Recently in 34 Category

باز هم مسئله آذربايجان

| No Comments | No TrackBacks




روشنفكر، آن كسي است كه مي‌خواهد فكرهايش را با ديگران در ميان بگذارد، آن فكرهايي كه براي او شادي آفرين هستند؛ زيرا به قول كانت همه مي‌خواهند «شادي‌هاي خويش را تقسيم كنند» . اما مشكلاتي كه روشنفكر با آنها روبرو است، حالت خاصي از مشكلاتي هستند كه آن كسي كه تمايل دارد شادي‌هايِ خود را با ديگران قسمت كند با آنها روبرو مي‌شود. اين مشكلات كه متعلق به مدنيت هستند، بسيار متعددند. با اين حال، در اينجا فقط به يكي از آنها خواهم پرداخت: اين كه تقسيم شادي‌ها و انتقال آنها به ديگران امري نيست كه بتواند بلاواسطه عموميت يابد، قابل تحميل به ديگري نيست و مي‌توان گفت كه تنها به تدريج و به واسطه در محيط ترويج مي‌يابد، محيطي كه به تقسيم كنندگانِ آن لذت تعلق دارد. اين محيط‌ها شايد يكديگر را درك نكنند: لذتي كه يكي مي‌بَرد، براي ديگري فاقد معنا است. همين ايده بزرگ است كه مي‌خواهم در نوشتة كوچك خود آن را به آزمون بگذارم.

تاريك و روشن‌:

| No Comments | No TrackBacks


« اگر كسي مي‌خواهد پيشرفت كند، به هيچ وجه نبايد به تاريخ زندگي خود بسته بماند.»
فرآيند گذار دموكراتيك در اسپانيا، بي شك شبيه به معجزه است. حتي آن، را مي‌توان نوعي پندار دانست. معجزه است، زيرا اسپانيا چهل سال پس از رنج‌هاي جنگ داخلي و فاصله گرفتن از اردوگاه «فاتحين» اين جنگ، به طرزي مسالمت‌جويانه خود را از ميراث نهادينه شدة فرانكويي رها ساخت تا چهرة جديدي از خود به نمايش بگذارد. قانون اساسي سال 1978، كه بر وفاق ملي متكي بود، نمونه بارزي از اين تلاش‌ها بوده است.
اما اين‌گذار دموكراتيك را مي‌توان نوعي پندار نيز دانست، و رسانه‌هاي پساـ فرانكويي به عنوان متبحرترين زمينه سازان چنين پنداري عمل كرده‌اند : دوران گذار در اسپانيا الگوي مناسبي براي گذار به دموكراسي است، آن هم با چنان موفقيت خيره‌كننده‌اي كه توانسته است نارسايي‌هاي دوران گذار را بپوشاند.

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks


شماره حاضر نشريه گفتگو، شماره‌اي ويژه است؛ ويژه از ﺁن جهت كه نويسندگان بخش ويژه اين شماره، گردانندگان مستمر فصلنامه گفتگو و يا ديگر نويسندگان آن نيستند. بلكه اين شماره فصلنامه حاوي مطالبي است از نويسندگان نشريه فرانسوي اسپري (Esprit). چندي پيش به دنبال صحبت‌هايي ميان دو نشرية گفتگو و اسپري توافق شد كه هر يك متقابلاً يك شماره خود را به مقالات نويسندگان ديگري اختصاص دهند. آنچه مي‌ﺁيد حاصل اختصاص بخش ويژه اين شماره به نشريه اسپري است.

گريگور يقيكيان در فراز و نشيب سياست ايران



آشنايي ايرانيان با سوسيال دموكراسي به سال‌هاي آغازين سده بيستم بازمي‌گردد. اين آشنايي دو منشاء متفاوت دارد: يكي سوسيال دموكراسي قفقاز است و ديگري سوسيال دموكرات‌هاي ارمني تبريز و رشت. جرياني كه از سوسيال دموكراسي قفقاز نشأت مي‌گرفت در فرقه اجتماعيون عاميون ايران (1285 هـ..ش/1906 م) تجلي يافت كه حزبي عمل‌گرا بود و چندان توجهي به نشر مباني نظري سوسيال دموكراسي نداشت. اما سوسيال دموكرات‌هاي ارمني در ارتباط با سوسيال دموكراسي اروپا و مشخصاً آلمان قرار داشتند و بيشتر به جنبه نظري سوسيال دموكراسي توجه مي‌كردند. اگر چه اين دو جريان متفاوت سرانجام در حزب كمونيست ايران (1299/1920) به هم پيوست، اما برخي از سوسيال دموكرات‌هاي ارمني نه تنها از اين روند تبعيت نكردند بلكه راه متفاوتي در پيش گرفتند. گريگور يقيكيان چهره شاخص آنان است.



مقدمتاً بپذيريم، هرچند جاي بحث نيز دارد، كه نيمة دوم قرن بيستم و سال‌هاي دهة 1950 ( يا حتي 1960) شاهد ظهور نسل مهمي از روشنفكران كاتوليك بود كه به همين عنوان نيز شهرت داشتند و «سكوت» اختيار نكردند: نويسندگاني نظير مورياك، برنانوس، كلودل، گراهام گرين و ژولين گرين ، و فيلسوفاني مانند ماريتَن، مونيه، مارسل، ژيلسُن ، روحانيوني (متكلميني) مانند لوباك، كونگار، شُونو و دانيِلو ... هرچند اين افراد از شهرت و تعهد يكساني برخوردار نبودند، اما در مجموع نمايانگر پايداري و حضور روشنفكري كليساي كاتوليك در جامعه بودند.



سال گذشته در يك اقدام همزمان نشريه لودِبا (Le Debat) كه از سال 1980 به وسيله انتشارات گاليمار و پير نورا، منتشر مي‌شد و نشريه اسپري كه از سال 1932 شروع به كار كرده است، راجع به روشنفكران كارهاي متعددي انجام شد. بدون آن كه همفكري زيادي صورت گرفته باشد نقطه‌نظرات به هم نزديك بودند.



جمهوري پنجم فرانسه، اكنون به عنوان دومين رژيم پايدار پس از انقلاب كبير فرانسه مورد ستايش قرار مي‌گيرد. حتي در ميان وارثان سرسخت‌ترين دشمنان جمهوري پنجم، كسي نيست كه دربارة ثبات تحميل شده از سوي ژنرال دوگل، بينان‌گذار اين جمهوري بر نهادها با احترام سخن نگويد، تا جايي كه برخي حتي مدعي شده‌اند كه جدال بر سر قانون اساسي بالاخره به لطف يك جابه‌جايي عظيم قدرت در سال 1981 كه بالاخره چپ پس از بيست و چند سال به قدرت رسيد و البته به لطف نزديكي‌هايي كه از همنشيني راست و چپ در مراحل بعد به وجود آمد، پايان يافت. همنشيني‌اي كه به مدت پانزده سال ادامه داشت.

جايگاه فرانسه در جهاني سازي فرهنگي

| No Comments | No TrackBacks



«فرانسه، اين كشور كوچك دور دست» ... اين جمله را يك آژانس مسافراتي در تمجيد از جاذبه‌هاي كشوري كه اولين مقصد توريستي جهان به حساب مي‌آيد به كار نبرده است، بلكه از زبان مديركل فرانسوي يكي از بزرگترين شركت‌هاي ارتباطي، يعني ژان ـ ماري مسيه، مديركل ويواندي اونيورسال، جاري شده است. او اين عبارت را در روز دهم ژانويه 2002 در شهر لوس‌ﺁنجلس و به زبان انگليسي ادا نمود؛ عبارتي كه هدف از گفتنِ آن، مجذوب ساختن محافل فرهنگي آمريكا و تأكيد بر عزم مديركل فرانسوي براي «آمريكايي كردن» شركت خود بود. جمله مديركل، مساله‌اي را به روشني مطرح مي‌كند، كه در اين سئوال‌ها خلاصه مي‌شود: آيا فرانسه فقط منطقه‌اي كوچك و غيرمركزي در عرصه فرهنگ جهاني است؟ در حالي كه شركت‌هاي جهاني براي دستيابي به بازار تفريحات با هم رقابت شديد مي‌كنند، كجاست آن قريحه خلاق فرانسوي؟

اسپري نشريه‌اي در تاريخ 2002-1932

| No Comments | No TrackBacks


ـ روز بخير ژنرال بيش از يازده سال است كه شما را نديده‌ام ...
ـ اما من مطالب شما را مي‌خوانم ...
ـ باعث تعجب است، شما كارهاي مهم‌تري داريد.
ـ خوب اسپري چطور است؟ آگهي زياد نداريد، نه؟ ...
ـ يه جور ديگه گليم مون رو از آب مي‌كشيم ...
شارل دوگل و ژان ماري دومناك، مدير اسبق نشريه اسپري، فوريه سال 1968

با بازگو كردن اين قصه تاريخي براي كساني كه اين نشريه را نمي‌شناسند قصد ما اين نيست كه وقايع اصلي زندگي نشريه‌اي را كه امسال هفتادمين سال زندگي خود را جشن مي‌گيرد به نحوي تاريخي به خواننده عرضه كنيم. قصد ما تفهيم نقشي است كه اين نشريه توانسته ايفا كند، مشكلاتش در طول زندگي، ضعف‌ها و نكات قدرت آن و كساني كه اين بار مسائل را بر روي دوش خود كشيده‌اند؛ و همة اينها از منظر نگراني‌ها و پرسش‌هايي كه داشتيم.

About this Archive

This page is an archive of recent entries in the 34 category.

35 is the previous category.

33 is the next category.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.