لوگوی گفتگو فصلنامه فرهنگی و اجتماعی

چگونه رهبران سیاسی اقلیم کردستان برای برگزاری رفراندم دچار خطای محاسباتی شدند؟

احسان هوشمند

گفتگو شماره ۷۴





احتمالاً کمتر تحلیل‌گری قادر به پیش‌بینی بود که برگزاری رفراندم استقلال، اقلیم کردستان عراق را با چنین بحران جدّی و کم‌سابقه‌ای روبرو سازد. این رفراندم نه تنها از نظر سیاسی و داخلی برای کردهای عراق دستاورد عینی و ملموسی در پی نداشت بلکه در درون اقلیم به تشدید شکاف میان جریان‌های سیاسی و در عرصه سیاسی عراق به مداخله دولت عراق و برگرداندن شرایط به پیش از سال ۲۰۰۳ منجر شد.

از نظر منطقه‌ای و بین‌المللی هم اقلیم با رویگردانی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی روبرو شد. چنین رویداد با اهمیتی که می‌توانست سرنوشت اقلیم کردستان عراق را به شکل دیگری رقم بزند به این فرجام مبتلا شد؟ آیا رهبران اقلیم از نظر محاسباتی و ارزیابیِ شرایط قادر به پیش‌بینی هزینه‌ها و مخاطرات و دستاورد‌ها و تهدیدات و فرصت‌های برگزاری رفراندوم نبودند؟ چرا و تحت چه شرایط و زمینه‌ای رهبران اقلیم کردستان عراق تصمیم به برگزاری رفراندوم استقلال گرفتند؟
رؤیای استقلال شمال عراق و حوزه کردی در این کشور عمری به درازای عمر دولت عراق دارد. از فردای تشکیل دولت عراق در دهة دوم سدة بیستم میلادی نخستین جنبش استقلال‌طلب در شهر سلیمانیه متولد شد و این رؤیا تا دهه‌های بعد استمرار داشت.

تشکیل دولتِ اقلیم
در سال ۱۹۹۱ و در پی تشکیل دولت اقلیم کردستان عراق و آغاز به کار دولت منطقه‌ای اقلیم، به‌تدریج کردهای عراق توانستند در میان استان‌های کردنشین شمال عراق اقتدار خود را بگسترانند. البته از همان آغازِ تشکیل دولت منطقه‌ای، به دلیل ابهام دربارة آینده منطقه، بدگمانی‌ها نسبت به این وضعیت داشت. بروز رقابت و درگیری خونین میان جناح‌های رقیب در کردستان عراق در میانة دهة نود میلادی بیش از پیش بر این بدگمانی‌ها دامن زد. چرا که این درگیری‌ها موجب شد تا اقلیم کردستان عراق به دو منطقة تحت سلطة حزب دمکرات کردستان در استان‌های اربیل و دهوک واتحادیة میهنی در استان سلیمانیه تقسیم شود. درگیری‌های هزاران تلفات در پی داشت.
با آغاز تهاجم امریکا به عراق در جنگ دوّم خلیج فارس و سپس سقوط دولت صدام و تدوین قانون اساسی عراق زمینة قانونی برای مشارکت جدی کردها در ساختار سیاسی دولت عراق بیش از پیش مهیا شد و البته تسلط گروه‌های کردی بر شمال عراق نیز جنبه حقوقی به خود گرفت. در این دوران، روابط بغداد و اربیل بر مبنای حفظ وضع موجود استمرار داشت. اربیل نه خود را و نه مناسبات منطقه‌ای و جهانی را در شرایطی نمی‌دید که از استقلال سخن بگوید. بغداد نیز در وضعیت مشابهی قرار داشت. شکل‌گیری ساختار نوینی از نظام سیاسی بر ویرانه‌های نظام بعث و اضمحلال ساختار نظامی و اداری عراق بیش از آنی بود که مجالی برای ورود به موضوع اقلیم کردستان عراق به بغداد بدهد. از نظر منطقه‌ای نیز دو دولتِ صاحب نفوذ منطقه، یعنی ایران و ترکیه در شرایط متفاوتی قرار داشتند. ایران با کردهای عراق و به ویژه با اتحادیه میهنی دارای روابطی گسترده بود و دولت ترکیه اگر چه از ابتدای تأسیس اقلیم، نظرخوشی به دولت منطقه‌ای اقلیم کردستان عراق نداشت اما از ابتدای اقتدار حزب "عدالت‌وتوسعه" در ترکیه رابطه دولت ترکیه با حزب دمکرات کردستان عراق به تدریج دچار تحولی اساسی شد و روابط سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای میان دولت ترکیه و این دولت برقرار شد. روند رو به رشد این روابط و استقبال آنکارا از گسترش روابط با اربیل حتی به قیمت سردی فزاینده روابط با بغداد بیش از پیش موجب تقویت اعتماد طرف‌های سیاسی در اربیل به ترکیه گردید.در این سال‌ها حجم روابط اقتصادی میان اربیل و آنکارا روند شتابانی گرفت و حجم روابط اقتصادی به بیش از ده میلیارد دلار رسید. تلاش اربیل برای نزدیکی به آنکارا و پس از آن صادرات نفت اقلیم به ترکیه و یا از طریق ترکیه به سایر نقاط دنیا موجب شد تا از نظر گروهی از تحلیل‌گرانِ کرد عراقی روابط اقلیم و ترکیه را به روابط راهبردی و مستحکم و پیوندی گسست‌ناپذیر تعبیر کنند. انعقاد قراردادهای نفتی محرمانه میان اربیل و آنکارا هم بیش از پیش به این خوشبینی دامن زد. به ویژه آنکه آنکارا در سال ۲۰۱۲ با پناه دادن به طارق هاشمی، معاون فراری رئیس جمهوری عراق از شخصیت های سنی مذهب عراقی و مخالف دولت شیعی نوری مالکی از بغداد فاصله گرفته بود و چنین تحلیل می‌شد که آنکارا در تلاش است تا روابط با اقلیم کردستان عراق را با هدف تضعیف دولت عراق جداً پی بگیرد.

ظهور داعش
ظهور داعش در سوریه و متعاقب آن تهاجم داعش به موصل در سال ۱۳۹۳ و اشغال دومین شهر بزرگ عراق و شرایط مخاطره‌انگیز بغداد فرصتی برای گروهی از رهبران کردستان عراق مهیا کرد تا دو هدف بزرگ را تعقیب کنند. از سویی احزاب کرد عراقی همزمان با تحرکات داعش در غرب و مرکز عراق با حضور سریع خود به مناطق مورد مناقشه با دولت عراق توانستند هژمونی خود بر این مناطق و از جمله شهر کرکوک به عنوان بزرگترین مرکز انرژی عراق را تحمیل کنند؛ و از دیگر سو، ضعف و ناتوانی دولت عراق در تأمین امنیت عراق را به فرصتی برای تعقیب اهداف استقلال‌طلبانة خود تبدیل کنند در چنین روزهایی بود که مسعود بارزانی رئیس وقت اقلیم کردستان عراق بیان کرد که تاریخ عراق را باید به پیش و پس از حمله داعش تقسیم کرد. اگر چه روند رویدادها به گونه‌ای پیش نرفت که این تعبیر رئیس سابق اقلیم کردستان عراق مطابق با افقی که وی در نظر داشت یا اراده وی پیش رود.
از بُعدی دیگر، با تشدید رقابت‌های منطقه‌ای به‌ویژه میان قدرت‌های منطقه‌ای یعنی ایران، ترکیه، عربستان و حتی مصر، منطقه خاورمیانه بیش از همة صدسال گذشته با خلأ نیروی توازن بخش منطقه‌ای روبرو شده بود خاصه آنکه از دورة بارک اوباما نیز امریکا انگیزه‌های لازم برای حضور خاورمیانه‌ای خود را از دست داده بود. تشدید رقابت‌های میان ایران، ترکیه و عربستان ابتدا در سوریه و به شکل جنگ‌های نیابتی علنی شد. این تنش‌ها با هجوم داعش به موصل به داخل خاک عراق نیز کشیده شد. در ابتدای امر، گمان رهبران کردِ عراقی بر آن بود که داعش ماحصل برهم خوردن تعادل و توازن قوا میان نیروهای منطقه‌ای و آشوب ناشی از خلاء حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای است و هدف داعش تسخیر بغداد است و داعش در پی جنگ یا دستیابی به اهدافی در اقلیم کردستان عراق نیست. اما زمانی که داعش در تسخیر بغداد ناکام ماند به سرعت جهتِ ماشینِ جنگی خود را به سمت اربیل تغییر داد و این منطقه را آماج حمله قرار داد. حمله داعش به اقلیم نشان داد ارزیابی رهبران اقلیم از شرایط منطقه و اهداف دولت اسلامی عراق و شام نادرست و نادقیق بوده است.
حمله داعش نخستین تکانه‌های شک و تردید را نسبت به اعتماد به ترکیه و سیاست‌هایِ این کشور در اقلیم کردستان برانگیخت. بی‌تفاوتی دولت ترکیه نسبت به حملة داعش به اربیل و حمایت فوری تهران از اربیل در برابر داعش اگر چه تشکر چندبارة مقامات اقلیم از تهران را در پی داشت اما این رویداد به خودی‌خود نمی‌توانست زمینة تغییر بنیادین سیاست‌های دولت اقلیم کردستان عراق نسبت به ترکیه را در پی داشته باشد. پس از دفع حملات داعش، به تدریج روابط اقلیم و ترکیه روند رو به رشد خود را حفظ کرد. البته حملات داعش به اقلیم کردستان عراق دارای یک وجه غلط‌انداز بزرگ هم بود. با دفع حملات داعش به اقلیم کردستان عراق و ثبیت موقعیت دوطرف و آغاز تهاجم کشورهای متحد علیه داعش، بخشی از کشورهای اروپایی و امریکایی از جمله آمریکا و کانادا و آلمان و جمهوری چک و سایر کشورها کمک‌های نظامی و تدارکاتی قابل توجهی در اختیار دولت اقلیم قرار دادند. استمرار این وضعیت موجب ارزیابی نادرست گروهی از سیاستمداران کرد عراقی از مواضع مثبت احتمالی از کشورهای آمریکایی و اروپایی در برابر استقلال کردستان عراق شده بود.
در چنین شرایطی روز به روز بر پیچیدگی روابط بغداد و اربیل افزوده می‌شد. اختلاف بر سر شفاف شدن میزان فروش نفت توسط اقلیم کردستان عراق و نیز چگونگی عقد قراردادها و شرایط این قراردادها، درآمدهای اقلیم کردستان عراق در قبال فروش نفت، پرداخت سهم بودجه‌ای اقلیم کردستان عراق توسط بغداد و ابهاماتی از این دست، روابط بغداد و اربیل را به شکلی ناامیدکننده تحت تأثیر خود قرار داده بود. از نظر رهبران سیاسی اقلیم کردستان زمینه‌های سیاسی‌ای از این دست می توانست بهانه‌های لازم برای اعلام برگزاری رفراندم اقلیم کردستان عراق را توجیه کند. به خصوص که پیروزی‌های دولت عراق بر داعش این گمانه‌ها را تقویت می‌کرد که پایان جنگ عراق علیه داعش، می‌تواند برتری موقعیت دولت عراق در آیندة مناسبات با اقلیم کردستان عراق را هم در پی داشته باشد.
رهبران اقلیم در مواضع خود بارها بغداد را به زیر پاگذاشتن قانون و حقوق اقلیم کردستان عراق متهم می‌کردند. همچنین رهبری اقلیم کردستان عراق از نظر منطقه‌ای و بین‌المللی شرایط را برای برگزاری رفراندوم مناسب ارزیابی می‌کرد. چرا که از نظر تحلیلی برای رهبران کردستان عراق، خاورمیانه آنچنان درگیر آشفتگی و آشوب‌های سنگین و حفره‌های امنیتی ناشی از برهم خوردنِ توازن نیروهای منطقه‌ای به ویژه ایران و ترکیه و عربستان شده بود که امکان اجماع ایران و ترکیه بر سر مخالفت و مقابله با درخواست رهبران اقلیم برای برگزاری رفراندوم وجود نداشت. به سخنی دیگر، شدت گرفتن رقابت‌ها میان ایران و ترکیه به‌ویژه در سوریه موجب شد تا این دو کشور نتوانند همچون یک سدة پیش دربارة اقلیم کردستان عراق به مساعی مشترکی برسند.

روی کار آمدنِ ترامپ
آنها همچنین بر این باور بودند که آغاز به‌کارِ دولت ترامپ و رویکرد منفی وی نسبت به ایران، احتمالاً موجب خواهد شد تا ایران نتواند از ابزارهای در اختیارش علیه اعلام برگزاری رفراندم اقلیم و متعاقب آن اعلام استقلال استفاده کرده واقدامی جدی را پیش گیرد. شاید به این دلیل بود که بخشی از مسئولین اقلیم کردستان عراق با سفر به آمریکا و حضور در محافل نئوکان‌هایی که مدعی حمایت از اقلیم کردستان عراق برای برگزاری رفراندم بودند، عملاً بخشی از دلگرمی خود را در این حمایت جستجو می‌کردند طرفه آنکه چنین محافلی با پروپاگاندای تبلیغی رسانه‌ای در پی القای این نکته بودند که دولت مستقل کردستان می‌تواند به سدی در برابر آنچه آنها "توسعه طلبی شیعی جمهوری اسلامی" می‌نامیدند، مبدل شود. یعنی کردستان مستقل در شمال عراق می تواند به چالشی امنیتی در برابر ایران مبدل گردد.
در همین زمینه متغیر دیگری به شکلی ساده و با خطای محاسباتی در سال بیش از آن وارد معادله شده بود و آن اعلام آغاز دوباره جنگِ مسلحانه حزب دمکرات کردستان ایران بود. اعلام ورود به فاز نظامی و انجام چند عملیات نظامی در منتهی الیه مرزهای غربی کشور در اشنویه و اطراف مریوان که البته از نظر نظامی، جز تلفات سنگین برای حزب مذکور دستاوردی نداشت و از نظر سیاسی و تبلیغی هم از سوی افکار عمومی به جد گرفته نشد، موجب گشت تا گمانه‌هایی دربارة نقش قدرت‌های منطقه‌ای از جمله عربستان و اسرائیل در این موضوع مورد بحث و گمانه‌زنی قرار گیرد. این نکته هم باید در تحلیل‌ها مورد توجه باشد که اقلیم کردستان عراق و رهبران سیاسی اقلیم بر این باور بودند که دولت عراق از آمادگی و توانایی لازم برای مقابله با تصمیم دولت اقلیم کردستان عراق مبنی بر اعلام استقلال و یا برگزاری رفراندم برخوردار نیست. تشدید اختلافات میان جریان‌های سیاسی و جناح‌های مختلف شیعی و سنی عراقی و بی‌انگیزگی نیروهای نظامی و نداشتن برنامه جدی برای رو در رو قرار گرفتن با اقلیم از جمله مستندات این تحلیل ها بود.
شرایط موجود به شکلی فزاینده این فرضیه را نزد رهبران سیاسی کردستان عراق تقویت کرده بود که آشوب گسترده منطقه‌ای بی آنکه افقی برای جایگزینی نظمی پایدار در منطقه برای آن بتوان متصور شد بیش از پیش فرصت را برای اعلام استقلال کردستان عراق مهیا کرده است. به ویژه آنکه از نظر اقتصادی و سیاسی و اداری اقلیم کردستان عراق با نابسامانی های بزرگی دست به گریبان بود و اعلام استقلال می‌توانست تا حدودی با تهییج احساسات عمومی و همدلی محتمل گسترده‌ای نیز همراه شود و همزمان بخشی از رقبا و اپوزسیون نیز به حاشیه رانده شود. بر پایة چنین تحلیل‌هایی بود که اعلام ارادة ناظر بر انجام رفراندم استقلال صورت پذیرفت.
اعلام برگزاری آن و سپس برگزاری رفراندوم تنها آغاز چالشی بود که در نهایت به اعلام تعلیق رفراندم در اقلیم کردستان عراق منجر شد. چرا که برخلاف تحلیل‌های جاری، آشوب منطقه‌ای چنان فراگیر نشده بود که قدرت‌های منطقه‌ای یعنی ترکیه و ایران را به بی عملی در برابر شرایط تازه وادار سازد.
به سخن دیگر بر خلاف پیش‌بینی‌های تحلیل‌گران موافق با برگزاری رفراندم استقلال اقلیم کردستان عراق، نه تنها آشوب منطقه‌ای شکل ساختاری و نهادمند به خود نگرفت بلکه خاورمیانه پس از رهایی نسبی از تهدیدات داعش آمادگی وقوع بی‌ثباتی تازه‌ای را که به احتمال زیاد استقلالِ اقلیم به آن و این می‌زد را نداشت.
با اعلام برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان عراق دولت عراق و همچنین دولت‌های ترکیه و ایران نارضایتی شدید خود را نسبت به آن اعلام کردند. طرف ایرانی با اعزام برخی شخصیت‌ها و مقامات نظامی برای مذاکره با اربیل نارضایتی خود از برگزاری رفراندم اعلام و دولتمردان ترکیه نیز به تدریج بر مخالفت خود با آن سرسختانه پای فشردند.
پس از برگزاری رفراندم، دیدار میان عالی رتبه‌ترین مقامات نظامی ایران و ترکیه نشان می‌داد که دو کشور در حال برنامه ریزی و سازماندهی اقدامات خود برای مقابله با تحولات جاری در اقلیم کردستان عراق هستند.گسترش رفت و آمد مقامات سیاسی و نظامی ایران و ترکیه تأکید چند باره هر دو کشور بر مخالفت با برگزاری رفراندم در اقلیم کردستان عراق نیز عزم جدی دو طرف را نمایان ساخت. در این مرحله، گروهی از تحلیلگران بر این باور بودند که ایران و ترکیه از آمادگی لازم و ابزارهای لازم برای مقابله با پیامدهای رفراندم برخودار نیستند و منافع گستردة اقتصادی ترکیه در اقلیم مانع از آن خواهد شد که این کشور دست به اقدامی جدی در برابر استقلال اقلیم زده و حتی گروهی در ایران نیز بر این عقیده بودند که ترکیه ریاکارانه با موضوع رفراندوم برخورد می‌کند. اما سیر وقایع بعدی نشان از نادرستی این تحلیل‌ها می‌داد.


نظر بدهید