Recently in 62 Category

HANNA LERNER. Making Constitutions in Deeply Divided Societies.CAMBRIDGE UNIVERSITY PRESS.2011
يكى از مهم‏ترين كاركردهاى قانون اساسى به عنوان " قانونى برتر" تعريف نهادهاى سياسى و دامنه اختيار و نفوذ آن‌ها جهت شكل‌گيرى سازمانى است كه به اداره كشور مى‌پردازد. تبیین روابط درون اين سازمان با هدفِ حل و فصل اختلافات نهادهاى قدرت و چگونگى عملكرد آن‌ها، شاكلة اصلى قوانين اساسى است كه با تعريف حدود اختيارات حكومت و دستگاه‌هاى حكومتى به اين مهم دست مى يابند.

پس از گذشت بیش از یک قرن رساله‌ای که عموماً از آن با عنوان «مانیفست پان‌ترکیسم» یاد می‌شود به جامۀ زبان فارسی درآمد. از یکسو می‌باید امکان بهره‌گیری پژوهشگران فارسی‌زبان از چنین متن مهم تاریخی‌ای را به فال نیک گرفت و از سوی دیگر جا دارد که در این تأخیر یکصدساله‌مان تأملی نماییم. یادداشت پیش‌رو البته قصد پرداختن به حکایت غفلت ما از احوال همسایگان ندارد؛ چه این سر دراز دارد نخ‌نما شده است و راقم این سطور نیز خود را در جایگاه نقل و نقد آن نمی‌داند. آنچه که در اینجا قصد پرداختن بدان دارم مروری است گذرا بر بخش‌هایی از زندگانی و دیدگاه‌های «یوسف آقچورا» به بهانۀ انتشار ترجمۀ فارسیِ اثر معروف او یعنی سه طرز سیاست.

یارسان ایرانی آب و آزادی

| No Comments | No TrackBacks

دفتر مطالعات اقتصادی و برنامه و بودجه مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی عملکرد اقتصادی ایران در فاصله سال‌های 84 تا 92 را بررسی کرده است، 8 سالی که دولت نهم و دهم روی کار بوده‌اند.

محمود احمدی‌نژاد رفت

| No Comments | No TrackBacks

باب گفتگو

| No Comments | No TrackBacks

ملت‌هایی که در تلاش برای تدوین قانونی اساسی برای کشور خویش برآمده‌اند از این قوانین انتظارات متعدد و گاه متضادی داشته‌اند. انتظار داشته‌اند که قانون اساسی معرف نظمی باشد در گسست کامل با نظم پیشین، نظمی جدید که گمان می‌رود اساس آن را متنی حقوقی می‌تواند بازتاب دهد. از قوانین اساسی انتظار می‌رود که نه فقط تمامی روابط قدرت را در جامعه تنظیم کنند، بلکه و مهم‌تر از آن، حد و حدود حقّ حکومت بر مردم و حقّ مردم را بر حکومت نیز تعیین کنند. از قوانین اساسی انتظار می‌رود که فانوس‌های راهنمایی باشند در اختیار قانون‌گذاران تا با استناد و با تکیه به آنها، آزادی و نظم و امنیت را در جوامع تضمین کنند. به دلیل این انتظارات فوق‏العاده که گاه حتی حدود و ثغور آنها برای مؤسسان نظم جدید نیز روشن نیست، قوانین اساسی اغلب در جایگاهی شِبه مقدس قرار می‌گیرند و منطق تدوین‌و همچنین شرایطی که به لزوم تدوین‌شان انجامیده است، آنها را به متونی غیرقابل تغییر تبدیل می‌کند.

به گفته هانا آرنت «انقلاب با كار تأسیس و پي‌ريزي همبسته و مرتبط است. [انقلابیون] براي تشخيص مرزهاي قلمرو جديد سياسي و تعيين قواعد مربوط به آن، به يك قانون اساسي نيازمندند و بايد به بنيانگذاري بناي يك فضاي تازه سياسي همت بگمارند».

مقدمه
یکی از مهم‌ترین اهداف آزادی‌خواهان و ترقی‌خواهان ایرانی از چندین سال پیش از انقلاب مشروطه تأمین حقّ آزادی و امنیت شخصی برای آحاد ایرانیان بود. در بیشتر رساله‌های اصلاحی و راهکارهای ارائه شده به وسیله متفکران ایرانی، موضوع ضرورت تأمین آزادی و امنیت شخصی به عنوان یکی از پایه‌ها و ارکان مهم برای ترقی و توسعه ایران مورد توجه بود. این اندیشه و ابعاد آن، طی چند دهه پیش از مشروطه در ایران تبیین گردید به و ادبیات سیاسی و حقوقی ایران راه یافت.

از مشروطه به سلطنتی

| No Comments | No TrackBacks

جنگ دوم جهانی در ایران نیز مانند کشورهایی که بعدها در زمرة اقمار اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفتند و همچنین کشورهای دیگری که پایان این جنگ با آغاز جنگی داخلی برای‌شان مصادف شد، با پذیرش شکست از طرف آلمان و نیروهای متحدش پایان نیافت. این خروج نیروهای ارتش سرخ و ختم غائلة پیشه‌وری در آذربایجان بود که نقطة پایانی گذاشت بر این جنگ و به این معنا فضای سیاسی کشور را وارد دوران تازه‌ای کرد. دورانی که طی آن، نیروهای سیاسی این امکان را یافتند که بدون واهمه از تجزیة کشور یا درگیر کردنش در منازعاتی که خود فاعلان اصلی آن نبودند، سیاست‌هایی مستقل و ملی را پیش بکشند و از طریق ایجاد احزاب و جبهه‌های کم و بیش دیرپا و اتحادهایی بیش و کم زودگذر، تلاش کنند با جلب نظر گروه‌های مختلف اجتماعی پایه‌های یک دموکراسی را در کشور بریزند. در واقع تا زمانی که ارتش خارجی در خاک کشور مستقر بود به سختی می‌توان تحرکات این یا آن گروه سیاسی را منفک از این حضور ارزیابی و داوری‌ کرد.

فردیناند لاسال متولد شهر برسلاو در منطقة سیلزی در سال 1825، در پیِ یک دوئل "شرافتمندانه" در ماه اوت سال 1864در شهر ژنو جان سپرد. مارکس در نامه‏ای که در 12 سپتامبر همان سال به کُنتِس هاتزفِلد، نزدیک‌ترین دوستِ لاسال نوشت از او به عنوان "جوانی در اوج موفقیت همچون آشیل" یاد کرد و گفت که هنوز تحت شوکِ این مرگ نابهنگام است. هشت روز پیش از آن، در نامه‌ای که برای انگلس فرستاده بود از لاسال به عنوان "یکی از استثنایی‌ترینِ آلمانی‌ها" نام برده و گفته بود که او "دغدغه‌ای دوگانه دارد؛ امّا علیرغم همه چیز از قدیمی‌ها بود و دشمنِ دشمنانِ ما". آشنایی مارکس با لاسال به سال‌های پرآشوبِ 1848 باز می‌گردد. زمانی که مارکس در شماره‌های 11 فوریه و 4 مارس "نواِ راینیشه زایتونگ" (نشریة جدیدِ رِنانی) در سال 1849 به دفاع از لاسال که در زندان به سر می‌برد پرداخت. هر چند روابط طوفانیِ آن دو به جدایی سیاسی‌شان انجامید اما نمی‌توان در صداقت مارکس تردید کرد زمانی که در نامه‌اش به کنتس هاتزفلد یادآور شد که این مرگ برایش "به‌ویژه از آن جهت غمگین کننده است که روابطش این اواخر با لاسال قطع شده بود".

About this Archive

This page is an archive of recent entries in the 62 category.

16 is the previous category.

61 is the next category.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.