب دموکرات کردستان در همان روزهای آغازین انقلاب و گماردن سرهنگ عباسی -از اعضای این حزب- به عنوان فرمانده پادگان، ارتش به‌طور جدی وارد کار شد. پس از آغاز درگیری‌ها برغم درخواست وزیر کشور از سرلشکر قره‌نی مبنی بر قطع تیراندازی‌ها او این امر را منوط به عقب‌نشینی نیروهای کرد ازساختمان تلویزیون، فرودگاه و نیز پادگان مهاباد کرد. (۲۶) درگیری‌های کردستان به میزان زیادی سیاست‌های سازمان چریک‌های فدایی خلق را که در مدت زمان کوتاهی به کار علنی روی آورده بود سخت تحت تأثیر قرار داد به طوری که کار در سه شماره فوق‌العاده در نوروز ۵۸ به انعکاس وقایع کردستان و بخصوص شهر سنندج پرداخت. هدف دست‌اندرکاران نشریه از انتشار این شماره‌ها به زعم خودشان آگاه کردن عموم مردم از خبرهایی است که توسط رادیو و تلویزیون سانسور می‌شد. (۲۷) اما در کنار این سیاست تبلیغی که به تهییج فضا در سرتاسر ایران بخصوص در بین هواداران سازمان دامن می‌زد خط اصلی سازمان پرهیز از درگیری‌ها در آن مقطع بود.به گفته نگهدار:
ما مصاحبه کردیم و در نشریه کار منعکس شد که ما با جنگ کردستان مخالفیم و دولت باید به خواسته‌های خلق کرد توجه کند و از دولت هم می‌خواهیم که مذاکره را با نمایندگان خلق کرد بپذیرد و از طرف آیت‌الله طالقانی هم اقدام کردیم تا این حرف‌های ما به گوش حکومت برسد. طالقانی برخورد خیلی مثبتی با ما داشت و در حقیقت حضور او در دستگاه حاکم یک نوع ضمانتی برای ما بود تا بیش از آن تحت فشار قرار نگیریم. با بیت آقای طالقانی از نزدیک ارتباط داشتیم. من چند بار زنگ زدم و در ارتباط با مسایل کردستان و بعد گنبد با او گفتگو کردم و ایشان هم خیلی ابراز تمایل کرد تا همکاری کند و نگذاریم این جنگ مملکت را بر باد دهد. (۲۸)
اما برغم این سیاست عدم مقابله، اعلام مواضع سازمان در نشریه کار فضا را به سمت هیجان سوق می‌داد به طوری که سرمقاله شماره ۴ نشریه با عنوان "همگام با نیروهای انقلابی تا پای جان در کنار خلق‌های ایران ایستاده‌ایم" در تلاش بود تا بدون درک واقعیت‌های موجود جامعه همه مشکلات را در دشمنی‌های امپریالیسم آمریکا خلاصه کند. شاخة کردستان سازمان نیز در اعلامیه خود به منظور پشتیبانی از طرح آتش‌بس خواستار "ادامه کنترل شهر توسط رزمندگانی[شد] که هم اکنون محافظت شهر را برعهده دارند". آنها همچنین خواستار تأسیس یک "ارگان اجرایی مردمی برای کنترل و اداره امور شهر" بودند. (۲۹)
همزمان با جنگ در منطقه کردستان، سازمان درگیر بحران محلی دیگری نیز شد و آن درگیری در منطقه ترکمن صحرا بود. با این تفاوت که اگر در کردستان احزاب کرد در کنار سازمان حضور داشتند این بار در گنبد نیروهای محلی سازمان با تشکیلات " کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن" و "ستاد شوراها"، تنها طیف مخالف محسوب می‌شدند. سازمان در گزارشی با عنوان "در بارة حوادث گنبد، فداییان موظفند سخن بگویند" به بحران بوجود آمده در گنبد در نوروز ۱۳۵۸ پرداخت. بحرانی که سرمنشاء ابتدایی آن تلاش مردم برای بازپس گیری زمین‌های در تملک شرکت‌های زراعی، صاحب منصبان سابق و بعضا مالکین محلی بود که با حمایت و راهنمایی نیروهای مرتبط به جریان فدایی صورت می گرفت:
دهقانان ستمکش ترکمن با انتظار بسیار پس از سرنگونی رژیم سلطنتی به زمین‌های آبا و اجدادی خود بازگشتند. آنها در هر روستا شورایی تشکیل دادند و املاک زمین‌داران بزرگ را مشترکاً مصادره کردند. از سوی دیگر روشنفکران ترکمن نیز رسالت شکستن سد اختناق فرهنگی را بر دوش گرفتند. آنان کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن را بنا نهادند. چیزی که در این میان چون خاری در چشم مرتجعان و زمین‌خواران حریص نشسته بود، اعتماد به وضعیتی بود که بین کانون فرهنگی سیاسی خلق ترکمن و روستائیان فقیر وجود داشت. زمین‌داران این کینه‌جوترین دشمنان خلق به دسیسه چینی پرداختند. آنان با عواملی که [...] در گنبد داشتند تبلیغات شدید ضد مردمی و ضد فدایی را آغاز کردند و عده‌ای از نوجوانان و جوانان ساده لوح و پرشور را که از پیروزی انقلاب به وجد آمده بودند از شهرهای آمل و بابل، ساری، گرگان، بجنورد، قوچان، مشهد و تهران تحت عنوان جنگ علیه کفار! برای کشتار خلق ترکمن به گنبد فرستادند. (۳۰)
گزارش سازمان توضیح می‌دهد که درگیری زمانی آغاز شد که یک سیگار فروش به جرم گران فروشی بازداشت و در حین فرار کشته می‌شود. متعاقب این اتفاق که با اعتراض مردم محلی همراه بود، برگزاری گردهماییِ توسط کانون موجب شد تا نیروهای بسیج شده از سایر شهرستان‌ها به این اجتماع حمله کنند. در ادامه این حمله عباس هاشمی از کادرهای سازمان و مسئول سازمان در گنبد که می توانست نقش موثری در کنترل درگیری ها داشته باشد در ستاد کانون دستگیر می شود. (۳۱)
واقعیتی که در اینگونه درگیری‌ها از دید مسئولان سازمان جدی گرفته نمی‌شد اختلافات مذهبی و قومی مناطق بحران زده بود. به طوری که در این منطقه نیز اقلیتی که سهمی از زمین‌های تقسیم شده نبرده بودند و به باو‌رهای مذهبی حاکمیت نزدیک بودند از تشدید درگیری‌ها برای یافتن موقعیتی در آن منطقه استقبال می‌کردند.

نخستین انتخابات
در کنار بحران حاصل از شعله‌ور شدن جنگ در کردستان و گنبد، رویداد دیگری در تهران رهبران سازمان را به نوعی بازهم با حاکمیت برآمده از انقلاب رودرو کرد و آن برگزاری رفراندمی بود که بر اساس آن مردم می‌بایست به جمهوری اسلامی" آری یا نه" بگویند. کادر رهبری سازمان که در تلاش بودند تا از رودرویی با نیروی اصلی برآمده از انقلاب هرچه بیشتر پرهیز کنند تصمیم به عدم شرکت در انتخابات گرفتند و در اعلامیه‌ای در باره دلایل این تصمیم سازمانی نوشتند:
از آنجا که معتقدیم باید عالماً و عامداً و با آگاهی کافی به جمهوری مورد نظر خود رأی مثبت دهیم، و این تنها پس از تشکیل مجلس مؤسسان و تدوین قانون اساسی میسر است. از آنجا که معتقدیم هرنوع نظرخواهی از مردم باید در شرایطی کاملا آزاد و دموکراتیک صورت گیرد، و فعلاً دولت قادر به تضمین آزادی‌های سیاسی برای همه نیروها نیست و گامی در این جهت برنمی‌دارد از آنجایی که معتقدیم طرح سؤال رفراندم بصورت آیا جمهوری اسلامی را قبول دارید یا نه یک جانبه [...] است. باید [...] بگوییم در این شرایط در رفراندم پیشنهادی دولت شرکت نمی‌کنیم. (۳۲)
این جهت‌گیری با این هدف نیز انتخاب شده بود تا روند رودرویی با حاکمیت تشدید نشود. (۳۳) سیاست سازمان پس از برگزاری رفراندم و استقبال مردمی از آن نشان می‌دهد که عدم درگیری با حاکمیت برایش مهم بوده است و تمایل دارد در چهارچوب شرایط موجود به فعالیتش ادامه بدهد به طوری که در سرمقاله پس از برگزاری رفراندم اعلام می‌کند که نام حکومت آینده برایش مهم نیست و اگر حکومتی با هر اسمی خواسته‌های مردم را برآورده کند مورد حمایت این سازمان هم خواهد بود: "بدیهی است جمهوری اسلامی تا آنجا که محتوایی دموکراتیک و ضد امپریالیستی داشته باشد و قانون اساسی آن با توجه به منافع زحمتکش‌ترین اقشار و طبقات تنظیم شود و دست‌های امپریالیسم و وابستگانش را کوتاه کند مورد تایید مردم و نیروهای مترقی قرار خواهد گرفت در غیر این صورت از حمایت مردم برخوردار نخواهد بود". (۳۴)
روزمرگیِ سیاسی
گرفتار شدن بیش از حد سازمان در مسایل منطقه‌ای و درگیری‌هایی که به طور پیوسته توسط نیروهای نزدیک به حاکمیت با هواداران سازمان در شهرهای مختلف صورت می‌گرفت باعث احساس نگرانی کادر رهبری سازمان از سیاستی شد که بر اساس دنباله‌روی از مسایل روز پیش می‌رفت. در مقاله‌ای منتشر شده در نشریه کار تلاش می‌شود تا در ورای درگیری‌های روزمره که به نوعی حیات سیاسی سازمان را دنباله‌رو خود کرده بود از هدف اصلی سازمان همانا تشکیل حزب طبقه کارگر غفلت نشود:
ضرورت مبارزه در راه تشکیل حزب طبقه کارگر ایجاب می‌کند که بین وظایف سوسیالیستی و دموکراتیک خود تناسبی اصولی برقرار کنیم. تکیه عمده به مساله ملی، اختصاص عمده نیروها برای پیشبرد مبارزه دموکراتیک که کم توجهی به وظایف سوسیالیستی روی دیگر آن است، نه تنها ما را از دست یافتن به حزب طبقه کارگر باز می‌دارد، بلکه مبارزه دموکراتیک را نهایتاً تضعیف خواهد کرد.
امروزه با وسعتی که سازمان و هوادارانش در سرتاسر ایران پیدا کرده‌اند، عمل یک بخش از نیروها در یک منطقه تأثیرات منفی و مثبت خود را در سرتاسر ایران برجای می‌گذارد و بایستی با در نظر گرفتن موقعیت سرتاسری ایران با مسایل برخورد شود. وظایف سنگینی که در قبال جنبش طبقه کارگر و جنبش خلق بر عهده فداییان قرار گرفته، عملاً ما را بصورت سنگر عمده هواداران طبقه کارگر درآورده است. سنگینی بار وظایف روزمره، انجام بخشی از وظایف اساسی ما را معوق گذارده است، لذا باید مصممانه و به طور قاطع از غرق شدن در خرده‌کاری‌ها و درگیرشدن با مسایل جزیی روزمره پرهیز کنیم. تن دادن به درگیری‌های ناخواسته، پذیرش بار بیش از حد توان، ما را به خرده کاری می‌کشاند. (۳۵)

کارگران و دهقانان
بخشی از خرده‌کاری‌های مورد نظر در سیاست‌های سازمان در حوزة مسایل کارگری و دهقانی به چشم می‌خورند که به طور هفتگی در تحلیل‌ها و گزارش‌های نشریه کار منعکس می‌شدند. در روزهای پس از بهمن ۱۳۵۷ وضعیت پیچیدة انقلابی همانند سایر بخش‌های جامعه بر صنایع کشور نیز حاکم بود. صنایع بزرگ با فرار مدیران دولتی توسط مدیران میانی و یا خود کارگران اداره می‌شد. صاحبان مجتمع‌های بزرگ تولیدی همچون خودروسازی، کفش، لباس و مواد غذایی کشور را ترک کردند. مالکان کارخانه‌های کوچک و کارگاه‌ها نیز جرأت حضور بر سر کارشان را نداشتند. از سوی دیگر رکود اقتصادی حاصل از حوادث انقلاب، موجب اخراج دسته‌جمعی کارگران از واحدهای تولیدی و خدماتی شده بود. به این کارگران اخراج شده که بیشترشان کارگران موقت بودند می‌بایست کارگران فصلی و روزمزد را نیز اضافه کرد که در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می‌کردند. این طیف متنوع کارگری که خود تا حدی نقش آفرین حوادث روزهای انقلاب بودند در نخستین هفته‌های پس از پیروزی انقلاب انتظار داشتند مشکلات‌شان سریع حل شود، آن قدر سریع که نشریه کار شماره اول با انتقاد از دولت موقت می‌نویسد: "اینک پس از واژگونی رژیم ضد خلقی پهلوی چه کسی باید به خواسته‌های سیاسی و اقتصادی آنها]کارگران[ پاسخ قطعی و روشن بدهد" و در ادامه مطلب به نقل از یکی از کارگران در اجتماع جلو وزارت کار می‌پرسد: "آیا کارگران باید یک بار دیگر انقلاب کنند؟".
چنین نگاه شتاب‌زده‌ای به حل مسایل جامعه در فردای انقلاب که در شماره‌های بعدی کار نیز انعکاس می‌یابد در حوزه مباحث مربوط به مسایل ارضی و کشاورزی نیز آشکار است. فعالین سازمان فداییان که از بدو تاسیس، تحولات ارضی و دهقانی را با دقت دنبال می‌کردند و این مباحث نقش مهمی در روند تحلیل‌های بنیان‌گذاران آن داشتند، با اعلامیۀ آموزشی شماره ششم در دی ۵۷ نیز بر آن تاکید کرده بودند در برابر موج اعتراضاتی که جامعه دهقانی کشور را در روزهای پس از انقلاب فرا گرفت بی تفاوت نماندند و خیلی زود همانند سایر عرصه‌ها وارد منازعات ارضی و دهقانی پس از انقلاب نیز شدند.
نشریه کار از همان شماره نخست بیش از هر موضوعی در حوزه مباحث ارضی به مجموع اتفاقاتی می‌پردازد که همچون موجی گسترده روستاهای ایران را پس از پیروزی انقلاب دربرگرفته بود. اتفاقاتی که تقریبا مضمون اصلی همه آنها مصادره زمین‌هایی بود که مالک خصوصی داشتند و یا در تملک شرکت‌های زراعی بودند.
علاوه بر درج هفتگی اخبار و رویدادهای جاری در روستاها، کادر رهبری سازمان تلاش کرد تا با ارائه تحلیل‌هایی مواضع خود را در ارتباط با بحرانی که جامعه روستایی ایران را در برگرفته بود تبیین نماید که در محور این تحلیل‌ها تقسیم زمین بین روستاییان و تشکیل شوراهای دهقانی قرار داشتند.
سازمان انتظار داشت تا با توجه به نقش دهقانان همگام با سایر طبقات در مبارزه با رژیم شاه به خواسته‌های آنها جوابی انقلابی و عاجل داده شود. ولی می‌دید که در عمل دولت موقت دهقانان را دعوت به صبر می‌کند و "اعلامیه پشت اعلامیه صادر می‌کند که دولت به مالکیت زمین احترام می‌گذارد و زمین‌داران بدون نگرانی می‌توانند از زمین‌های خود استفاده کنند." (۳۶) نویسندگان نشریه برخوردهای دولت به خصوص سخنگوی آن -عباس امیرانتظام- را در راستای فرونشاندن شور انقلابی مردم و تحکیم مناسبات غارتگرانه در نظر می‌گیرند و به مناطقی از جمله ارومیه و ترکمن صحرا اشاره می‌کنند که در آنها، مالکان تحت لوای کمیته‌های انقلاب به روستاها بازگشته‌اند و یا درپی تصرف زمین‌های‌شان اقدام به تحصن کرده‌اند و دولت برای پایان دادن به تحصن آنها گروهی را به منطقه اعزام کرده است بدون‌آنکه به درخواست‌های دهقانان نیز به همین سرعت ترتیب اثر داده شود. (۳۷)

چند نوع آزادی
هر چند در مباحث کارگری و دهقانی نیز لبه تیز حملات سازمان متوجه دولت موقت بود اما به دلیل درگیری و حملاتی که هر روز در سراسر ایران متوجه نیروها و هواداران سازمان بود، بخش دیگری از حاکمیت نیز که به زعم‌شان انقلابی و ضد امپریالیست بود را نیز از انتقاد بی‌نصیب نمی‌گذاشت.
هر چند سازمان به طور مداوم نسبت به خطراختناق و حمله به دفاتر سازمان‌های سیاسی هشدار می‌داد اما تلاشی جدی هم می‌کرد که تفاوت مواضعش را با سایر گروه‌های مخالفی که آنها نیز همین اعتراض‌ها را داشتند روشن کند. به ویژه از آنهایی که بر آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بدون در نظر گرفتن مبارزه طبقاتی پافشاری می‌کردند. به عنوان مثال راهپیمایی گروهی از زنان در ۱۷ اسفند۵۷ در اعتراض به مسئله حجاب با حمایت سازمان روبرو نشد. مواضع اتخاذ شده در نشریه کار نشان می‌دهد که سازمان چندان علاقه‌ای به وارد شدن به چنین موضوعاتی را ندارد و آن را در راستای اهداف انقلابی و طبقاتی خود ارزیابی نمی‌کند. از نظر نویسندۀ مقاله" آزادی زنان جدا از آزادی جامعه نیست" منتشر شده در نشریه کار، مسئله زنان جامعه خودبخود فاقد موضوعیت است و تنها در چهارچوب مبارزه طبقاتی معنا و مفهوم می‌یابد. او می‌نویسد:
آزادی زن فقط با آزادی طبقاتی امکان‌پذیر است و شرکت زنان در مبارزات همیشه جنبه طبقاتی داشته است. از این رو آزادی زنان در جامعه ما نیز در گرو آزادی از سلطه امپریالیسم است، جدا کردن زنان از مردان و پیشگیری از فعالیت اجتماعی آنها ضربه مهلکی است به مبارزات ضدامپریالیستی خلق ما. تقسیم کردن جامعه به دو بخش زن و مرد و عمده کردن مبارزه فرهنگی و یا زنان را در مقابل مردان قرار دادن راهی است انحرافی. (۳۸)
اگر موضعگیری در ارتباط با تظاهرات زنان چندان برای سازمان مهم نبود و توانست از کنار آن بگذرد اما برخورد و رودرویی با مطبوعات، سازمان را به اتخاذ مواضعی دوگانه واداشت به طوری‌که از انتشار مطبوعات به زعم سازمان "در خدمت امپریالیسم" انتقاد شد و در نشریه کار نیز بازتاب یافت. در بخشی از مقاله مرتبط با این موضوع و ضرورت برخورد با اینگونه مطبوعات آمده است:" چندی است که دوباره روزنامه‌نگاران مزدوری که چهره‌های خیانتکارشان را سال‌ها است مردم ایران می‌شناسند، خیانتکاری را از سرگرفته و چون گذشته به انتشار روزنامه‌ها و مجلات آنچنانی پرداخته‌اند. این عناصر حتی گاهی در ظاهر خود را بی‌طرف و یا طرفدار کارگران ، زحمتکشان و نیروهای انقلابی جا می‌زنند تا بهتر بتوانند دروغ‌ها، گزارشات و به اصطلاح تحلیل‌های خود را که جوهر آن خدمت به امپریالیسم وسرمایه‌داری وابسته است به خورد مردم دهند." (۳۹)
در ادامه همین سیاست سازمان از راهپیمایی اعتراضی نسبت به روند بسته شدن روزنامه آیندگان حمایت نکرد ولی وقتی که این مسئله در بخشی ازمواضع منتقدین حاکمیت برجسته شد دست‌اندرکاران نشریه کار نتوانستند از اعلام نظر خودداری کنند با این تفاوت که در تیتر نخست نشریه نه تضییقات به عمل آمده در حقّ هیئت تحریریه روزنامه آیندگان بلکه هجوم به کارگران چاپخانه یادگاران محل چاپ آیندگان برجسته گشت. (۴۰) این موضعگیری سازمان زمانی اهمیت می‌یابد که یک ماه قبل از آن در برابر عملی مشابه یعنی برخورد با هیئت تحریریه روزنامه کیهان و اخراج آنها از روزنامه توسط کارمندان پایین دستی، سازمان موضع متفاوتی را اتخاذ کرد و" ضمن پشتیبانی از خواسته‌های بر حقّ هیئت تحریریه مبارز کیهان همبستگی خود را با ارادة انقلابی همه آنهایی که در راه مبارزه با اختناق و جهل لحظه‌ای به سازش و تسلیم تن در نمی‌دهند، اعلام داشته" بود. (۴۱)
چنین دوگانگی مواضع و نادیده گرفتن حقوق دیگران در مورد وابستگان به رژیم گذشته نیز وجود دارد به طوری که وقتی محاکمه و اعدام عناصر دستگیر شده از رژیم گذشته مدتی متوقف شده بود، سازمان به این مسئله اعتراض کرد. در اعلامیة سازمان از ادامة محاکمه و اعدام مزدوران رژیم قبل توسط دادگاه‌های انقلاب به عنوان نشانه‌ای از قدرت انقلابی توده‌ها استقبال شده و اضافه می‌شود: "ما ضمن پشتیبانی کامل از اعدام همه وابستگان به امپریالیسم و رژیم فاسد سابق که حقّ مسلم خلق ستمکش و زجر دیده میهن ماست، اعتقاد داریم که برای آگاهی مردم از جنایت‌های این عناصر باید آنان در دادگاه‌های علنی محاکمه گردند تا مردم از اعمال خائنانه آنان دقیقا مطلع گردند". (۴۲)

سمت‌گیری اقتصادی و اجتماعی
سیاست‌گذاری‌ها و اعلام مواضع سازمان در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی متأثر از همان نگاه سیاسی سازمان یعنی دشمنی با امپریالیسم آمریکا و وابستگان داخلی آنها از جمله وابستگان به رژیم گذشته و لیبرال‌های به قدرت رسیده است به طوری که وقتی رئیس بانک مرکزی در گفتگویی اعلام کرد که سرمایه‌داران در صورت برگرداندن سرمایه‌ها‌ی‌شان تضمین جانی و مالی می‌شوند (۴۳) تحلیل‌گر نشریه کار موج حوداث جاری از هجوم به مطبوعات و سازمان‌ها تا حوادث کردستان و گنبد و نیز مقابله با کارگران و روستاییان را زمینه‌ای برای بازگشت سرمایه‌داران ارزیابی‌ می‌کند. به نظرتحلیل‌گر، بهانه طرفداران بازگشت سرمایه‌داران با سرمایه‌های‌شان به عرصة اقتصادی، تورم و بیکاری بوجود آمده در فردای انقلاب است. نویسنده چنین می‌اندیشد که به جای توسل به این سرمایه‌داران می‌توان به نیروی لایزال خلق برای حل این بحران توسل جست. (۴۴) دولتی کردن یا ملی کردن بانک‌ها و روش ادارة آنها موضوع دیگری است که سازمان در حوزه اقتصاد کلان با آن درگیر بود و به نظرنویسندگان نشریه "[...] ملی شدن بانک‌ها باید به معنای اصیل آن باشد تا بار دیگر بانک‌ها در خدمت اقتصاد وابسته درنیایند، این مستلزم آن است که مدیریت بانک‌های ملی شده بر عهده نیروهای انقلابی جامعه و نه مباشران سرمایه‌داری وابسته قرارگیرد. بانک‌ها باید توسط شورایی از نمایندگانِ منتخب کارکنان بانک‌ها، کارگران، کشاورزان و دیگر نیروهای انقلابی اداره شود. (۴۵)
مورد دیگری که در عرصه اقتصاد کلان مورد اعتراض سازمان قرار می‌گیرد طرح ملی کردن صنایع بود که از طرف دولت موقت برای بازگشایی کارخانه‌ها و پایان دادن به بحران مدیریتی واحد‌های تولیدی مطرح شده بود. در این طرح نظر دولت بر این بود که فقط سهام افراد نزدیک به رژیم گذشته در مؤسسات و نهادهای اقتصادی به تملک دولت درآید و نه کل مؤسسه. سازمان چنین روندی را قبول نداشت و تحلیل‌گرانش بر این باور بودند که مفهوم واقعی ملی کردن مصادره تمام شرکت‌های خارجی فعال در ایران بدون آگاهی از محدویت‌های قانونی بین‌المللی بود. آنها بر این نظر بودند که: "تمامی شرکت‌های وابسته به امپریالیسم باید کاملاً ملی شوند و تمامی سهام آنان اعم از داخلی و خارجی باید مصادره شود. همه ثروت سرمایه‌داران وابسته چه در داخل و چه در خارج باید مصادره شوند. کلیه قراردادهای خرید مواد ، تکنولوژی و [...] شرکت‌های وابسته به شرکت‌های چند ملیتی انحصارات جهانی امپریالیستی باید ملغی شوند. دولت باید سیاست کلی خود را در زمینه قطع وابستگی اقتصادی صریحا اعلام دارد. صنایعی که به این ترتیب ملی می شوند باید به صنایعی تبدیل گردند که در خدمت نیازهای واقعی مردم ایران باشند". (۴۶)

قوانین و طرح‌ها
پس از انقلاب طرح‌ها و قوانین بسیاری از جمله متن پیش‌نویس قانون اساسی در مطبوعات منتشر می‌شدند و از این طریق، امکان نظردهی را برای عموم فراهم می‌آمد. از این جمله است طرح پیشنهادی قانون اساسی جدید (۴۷) که با انتقاد شدید سازمان روبرو شد که آن را مساوی با " پیشنهاد به گور سپردن انقلاب" دانست زیرا دارای موارد ارتجاعی بسیاری بود و نیز فاقد اصولی که در برگیرندة محتوای انقلاب دموکراتیک مردم ایران باشد. (۴۸) همچنین در ادامه بررسی پیش‌نویس قانون اساسی اصل ۴۱ فصل پنجم پیش‌نویس مورد انتقاد قرار می‌گیرد چرا که این اصل به نظر سازمان به روشنی نشان می‌دهد که:
سیستم اقتصادی که در قانون اساسی ارائه شده مبتنی بر مالکیت سرمایه‌داری است و برای حفظ منافع سرمایه‌داری وابسته به امپریالیسم تنظیم شده است. در این اصل نوشته شده است:
" هیچ ملکی را نمی‌توان به عنوان نیاز عمومی از صاحبش گرفت مگر با تصویب قانون و پرداخت عادلانه" این اصل بیان عریان و پوست کنده آن سیستم اقتصادی است که قانون اساسی برای حفظ و حراست از آن تنظیم شده است. بر طبق اصولی که ذکر کردیم تکلیف کارگران ، دهقانان و زحمتکشان روشن می‌شود. از این پس بر طبق این اصل قانون اساسی صاحبان کارخانه‌ها، زمین‌داران بزرگ، امپریالیست‌ها و همه دزدان و غارتگران نگرانی‌های‌شان از میان می‌رود و قانون اساسی به آنها حق می‌دهد که مانند گذشته به استثمار توده‌های زحمتکش ما بپردازند. زیرا که به رسمیت شناختن مالکیت آنها بر وسایل تولید همانا پایمال کردن منافع زحمتکشان جامعه است. به‌رسمیت شناختن مالکیت خصوصی بدون هیچ حد و مرزی همانا ادامه وضع گذشته است با رنگ و لعاب تازه. (۴۹)
یکی دیگر ازلوایحی که در چند شماره نشریه کار به آن پرداخته شد قانون دادگاه‌های فوق‌العاده برای جرائم "ضد انقلاب" بود. از جمله مواردی که از نظرکار حایز اهمیت است و به عنوان تجاوز آشکار به حقوق مردم تلقی می‌شود مواردی است که مبارزات کارگران و اقدام به تعطیل کار یعنی اعتصاب کارگران برای احقاق حقوق‌شان ضد انقلابی دانسته می‌شود. سازمان همچنین از پیش‌نویس لایحة مطبوعات با عنوان "لایحة مطبوعات یا چماق دولت برای سلب آزادی‌ها" نام می‌برد و به انتقاد از پیش‌نویس قانون مطبوعاتی می‌پردازد که توسط دولت برای بررسی به مطبوعات ارائه شده بود. علاوه بر انتقاد از برخی جنبه‌های جزیی‌تر این قانون ارائه شده نویسنده مقاله می‌پرسد:"چه چیز سبب شده است که حتی قبل از تدوین قانون اساسی و قبل از تدوین قانون انتخابات و قبل از تشکیل مجلس شورای ملی که محل تدوین قوانین عادی نظیر همین قانون مطبوعات است با عجله می‌خواهند یک چنین قانونی را سرهم‌بندی کنند". (۵۰)

انتخابات مجلس خبرگان
در تابستان ۱۳۵۸ سازمان یکبار دیگر در برابر مسئله‌ای مهم قرار گرفت و آن انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی بود. نویسندگان کار قبلاً به طور پیوسته اصل تشکیل مجلس خبرگان را زیر سؤال برده و در باره آن نوشته بودند:" ماه‌ها در پشت درهای بسته، عده‌ای ناشناخته پیش‌نویس قانون اساسی را تهیه کرد‌ه‌ا‌‌‌ند و قرار است بعداً عده محدودی از خبرگان یا نخبگان آن را بررسی و تصویب کنند و بعد این قانون یکجا و دربست به رفراندم گذاشته ‌شود. آشکارا دیده می‌شود که از آغاز نوشتن پیش نویس تا لحظه رفراندم نه توده‌‌های مردم و نه نمایندگان انتخابی آنان نقشی در تهیه و تصویب آن ندارند. کار بر همان منوال همیشگی است و مثل همیشه کارگران و دهقانان و دیگر زحمتکشان به حساب نمی‌آیند و به بازی گرفته نمی‌شوند و همه حقوق آنان در تهیه مهمترین سند رسمی مربوط به توده‌ها به بهانه کمی وقت و معطل ماندن کارها نادیده گرفته می‌شود." (۵۱) با چنین دیدگاهی با اعلام خبر انتخابات مجلس خبرگان سازمان تصمیم به شرکت در آن گرفت و در فرازی از اعلامیه خود با عنوان" چرا در انتخابات مجلس خبرگان شرکت می‌کنیم" خاطر نشان ساخت:
برای نیروهای انقلابی مدافع آرمان طبقه کارگر و خلق [...] دو راه وجود دارد: یکی عدم شرکت در فعالیت‌های انتخاباتی و تحریم آن و اکتفا به افشاگری است راه دیگر شرکت فعالانه و آگاهگرانه در این زمینه می باشد. ما راه دوم یعنی شرکت فعال و آگاهگرانه در انتخابات این مجمع را برگزیدیم. هدف ما از شرکت در انتخابات کنونی فرستادن چند نماینده به مجمع خبرگان و تغییر پیش نویس قانون اساسی نیست زیرا با اوضاع و احوال که در آن هستیم و محدودیت‌هایی که در راه یافتن نمایندگان واقعی کارگران و زحمتکشان مهین‌مان وجود دارد اصولاً این امر محال است. به نظر ما در مقطع کنونی برای نشان دادن واقعیت‌های جامعه به توده‌ها که در مرحله کسب آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی هستند، شرکت فعال و آگاهگرانه ما در انتخابات کمک مؤثری خواهد کرد. شرکت در فعالیت‌های انتخاباتی به ما امکان می‌دهد به کار آگاهگرانه و افشاگری های وسیع‌تر در سطح توده‌های میلیونی بخصوص کارگران ، دهقانان و زحمتکشان بپردازیم. (۵۲)
با برگزاری انتخابات مجلس خبرگان، سازمان تلاش کرد تا با تحلیلی مبتنی بر واقعیت‌های جامعه و نه صرفاً مبانی تئوریکی برگرفته از منابع ایدئولوژیک به بررسی نتایج حاصله از انتخابات مجلس خبرگان بپردازد. وقتی تحلیل‌گر سازمان در مقابل این پرسش قرار می گیرد که "چرا کاندیداهای حزب جمهوری اسلامی و موتلفین از صندوق‌ها بیرون آمدند؟" بیش از همه به دنباله‌روی توده‌های زحمتکش و قشر متوسط بازاری از خرده بورژوازی سنتی تأکید می‌کند و به این جمع‌بندی می‌رسد که: "خطاست هرگاه تصور کنیم که ریشه‌های این اطاعت توده‌ها تنها در تمایلات و احساسات مذهبی آنها نهفته است. این اعتماد توده‌ها به عوامل بسیار وابسته است از آن جمله است سطح آگاهی سیاسی آنان و درک شان از ماهیت تحولات اخیر، سرنگونی رژیم شاه و رهایی از اختناق و سرکوب سیستماتیک آن درذهن توده‌ها تا حد زیادی با نقش رهبری روحانیت پیوند خورده است [مانند] همان رابطه‌ای که بین ملی شدن صنعت نفت و مصدق در ذهن توده‌ها نقش بسته بود". (۵۳) ادامه تحلیل سازمان از وضعیت و میزان آرای سایر نیروهای سیاسی که در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کردند نیز حکایت از شکل‌گیری نوعی روشن‌بینی سیاسی مبتنی بر واقعیت‌های جامعه در درون سازمان دارد.

تابستان داغ
هر چند سازمان در گذشته تلاش کرده بود تا از افتادن در ورطة روزمرگی و یا درگیری‌های قومی و منطقه‌ای تا جایی‌که می‌تواند پرهیز کند اما حوادث پس از برگزاری انتخابات مجلس خبرگان که با تشدید درگیری‌های کردستان و خوزستان همراه بود موجب شد تا سازمان نه تنها نتواند موضوعات کلان‌تری را در دستور کار سیاسی خود بگذارد بلکه با کشیده شدن آثار اجتماعی و سیاسی درگیری‌های کردستان به تهران ستاد خود را نیز با هجوم نیروهای وفادار به حاکمیت از دست بدهد. بحرانی شدن جنگ در کردستان و موضع‌گیری آیت‌الله طالقانی علیه جریانات چپ در نماز جمعه و سپس درگذشت نابهنگام او عرصه را هرچه بیشتر بر سازمان تنگ کرد. در اواخر تابستان ۵۸ علاوه بر این بحران بیرونی، سازمان با بحران داخلی حاصل از اختلاف بین اعضا نیز دست به گریبان بود، اختلافاتی که موجب شد تا اولین پلنوم وسیع سازمان با حضور کادرهای اصلی تشکیل شود. به همین دلیل نشریه کار ارگان سازمان به مدت یک ماه منتشر نشد. آبان ۱۳۵۸ همزمان با پایان پلنوم سازمان، تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام این سازمان سیاسی چپ را در موقعیت تازه‌ای قرار داد موقعیتی که اتخاذ مواضع متفاوت با گذشته را نیز طلب می‌کرد.

در پایان
مواضع سازمان چریک‌های فدایی خلق در نخستین ماه‌های پس از انقلاب نشان می‌دهد که این سازمان سیاسی نتوانست آمال و اهداف خود را با شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه تطبیق دهد. برنامه‌ها و اهداف این سازمان عمدتاً متأثر از نگاه ایدئولوژیک و نه مبتنی بر واقعیت‌های روز جامعه، خواسته‌ها و انتظارات آنها را در حد شعارهای انتزاعی محدود کرد. شکاف عمیق بین سطح انتظارت و آمال سازمان و حاکمیت برآمده از انقلاب شاید یکی از دلایلی بود که در نخستین موج حوادث پس از انقلاب به تقابل نیروهای دوطرف کشیده شد، تقابلی که خیلی زود نقش تأثیرگذار سازمان بر روند جاری کشور را کاهش داد و به موازات آن از مقبولیت اجتماعی‌اش نیز کاست.

یادداشت‌ها:

۱- - فتاپور، مهدی، روند شکل‌گیری و رهبری سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران پس از انقلاب و شکل‌گیری اولین کمیته مرکزی آن، سایت عصر نو،آبان ۱۳۸۹ (^)


۲- - همان (^)


۳- - همان  (^)


۴- - روزنامه کیهان، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۵۷  (^)


۵- - روزنامه کیهان شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۵۷ (^)


۶- - گفتگو با فرخ نگهدار، در باره خط مشی سازمان چریحک‌های فدایی خلق ایران در روند انقلاب، لندن،۱۳۹۴. (^)


۷- - نشریه تهران مصور، شماره ۷ ، ۱۱ اسفند۱۳۵۷.  (^)


۸- ۱۴ اسفند ۵۷ (یادنامه دکتر محمد مصدق) ، به اهتمام جبهه دموکراتیک ملی ایران، ناشر: شورای ناشران و کتابفروشان،تهران، ۱۳۵۸(متن سخنرانی سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران).  (^)


۹- - همان‌جا.  (^)


۱۰- - همان‌جا. (^)


۱۱- - همان‌جا. (^)


۱۲- - همان‌جا. (^)


۱۳- - گفتگو با فرخ نگهدار. (^)


۱۴- - نشریه کار ارگان سازمان چریک های فدایی خلق ایران، شماره ۱، ۱۹ اسفند ۱۳۵۷. (^)


۱۵- - همان‌جا. (^)


۱۶- - کار، ش۲، ۲۴ اسفند۵۷ . (^)


۱۷- - کار، ش ۲.  (^)


۱۸- کار، ش۳ ، ۶ فروردین ۵۸ . (^)


۱۹- - گفتگو با فرخ نگهدار. (^)


۲۰- - کار، ش۱۷، ۷ تیر ۵۸. (^)


۲۱- - جرج بال معاون وقت وزارت امورخارجه آمریکا. در مقاله نشریه کار،ش۱۵، ۲۴ خرداد ۵۸ به نقل از مقاله جرج بال در روزنامه هرالدتریبیون آورده می شود :" آنچه بیش از هر چیزی در خدمت منافع ما خواهد بود این است که جبهه ملی احتمالا در ائتلاف با جناح میانه‌رو مذهبی در این مبارزه( برسر قدرت ) پیروز شود". (^)


۲۲- - کار، ش ۱۵ ، ۲۴ خرداد ۵۸ .  (^)


۲۳- - همان‌جا (^)


۲۴- - همان‌جا (^)


۲۵- کار، ش۱۹،۲۱ تیر ۵۸ . (^)


۲۶- - کار، ش۴، ۹فروردین۵۸  (^)


۲۷- - کارش۹. (^)


۲۸- - گفتگو با فرخ نگهدار. (^)


۲۹- - کار، ش۴. (^)


۳۰- - کار، ش۵، ۱۶فرودرین۵۸ (^)


۳۱- - کار، ش۵، ۱۶فرودرین۵۸  (^)


۳۲- - کار، ش۴  (^)


۳۳- - گفتگو با فرخ نگهدار  (^)


۳۴- - کار ش۵ ، ۱۶ فروردین۵۸ .  (^)


۳۵- - کار، ش ۷، ۳۰ فروردین ۵۸. (^)


۳۶- - کار، ش۹، ۱۳ اردیبهشت۵۸ . (^)


۳۷- - کار، ش۹، ۱۳ اردیبهشت۵۸ . (^)


۳۸- - کار،ش۲ ، ۲۴ اسفند ۵۷.  (^)


۳۹- - کار، ش۱۹ ،۲۱ تیر ۵۸.  (^)


۴۰- - کار،ش ۲۷ ،۲۲ مرداد ۵۸. (^)


۴۱- - کار، ش۱۴، ۱۷ خرداد ۵۸. (^)


۴۲- - کار، ش ۶ ، ۲۳ فروردین ۵۸. (^)


۴۳- - روزنامه کیهان، ۱۵ اردیبهشت۵۸. (^)


۴۴- - کار، ش۱۰ ،۲۰ اردیبهشت ۵۸. (^)


۴۵- - کار، ش۱۶،۳۱ خرداد ۵۸. (^)


۴۶- - کار، ش۱۹ ،۲۱ تیر ۵۸.  (^)


۴۷- - روزنامه کیهان، ۱۸ اردیبهشت۵۸. (^)


۴۸- - کار، ش۱۰، ۲۰ اردیبهشت ۵۸. (^)


۴۹- - کار، ش ۲۳، ۸ مرداد۵۸. (^)


۵۰- - کار، ش۱۶،۳۱ خرداد ۵۸. (^)


۵۱- - کار، ش۱۹ ،۲۱ تیر۵۸. (^)


۵۲- - کار، ش ۲۱ ، ۱ مرداد ۵۸. (^)


۵۳- - کار، ش ۲۶ ،۱۸ مرداد ۵۸. (^)



[مقالات مرتبط]

■ ایدئولوژیزه شدنِ تعهد کمونیستی؛ تحقیقی در بارة مدارس حزب کمونیست فرانسه ۱۹۹۰-۱۹۷۰  ناتالی اِتوئن

نظر بدهید