Recently in 43 Category


سال¬های 1320 تا 1332، از مهم¬ترین مقاطع جنبش کارگری در ایران است. در این سال¬ها، کارگران کارخانه¬ها و صنایع پیشه¬وری تلاش کردند از طریق اتحادیه¬های کارگری تقاضاهای انباشته شدة صنفی در دورة سلطنت رضا شاه را متحقق کنند و تحولی در شرایط کار و زندگی خود به وجود آورند. اگر چه فعالیت اتحادیه¬های کارگری در ابتدا به مسائل صنفی محدود و معطوف می¬شد اما این وضع دیری نپائید و اتحادیه¬ها به سرعت سیاسی شدند. این چرخش حاصل عوامل متعددی بود؛ با این حال، دو عامل نقش تعيين کننده¬ای داشت: از یکسو، کارخانه-داران و صاحبان صنایع تشکیل اتحادیه¬های کارگری را مغایر منافع خود تشخیص دادند و در اتحاد با جناح راستگرای نیروهای سیاسی کشور که در پی جلوگیری از رشد و گسترش رادیکالیسم اجتماعی بود، به مخالفت با اتحادیه¬های کارگری برخاستند. از سوی دیگر، حزب تودة ایران که مشوق تشکیل اتحادیه¬های کارگری بود با ارائة امکانات و حمایت¬های مختلف تلاش می¬کرد اتحادیه¬های کارگری را در اختیار بگیرد و آنها را براي تحقق هدف¬های سیاسی و اجتماعی خود بسیج و رهبری کند؛ در ضمن رقبای حزب را از فعالیت¬های کارگری دور سازد. این وضعیت موجب شد تا اتحادیه¬های کارگری علاوه بر سیاسی شدن، استقلال خود را از دست بدهند، تجزیه شوند و به یکی از اهرم¬های جناح¬های رقیب مبدل گردند. سرگذشت «اتحادیة کارگری اصفهان» در سال¬های 1321 تا 1323 نمونة بارز چنین روندی است.

آزادی‌خواهی و چندگانگی قومیتی


امروزه بسیاری از کشورها از نظر فرهنگی متکثر هستند. بنا بر آخرین ارزیابی¬ها، در 184 کشور مستقل جهان 600 زبان، گروه و تمدن، و 5000 گروه قومی وجود دارد. کشورهایی که همه شهروندان آن به یک زبان واحد سخن می¬گویند و یا متعلق به یک گروه قومی ـ ملی هستند بسیار نادرند .


جمعیت شناسی یکی از شعب علوم اجتماعی است که در سدة اخیر جایگاه مهمی را در این زمینه به خود اختصاص داده است. سر برآوردن این علم تا حدود زیادی به دنبال نگرانی¬هایی حاصل شد که رشد سریع جمعیت در اروپا به وجود آورد. چرا که بر اثر توسعة بهداشت بسیاری از بیماری¬ها کنترل شد و در نتیجه از سویی زاد و ولد کودکان سالم فزونی یافته و از دیگر سو امید به زندگی رو به گسترش بود. مالتوس، دانشمند انگلیسی به عنوان یکی از بنیانگذاران دانش جمعیت¬شناسی نگران سبقت رشد جمعیت با تصاعد هندسی بر رشد امکانات غذایی بشر با تصاعد حسابی بود. امری که به زعم می¬توانست به فجایع مهمی چون جنگ و قحطی منجر شود.


نزدیک به شصت سال از تدوین اولین برنامة عمرانی ملی در ایران سپری می¬شود. اگر چه ایران از اولین پیشگامان برنامه¬ریزی و توسعه در جهان محسوب نمی¬شود اما در میان کشورهای «جنوب» در زمرة متقدمین است. شاید بتوان انقلاب مشروطه را سرچشمة حرکت ایران به سمت جبران عقب¬ماندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به حساب آورد. پس از آن با روی کارآمدن پهلوی اول در کنار به وجود آمدن تغییرات اساسی در ترکیب جمعیت شهری و روستایی و عشایری؛ نظام اداری جدیدی بر مبنای انتصاب مسئولین مناطق کشور (استان¬ها) توسط مرکز شکل گرفت و در پی آن اولین گام¬ها به سمت نوسازی و توسعه برداشته شد.

تنوع قومي و تماميت ارضي ايران

| No Comments | No TrackBacks


در پي وقوع زلزله در قائنات و بيرجند در سال 1997، کارل بوگرت خبرنگار مجلة نيوزويک با نگارنده مصاحبه¬اي انجام داد که چندي بعد تحت عنوان «همگي با هم کنار مي¬آيند» منتشر شد. از نظر وي از آنجايي که در اين منطقه يک اقليت سني مي¬زيستند، امکان آن وجود داشت که با بروز اين فاجعة طبيعي يک رشته شورش¬هاي ضد دولتي بروز کند و يا به گونه¬اي که اظهار داشت «طولي نخواهد کشيد که زنگ¬هایِ تنش قومي در ايران به سر و صدا در¬آيند».


در اینکه بحث اقوام و مسئله قومیت یکی از مهم¬ترین مباحث و مسائل مطرح در ایرانِ معاصر است تردید نیست. بروز گاه به گاهِ تنش¬های قومی در پاره¬ای از نقاط کشور مانند حوادث خوزستان و کردستان در ماه¬های اخیر و یا جایگاه درخور توجهی که این بحث در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری یافت نیز خود از یک چنین اهمیتی حکایت دارند. ولی این اهمیت، ضرورتاً به معنای مهم انگاشته شدن آن از نگاه اهل نقد و نظر نبوده و نیست. در واقع با آنکه بحث اقوام و مسئله قومیت در ایران بیش از نیم قرن است که به عنوان مسئله¬ای مهم در ردیف دیگر مسائل مهم مملکتی خود را نشان داده است؛ ولی هنوز هم از شناسایی عمومی و رسمی آن به عنوان یک مسئله مهم اجتماعی و سیاسی احتراز می¬شود. این پدیده به گونه¬ای که در این بررسی مورد اشاره قرار خواهد گرفت در آغاز و برای مدت زمانی مدید غالباً به صورت مسئله-ای بالقوه، با وجه بروزی گاه به گاه و پراکنده که بیشتر در تحریکات مقطعی قدرت¬های بیگانه ریشه داشت خود را نشان می¬داد و تنها در پی تحولات ناشی از انقلاب اسلامی است که صورتی تقریباً صریح یافته است با وجه بروزی بالنسبه مستمر و متناوب.

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks


حداکثرِ تلاش در نادیده انگاشتن مسئله، و اذعانِ بالاجبار آن تنها به وقت سر ریز بحرانی مسئله، البته از جمله رویکردهای متعارف و مرسوم ایرانیان است. نادیده انگاشته شدن مسئله¬ای به نام مسئله قومیت در ایرانِ معاصر که جوانب روشنی از آن را حتی در فقدان هر گونه آمار رسمی و دقیق دربارة توزیع جمعیتی و جغرافیایی زبان¬ها و گویش¬ها و یا ادیان و مذاهب رایج در کشور نیز می¬توان دید، خود از مصادیق بارز و غیرقابل انکار این سنت است.
تجارب تاریخی را می¬توان از نظر دور داشت، دانش برآمده از جامعه شناسی و علوم سیاسی را نادیده گرفت، از پذیرشِ نتایج حاصل از داده¬های انتخابابی در پاره¬ای از حوزه¬های قومی که از افت شدیدِ مشارکت سیاسی مردم حکایت دارد خودداری کرد و بر تحولات جاری در دیگر نقاط جهان نیز چشم فروبست، ولی با سیر حوادث و رخدادهای روزگار کاری نمی¬توان کرد؛ پیش آمد تحولاتی چون نا آرامی¬های گستردة اهواز در اواخر فروردین 1384 در واکنش به انتشار مفاد یک نامة منسوب به رئیس دفتر سابق ریاست جمهوری در لزوم جابجایی¬های جمعیتی در خوزستان، بروز یک رشته تظاهرات و اعتراضات هماهنگ و همسو در بخش وسیعی از حوزه¬های کردنشین ایران در پی کشته شدن یک جوان کرد به دست نیروهای انتظامی در سنندج در ماه¬های اخیر ... بر یک وضعیت بالقوه بحرانی در این عرصه اشعار دارد. و این در حالی است که دقیقا به خاطر دلایل پیش گفته، این پدیده را نمی¬شناسیم و هنوز از بروز گاه به گاهِ نمونه¬های آن ـ که قطعا در آینده شتاب بیشتری هم خواهد یافت ـ متعجب و شگفت¬زده می¬شویم.
عدم شناخت و آشنایی کافی با این مسئله بیش از هر چیز بر دو حوزه تأثیر می¬گذارد؛ یکی بر چگونگی فراهم آمدنِ برآوردی صحیح از کم و کیف امر و دیگری نیز بر نحوة طرح و ارائه راهکارهایی جهت حل و فصل آن. از آنجایی که به وقت پیش آمد غیر منتظرة چنین مسائلی، ضرورت تحلیل و ارزیابی آن¬ها و همچنین پیشنهاد راه¬حل¬هایی برای حل و فصلشان گریزناپذیر می¬گردد، معمولاً جز تشبث بی¬محابا به مجموعه¬ای از الگوها و مفاهیم برآمده از مطالعات و بررسی¬های صورت گرفته دربارة مسائل قومی در دیگر کشورهای جهان که شاید ضرورتاً با ماهیت مسائل قومی در ایران خوانایی نداشته باشد و بر همین اساس پیشنهاد راه-کارهایی که احیاناً برای حل و فصل این گونه مسائل در دیگر کشورها مطرح شده¬اند، واکنش دیگری بروز نمی¬کند. از «خلق¬ها و ملیت¬» ایران سخن گفتن به گونه¬ای که ممکن است که در اشاره به خلق¬ها و ملیت¬های ممالک خلق¬الساعه و نوبنیادی چون عراق و یوگوسلاوی و غیره مصداق داشته باشد، جز نادیده گرفتن تاریخ، هویت دیرپا و پیشینه¬ای طولانی از کشور بودن این ملک، معنای دیگر ندارد. تعاریفی که به صورت سهل و آسان و به صرف گرته برداری از این یا آن نمونة فرنگی ارائه شود، تعاریف دقیق و درستی از گونه¬های مختلف هویتی در ایرانِ معاصر نخواهد بود. و به همین ترتیب تکرار بی کم و کاست راهکارهایی که از جهت حل و فصل خواسته¬ها و مطالبات ذیربط در پاره¬ای از دیگر نقاط جهان ارائه شده و یا قرار است که ارائه شود.
البته طرح چنین بحثی نه به معنای نادیده گرفتن گوناگونی¬های زبانی و فرهنگی در ایران است و نه به معنای بی¬توجهی به راه¬های مختلفی که جوامع پیشرفتة جهان برای شناسایی و تمشیت سیاسی این نوع گوناگونی¬ها اتخاذ کرده¬اند. تنوع زبانی و فرهنگی از ویژگی¬های کهن و دیرینة ایران است و هر تعریفی از هویت ملی ایرانی که چنین تنوع گسترده¬ای را ملحوظ نداشته باشد ـ به گونه¬ای که در یک دوره از تاریخ معاصر ایران سعی در ارائه آن شد و ناکام ماند ـ نمی¬تواند تعریف جامع و قابل قبولی از این مقوله باشد.
در تلاشِ طرح و تعبیة یک رشته هنجارهای سیاسی مناسب جهت فراهم آوردن موجبات همزیستی و تعالی این مجموعه نیز جز پذیرفتن یک چارچوب دموکراتیک، به نحوی که در بسیاری از دیگر کشورهای جهان بدان عمل می¬شود و یا قرار است بدان عمل شود، راه دیگری نیست ولی به سامان رساندن این مهم مستلزم بروز تلاش و جدیّتی است که هنوز به منصة ظهور نرسیده است. صِرف توجه چند نهاد رسمی و نیمه رسمی به این مسئله و سفارش تحقیقات و گزارش¬هایی چند در این زمینه که اکثر آنها نیز هیچ گاه منتشر نمی-شوند کافی نیست. با اتخاذ صراحت و شفافیّت بیشتر و استقبال از بازتر شدن بحث، شاید که بتوان بخش¬های وسیعتری از اهل نقد و نظر جامعه را نیز وارد کار کرد و این مسئله را ـ چنان که اقتضای امر است ـ از حاشیه به متن آورد.

About this Archive

This page is an archive of recent entries in the 43 category.

44 is the previous category.

42 is the next category.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.